زندگی در اینجا و اکنون
تومان 0
آبراهام اچ. مزلو
ترجمه: مهین میلانی
آبراهام هارولد مازلو (۱۹۰۸–۱۹۷۰)، روانشناس آمریکایی، بنیانگذار جریانی است که به «روانشناسی انسانگرا» یا «نیروی سوم» شهرت یافت. این جریان در واکنش به دو رویکرد غالب زمانه شکل گرفت: روانکاوی فروید که بر آسیبها و ناخودآگاه تمرکز داشت و رفتارگرایی که فقط رفتار قابل مشاهده را مطالعه میکرد. مازلو معتقد بود پژوهش دربارهی افراد بیمار تنها نیمی از تصویر روان انسان را نشان میدهد و برای شناخت ظرفیتهای واقعی آدمی باید به سراغ سالمترین و موفقترین انسانها رفت.
مشهورترین سهم او نظریهی سلسلهمراتب نیازهاست. به باور مازلو، نیازهای انسان بهصورت پلکانی مرتب میشوند و معمولاً وقتی نیازهای سطح پایینتر تا حد قابل قبولی برآورده شد، نیازهای سطح بالاتر فعال میشوند. پایهی این هرم نیازهای فیزیولوژیک مانند غذا، آب، خواب و سرپناه است. پس از آن نیاز به ایمنی قرار دارد که امنیت جانی، ثبات شغلی و مالی و سلامت را دربرمیگیرد. سپس نیاز به تعلق و عشق، یعنی خانواده، دوستی و صمیمیت، و بعد از آن نیاز به احترام شامل عزتنفس، موفقیت و دیدهشدن میآید. در رأس هرم، خودشکوفایی قرار دارد؛ یعنی تحقق استعدادها و رسیدن به احساس معنا. مازلو در اواخر عمر سطحی دیگر به نام «خودفراروی» را نیز مطرح کرد که به پرداختن به چیزی فراتر از خود، مانند خدمت به دیگران یا آرمانهای بزرگتر، مربوط میشود. او نیازها را به دو دستهی کمبودی و رشدی هم تقسیم کرد: نیازهای کمبودی با ارضا برطرف میشوند، اما نیازهای رشدی با ارضا قویتر میشوند.
مازلو برای شناخت خودشکوفایی، زندگی افرادی چون اینشتین، لینکلن و النور روزولت را بررسی کرد و ویژگیهای مشترکی را برشمرد: درک واقعبینانه از جهان، پذیرش خود و دیگران، خودجوشی، استقلال، تمرکز بر مسئله بهجای خود، شوخطبعی عمیق، روابط نزدیک با شمار اندکی از افراد و تجربههای اوج، یعنی لحظاتی از شور و پیوند عمیق با زندگی.
نقاط قوت این نظریه در نگاه مثبت و امیدوارانهاش به انسان، سادگی و قابلفهم بودن، و کاربرد گستردهاش در مدیریت، آموزش، بازاریابی و مشاوره است. همچنین زمینه را برای پژوهشهای بعدی، از جمله روانشناسی مثبتگرا، فراهم کرد. با این حال، منتقدان به چند ضعف مهم اشاره کردهاند. نخست اینکه پشتوانهی تجربی نظریه ضعیف است، زیرا نمونهی افراد خودشکوفا کوچک و گزینشی بود. دوم، ترتیب نیازها همیشه ثابت نیست؛ هنرمندان و مبارزان بسیاری حتی در شرایط گرسنگی و ناامنی به خلاقیت و معنا رسیدهاند. سوم، نظریه دچار سوگیری فرهنگی است و بر فردگرایی غربی تکیه دارد، در حالی که در فرهنگهای جمعگرا ممکن است تعلق و جمع در اولویت باشد؛ پژوهشهایی مانند کار تای و دینر نیز به همین نکته پرداختهاند. چهارم، سنجش مفهومی مانند خودشکوفایی دشوار است. خود مازلو هم تأکید میکرد که سلسلهمراتب را باید انعطافپذیر دید و بسیاری از مردم همزمان در چند سطح نیاز دارند، نه فقط روی یک پله.
از آثار مهم او میتوان به «انگیزش و شخصیت» (۱۹۵۴)، «به سوی روانشناسی هستی» (۱۹۶۲) و «دورتر از افقهای طبیعت انسان» (۱۹۷۱، پس از مرگ) اشاره کرد. مجموع این آثار نشان میدهد که مازلو توجه روانشناسی را از صرف درمان بیماری به سوی شکوفایی تواناییهای انسان سوق داد و میراثی ماندگار در علوم رفتاری برجا گذاشت.
ناموجود
ناشر: فراروان
جلد: شومیز
قطع: رقعی
صفحات: ۵۳۶
| وزن | 500 گرم |
|---|

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.