نمایش همه 8 نتیجه

نمایش 9 24 36

۲۶۶۶ 💯

4,750,000 تومان

روبرتو بولانيو

ترجمه: محمد جوادی

روبرتو بولانيو نماد نويسندگان نسل جديد عصيانگر و البته خلاق آمريکای لاتين است که به جای پيروی از نسل درخشان نويسندگان پيش از خود به دنبال ايجاد مسير جديد برای ادامه حيات خلاقانه ی ادبيات آمريکای لاتين بود و می خواست حرفی جديد در ادبيات جهان بزند.

رمان 2666 آخرين اثر اين نويسنده است که نگاهی مرموز، عرفانی و تا حدی به سبک باروک دارد، رمانی که سرشار از تصاوير نمادها و استعاره های خاص بولانيو است.

وارد خلسه شد. چشم هايش را بست و دهانش را باز کرد. آنچه را که قبلا گفته بود بار ديگر تکرار کرد: صحرای بزرگ، شهر بزرگ، در شمال ايالت، دخترهای کشته شده، زن های به قتل رسيده.

آنت ورپ

100,000 تومان

روبرتو بولانیو

ترجمه: محمد حیاتی

«اين كتاب را براي خودم نوشتم، و حتي از اين هم مطمئن نيستم. اين نوشته‌ها تا مدت‌ها صفحاتي آشفته بودند كه بازخواني مي‌كردم و شايد هم دستي تويشان مي‌بردم، مطمئن از اين‌كه وقت تنگ است. اما وقت براي چه؟ درست نمي‌دانم. من اين كتاب را براي ارواح نوشتم كه تنها همراهان زمان‌اند؛ چرا كه بيرونِ زمان ايستاده‌اند.»

تعویذ

28,000 تومان

روبرتو بولانیو

ترجمه: رباب محب

روبرتو بولانیو (به اسپانیایی: Roberto Bolaño) نویسنده و شاعر شیلیایی و از پیشگامان موج نوی داستان‌نویسی آمریکای جنوبی بود. وی در سال 1953 در شیلی متولد شد و در سال 2003 در سن پنجاه سالگی از دنیا رفت.

و تا از مضامین کلیدی بولانیو حضور پررنگ دارند؛ یکی شخصیت‌های شاعر و نویسنده که تقریباً در تمام کتاب‌های او یا شخصیت اصلی‌اند یا یکی از شخصیت‌های فرعی مهم. داستان‌های بولانیو به نوعی حکایت‌هایی از درون ادبیاتند؛ ماجراهایی حول زندگی نویسندگان و دربارهٔ سروکله‌زدن آن‌ها با نوشتن؛ کسانی که زندگی‌شان را وقف نوشتن می‌کنند، در اغلب موارد شکست می‌خورند و در حد نویسندگان و شاعران گمنام و درجه دو می‌مانند. دوم گم شدن ناگهانی شخصیت‌ها و فقدان وابستگی آنان به محل استقرارشان است. این نویسندگان و شاعران آس‌و پاس همگی در حال سفر و تغییر مکان هستند، دقیقاً به این دلیل که به محل اقامتشان هیچ نوع وابستگی‌ای ندارند. شخصیت‌های او مدام در حال غیب شدن و پنهان شدن از زندگی دوستان خود هستند و بخش قابل توجهی از تنشی که در داستان‌ها اتفاق می‌افتد محصول همین گم و پیداشدن ناگهانی شخصیت‌هاست.

روبرتو بولانیو نماد دومین پوست‌اندازی مهم ادبیات آمریکای لاتین در قرن بیستم است؛ تحولی بنیادین در ادبیات این قاره که اواخر قرن بیستم رخ داد و هنوز جوان‌تر از آن است که تبعاتش را دریابیم. سایه آن نسل از غول‌هایی که در نیمه دوم قرن بیستم ادبیات آمریکای لاتین و چه بسا ادبیات جهان را تسخیر کردند (میگل آنخل آستوریاس، بورخس، مارکز، یوسا، فوئنتس، کارپنتیه، کورتاسارو …) بر سر نسل‌های بعد بسیار سنگین بود.

ستاره ی دوردست

15,000 تومان

روبرتو بولانیو

ترجمه: اسدالله امرایی

روبرتو بولانیو‌ آبالوس شاعر و رمان‌نویس شیلیایی در ۱۹۵۳ متولد شده و در سال ۲۰۰۳ از دنیا رفته است. بولانیو که در دهه‌ی۱۹۷۰‌ به تروتسکیست‌ها پیوسته بود، در سال ۱۹۷۳ برای کمک به انقلاب مسالمت‌آمیز شیلی و حمایت از سالوادور آلنده از مکزیک به شیلی بازگشت، پس از کودتای آگوستو پینوشه، بازداشت شد. گرچه در ایامی که زنده بود به علت بداخلاقی و نقدهای گزنده‌اش مشهور بود، اما پس از مرگ به یکی از نویسندگان مطرح جهان تبدیل شد. روبرتو بولانیو سال‌هاست که لقب ناسازگارترین نویسنده‌ی امریکای لاتین را یدک می‌کشد. با اینکه چند سالی از مرگش می‌گذرد اما هنوز بسیاری نقدهای تند و گزنده‌ی این شاعر و رمان‌نویس برجسته را فراموش نکرده‌اند. شاید همین کینه‌ی تاریخی باشد که باعث شده او هیچگاه آنطور که شایسته‌اش بود، مورد تحسین قرار نگیرد..

روبرتو بولانیو در شیلی همان اهمیتی را دارد که گابریل گارسیا مارکز در کلمبیا دارد. در واقع بولانیو نماد مبارزات مردم شیلی با استعمار و کارتل های مالی است. دوران آلنده تبدیل به رویایی برای مردم این کشور شده و دیکتاتوری پینوشه تاثیری ژرف بر روح و روان اهل اندیشه در این کشور نهاده، ستاره دوردست تصویری از نفوذ نهادهای امنیتی به محافل روشنفکری و دانشجویی شیلی است که در قالب داستانی جذاب و حیرت انگیز روایت می شود.

کابوی تحمل ناپذیر

0 تومان

روبرتو بولانیو

مترجم: وحید علیزاده رزازی

بولانیو می‌گوید: «به‌راستی سالم‌تر است سفر نکردن، سالم‌تر است جنب نخوردن و هرگز از خانه پا بیرون نگذاشتن، بهتر است در زمستان خود را با لباسی گرم بپوشانید و تنها در تابستان شال گردنتان را بردارید، سالم‌تر است نه دهان بگشایید و نه پلک برهم‌زنید، سالم‌تر است نفس نکشیدن. اما حقیقت این است که نفس می‌کشید و رهسپار سفر می‌شوید.» و او خود در این سفر لای تک‌تک منافذ، در پی هر قدمی که برمی‌دارد، با و در ادبیات نفس می‌کشد. چه آنکه خود، ادبیات را محصول رگباری شگفت از خون، عرق، اسپرم و اشک می‌داند.

وقتی بولانیو کتاب حاضر را به ناشرش تحویل می‌داد، در مخیله‌اش هم نمی‌گنجید که روزهایش به شماره افتاده‌اند. و کمتر از پانزده روز بعد در انتظار پیوند کبد از دنیا رفت و کابوی تحمل‌ناپذیر را هرگز به چشم ندید. با این همه آنگاه که خطابه‌ی «ادبیات + بیماری = بیماری» را به رفیق و پزشک معالجش ویکتور بارگاس تقدیم می‌کرد، گویا صدای جرس را از دوردست‌ها می‌شنید که  با صلای نویسنده‌ی محبوبش، بورخس در هم‌آمیخته بود که می‌گفت: «تنها آنچه گذشته است، از آن ماست.»

موسیو پن

0 تومان
   روبرتو بولانیو
   پوپه میثاقی

«موسیو پن» یکی از مشهورترین رمان‌های بولانیو است، رمانی که اولین‌بار در سال ۱۹۹۹ منتشر شد، یعنی چهار سال پیش از مرگ نویسنده. بااین‌حال نسخه‌ی انگلیسی این رمان ژانویه‌ی سال ۲۰۱۰ در امریکا منتشر شد و در کمتر از یک ماه تبدیل به پرفروش‌ترین رمان خارجی امریکا شد. انتشارات «نیو دایرکشن» رمان «موسیو پن» را به عنوان بهترین اثر کارنامه‌ی یک‌ساله‌اش انتخاب کرد. همان‌ سال «ویل بلایث» در روزنامه‌ی «نیویورک تایمز» درباره‌ی این کتاب نوشت: «موسیو پن رازآلودترین رمان بولانیو است، داستانی که او در سال ۱۹۸۱ یا ۸۲ نوشته است و سرشار است از رازهایی که باید در زندگی واقعی او جست‌وجوی‌شان کرد.»

«موسیو پن» با این بند شروع می‌شود:

«پاريس، 1938

غروبِ چهارشنبه ششم آوريل، وقتی آماده می‌شدم از خانه بروم بيرون، تلگرافی از دوست جوانم مادام رينو به دستم رسيد که درش تقريباً با حالتی اضطراری درخواست کرده بود آن شب در کافه بوردو نزديک محل زندگی‌ام در خيابان ريوِلی حاضر شوم، و اين يعنی اگر عجله می‌کردم هنوز می‌توانستم به‌موقع برسم آن‌جا.

اولين نشانه‌ی ورودم به ماجرايی منحصربه‌فرد بلافاصله خودش را نشان داد: موقع پايين ‌رفتن از پله‌ها به دو مرد برخوردم که مي‌آمدند بالا به طبقه‌ی سوم. اسپانيايی صحبت می‌کردند، که من نمی‌فهمم، و بارانی‌هاي تيره پوشيده بودند و کلاه‌های لبه‌پهنی داشتند که چون روی پله‌های پايين‌تر از من بودند صورت‌ها‌شان را می‌پوشاند. به خاطر تاريک‌روشن معمول راه‌پله‌ها، همين‌طور به خاطر شيوه‌ی آرام راه رفتنم، تا وقتي درست مقابل‌شان قرار نگرفتم ــ فقط سه پله دورتر ازشان ــ متوجه حضورم نشدند، و تازه آن موقع بود که دست از صحبت کشيدند و جای اين‌که کنار بروند و راه باز کنند تا بروم پايين (پله‌ها براي رد شدن دو نفر به اندازه‌ی کافي پهن است، نه براي رد شدن سه نفر پهلوبه‌پهلو)، براي چند لحظه‌ای که به‌نظر رسيد ثابت ماند و بدل شد به تصويری از ابديت، به‌هم خيره شدند (بايد تأکيد کنم که من چند پله‌ ازشان بالاتر بودم)، و بعد، آرام، خيلي آرام، نگاه‌های خيره‌شان را دوختند به من.»

یک رمانک لمپن

55,000 تومان
نويسنده روبرتو بولانیو
ترجمه (از اسپانیایی) مریم اسماعیل‌پور,وحید علیزاده رزازی

یک رمانک لمپن آخرین رمان روبرتو بولانیو است که در زمان حیاتش منتشر شد، داستان عجیب و رازآلود خواهر و برادری که مرگ پدر و مادرشان زندگی آن‌ها را زیر و زبر می‌کند.

روبرتو بولانیو یا روبرتو بلانیو (به اسپانیایی: Roberto Bolaño) نویسنده و شاعرشیلیایی و از پیشگامان موج نوی داستان‌نویسی آمریکای جنوبی است.

روبرتو بولانیو نماد دومین پوست‌اندازی مهم ادبیات آمریکای لاتین در قرن بیستم است؛ تحولی بنیادین در ادبیات این قاره که اواخر قرن بیستم رخ داد و هنوز جوان‌تر از آن است که تبعاتش را دریابیم. سایه آن نسل از غول‌هایی که در نیمه دوم قرن بیستم ادبیات آمریکای لاتین و چه بسا ادبیات جهان را تسخیر کردند (میگل آنخل آستوریاس، بورخس، مارکز، یوسا، فوئنتس، کارپنتیه، کورتاسارو …) بر سر نسل‌های بعد بسیار سنگین بود. نویسندگان نسل‌های بعد دو راه بیشتر نداشتند: راه غول‌ها را ادامه بدهند که چندان جذابیتی نداشت چون از یک سو بورخس و مارکز در رئالیسم جادویی و از آن سو یوسا و فوئنتس در رمان‌های سیاسی به چنان اوجی دست یافته بودند که تقلید از کارشان جز مضحکه حاصلی نداشت. این راه ساده‌تر را عده‌ای کثیر برگزیدند، همان گونه که عمدتاً در ادبیات چنین می‌کنند. از یک سو داستان‌های رئالیسم جادویی پر از حکایات مادربزرگ‌ها، عجوزه‌ها و جادوگران، تصاویر اغراق‌شده که با لحنی واقعی و سرد روایت می‌شدند، به تولید انبوه رسید و از سوی دیگر داستان دیکتاتورها، ادبیات سیاسی در باب کشتارهای جمعی سیاسی و شخصیت‌های بیمار دیکتاتورها و خشونت و سرکوب و همه آن چیزهایی که مضامین اصلی آثار یوساست. ایزابل آلنده را باید نماینده این گروه مقلدان و مشهورترین آنها دانست؛ کسی که تلاش‌هایی برای تلفیق دستاوردهای نویسندگان نسل قبل از خود کرده که هیچ‌یک به اصالت و قدرت آثار بورخس، یوسا و کورتاسار نیست. اما عده‌ای دیگر هم بودند، جوانانی عصیان‌گر و خلاق که زیر سایه ماندن را برنتافتند و به دنبال بازکردن راهی نو برای ادامه حیات خلاقانه آمریکای لاتین بودند. آنان از تکرار قصه جادوگران و دیکتاتورها خسته شده بودند؛ از اینکه به خاطر مصائب و عقب‌ماندگی‌های سیاسی و فرهنگی کشورشان زبانزد جهانیان بشوند و غربی‌ها چنان داستان‌هایشان را بخوانند که انگار در باغ وحش به دیدن حیوانی عجیب آمده‌اند، خسته شده بودند. انرژی شوکی که بورخس، یوسا و مارکز به ادبیات جهان وارد کرده بودند در انتهای قرن بیستم تخلیه شده و ادبیات آمریکای لاتین تمام قد جذب ماشین صنعت فرهنگ‌سازی غربی شده بود. نویسندگانی بودند که می‌خواستند علیه این فضا شورش کنند و حرف نوی خویش را بار دیگر به ادبیات جهان بقبولانند. روبرتو بولانیو مهم‌ترین نماینده این عصیان است.