۱کیو۸۴(۱Q۸۴) سه جلدی
هاروکی موراکامی
ترجمه: مهدی غبرایی
این کتاب که نامش از رمان «۱۹۸۴» نوشته جرج اورول اقتباس شده است، در فصول مختلف و به تناوب به دو شخصیت زن و مرد به نامهای «آومیم» و «تنگو» میپردازد. مسائل اجتماعی از قبیل اختلافات خانوادگی و خشونت خانگی نیز در محوریت داستان این کتاب قرار دارد.
دو جلد نخست این کتاب توانست عنوان پرفروشترین کتابهای سال ژاپن را از آن خود کند. این اثر در همان سال انتشار بالغ بر ۳ میلیون نسخه فروش کرد.
این کتاب ماجرای دختری است که درصدد انتقام از مردانی است که زنهای خود و گاه دیگران را مورد اذیت و آزار قرار میدهند. این دختر با کمک بیوهزنی که دخترش مورد آزار و اذیت قرار گرفته است، درصدد قتل آنها برمیآیند.
این کتاب با صبغه جنایی شروع شده و به یک داستان عاشقانه ختم میشود. در واقع این دختر در دوره ابتدایی با پسری همکلاس بوده است که از همان دوره عشق کودکانه نسبت به او داشته و در نهایت با کش و قوسهای بسیار زیاد این دختر و پسر یکدیگر را پیدا میکنند و ادامه ماجرا... در کنار این داستان، موراکامی نهادها و سازمانهای مخفی را که در جامعه ژاپن وجود دارند و با دولت مبارزه میکنند بررسی میکند.
آفتابپرستها
ژوزه ادوآردو آگوآلوسا
مهدی غبرایی
يك رمان شگفتانگيز از نويسندهاي آنگولاييالاصل. نويسنده سال 1960 در آنگولا به دنيا آمد و به زبان پرتغالي مينويسد. كشورش انواع كودتاها و درگيريهاي نظامي و خونين را در نيمه دوم قرن بيستم گذرانده و سابقه استعمار شدنش نيز در ادبيات روايت شده. اين رمان برآمده از روح جهان مسخ كافكا و روايتهاي بورخس است. راوي رمان يك آفتابپرست است كه در خانهاي كهنه زندگي ميكند. او شاهد تاريخ بوده و هست. كساني به اين خانه ميآيند كه خواستار ابداع گذشته هستند. همخانهاي اين آفتابپرست زالي است با ذهني عجيب و همين امر باعث ديالوگي ميشود بين اين دو درباره ماجراهاي كه در خانه ميگذرد. آگوآلوسا با درهم آميختن بيان استعاري و رئاليسم تاريخي تركيبي بديع ميسازد درباره فساد قدرت و جهان متصلب انسانهاي پيرامون. آفتابپرستها در لايههايش رماني سياسي است در فضايي كه شخصيتها ناچارند از خود بگويند و از آنچه رقم زدهاند. رماني درباره زوال روح بشري به روايت يك آفتابپرست كهنسال.
این ناقوس مرگ کیست؟ 💯
ارنست همينگوی
ترجمه: مهدی غبرايی
این ناقوس مرگ کیست؟ نام رمانی است از ارنست همینگوی که در سال ۱۹۴۰ منتشر شد. این رمان روایت داستان رابرت جوردن، سرباز آمریکایی، است که در میانهٔ جنگهای داخلی اسپانیا به بریگاد بینالمللی پیوستهاست. وی بهعنوان متخصص مواد منفجره وظیفه یافتهاست پلی را که بر سر راه دشمن قرار دارد منفجر کند. جفری مایر، نویسندهٔ زندگینامهٔ همینگوی، اعتقاد دارد که این اثر یکی از بهترین آثار همینگوی در کنار پیرمرد و دریا، وداع با اسلحه و خورشید هم طلوع میکند است.
عنوان کتاب برگرفته از یکی از آثار شاعر انگلیسی زبانی به نام جان دان است. مترجمی به نام مهدی غبرایی این کتاب را با عنوان این ناقوس مرگ کیست ترجمه کرده که به مفهوم عنوان انگلیسی کتاب نزدیک تر است. منظور از زنگ در عنوان کتاب، زنگ کلیساست که هنگام تشییع جنازه نواخته میشود و به مرگ افراد در جنگ داخلی اسپانیا اشاره دارد.
پس از تاریکی
هاروکی موراکامی
ترجمه: مهدی غبرایی
این رمان فشرده برخلاف رمان نسبتا پرحجم کافکا در کرانه که ساختار پیچیده تری با دو خط روایی دارد، رمان کوتاه و ساده ای است و طبعا بسیار روان و
خوشخوان. اما همان خرق عادت و علایق خاص موراکامی، البته کمرنگ تر، در آن دیده می شود.
داستان از نیمه شب تا صبح در خیابان های توکیو و بخش کوچکی از آن در خانه می گذرد. ماری که از خواب طولانی (حدود دو ماه ) خواهر زیبایش،
اِری، به ستوه آمده، راهی خیابان ها و کافه های توکیو می شود و طی ماجرایی خود را و او را باز می یابد ...
نقش تلویزیون و آهنگ ها و ترانه ها در اینجا نیز برجسته است. مترجم رمان کافکا در کرانه رانیز به خوانندگان فارسی زبان تقدیم کرده است.
چوب نروژی 💯
هاروكی موراكامی
ترجمه: مهدی غبرايی
هاروکی موراکامی (به ژاپنی: 村上春樹) (زاده ۱۲ ژانویه ۱۹۴۹) نویسنده برجسته ژاپنی و خالق رمان کافکا در کرانه و مجموعه داستان بعد از زلزلهاست. داستانهای او اغلب نهیلیستی و سوررئالیستی و دارای تم تنهایی و ازخودبیگانگی است.
ردپا گتسبي بزرگ اسكات فيتز جرالد (رمان محبوب راوي و نويسنده) و ناطوردشت سلينجر (رمان دلخواه نويسنده كه خود به زبان ژاپني ترجمهاش كرده) و بسياري رمانهاي جذاب قرن نوزده و بيست در اين رمان موراكامي نيز - بيش از رمانهاي ديگر - پيداست. در اين داستان سرشار از حسرت و فقدان (كه مايه مكرر آثار موراكامي است) بهرغم داستان سرراست و كلاسيك آن، همه شخصيتها به نوعي آسيب رواني ديده، يا غير عاديند و بدتر از همه نائوكو است كه... اما روايت چنان آكنده از عشق به زندگي و تلاش براي به دست آوردن سهم خود از آن و اميد به آينده است كه بيجهت محبوب جوانان نشده و چهار ميليون نسخه به چاپ نرسيده. تورو واتانابه، راوي داستان، شعار به نقل از دوستش، ناگازاوا، اين است: «به حال خود دلسوزان. فقط عوضيها اين كار را ميكنند.»، يا پس از فقدانها و نامراديها ميگويد: «...اما من زندگي را انتخاب كردهام.» زيباييهاي رمان در اين نكات خلاصه نميشود، بلكه مالامال از ستايش طبيعت و خير و خوبي است.
خانه ای برای آقای بیسواس 💯
و.س.نایپل
مهدی غبرایی
نایپل در سال ۲۰۰۱ برنده جایزه نوبل ادبیات شد.
خانه ای برای آقای بیسواس را می توان تلاش مردی دانست که سرشت انقلابی ندارد، اما نیروهای عرف و عادت و افسانه و خرافات در روحش طغیان بر می انگیزد… آقای بیسواس هر چند با خانواده ای (خانواده ی تولسی) وصلت کرده، با آنها یگانه نمی شود و راه و روش سنتی و معهودشان را دنبال نمی کند. خوش ندارد به آنان خدمت کند و از آن می هراسد که به بردگی درآید. بره ی رام نیست و بارها یک تنه در برابر دیگران قد علم می کند. پیروزی او رهایی آنند (پسرش) و مردن در خانه ی خویش است… این کتاب عظمت و شکوه دیکنزی را دارد، منهای احساسات گرایی، گریز زدن، یا پند دادن او. / «پل ثورو»
خانه ای برای آقای بیسواس، در عین پیروی از سنت رُمان های بزرگ انسانگرایانه، تحلیل ظریف و جامع موقعیت مستعمراتی را نیز به دست می دهد.
اثری است با قدرت کمیک بسیار که شفقتی بی خلل و خالی از احساسات از ویژگی های آن است. / «آنتونی برجس»
داشتن و نداشتن
ارنست همینگوی
مهدی غبرایی
ارنست همينگوي نويسنده و روزنامهنگار آمريکايي و برنده جايزه نوبل ادبيات در سال 1954 است. سبک او تاثيري قوي بر داستانهاي قرن بيستم داشت و آثاري که از او منتشر شده سهم بزرگي در ادبيات کلاسيک آمريکا داشته است. داشتن و نداشتن داستاني دراماتيک درباره هري مورگن است که براي حفظ خانواده در حال فروپاشي خود، به قاچاق جنس و انسان روي ميآورد. داستان بسيار سادهاي از يک کاپيتان کشتي که براي حمايت از خانوادهاش به جرم و جنايت روي ميآورد. ويژگي مهم همينگوي مرتبط ساختن داستان با شرايط سياسي و اقتصادي زمان خود (در اينجا انقلاب اوليه در کوبا) است که موجب هر چه پيچيدهتر شدن اين تراژدي ميشود. اگر به آثار همينگوي علاقه داريد اين کتاب نيز به شما پيشنهاد ميشود زيرا جايي از کتاب (صحنههاي سفر دريايي و ماهيگيري) يادآور پيرمرد و درياست و قسمتهايي از آن نيز بسياري از داستانهاي کوتاه او را براي مخاطب زنده ميکند. به تصوير کشيدن زندگي مردمي که گرفتار جاهطلبيهاي عدهاي از سياستمداران شدهاند و به عبارتي تاثير سياست و اقتصاد بر زندگي مردم، مهمترين موضوع کتاب است. فيلم سينمايي داشتن و نداشتن اقتباسي سينمايي از اين کتاب است که در سال 1944 ساخته شد. فيلمي رمانتيک، ماجراجويانه و جنگي با مولفههاي فيلم نوآر به کارگرداني هاوارد هاکس و با بازي همفري بوگارت و لورن باکال.
دعای دریا
خالد حسینی
ترجمه: مهدی غبرایی
«دعای دریا» برگرفته از سرگذشت «آیلان کُردی» پسربچه ی پناهجوی سه ساله ی سوری است که در تلاش برای رسیدن به امنیت اروپا، در سپتامبر 2015، در دریای مدیترانه غرق شد.
پس از مرگ آیلان، در طی یک سال 4176 نفر دیگر در تلاشی مشابه، کشته یا ناپدید شدند.
این کتاب به هزاران پناهنده ای تقدیم می شود که در گریز از جنگ و ناامنی، جان خود را در دریا از دست دادند.
رودی به نام زمان
میا کوتو
ترجمه: مهدی غبرایی
"چشم انداز فوق العاده ... نثر او مملو از تصاویر چشمگیر است." - واشنگتن پست
"خواندن میا کوتو به معنای مواجهه با یک حساسیت خاص آفریقایی است، نویسنده ای با روایت های روان و تکه تکه... قابل توجه." - The New Statesman.
میا کوتو با رئالیسم جادویی که مرزهای بین زندگی و زندگی پس از مرگ را در موزامبیک محو می کند، آفریقای امروزی را به تصویر می کشد - ناهماهنگی درخشان از صداهای قدیمی و جدید.
در موزامبیک، پدرسالار خانواده دیتو ماریانو در آستانه مرگ است. خانواده او قبلاً تقسیم شده و در سراسر کشور آسیب دیده از جنگ داخلی پراکنده شده است، زیرا او تنها کسی بود که آنها را کنار هم نگه می داشت. با این حال، همه آنها برای ادای احترام به دیتو که برای دفن او و گذشته منسوخ شده ای که او نمایندگی می کند، زیارت می کنند.
نوه او ماریانو از جمله کسانی است که برای مراسم خاکسپاری به Nyumba-Kaye، خانه پدربزرگش که به دو زبان نامگذاری شده است، آمده است. اگرچه او در مدرسه بوده است، اما سنت های خانوادگی را درک می کند و امیدوار است که به احترام جد خود، طرف شمالی و جنوبی خانواده را آشتی دهد. با این حال، عمو Ultimio او قصد دارد Nyumba-Kaye را به یک هتل مجلل تبدیل کند، اگرچه می داند که پدرش از این ایده که او آن را به عنوان توسعه در اختیار خانواده قرار می دهد متنفر است، اما زمزمه های گذشته از جمله پدربزرگش به ماریانو کوچکتر می گوید که او را نجات دهد. میراث خانواده از ویرانی نفرین به نام پیشرفت.
این یک درام خانوادگی بسیار پیچیده است که موزامبیک را از طریق اعضای زنده و از قضا مرده نسل ماریانو زنده می کند. هیچ ترتیب زمانی خطی آسانی برای خط داستانی عمیق وجود ندارد زیرا پدربزرگ و نوهاش اتفاقات گذشته و حال را در قلمرویی روایت میکنند که در آن اجداد و ارواح زندگی میکنند که هرگز زنده از رحم بیرون نیامدهاند. هر یک داستانی برای گفتن از طریق دیتو دارد که یک پا با آنها و یک پا با خانواده جنگجوی خود دارد که شبیه جنگ داخلی است که کشور جزیره را ویران کرده است. رودخانه ای به نام زمان یک نگاه فوق العاده پیچیده و به درستی پیچیده به فرهنگ متفاوت است.
ساعت بغداد
شهد الراوی
ترجمه: مهدی غبرایی
«اگر آدم صدای تاب خوردن آونگ را نشنود، زمان به چه درد می خورد؟ دوست داشتم با این شیء ظریف صحبت کنم که نیم گام به پس برمی داشت و نیم گام به پیش.»
« ساعت بغداد » نوشتۀ شهد الراوی مخاطبش را به سفری در تاریخ میبرد؛ به عراق. دختر جوانی سیر زندگی اش را از دهۀ نود تا اوایل قرن بیستویکم بازگو میکند. از روزگاری پرتلاطم و آبستن حوادث (جنگ خلیج فارس) و عراقی که به واسطۀ سلطه اش بر کویت باید تاوان جاه طلبی اش را بدهد. تاوانی که با تحریم های اقتصادی سازمان ملل همراه است و دوران تازهای را رقم می زند. دورانی که برای ساکنانش نیز پیامدهایی دارد و انتخاب هایی گریزناپذیر.
« شهدالراوی » در داستانش از شهری سخن می گوید که بهشتی خیالی است؛ دست ساز است و بهره گرفته از رئالیسم جادویی. رئالیسم جادویی که رمان با بهره گیری از آن دلنشین و خواندنی شده است.
قهرمانان که از قشر زنان و دختران جامعه انتخاب شده اند، آرزوهای بزرگی در سر دارند و میخواهند سری در سرها دربیاورند. آنها نسخهای از اثر جاویدان مارکز بزرگ (صدسال تنهایی) را دست به دست می کنند و خود را در بازسازی تخیلی گذشتۀ کلمبیا رها می کنند. داستان با آلام و عشق ها و رویاهای آیندۀ آنان پیش میرود.
ساعت بغداد با ترجمۀ مهدی غبرائی جایزۀ کتاب برگزیدۀ جشنواره بین المللی ادینبرو(2018) را به دست آورده است. اثری که امید و آینده (تاریخ فردا) را در خلال داستان جذابش مدنظر دارد و از تاریخی سخن می گوید که باید آن را از فراسوی ویرانی ساخت و از پارچۀ آن جامه ای نو بافت:
«گاهی چیزهایی هست که نمی فهمیم و معنایشان را می دانیم، نه از راه کلمات، بلکه پیش ازاینکه دیگران به ما بگویند، معنایش در درون ماست.»
سرزمین عجایب بیرحم و ته دنیا 💯
نویسنده: هاروکی موراکامی
مترجم: مهدی غبرایی
رمان «سرزمین عجایب بیرحم و ته دنیا» اثر هاروکی موراکامی یکی از پیچیدهترین و فلسفیترین آثار اوست؛ رمانی دوپاره و چندلایه که در مرز میان علمی–تخیلی، فانتزی، اگزیستانسیالیسم و سوررئالیسم حرکت میکند و مسئلهٔ هویت، آگاهی و گسست انسان مدرن از خویشتن را در قالبی استعاری و روایی منحصربهفرد بررسی میکند. این رمان را میتوان نقطهٔ عطفی در کارنامهٔ موراکامی دانست، زیرا بسیاری از مضامین محوری آثار بعدی او نخستینبار به شکلی منسجم در اینجا ظاهر میشوند.
ساختار رمان بر دو روایت موازی بنا شده است که بهصورت فصلهای یکیدرمیان پیش میروند. «سرزمین عجایب بیرحم» جهانی شبهواقعی و تکنولوژیک است که در آن راوی بهعنوان نوعی رمزنگار ذهنی فعالیت میکند و درگیر سازمانها، دانشمندان دیوانه و نیروهای پنهان میشود. در مقابل، «ته دنیا» فضایی بسته، اسطورهای و آرام دارد؛ شهری محصور که ساکنانش سایههای خود را از دست میدهند و زندگی بدون میل، خاطره و فردیت ادامه مییابد. این دو جهان در ظاهر مستقلاند، اما بهتدریج روشن میشود که رابطهای عمیق و وجودی میان آنها برقرار است.
در سطح تماتیک، رمان تأملی جدی بر مسئلهٔ هویت است. موراکامی ذهن انسان را به قلمرویی قابل تفکیک و دستکاریشده تصویر میکند؛ جایی که آگاهی میتواند دوپاره شود و فردیت به شکلی مصنوعی بازسازی گردد. «سرزمین عجایب بیرحم» نمایندهٔ ذهن خودآگاه، پرسرعت و آشفتهٔ انسان مدرن است؛ جهانی که در آن معنا در میان اطلاعات، قدرت و خشونت گم میشود. در مقابل، «ته دنیا» تصویر ناخودآگاه یا شاید آرزوی پنهان انسان برای آرامش مطلق است، اما آرامشی که به بهای از دست رفتن حافظه، میل و آزادی به دست میآید.
یکی از مفاهیم کلیدی رمان، رابطهٔ میان حافظه و هویت است. موراکامی نشان میدهد که خاطره نه صرفاً ذخیرهای از گذشته، بلکه عنصر سازندهٔ «من» است. حذف خاطره، هرچند رنج را کاهش میدهد، اما انسان را به موجودی بیتفاوت و بیریشه تبدیل میکند. تصمیم نهایی راوی در برابر ماندن یا رفتن از «انتهای جهان»، در حقیقت انتخابی اخلاقی و وجودی میان امنیتِ بیاحساس و رنجِ آگاهانه است.
فضای سوررئال رمان نه برای گریز از واقعیت، بلکه برای نقد آن به کار میرود. موراکامی از عناصر فانتزی، موجودات عجیب و معماریهای نامعمول استفاده میکند تا وضعیت روانی انسان معاصر را بازنمایی کند؛ انسانی که در دل نظامهای پیچیدهٔ تکنولوژیک، احساس تنهایی، گسست و بیمعنایی میکند. طنز سرد و لحن خونسرد راوی نیز به این احساس بیگانگی دامن میزند.
از نظر سبکی، رمان ترکیبی است از روایت دقیق و علمی در یک بخش و نثری شاعرانه و مینیمال در بخش دیگر. این دوگانگی زبانی با دوگانگی جهانها همخوان است و تجربهٔ خواندن را به سفری ذهنی بدل میکند. موراکامی عامدانه از توضیحهای نهایی و قطعی پرهیز میکند و خواننده را در موقعیت تفسیر و تأمل قرار میدهد.
در نهایت، «سرزمین عجایب بیرحم و ته دنیا» رمانی است دربارهٔ انتخاب انسان میان دو نوع فقدان: فقدان معنا در جهانی پرهیاهو یا فقدان خود در جهانی آرام. موراکامی با طرح این دوگانه، پرسشی بنیادین را پیش میکشد: آیا انسان بدون رنج، خاطره و میل، هنوز انسان است؟ این رمان پاسخی صریح نمیدهد، اما با قدرت تخیل و عمق فلسفی خود، خواننده را وادار میکند تا مرزهای آگاهی و هویت خویش را دوباره بیازماید.
شوهر دلخواه (۴ جلدی) 💯
ویکرام ست
ترجمه: مهدی غبرایی
ویکرام ست، نویسنده و شاعر هندی مقیم انگلستان، «شوهر دلخواه» را در سال ۱۹۹۴ با نام اصلی « A Suitable Boy» در ۱۴۸۸ صفحه منتشر کرده است. این دومین رمان این نویسنده است.
غبرایی «شوهر دلخواه» را رمانی تاریخی از وقایع و آشوبهای هندوستان بعد از استقلال دانست و درباره آن توضیح داد: داستان این رمان یک سال بعد از استقلال هند اتفاق میافتد. نویسنده داستان دختری دمبخت به نام «لاتا» را تعریف میکند که مادرش به ازدواج او اصرار دارد و چهار خواستگار دخترش را میسنجد. اما این پوسته ظاهری تنها بهانهای است برای نقل وقایع تاریخی.
نویسنده به خانوادههای شخصیتهای داستان سرک میکشد و ضمن آن جنبشهای کارگری، دعواهای مجلس، اختلافات فرقهای و تمام مسائل اجتماعی هند بعد از انقلاب نرم و استقلال از انگلستان را میکاود.
عشق و دیگر هیچ
الكساندرا كلانتای
ترجمه: مهدی غبرایی
اين كتاب شامل يك رمانك و دو داستان كوتاه است كه هر سه را بانوي نويسنده، تنها عضو كميتهي مركزي حزب كمونيست در زمان انقلاب بلشويكي، بعدها در تبعيد نوشته است. داستان اصلي، بلندترين و مهمترين داستان در زماني كمي پس از انقلاب 1905 روسيه ميگذرد و تا زمان انقلاب 1917 ادامه دارد. صدها پناهنده و آوارهي فعال سياسي در سراسر جهان به ويژه در پاريس، پراكنده ميشوند و عليه رژيم تزاري مبارزه ميكنند و در اين ميان ماجراهاي عاشقانهاي بين بعضيشان درميگيرد كه معروفترينشان ماجراي عشقي لنين و يكي از اعضاي سياسي برجسته، به نام اينسا است. اين داستان به قدري پرشور است كه در بخشي يادآور مادامبواري است و از زبان راوي زن داستان بيان ميشود.
الکساندرا میخایلوونا کولونتای (زاده ۱۸۷۲ - درگذشته ۱۹۵۲) انقلابی بلشویک، مبارز حقوق زنان و سیاستمدار شوروی بود که بعدها به اولین سفیر زن در جهان بدل گشت.
او با کنترل اتحادیههای کارگری توسط حزب مخالف بود و به سندیکاگری اعتقاد داشت.
او از طرفداران عشق آزاد بود و از او، مطالب بسیاری در مورد مسائل زنان و دیگر مسائل اجتماعی به جا ماندهاست.
بازخوانی این مطالب در دهههای هفتاد و هشت، در غرب، باعث شد کولونتای را به عنوان چهرهای در مبارزه برای آزادی و رهایی زنان و انقلاب جنسی، بشناسند.
کوری 💯
ژوزه ساراماگو
ترجمه: مهدی غبرایی
کوری (به پرتغالی: Ensaio sobre a Cegueira) رمانی از ژوزه ساراماگو که نخستین بار در سال ۱۹۹۵ منتشر شد. ساراماگو در این رمان از کوریِ آدمها سخن گفتهاست. در این رمان، هالهای سفیدرنگ بعد از کور شدن افراد مقابل چشمانشان ظاهر میشود.
ساراماگو در این رمان از تلمیح استفاده کرده و با اشاره به نوشتههای قدیمی، اثرش را زیباتر و تأثیرگذارتر کردهاست.
کوری یک حکایت اخلاقی مدرن است، و مانند داستانهای اخلاقی کهن پیامهایی اخلاقی را، اما برای مخاطبی امروزی، در خود نهفته دارد. به همین دلیل است که باز مانند آن داستانها، قهرمانهایش نه به نام بلکه با یک صفت یاد می شوند، و در آغاز کتاب نیز با نقل قول از اثری ناموجود به نام کتاب موعظه ها، به ما یادآوری می شود که این رمان یک موعظه است. موعظه رعایت کردن و مراعات. دنیای سراسر سفیدی پلید و وحشت باری که کورشدگان داستان در آن به سر می برند خاویه بی نظمی و آشفتگی است که نظم روابط انسانی بر آن حاکم نیست و در آن مهمترین چیزی که انسانها نمی بینند حقوق یکدیگر است. ساراماگو چهره مسیحایی نجات بخشی را جست و جو می کند که دوباره درس محبت را به آدمها بیاموزد.
گرما و غبار
|
نويسنده : |
روت پریور جابوالا |
| مترجم : | مهدی غبرایی |
دو فیلم نامه ی خانم جابوالا جایزه ی اسکار و رمان حاضرش "گرما و غبار" هم جایزه ی بوکر را دریافت کرده است. او سال ها فرهنگ غرب و شرق را تجربه کرده است و نویسنده ای میان فرهنگی به شمار می رود.
الیوایای خوشگل و سهل گیر، همسر یکی از مأموران دولت بریتانیا در هند است. پنجاه سال بعد زن دیگری به هند می رود تا در یابد الیویا در کجا به خطا رفته است و چرا نام بردنش در محفل خانوادگی ممنوع است. آیا این زن مثل الیویا عمل می کند یا در آینه ی تجربه هایش از سرزمین شگفت هند، درسی ژرف تر و اسرارآمیز تر نهفته است؟
روت پریور جابوالا نه تنها داستاني عاشقانه نوشته، بلکه پیچیدگی های کشوری جذاب را نمایانده است.