میراث اوریشا
تومان 987,000
تومی ادی امی
ترجمه: سعیده کاظمیان
مادرم را کشتند. جادوی ما را از ما گرفتند. تلاش کردند ما را به خاک بسپارند.
اکنون ما برمیخیزیم.
زِلی آدِبولا هنوز روزهایی را به یاد میآورد که خاک سرزمین اوریشا با جادو میتپید. شعلهافروزان آتشها را برمیافروختند، موجخوانان امواج را فرامیخواندند و مادر زِلی، که از احضارکنندگان ارواح بود، روح مردگان را به جهان فرامیخواند.
اما همهچیز در شبی تغییر کرد که جادو ناپدید شد. به فرمان پادشاهی بیرحم، مجیها کشته شدند؛ و زِلی نهتنها مادرش، بلکه مردمش را نیز از امید محرومشده دید.
اکنون زِلی تنها یک فرصت دارد تا جادو را بازگرداند و در برابر سلطنت بایستد. او با کمک شاهدختی سرکش باید از دست ولیعهدی که مصمم است جادو را برای همیشه از میان ببرد، بگریزد و با زیرکی بر او چیره شود.
در اوریشا خطر همهجا کمین کرده است؛ جایی که پلنگهای برفی در کمین شکار پرسه میزنند و ارواح انتقامجو در آبها انتظار میکشند. اما شاید بزرگترین خطر، خود زِلی باشد؛ زیرا او در تلاش است قدرتهایش را مهار کند، در حالی که احساسات فزایندهاش نسبت به دشمنی که نباید دوستش بدارد، هر لحظه نیرومندتر میشود.
ناشر: باژ
جلد: شومیز
قطع: رقعی
صفحات: ۵۵۶
| وزن | 500 گرم |
|---|

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.