نمایش همه 10 نتیجه

نمایش 9 24 36

بهای زندگی

190,000 تومان

دبورا لوی

ترجمه: مارال فرخی

چه بهایی باید پرداخت شود تا زن بتواند مرزهای قدیمی را برهم زده و خود را به عنوان شخصیت اصلی در جهان معرفی کند؟

بهای زندگی خاطرات صمیمی و شاعرانهٔ دبورا لوی است؛ سفری به اعماق زندگی زنانه در دنیای معاصر، پر از عشق، ازدواج، سوگواری و پیوندهای خانوادگی. لوی با شجاعت و طنز، زندگی خود را کاویده و به پرسش‌های بنیادین دربارهٔ آزادی، معنا و ارزش زندگی می‌پردازد.

این اثر تلفیقی از خاطره، فلسفه و تأمل بر هنر است و خواننده را با زندگی شخصیت‌های هنری و اندیشمندانی چون سیمون دوبووار، جیمز بالدوین، النا فرانته، مارگریت دوراس، دیوید لینچ و امیلی دیکنسون آشنا می‌کند، و نشان می‌دهد چگونه خلاقیت و هنر می‌تواند مسیر یافتن هویت و معنا را روشن کند.

کتابی برجسته، صمیمی و الهام‌بخش که شما را به تفکر دربارهٔ زندگی خود، آزادی و هنر دعوت می‌کند.

پادشاه ذغال

980,000 تومان

آپتون سینکلر

ترجمه: یوسف کارگر

مردی که مصمم است حقیقت شرایط معادن را با چشم خودش ببیند، از خانه فرار می‌کند و نام مستعار «جو اسمیت» را برمی‌گزیند. پس از آنکه یکی از معادن زغال‌سنگ او را به‌خاطر ترس از اینکه هال یک سازمان‌دهندهٔ اتحادیه باشد رد می‌کند، در معدن دیگری که شرکت «جنرال فیول» (GFC) آن را اداره می‌کند، کار پیدا می‌کند. او در معدن با بسیاری از کارگران دوست می‌شود و به فلاکت و استثمار آن‌ها به دست کارفرمایان پی می‌برد. آنچه آنجا می‌بیند نفرت‌انگیز است و از همین‌جا داستان اتحادیه‌سازی و دفاع از حقوق کارگران آغاز می‌شود. اما اتحادیه‌سازی گفتنش آسان‌تر از انجامش است. این کار خطرناک بود، چون سردمداران معادن زغال‌سنگ مردانی سنگ‌دل بودند که به تهدیدهای کوچک و خشونت‌های جزئی بسنده نمی‌کردند. آپتون سینکلر بیشتر به‌خاطر نوشتن «جنگل» (The Jungle) شناخته می‌شود؛ رمانی که شیوه‌های صنعت بسته‌بندی گوشت را افشا کرد و به تحقیقات دولتی و تغییر قوانین مواد غذایی در آمریکا انجامید.

ساختن بهشت در جهنم

440,000 تومان

نويسنده: ربكا سولنيت

مترجم: زهرا زارعی

سلاخ‌خانه‌ی شیکاگو

510,000 تومان

نویسنده: آپتون سینکلر

مترجم: یوسف کارگر

«آپتون سینکلر» در سال ۱۸۷۸ در بالتیمور ایالت مریلند آمریکا به دنیا آمد و در سال ۱۹۶۸ درگذشت. پس از پایان تحصیلاتش در «سیتی کالج» نیویورک با نوشتن داستان‌های بازاری برای مجلات زرد کار ادبی‌اش را شروع کرد. سپس به نوشتن داستان‌های تاریخی روی آورد. در این دوران داستان‌نویسی را به خوبی یادگرفت تا این که از این مهارت در نوشتن آثار بزرگی چون «جنگل» سود برد، به طوری که در سال ۱۹۴۳ موفق به دریافت جایزه ادبی «پولیتزر» شد. طی دوران شکوفایی در حدود ۱۰۰ اثر منتشر کرد که هرکدام بعد از مرگ او جنجالی در وادی ادبیات به راه انداختند. به عنوان مثال از روی یکی از رمان‌های او به نام «نفت» فیلم مشهور «خون به پا خواهد شد»، ساخته شد که در سال ۲۰۰۷ نامزد ۷ جایزه اسکار شد. با این حال هیچ‌کدام از آثار او به شهرت رمان بزرگ او «جنگل» نرسیدند.

کوه آنالوگ

230,000 تومان

نويسنده: رنه دومال

مترجم: محمدعلی رفيعی

داستان در مورد سفر گروهی است که هر کدام از اعضای آن، جستجوی شخصی و معانی خاص خود را دارند. این سفر نه تنها به سمت قله، بلکه به سمت درک عمیق‌تری از خود و یکدیگر است.

رنه دومال (René Daumal) نویسنده، شاعر و فیلسوف فرانسوی بود که در 16 آوریل 1908 در پاریس متولد شد و در 21 مه 1944 درگذشت. او به عنوان یکی از مهم‌ترین شخصیت‌های ادبیات سوررئالیسم شناخته می‌شود و آثارش عمیقاً تحت تأثیر فلسفه و متافیزیک قرار دارد.

نفت! (سلفون)

800,000 تومان

نويسنده : آپتون سينكلر

مترجم : يوسف كارگر

رمان «نفت!» (۱۹۲۷) آپتون سینکلر را باید در تداوم پروژهٔ فکری و سیاسی نویسنده دانست: افشای سازوکارهای پنهان سرمایه‌داری صنعتی آمریکا و پیوند آن با فساد اخلاقی، سلطهٔ طبقاتی و تهی‌شدن معنای انسان. سینکلر، که پیش‌تر با «جنگل» صنعت گوشت را به محاکمه کشیده بود، در «نفت!» به سراغ یکی از بنیادی‌ترین نیروهای قرن بیستم می‌رود: نفت، نه فقط به‌مثابه منبع انرژی، بلکه به‌عنوان موتور ایدئولوژی، جنگ، قدرت و سرنوشت ملت‌ها.

از نظر ادبی، «نفت!» رمانی پانورامیک است؛ روایتی گسترده با شخصیت‌های متعدد که به‌شیوهٔ رمان‌های رئالیسم اجتماعی اوایل قرن بیستم، شبکه‌ای از روابط اقتصادی، سیاسی و رسانه‌ای را ترسیم می‌کند. روایت از سطح زندگی فردی فراتر می‌رود و به کالبدشکافی یک سیستم می‌پردازد. شخصیت‌ها کمتر قهرمان‌اند و بیشتر کارگزار نیروهای بزرگ‌تر تاریخی: سرمایه، دولت، کلیسا و افکار عمومی. در این معنا، رمان بیش از آنکه تراژدی فردی باشد، تراژدی ساختاری است.

در مرکز این ساختار، صنعت نفت قرار دارد؛ صنعتی که سینکلر آن را تجسم سرمایه‌داری افسارگسیخته می‌بیند. نفت در «نفت!» هم منبع ثروت است و هم عامل فساد: ثروتی که از دل زمین بیرون کشیده می‌شود اما روح انسان را می‌خشکاند. سرمایه‌داران نفتی در رمان، نه صرفاً حریص، بلکه ایدئولوژیک‌اند؛ آنان باور دارند که حق طبیعی سلطه دارند و موفقیت اقتصادی را نشانهٔ برتری اخلاقی و حتی الهی خود می‌دانند. اینجاست که سیاست، اقتصاد و دین به شکلی خطرناک در هم می‌آمیزند.

یکی از جنبه‌های سیاسی مهم رمان، نقد پیوند سرمایه با مذهب است. شخصیت مبلغ مذهبی در «نفت!» نمایندهٔ نوعی مسیحیت ابزاری است که به‌جای رهایی‌بخشی، مشروعیت‌بخش نظم موجود می‌شود. دین، در این روایت، به ابزاری برای آرام‌سازی وجدان‌ها و خاموش‌کردن اعتراض بدل می‌شود؛ وعدهٔ رستگاری اخروی جایگزین عدالت زمینی می‌گردد. این نقد، رمان را به اثری عمیقاً سیاسی بدل می‌کند که نه‌تنها سرمایه‌داری، بلکه اخلاقیات حاکم بر آن را نیز هدف می‌گیرد.

فیلم «خون به پا خواهد شد» (۲۰۰۷) ساختهٔ پل توماس اندرسن، اقتباسی آزاد و رادیکال از «نفت!» است؛ اقتباسی که به‌جای وفاداری روایی، به وفاداری مفهومی متعهد است. اندرسن ساختار جمعی و سیاسی رمان را به یک تراژدی متمرکز فردی فرو می‌کاهد و آن را در شخصیت دنیل پلین‌ویو متبلور می‌سازد. اگر رمان سینکلر دربارهٔ سیستم است، فیلم اندرسن دربارهٔ هیولایی است که آن سیستم می‌آفریند.

دنیل پلین‌ویو در فیلم، چهرهٔ اگزیستانسیالیستی سرمایه‌داری است: انسانی منزوی، بی‌رحم، و تهی از هرگونه پیوند انسانی اصیل. برخلاف رمان که امکان آگاهی سیاسی و اصلاح را—هرچند دشوار—باز می‌گذارد، فیلم جهانی بسته و تراژیک می‌سازد که در آن سقوط اخلاقی گریزناپذیر است. این تفاوت، تفاوت دو افق فکری است: خوش‌بینی سوسیالیستی سینکلر در برابر بدبینی متافیزیکی اندرسن.

پیوند فیلم با رمان، به‌ویژه در تقابل نفت و مذهب آشکار می‌شود. شخصیت الای سان‌دی در فیلم، بازتابی سینمایی از مبلغ مذهبی رمان است، اما با شدتی نمادین‌تر و شیطانی‌تر. تقابل پلین‌ویو و الای، نه صرفاً نزاع دو فرد، بلکه جنگ دو شکل قدرت است: سرمایه و ایمان. فیلم نشان می‌دهد که این دو، برخلاف ظاهر متخاصم‌شان، از یک منطق مشترک تغذیه می‌کنند: سلطه، تحقیر توده‌ها، و میل به کنترل.

در نهایت، «نفت!» و «خون به پا خواهد شد» دو قرائت متفاوت از یک بحران واحدند: بحران مدرنیتهٔ سرمایه‌دارانه. رمان سینکلر، اثری افشاگر و اصلاح‌طلب است که هنوز به امکان آگاهی جمعی و عدالت اجتماعی باور دارد. فیلم اندرسن اما روایتی تاریک‌تر و فلسفی‌تر ارائه می‌دهد؛ روایتی که در آن شر نه یک انحراف، بلکه ذات نظام است. پیوند این دو اثر، در همین تنش میان سیاست و تراژدی، اصلاح و فروپاشی، معنا می‌یابد—و از این روست که هر دو، با وجود فاصلهٔ زمانی و فرمی، همچنان معاصر و تکان‌دهنده‌اند.

نفت! (شومیز)

650,000 تومان

نويسنده : آپتون سينكلر

مترجم : يوسف كارگر

رمان «نفت!» (۱۹۲۷) آپتون سینکلر را باید در تداوم پروژهٔ فکری و سیاسی نویسنده دانست: افشای سازوکارهای پنهان سرمایه‌داری صنعتی آمریکا و پیوند آن با فساد اخلاقی، سلطهٔ طبقاتی و تهی‌شدن معنای انسان. سینکلر، که پیش‌تر با «جنگل» صنعت گوشت را به محاکمه کشیده بود، در «نفت!» به سراغ یکی از بنیادی‌ترین نیروهای قرن بیستم می‌رود: نفت، نه فقط به‌مثابه منبع انرژی، بلکه به‌عنوان موتور ایدئولوژی، جنگ، قدرت و سرنوشت ملت‌ها.

از نظر ادبی، «نفت!» رمانی پانورامیک است؛ روایتی گسترده با شخصیت‌های متعدد که به‌شیوهٔ رمان‌های رئالیسم اجتماعی اوایل قرن بیستم، شبکه‌ای از روابط اقتصادی، سیاسی و رسانه‌ای را ترسیم می‌کند. روایت از سطح زندگی فردی فراتر می‌رود و به کالبدشکافی یک سیستم می‌پردازد. شخصیت‌ها کمتر قهرمان‌اند و بیشتر کارگزار نیروهای بزرگ‌تر تاریخی: سرمایه، دولت، کلیسا و افکار عمومی. در این معنا، رمان بیش از آنکه تراژدی فردی باشد، تراژدی ساختاری است.

در مرکز این ساختار، صنعت نفت قرار دارد؛ صنعتی که سینکلر آن را تجسم سرمایه‌داری افسارگسیخته می‌بیند. نفت در «نفت!» هم منبع ثروت است و هم عامل فساد: ثروتی که از دل زمین بیرون کشیده می‌شود اما روح انسان را می‌خشکاند. سرمایه‌داران نفتی در رمان، نه صرفاً حریص، بلکه ایدئولوژیک‌اند؛ آنان باور دارند که حق طبیعی سلطه دارند و موفقیت اقتصادی را نشانهٔ برتری اخلاقی و حتی الهی خود می‌دانند. اینجاست که سیاست، اقتصاد و دین به شکلی خطرناک در هم می‌آمیزند.

یکی از جنبه‌های سیاسی مهم رمان، نقد پیوند سرمایه با مذهب است. شخصیت مبلغ مذهبی در «نفت!» نمایندهٔ نوعی مسیحیت ابزاری است که به‌جای رهایی‌بخشی، مشروعیت‌بخش نظم موجود می‌شود. دین، در این روایت، به ابزاری برای آرام‌سازی وجدان‌ها و خاموش‌کردن اعتراض بدل می‌شود؛ وعدهٔ رستگاری اخروی جایگزین عدالت زمینی می‌گردد. این نقد، رمان را به اثری عمیقاً سیاسی بدل می‌کند که نه‌تنها سرمایه‌داری، بلکه اخلاقیات حاکم بر آن را نیز هدف می‌گیرد.

فیلم «خون به پا خواهد شد» (۲۰۰۷) ساختهٔ پل توماس اندرسن، اقتباسی آزاد و رادیکال از «نفت!» است؛ اقتباسی که به‌جای وفاداری روایی، به وفاداری مفهومی متعهد است. اندرسن ساختار جمعی و سیاسی رمان را به یک تراژدی متمرکز فردی فرو می‌کاهد و آن را در شخصیت دنیل پلین‌ویو متبلور می‌سازد. اگر رمان سینکلر دربارهٔ سیستم است، فیلم اندرسن دربارهٔ هیولایی است که آن سیستم می‌آفریند.

دنیل پلین‌ویو در فیلم، چهرهٔ اگزیستانسیالیستی سرمایه‌داری است: انسانی منزوی، بی‌رحم، و تهی از هرگونه پیوند انسانی اصیل. برخلاف رمان که امکان آگاهی سیاسی و اصلاح را—هرچند دشوار—باز می‌گذارد، فیلم جهانی بسته و تراژیک می‌سازد که در آن سقوط اخلاقی گریزناپذیر است. این تفاوت، تفاوت دو افق فکری است: خوش‌بینی سوسیالیستی سینکلر در برابر بدبینی متافیزیکی اندرسن.

پیوند فیلم با رمان، به‌ویژه در تقابل نفت و مذهب آشکار می‌شود. شخصیت الای سان‌دی در فیلم، بازتابی سینمایی از مبلغ مذهبی رمان است، اما با شدتی نمادین‌تر و شیطانی‌تر. تقابل پلین‌ویو و الای، نه صرفاً نزاع دو فرد، بلکه جنگ دو شکل قدرت است: سرمایه و ایمان. فیلم نشان می‌دهد که این دو، برخلاف ظاهر متخاصم‌شان، از یک منطق مشترک تغذیه می‌کنند: سلطه، تحقیر توده‌ها، و میل به کنترل.

در نهایت، «نفت!» و «خون به پا خواهد شد» دو قرائت متفاوت از یک بحران واحدند: بحران مدرنیتهٔ سرمایه‌دارانه. رمان سینکلر، اثری افشاگر و اصلاح‌طلب است که هنوز به امکان آگاهی جمعی و عدالت اجتماعی باور دارد. فیلم اندرسن اما روایتی تاریک‌تر و فلسفی‌تر ارائه می‌دهد؛ روایتی که در آن شر نه یک انحراف، بلکه ذات نظام است. پیوند این دو اثر، در همین تنش میان سیاست و تراژدی، اصلاح و فروپاشی، معنا می‌یابد—و از این روست که هر دو، با وجود فاصلهٔ زمانی و فرمی، همچنان معاصر و تکان‌دهنده‌اند.