نمایش همه 6 نتیجه

نمایش 9 24 36

بازیکن شماره ۱ آماده

تومان 0

ارنست کلاین

مترجم: پیمان اسماعیلیان

کتاب «بازیکن شماره یک آماده» در سال 2011 میلادی منتشر شد. داستان این کتاب در سال 2044 اتفاق می‌افتد و در آن قدرتمندترین مرد شهر «هیلدی» پس از مرگ خود وصیت می‌کند که هر کس کلید مخفی (تخم مرغ هیلدی) را در بازی کشف کند، صاحب ثروت او می‌شود.

در سال 2024 میلادی، دنیای واقعی جایی ناخوشایند است. وید واتس جوان تنها زمانی که خود را واقعاً سرزنده حس می‌کند، وقتی است که به آرمان‌شهر مجازی‌اش متصل می‌شود.
وید زندگی‌اش را وقف مطالعه و حل معماهایی کرده است که در آن چارچوبه‌ی دیجیتالی پنهان کرده‌اند؛ معماهایی که مبتنی بر جنون مسخ‌شدگی خالق آن آرمان‌شهر در فرهنگ پاپ دهه‌های گذشته و وعده‌اش برای کسب ثروتی بی‌کران است که با حل آن معماها به کف می‌آید.
با این حال، وقتی وید ازقضا نخستین سرنخ را پیدا می‌کند، درمی‌یابد که بازیکنان دیگری هم هستند که برای دستیابی به جایزه‌ی نهایی حاضرند او را به قتل برساند.
مسابقه آغاز شده است و وید اگر قصد زنده ماندن دارد، باید آن را ببرد و با دنیایی واقعی رودررو شود که همواره از آن گریخته است.

استیون اسپیلبرگ، کارگردان مشهور آمریکایی با الهام از این کتاب فیلمی ساخته است.

پسری روی پل

تومان 35,200

مايك كری

مترجم: بهنام حاجی زاده

روزي روزگاري، در سرزميني که ترس آفت آن شده بود، پسرک خيلي باهوشي زندگي مي‌کرد. مردم فکر کردند پسرک مي‌تواند نجات‌شان بدهد، براي همين هم دروازه‌ها را گشودند و او را بيرون فرستادند. فرستادند جايي که هيولاها زندگي مي‌کردند.

کاراوال ۱

تومان 202,000

استفنی گاربر

مترجم: محمدصالح نورانی زاده

رماني براي نوجوانان و جوانان كه در سال 2017 جز پرفروش ها قرار گرفت.

آنچه راجع به كاراوال شنيده‌ايد حق واقعي مطلب را ادا نمي‌كند. قضيه فراتر از بازي يا نمايش است. نزديك‌ترين چيزي به جادو است كه در اين دنيا خواهيد يافت... اسكارلت هرگز جزيره كوچك محل زندگي‌اش را ترك نكرده است. او به همراه تلا، خواهر محبوب و كوچك‌ترش و پدر قدرتمند و بي‌رحمشان زندگي مي‌كند. پدر اسكارلت ترتيب ازدواج او را مي‌دهد و اسكارلت روياي ديدارش از كاراوال را بر باد رفته مي‌بيند. همان نمايشي كه سالي يك بار اجرا مي‌شود و تماشاگران هم در آن مشاركت مي‌كنند. اما امسال دعوت‌نامه‌اي كه اسكارلت مدت‌ها به انتظار آمدنش روياپردازي كرده است، بالاخره از راه مي‌رسد. تلا با كمك ملواني مرموز، اسكارلت را يواشكي براي ديدن كاراوال راهي مي‌كند اما به محض رسيدن، اسطوره، مغز متفكر و گرداننده كاراوال، تلا را مي‌ربايد. مشخص مي‌شود كاراوال امسال حول محور تلا برگزار مي‌شود و هركس زودتر پيدايش كند، برنده است. به اسكارلت گفته‌اند كه هر اتفاقي حين برگزاري كاراوال مي‌افتد، چيزي جز نمايشي تما‌م‌عيار نيست...

کاراوال ۲

تومان 63,500

استفنی گاربر

مترجم: محمدصالح نورانی زاده

قلبی برای محافظت کردن. قرضی برای ادا کردن. بازی‌ای برای پیروز شدن.
دوناتلا دراگنا پس از کشیده شدن به دل دنیای جادویی کاراوال، بالاخره موفق به فرار از دست پدر و نجات دادن خواهرش اسکارلت از ازدواجی شده که برایش رقم زده بودند. دو خواهر در واقع باید این پیروزی را جشن بگیرند، اما تلا هنوز آزاد نشده. مدتی قبل از سر بی‌چارگی با مجرمی ناشناس معامله‌ای کرده و چیزی را به او قول داده که تابه‌حال هیچ‌کس نتوانسته به دیگری تحویل دهد. اسم واقعی ارباب کاراوال، اسطوره.
تنها راه کشف هویت واقعی اسطوره، برنده شدن در کاراول است، بنابراین تلا یک بار دیگر خودش را درگیر این مسابقه‌ی افسانه‌ای، وارث تشنه‌به‌خون سلطنت، داستان عشقی محکوم به شکست و شبکه‌ی تارهای درهم‌تنیده‌ی رازهای کسانی از جمله خواهر خودش می‌کند. کاراوال همیشه از بازیکنانش شجاعت، زیرکی و فداکاری را طلب کرده، اما این بار چیزهای بیشتری می‌خواهد. اگر تلا نتواند به قولی که داده عمل کند و اسم واقعی اسطوره را نفهمد، همه‌ی چیزهایی را که تابه‌حال برایش اهمیت داشته‌اند  و حتی شاید جانش را از دست می‌دهد. اما اگر برنده شود، اسطوره و کاراوال برای همیشه نابود می‌شوند...
خوش آمدید، به کاراوال خوش آمدید... بازی تازه شروع شده.

میراث اوریشا

تومان 987,000

تومی ادی امی

ترجمه: سعیده کاظمیان

مادرم را کشتند. جادوی ما را از ما گرفتند. تلاش کردند ما را به خاک بسپارند.

اکنون ما برمی‌خیزیم.

زِلی آدِبولا هنوز روزهایی را به یاد می‌آورد که خاک سرزمین اوریشا با جادو می‌تپید. شعله‌افروزان آتش‌ها را برمی‌افروختند، موج‌خوانان امواج را فرامی‌خواندند و مادر زِلی، که از احضارکنندگان ارواح بود، روح مردگان را به جهان فرامی‌خواند.

اما همه‌چیز در شبی تغییر کرد که جادو ناپدید شد. به فرمان پادشاهی بی‌رحم، مجی‌ها کشته شدند؛ و زِلی نه‌تنها مادرش، بلکه مردمش را نیز از امید محروم‌شده دید.

اکنون زِلی تنها یک فرصت دارد تا جادو را بازگرداند و در برابر سلطنت بایستد. او با کمک شاهدختی سرکش باید از دست ولیعهدی که مصمم است جادو را برای همیشه از میان ببرد، بگریزد و با زیرکی بر او چیره شود.

در اوریشا خطر همه‌جا کمین کرده است؛ جایی که پلنگ‌های برفی در کمین شکار پرسه می‌زنند و ارواح انتقام‌جو در آب‌ها انتظار می‌کشند. اما شاید بزرگ‌ترین خطر، خود زِلی باشد؛ زیرا او در تلاش است قدرت‌هایش را مهار کند، در حالی که احساسات فزاینده‌اش نسبت به دشمنی که نباید دوستش بدارد، هر لحظه نیرومندتر می‌شود.

میراث اوریشا ۲

تومان 611,000

تومی ادی امی

ترجمه: سعیده کاظمیان

پس از رویارویی با ناممکن‌ها، زِلی و آمار سرانجام موفق می‌شوند جادو را به سرزمین اوریشا بازگردانند. اما آیین جادویی بسیار نیرومندتر از آن چیزی بود که تصور می‌کردند و قدرت‌های جادویی را نه‌تنها در مجی‌ها، بلکه در اشراف‌زادگانی که از تبار جادویی برخوردار بودند نیز دوباره بیدار کرد.

اکنون زِلی در تلاش است مجی‌ها را در اوریشایی متحد کند که دشمن نیز به همان اندازه نیرومند شده است. اما هنگامی که سلطنت و ارتش برای حفظ کنترل خود بر اوریشا متحد می‌شوند، زِلی باید برای تضمین حق آمار برای رسیدن به تاج‌وتخت مبارزه کند و در برابر خشم سلطنت، از مجی‌های تازه‌قدرت‌یافته محافظت کند.

در حالی که سایهٔ جنگ داخلی در افق پدیدار شده است، زِلی خود را در نقطه‌ای سرنوشت‌ساز می‌یابد: او باید راهی برای متحد کردن پادشاهی پیدا کند، وگرنه شاهد خواهد بود که اوریشا از درون از هم می‌پاشد.