افسانههای تبای 💯
سوفوکلس
شاهرخ مسکوب
سوفوکل(Sophocles) (زاده ۹۶–۴۹۷ - درگذشته زمستان ۰۵–۴۰۶ ق. م) یا سوفوکلس، یکی از سه تراژدی نویس یونان باستان است که نمایشنامههایش باقیماندهاند.
بغیر از سه نمایشنامه تبس، چهار نمایشنامه دیگر از سوفوکل باقیمانده است: آژاکس، زنان تراخیس، الکترا و فیلوکتتس که جایزه اول را از آن خود کرده است.
روزها در راه
نویسنده: شاهرخ مسکوب
"روزها در راه" حاوی یادداشت های روزانه شاهرخ مسکوب است در سال های ۱۳۵۷ تا ۱۹۹۷ میلادی است. این یادداشت ها که در دو جلد و از سوی انتشارات خاوران در پاریس منتشر شده، بخشی از روزنوشتهای شاهرخ مسکوب طی ۱۸ سال است. گزیده ای از این کتاب در این جا آمده است:
"حالم از خودم بهم می خورد. راستی که دارم بالا می آورم. دنیا در برابرم باز، تا چشم کار می کند گسترده است و من پاهایم فلج است. با چشمی اینجای امروز را می پایم ولی چشم دیگرم با تردید و دیرباوری آینده را می بیند و می سنجد و مثل شاهین ترازو در نوسان است یک جا و در یک حالت نمی ماند، استوار نیست این چشم "عقل" مثل الاکلنگ میان حالت ها و احتمال های گوناگون تاب می خورد.... در چنین روزهایی که دنیای ما دارد زیر و زبر می شود، من نه کاری از دستم برمی آید و نه حتی حرفی دارم. هفته پیش یک صبح تا غروب نشستم که مقاله ای بنویسم، نتوانستم، چیزی برای گفتن نداشتم. بالاخره وا دادم... نمی دانم چه باید بکنم و چه کاری درست است. در کنار مردم بودن، خود را به سیل نهضت سپردن کافی نیست. نه ایمان به اسلام می تواند مرا جا کن کند و نه مارکسیسم که در نهایت دو بستر این جریان بنیان کن و خروشندهاند... "چشم عقل" من نگران آینده است، آینده ای که در بهترین حال با سال ها دیکتاتوری مذهبی روبرو خواهیم بود."
سوگ سیاوش
نام نویسنده : شاهرخ مسکوب
کتاب فاخر استاد مسکوب، انباشته ای است از اطّلاعات وسیع علمی در رابطه با اساطیر و افسانه های کهن ایرانی ـ به ویژه داستان سیاوش ـ که در هاله ای از وجاهت ادبی و دراماتیک، تبدیل به تحلیل و تأویلی عمیق و فلسفی از اساطیر و شخصیّت های حماسی ایران شده است. مطالبی را که ایشان به نقل از دومزیل، دوشن گیمن، الیاده و ویدن گرن، درباره اساطیر و اساطیر ایرانی آورده اند، دریچه تازه ای را به روی خواننده ایرانی می گشاید تا او با دیدی دیگر، با دیدی جز نقّالی و برانگیختن احساسات ملّی به این افسانه ها بنگرد.
کتاب شامل سه قسمت، به ترتیب با عناوین غروب، شب و طلوع می باشد، علاوه بر پیش درآمدی در آغاز کتاب، که مختصری از داستان سیاوش را بازگو می کند.
مقدمه ای بر رستم و اسفندیار
شاهرخ مسکوب
مسکوب در کتابش تلاش می کند به این سوءال ها پاسخ بدهد که چرا بین رستم و اسفندیار جنگ در گرفت و نتیجۀ آن چه سودی داشت . آیا اسفندیارنمی توانست به میدان نیاید و دست رد بر سینۀ گشتاسب بگذارد ؟ آیا تقدیر برای رستم و اسفندیار طوری بودکه باید بین آنهاجنگ در می گرفت و این وسط اختیاری از خود نداشتند ؟ مسکوب سعی می کند رفتارها و انگیزه های رستم واسفندیار را که هردو از پهلوان ها هستند بررسی کند و دلایل دوطرف را در نظر بگیرد . دست اخر او می گوید جنگی که بین آن دو درگرفته شوم و اهریمنی بوده و هیچ کدام فاتح نبوده اند . هر چند پایان آن نبرد با افتادن اسفندیار رقم می خورد . " مقدمه ای بر رستم و اسفندیار " اغاز سلسله کتابهایی بود که مسکوب در ژانر مقاله یا جستار نوشت و در ایران پیشگام بود . بعد از او چندین کتاب برای تحلیل داستان رستم و اسفندیار که از مهمترین داستان های شاهنامه است نوشته شد . با این حال هنوز هم تحلیل ها و تفسیرهای مسکوب اعتبار خود را دارند .