یادداشت های روزانه محمدعلی فروغی از سفر کنفرانس صلح پاریس
محمد افشین وفایی و پژمان فیروزبخش
یادداشتهای روزانه
لئو تروتسکی
ترجمه: هوشنگ وزیری
لئو تروتسکی تفاوت چندانی میان خاطرات و یادداشتهای روزانه قائل نیست. او در بخش آغازین کتاب یادداشتهای روزانه مینویسد: «کتاب خاطرات چنان شکل ادبیای نیست که برای من جاذبه داشته باشد، بیشتر دوست داشتم بتوانم روزنامهای انتشار دهم، ولی بدین کار دسترسی نیست... جدا بودن از هرگونه فعالیت سیاسی مرا بر آن میدارد که با پناه آوردن به خاطرهنویسی این جای خالی را پر کنم. هنگام شروع جنگ جهانی نیز که در سوئیس بودم و با جهان خارج ارتباطی نداشتم، چند هفته خاطرهنویسی کردم و دیرتر، یعنی در سال ۱۹۱۶، پس از اخراج از فرانسه هم، در اسپانیا، زمانی بدین کار پرداختم و گمان میکنم خاطرهنویسیم به همین محدود باشد. »
یادداشتهای روزانه لئو تروتسکی، متفکر روسی مارکسیست هم از جمله روزنوشتهای ارزشمند و تاثیرگذاری است که در بینظیری و بیپیرایشی شباهتهای نه چندان اندکی با "تونی بن" دارد. روزنوشتهای تروتسکی با وصیتنامه او پایان مییابد. برگ آغاز روزنگاشتهای تروتسکی، ۷ فوریه ۱۹۳۵ و آخرین یادداشت او ۳ مارس ۱۹۴۰ است.
در آخرین روزنوشت تروتسکی آمده است:« ناتاشا پنجره رو به حیاط را بیشتر گشوده است تا هوا بهتر به اتاقم وارد شود. من میتوانم چمن سبز و درخشان را پایین دیوار ببینم و آسمان روشن و آبی را و همه جا آفتاب را. زندگی زیباست، امید است نسل آینده آن را از هر چه پلیدی، اختناق و زورگویی است بپالاید و از آن لذت ببرد.»
یادداشتهای سیاسی کنت دو گوبینو
آدریان هی تیه
مترجم: دکتر عبدالرضا هوشنگ مهدوی
گوبینو را انسانشناسان بهخاطر «رسالهای در نابرابری نژادها» میشناسند و ایرانیها بهواسطه کتابهای «سه سال در آسیا» و «قصههای آسیایی». یکی از کتابهای کمترشناخته شده وی، یادداشتهای سیاسی وی است که در هنگام کار در سفارتخانه فرانسه در ایران، از تهران به وزارت امور خارجه پاریس میفرستاد و در آنها گزارش امور مربوطه را مینوشت. این یادداشتها دو بخشاند: بخش نخست که 53 یادداشتاند و در فاصله سالهای 1856 تا 1858 بهعنوان کاردار سفارت فرانسه مینوشت؛ و بخش دوم که 69 یادداشت میشود و در بین سالهای 1862 تا 1863 که وزیرمختار فرانسه بود نوشته است. ژان هیتیه که در سال 1313 برای تدریس زبان فرانسه در دانشسرای عالی و دانشکده ادبیات به ایران آمده بود، رونوشتی از این یادداشتها در بایگانی سفارتخانه فرانسه در تهران تهیه کرد و در 1316 که به فرانسه رفت، با نسخه دوم همین یادداشتها که در وزارت امور خارجه فرانسه نگهداری میشد مقایسه نمود. در 1338 دختر وی آدریان هیتیه که در دانشگاه تاریخ میخواند، با مقدمهای جامع بر آنها و شرحی بر اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران آن دوران، آنها را منتشر کرد (مقدمه مترجم: 1). این نسخه فرانسوی در سال 1370 توسط عبدالرضا هوشنگ مهدوی ترجمه و در 354 صفحه توسط انتشارات جویا به دوستداران ارائه گردید.
یادداشتهای ملک المورخین و مرآت الوقایع مظفری
نویسنده: عبدالحسین خان سپهری - عبدالحسین نوایی
مرحوم دکتر نوایی در مقدمه مرآت الوقایع می نویسد:
«این نکته جالب است که تواریخ مربوط به مظفرالدین شاه ناقص مانده است، از جمله افضل التواریخ فقط تا 1316 و منتخب التواریخ تا 1322 و مرآت الوقایع مظفری تا 1316 است و بقیه ندارد. یادداشتهای ملک المورخین از سال 1320 تا چند ماه به مشروطیت و مرگ مظفرالدین شاه است؛ گویی روزگار نخواست برای او تاریخی تمام و کمال یادگار بگذارد .
اگرچه اطلاعات کتاب مزبور کامل نیست، ولی نکات تازه و مطالب سودمندی، در مورد بروز جنبش مشروطه در آن وجود دارد که در دیگر منابع یافت نمی شود. به خصوص در مورد مهاجرت اول علما (مهاجرت صغری) و ایستادگی علما در مقابل عین الدوله و درخواست حکومت مشروطه و اقدام به تدوین قانون از روی قانون شرع .
داستان مشروطه در یادداشتهای نویسنده، شور و حالی دیگر و نکتههای بسیار دقیقی دارد که در جاهای دیگر یافت نمیشوند؛ چنان که او هشت ماه پیش از تحصن مردم در سفارت انگلیس، به این موضوع اشاره میکند که میخواهند در سفارت بست بنشینند و حتی به رغم دیدگاه کسانی که در باره کلمه مشروطه گفتهاند و میگویند که از «چارت» انگلیسی گرفته شده است یا کسانی که آن را از ساختههای عثمانی یا تلقینهای سفارت انگلستان میپندارند، آن را در برابر حکومت مطلقه و در پی گزارش در باره رویدادهای سالهای ۱۹۰۴ و ۱۹۰۵ (سال شکست روسیه از ژاپن و ناتوانی تزار نیکلای دوم در برابر دومای روسیه و دادن آزادیهای نسبی به جامعه روسیه و مجلس دوما و...) به کار میبرد.
نویسندگان تاریخ مشروطیت مانند کسروی و ملک زاده و امیر خیزی و... ، سالها پس از جنبش مشروطه و سپری شدن فراز و نشیبها و رخ نمودن زشتیها و زیباییها و پی آمدهای نیک و بدش، به گرد آوری مطالبی در این باره و نوشتن رویدادها دست زدند و از این رو، در باره آن رویدادها به آسانی میتوانستند داوری کنند، اما ملک المورخین، بی خبر از اینکه چنین سر و صداها و کشت و کشتارها، فصل تازهای در دفتر تاریخ ایران خواهد گشود و آن کوششها و جنبشها به کجا خواهد انجامید، رویدادها را روز به روز نوشته و آنها را همراه با دیگر رخدادهای بی اهمیت آن روزگار در ایران و دیگر کشورها، گزارش کرده است. وی، رویدادها را نه درآمدی برای رخدادی بزرگ و تاثیر گذار در بدی یا خوبی زندگی مردم، که پیش آمدهای روزانه میدید. باری، نوشتههای وی بسیار ارزش مند و گران مایهاند؛ زیرا هم زمان با رویدادها نوشته میشدند و نویسنده خود اهل دانش و از جناحها و دستههای مستبد یا مشروطه خواه بر کنار بود و پیوندهای پنهان و آشکاری با هیچ یک از آنان نداشت.
وی، در آن بخش از یادداشت هایش که آن را به مظفر الدین شاه پیش کش کرد، «تاریخ وقایع و حوادث ده ساله» سلطنت او (۱۳۲۴- ۱۳۱۳) را گرد آورد و افزون بر این، به گزارش در باره «هیئت تاریخی دولت ایران و شخص سلطنت» پرداخت. این بخش با یاد آوری تبار و نیاکان و «اجداد تاج دار» این شاه و سرگذشت آنان آغاز میشود و پس از گزارشهایی در باره چندی و چونی «وزارت خانهها و ادارات دولتی»، «هیئت، علوم و صنایع و شریعت و آیین و وضع زندگانی اعلا حضرت همایونی» و «بخشش و مکرمت پادشاهی» و عرضه سیاههای از والیان و حاکمان شهرهای ایران در آن زمان (ساختار سیاسی آن روزگار)، به بازگویی ویژگیهای شخص شاه مانند نطق و قلم و خطابه هایش میپردازد و با گزارشهایی در باره لقبها و منصبهای درباریان و کارگزاران شاه و عزل و نصبهای آنان و رویدادهای طبیعی و اوضاع اقتصادی و اجتماعی آن روزگار دنبال میشود.
هم چنین، یادداشتهایی کوتاه و بلند در باره سفرهای داخلی و خارجی شاه و آمد و شد صاحب منصبان دیگر کشورها به ایران، در این اثر وجود دارد که در آنها اوضاع شهرهای ایران و ویژگیهای مردمانشان و رویکردها و سیاستهای بین المللی شاه ایران در آن روزگار با همتایانش گزارش میشود.
یادگار عمر ؛ خاطراتی از سرگذشت عیسی صدیق (۲جلدی)
نویسنده: عیسی صدیق
یکی از انواع کتب مفید و سودمند برای مطالعه و بلکه ضروری، شرح حال افرادی است که به گونهای در زندگی توفیقی حاصل کرده و به نظر جامعه به مقامی ارجمند نائل شده باشند. این کتاب در چهار جلد خاطرات و سرگذشتنامه عیسی صدیق میباشد. این کتاب از کتب ارزشمند مربوط به پیدایش فرهنگ جدید در ایران نیز میتواند باشد. جلد نخستین کتاب مربوط به خاطرات مؤلف از سال 1273 تا 1309 را شامل میشود و بیشتر مربوط به خاطرات تحصیل کودکی و اوایل جوانی و در واقع شامل قسمتی از تاریخ اجتماعی ایران در اواخر دوران قاجار و اوایل سلطنت رضاشاه پهلوی است. جلد دوم که از 1309 تا 1319 را شامل میشود، حاکی از دوران کمال و پختگی مؤلف است؛ دورانی که مؤلف در دستگاههای تربیتی و فرهنگی کشور نقش مؤثری داشته و در واقع با چند تن از همفکران خود پایه فرهنگ جدید را در ایران ریخته است. در جلد سوم نویسنده از خاطرات خود از استعفای رضاشاه و تأسیس انتشارات و ورود خود به معرکۀ سیاست سخن گفته است. در این جلد درباره تأسیس اداره کل انتشارات و اقدامات نویسنده در شش دوره وزارت فرهنگ و چهار دوره نمایندگی مجلس سنا و استادی دانشگاه تهران و فعالیتهای گوناگون فرهنگی، اجتماعی و سیاسی از 1319 تا 1350 سخن گفته شده است. در جلد پایانی نیز درباره احوالات نویسنده از سال 1350 به بعد تا زمان انتشار کتاب سخن گفته شده است.
یادگارهای یزد (۳ جلدی)
ایرج افشار
کتاب «یادگارهای یزد» که در سه جلد توسط انجمن آثار ملی منتشر شده، به بررسی تاریخ، فرهنگ، هنر و جغرافیای استان یزد میپردازد. این اثر شامل گزارشهای علمی دربارهٔ آثار باستانی، معماری و جاذبههای تاریخی یزد از دوران پیش از اسلام تا دوران معاصر است. از ویژگیهای برجسته کتاب میتوان به توجه به معماری منحصر به فرد یزد، مانند بادگیرها و خانههای خشتی، بررسی شرایط جغرافیایی و آب و هوایی، و تحلیل آداب و رسوم مردم یزد اشاره کرد. همچنین کتاب شامل مستندات تصویری و نقشههای تاریخی است که به درک بهتر مطالب کمک میکند.
این اثر برای پژوهشگران، دانشجویان و علاقهمندان به تاریخ و فرهنگ ایران بسیار ارزشمند است و بهعنوان مرجعی مهم برای حفظ و معرفی میراث فرهنگی یزد شناخته میشود.
یک تاریخ جهان در ۱۰۰ شیء
نویسنده: نیل مک گرگور
مترجمان: ع.پاشایی و گروهی از مترجمان
«این کتاب سرگذشت انسان است در تاریخ جهان. سرگذشت چیزهایی است که او آن ها را ساخته است و چیزهایی که آن ها او را ساخته اند. از چیزهایی ناماندگار و ماندگار و از ماندگاری آن ها می گوید بدون هیچ "افزودنی"؛ بی پرده و بی پیرایه است... کتاب صد فصل دارد که در بیست بخش، هر بخش پنج فصل، تنظیم شده است، همراه با عکس، نقشه ها، نمایه همراه با نقل مستقیم نظرگاه هایی در حدود دویست صاحب نظر در هر فصل دو نفر.» در توضیح پشت جلد کتاب می خوانید: «تاریخ گویی [مثل داستان گویی] از طریق اشیا کاری است که موزه ها برای آن درست شده اند؛ و ازآنجاکه بریتیش میوزیم یا موزه ی بریتانیا [در لندن] بیش از ۲۵۰ سال است که دارد اشیایی را از سراسر کره ی زمین جمع می کند، شما اگر بخواهید از طریق اشیا تاریخ جهان را بگویید اینجا جای بدی برای شروع نیست. درواقع می شود گفت این کاری است که این موزه از اول تاسیسش سعی کرده بکند، یعنی از همان موقع که پارلمان آن را در ۱۷۵۳ تاسیس کرد و خواست که "هدفش جهان شمول بودن" باشد و درش هم به روی همگان باز باشد. این کتاب گزارش یک رشته از برنامه هایی است که در ۲۰۱۰ از رادیو ۴ بی بی سی پخش می شد، اما این درواقع فقط جدیدترین بازگویی کاری است که موزه از موقع پایه گذاری اش می کرده، یا سعی می کرده بکند.»
یک سال در میان ایرانیان
ادوارد براون
ترجمه: مانی صالحی علامه
ادوارد براون از ایرانشناسان به نام انگلیسی است که در سال 1862 بدنیا آمد و در سال 1925 از دنیا رفت و مهم ترین کتابی هم که درباره ی ایران نوشته تاریخ ادبیات ایران است. براون به خاطر تسلط به زبان فارسی و شناخت ادبیات و فلسفه ی اسلامی و اصول باورهای زرتشتی و بابی با نخبگان روشنفکری ارتباط داشت که تا زمان مشروطه و پس از آن هم ادامه پیدا می کرد.
کتاب «یکسال در میان ایرانیان» حاصل سفر براون است که در سال 1887 یعنی حدود 9 سال پیش از انقلاب مشروطه به ایران آمد. طبق گفته ی خودش پیش از این سفر فارسی را خیلی خوب صحبت می کرده و شرح گفتگویی ها را هم که در این سفرنامه نوشته معلوم می کند که شناخت او اززبان ما خیلی بیشتر از گفتگوهای روزمره بوده است. مثلا در تهران از میرزااسدلله اصول فلسفه ی ملاهادی سبزواری را یاد می گیرد و در شیراز با دو پسر وصال شیرازی به گفتگوی ادبی می نشیند.
دوستانی که سفرنامه ی دکتر پولاک اطریشی را خوانده باشند می دانند که در آنجا با ریزه کاری های رفتار و کارهای روزمره ی ایرانی های آن زمان آشنا می شویم. پولاک به خاطر شغلش با مردم عادی بسیار رفت و آمد داشت. براون برعکس به خاطر علاقه ای که به کارهای فکری داشت بیشتر با روشنفکران جامعه تماس داشته است. روشنفکر را اینجا به معنی کسی بکار می برم که کار فکری می کرده است. البته نوشته ی براون هم از جزئیات خالی نیست و از رسم و رسومی که دیده برایمان می گوید. و اتفاقا چون با زرتشتیان هم زیاد رفت و آمد داشته از رسم و رسوم و روحیه ی آنها بسیار می نویسد.
براون پیش از آمدنش به ایران کتاب کنت گوبینو را درباره ی جنبش بابیه در سالهای 1850 خوانده بود و نوشته اش نشان می دهد که علاقه و کنجکاوی زیادی برای دانستن بیشتر درباره ی جنبش بابی داشته است. براون زمانی به ایران آمده بود که اولا جنبش بابیه سرکوب شده بود و دوم اینکه خود بابیه هم دو دسته شده بودند که عده ی کمی پیرو صبح ازل در قبرس بودند و بیشترشان پیرو بها در عکا در فلسطین. این پیروانشان در ایران نمی توانستند عقیده ی خودشان را آشکار کنند و نوشته ی براون نشان می دهد که تشکیلات مخفی داشته اند و او از شهر به شهر که می رفته با معرفی نامه ی آنها می توانسته با روشنفکران بابی آن شهر به گفتگو بنشیند.
یولیانوس: واپسین امپراتور پاگان روم
فیلیپ فریمن
ترجمه: دکتر محمد ملکی
زندگی غم انگیز جولیان، آخرین امپراتور غیر مسیحی رم، توسط نویسنده برنده جایزه فیلیپ فریمن
وقتی به روم باستان فکر می کنیم، غیرممکن است که به مسیحیت، یکی از برجسته ترین صادرات آن فکر نکنیم - اما اگر اینطور نبود چه می شد؟ این سوالی است که فیلیپ فریمن کلاسیک نویس در جولیان برانگیخته است، یک ورودی جدید جذاب در مجموعه زندگی باستانی ییل، که داستان آخرین حامل مشعل امپراتوری مذهب قدیمی را بیان می کند.» - آنا هیوارد، نقد کتاب نیویورک تایمز.
فلاویوس کلودیوس جولیانوس یا یولیان مرتد، تنها یک سال و نیم، از سال 361 تا 363، به عنوان یگانه امپراتور بر روم حکومت کرد، اما در این مدت جهان را زیر و رو کرد. جولیان اگرچه برادرزاده کنستانتین کبیر، اولین امپراتور مسیحی رم بود، برای بازگرداندن رم به خدایان قدیمی که اجدادش را برای ساختن امپراتوری وسیع خود رهبری کرده بودند، جنگید.
جولیان (331–363) به عنوان امپراتور، دست به اصلاح امور اداری، فتح سرزمین های جدید و احیای ادیان باستانی زد. او در زمان خود به دلیل انکار مسیحیت مورد تحقیر قرار گرفت و به دلیل رد عمدی مسیح به عنوان یک مرتد شیطانی شد. در طول قرنها، بسیاری به جولیان بهعنوان شخصیتی غمانگیز نگاه میکردند که به دنبال نجات روم از شر دشمنان آن و نفوذ فاسد مسیحیت بود. نویسندگان و مورخان مسیحی جولیان را بسیار متفاوت می دانند: به عنوان یک خائن به خدا و ستمگر خشن مسیحیان. اگر جولیان توسط نیزه تصادفی ایرانی کشته نمی شد، ممکن بود تمام تاریخ را تغییر دهد.