افسانه‌های تبای 💯

تومان 0

   سوفوکلس

   شاهرخ مسکوب

سوفوکل(Sophocles) (زاده ۹۶–۴۹۷ – درگذشته زمستان ۰۵–۴۰۶ ق. م) یا سوفوکلس، یکی از سه تراژدی نویس یونان باستان است که نمایشنامه‌هایش باقی‌مانده‌اند.

تمام نمایشنامه‌های تبس مربوط به داستان ادیپ اساطیری است که پدرش را می‌کشد و با مادرش ازدواج می‌کند، بدون آگاهی از اینکه آنها والدینش هستند و درنتیجه سرنوشت خانواده او برای سه نسل محکوم به فنا می‌شود.

در ادیپ شهریار ادیپ شخص عمده نمایش است. والدین ادیپ، لائیوس و یوکاسته نقشه می‌کشند تا برای جلوگیری از بر آورده شدن یک پیشگویی، فرزند خود را بکشند. در حقیقت خدمتکاری که کشتن بچه به او واگذار شده بود، کودک را از طریق چند واسطه به یک زوج بدون فرزند می‌سپارد که آنها اورا بدون اینکه از تاریخچه اش چیزی بدانند به فرزندی قبول می‌کنند. ادیپ نهایتاً از پیشگویی دلفیک اوراکل در مورد خودش با خبر می‌شود و سعی می‌کند که از سرنوشت خود بدون اینکه به والدینش آسیبی برساند فرار کند (در این زمان او از اینکه به فرزندی قبول شده خبر ندارد). ادیپ در راه شهر تبس مردی را که به همراه ملازمانش است می‌بیند. ادیپ و مرد با یکدیگر دعوا می‌کنند و ادیپ مرد را می‌کشد (این مرد پدرش لائیوس بود و در این لحظه هیچ‌کس جز خدایان از آن خبر نداشتند) او بعد از حل کردن معمای ابوالهول، فرمانروای تبس شده و در همین جریان با ملکه بیوه آن جا (مادرش یوکاسته) ازدواج می‌کند. بدین صورت داستان دچار وحشت می‌شود. وقتی حقیقت به دنبال یک پیشگویی صحیح و گیج کننده دیگر توسط دلفی مشخص می‌شود، یوکاسته خود کشی می‌کند و ادیپ خود را کور کرده و تبس را ترک می‌کند و فرزندانش به خود واگذار می شودند تا با عواقب این جریان کنار بیایند (که این عواقب زمینه را برای قسمتهای بعدی نمایشنامه اش فراهم می‌کند).

در ادیپ در کولونوس، ادیپ و دخترانش آنتیگونه و ایسمنه که تبعید شده‌اند وارد شهر کلنوس شده و با تسئوس، پادشاه آتن برخورد می‌کنند. ادیپ می‌میرد و نزاع بین پسرهایش پولونیکس و اتئوکلس در می‌گیرد.

در آنتیگونه، نقش عمده نمایش را دختر ادیپ دارد. او باید یک انتخاب را برگزیند: اجازه بدهد که جسد برادرش پولونیکس بیرون دروازهٔ شهر دفن نشده باقی بماند و در معرض حمله حیوانات وحشی قرار بگیرد و یا جسدش را دفن کند و با مرگ روبرو شود. کرئون، پادشاه آن سرزمین دفن جسد پولونیکس را ممنوع کرده به این خاطر که معتقد است او به شهرش خیانت کرده است.آنتیگونه تصمیم می‌گیرد که جسد اورا دفن کند و با عواقب عملش روبرو شود. کرئون اورا محکوم به مرگ می‌کند، اما نهایتاً قبول می‌کند که آنتیگونه را از محکومیت آزاد کند. او خیلی دیر این تصمیم را می‌گیرد چون آنتیگونه خودکشی می‌کند. خودکشی او باعث خودکشی دونفر از افراد نزدیک کرئون می‌شود: هایمن پسرش که قرار بود با آنتیگونه ازدواج کند و همسرش که بعد از ازدست دادن تنها پسرش خود را می‌کشد.

بغیر از سه نمایشنامه تبس، چهار نمایشنامه دیگر از سوفوکل باقی‌مانده است: آژاکس، زنان تراخیس، الکترا و فیلوکتتس که جایزه اول را از آن خود کرده است.

ناموجود

توضیحات

افسانه‌های تبای
نویسنده: سوفوکلس
مترجم: شاهرخ مسکوب
انتشارات خوارزمی، چاپ هشتم ۱۴۰۱
۳۷۶ صفحه، رقعی، شومیز

توضیحات تکمیلی
وزن454 گرم
نظرات (0)

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “افسانه‌های تبای 💯”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *