جاذبه و رحمت
نویسنده: سیمون وی
مترجم: بهزاد حسین زاده
سیمون وی، فیلسوف، فعال سیاسی، و عارف مذهبی فرانسوی، زمانی که در جوانی در سال 1943 درگذشت، چندان شناخته شده نبود. چهار سال بعد، گوستاو تیبون، فیلسوف-کشاورز، La pesanteur et la grâce را از دفترهایی که نزد خود گذاشته بود، گردآوری کرد. در سال 1952 این ترجمه انگلیسی به شهرت و نفوذ سیمون وی سرعت بخشید.
کلمات قصار چشمگیر در جاذبه و گریس منعکس کننده فلسفه دینی سال های آخر ویل است. این شاهکار که در آغاز جنگ جهانی دوم نوشته شده بود، زمانی که سلامتی او رو به وخامت بود و فعالیت های اجتماعی چپ او جای خود را به درون نگری معنوی می داد، روشن می کند که چرا منتقدان سیمون وی را "روح بزرگی که ممکن است یک قدیس شود" و "بیگانه به عنوان قدیس، در عصر بیگانگی." نامیده اند.
در انتظار خدا
سیمون وی
ترجمه: بهزاد حسین زاده
سیمون وی (به آلمانی: Simone Weil)؛ (۳ فوریه ۱۹۰۹–۲۴ اوت ۱۹۴۳) فیلسوف، عارف مسیحی و فعال اجتماعی فرانسوی بود.
تجارب عرفانی مکرری که از ۱۹۳۸ به بعد برای او رخ داد، او را به آیین کاتولیک نزدیک کرد، به طوری که حتی اشعاری موافق با مشرب و مسلک کاتولیکی سرود، با این همه، هرگز به کلیسا نپیوست و غسل تعمید نپذیرفت. علیرغم این که گرایشش به آیین کاتولیک خالصانه و مخلصانه بود، نظری بسیار نقادانه نسبت به کلیسا، به عنوان یک نهاد دیوانسالارانه، داشت؛ و انتقاداتش به این نهاد بیشتر جنبهٔ اخلاقی داشت و بر آلودگی معنوی، اخلاق چندپهلو و ریاکارانه و تفتیش عقاید و بیمدارایی کلیسا تأکید میکرد.
در باب علم: ضرورت و عشق به پروردگار
سیمون وی
ترجمه: بهزاد حسین زاده
دههها پیش از آنکه ربکا گلدشتاین، یکی از متقاعدکنندهترین فیلسوفان و متفکران علمی روزگار ما، بررسی کند که چگونه کارهای اینشتین و گودل در باب نسبیت، فهم ما از هستی را متزلزل کردند، همتای قرن بیستمی او — فیلسوف و فعال سیاسی برجستهٔ فرانسوی، سیمون وی (۳ فوریهٔ ۱۹۰۹ – ۲۴ اوت ۱۹۴۳) — با ظرافتی فکری کمنظیر به این موضوع پرداخت. او این کار را در مقالهای پرانرژی و درخشان با عنوان «تأملاتی دربارهٔ نظریهٔ کوانتومی» انجام داد. این مقاله که یک سال پیش از مرگ وی نوشته شد و بعدها در مجموعهٔ پس از مرگ او در سال ۱۹۶۸ با عنوان On Science, Necessity and the Love of God (در باب علم: ضرورت و عشق به پرودگار) منتشر شد، بررسی میکند که چگونه ظهور دو نظریه — نسبیت («نظریهای بسیار ساده، مادامی که سعی نکنیم آن را بفهمیم») و مکانیک کوانتومی — فهم ما از جهان را از هم گسست و شکافی عظیم میان «علم به معنایی که از یونان باستان فهمیده میشد» و علم مدرن گشود.