داستان جاوید

تومان 830,000

اسماعیل فصیح

برخلاف سایر آثار نگارنده (اسماعیل فصیح) « کتاب داستان جاوید » روایت زندگی واقعی یک پسرک از آیین کهن زرتشتی است که در دهه اول قرن و اوج فساد قاجار به وقوع می‌پیوندد.

مصیبت و مظلمه ای که بر یک انسان با ایمان وارد گردید، بافت اصلی روایت را تشکیل میدهد. انعکاسهای روحی او، و نیروی ایمان او به سنتهای دیرینه نیاکانش نیز در روایت حفظ گردیده است.

آشنایی نگارنده با قهرمان اصلی کتاب، در سالهای آخر زندگی او در دانشگاهی در خارج از کشور صورت گرفت و الهام بخش خلق این کتاب
گردید. دستنویس اولیه این روایت در اوایل دهه ۵۰ پس از سالها پژوهش و پیگیری جداگانه آماده گردید، ولی شروع چاپ اول کتاب تا اواسط نیمه دوم این دهه به تأخیر افتاد.

نگارنده در خلق کتاب داستان جاوید بصورت نصه، همچنین کوشش نموده بود که احساسها، دردها، دلشکستگیها، نومیدیها، و خشمهای پسرک ایرانی را ساده و خام، همانطور که خود دریافت نموده و تحت تأثیر قرار گرفته بود، در زمان و مکان خاص خود، بازآفرینی کند.

در قسمتی از کتاب می‌خوانیم :

گفت: “به مردم اینجا نگفتى که… ما کى هستیم، جاوید جان؟”
پسرک گفت: “نه، کسى چیزى نپرسید. من هم چیزى نگفتم. اما من از کسى ترس و واهمه ندارم که کى هستم.”
پیرمرد سرش را رو به آسمان برگرداند.باز مدت درازى ساکت ماند. بعد گفت: “مردم اینجاها بیشترشان با زرتشتیها روى خوش ندارند. “
پسرک گفت: “باک نداشته باش.”
پیرمرد گفت: “مردم این دیار، اصل و گوهر خودشان را فراموش کرده اند. “با ناتوانى چشم هایش را بست.”
پسرک به موهاى پیرمرد دست کشید. “آسوده باش عموجان. همه چیز درست مى شود.”
“به یارى پروردگار…”

توضیحات

ناشر: البرز

چاپ: ۱۴۰۰

نوبت: ۲۵

جلد: شومیز

قطع: رقعی

صفحات: ۴۱۶

توضیحات تکمیلی
وزن600 گرم
نظرات (0)

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “داستان جاوید”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *