۲۱ درس برای قرن ۲۱
یووال نوح هراری
مترجم: سودابه قیصری
نویسنده و استاد تاریخ فوق العاده محبوب اینبار در کتاب جدیدش به همین حالای ما پرداخته.
کتاب جدید نویسنده کتاب های پرفروش انسان خردمند و انسان خداگونه
یووال نوح هراری خود به بهترین نحو در مقدمه هدفش را از نوشتن این کتاب بیان کرده است. با هم گزیده ای از مقدمه را می خوانیم. فهرست کتاب را هم در آخر آورده ایم تا با بحث های جذاب و البته حیاتی کتاب برای زندگی در دنیای امروز آشنا شوید.
به عنوان تاریخدان، نمی توانم به مردم غذا و لباس بدهم _ اما می توانم تلاش کنم کمی شفافیت به آنها عرضه کنم، و از آن راه، به مسطح شدن زمین بازی جهانی کمک کنم.
کتاب اولم، انسان خردمند، گذشته انسان را بررسی کرده و نشان می دهد چگونه میمونی ناچیز به فرمانروای سیاره زمین تبدیل شد.
انسان خداگونه، کتاب دومم، تعمقی است درباره آینده درازمدت زندگی، درباره اینکه چگونه انسانها ممکن است عاقبت به خدایان تبدیل شوند و اینکه مقصد نهایی هوش و وجدان بشر چه می تواند باشد.
در این کتاب ( 21 درس برای قرن 21) می خواهم بر اینجا و اکنون تمرکز کنم. تمرکز من بر مسائل جاری و آینده بی واسطه جوامع بشری است. اکنون چه چیزی در حال روی دادن است؟ بزرگترین چالش ها و مهم ترین انتخاب های امروز چیست؟
آن ها که می روند و آن ها که می مانند
النا فرانته
ترجمه: سودابه قیصری
داستان آن ها که می روند و آن ها که می مانند ، اواخر دهۀ شصت و هفتاد میلادی روی می دهد . این کتاب ، ادامۀ داستان لی لای پر شر و شور و سرکش و صمیمی ترین دوستش ، النای باهوش و خورۀ کتاب است . لینا ، بعد از جدا شدن از همسرش ، با پسرش در محلۀ جدیدی در ناپل زندگی و در کارخانه ای محلی کار می کند . النا ناپل را ترک کرده و از دانشگاهی ممتاز مدرک گرفته و کتابی منتشر کرده است ، و همۀ این ها دری به جهانی از همسخنانی فرهیخته و جذاب به رویش گشوده است.
پسر روی جعبه چوبی
پسر روی جعبه چوبی -- لئون لایسن -- سودابه قیصری
بدین سان فهرست شیندلر ناممکن را ممکن کرد
کتاب را دوست داشتم و نمی توانستم آن را زمین بگذارم . خاطرات لایسن مرا به زمانی دیگر ، جهانی دیگر برد که کودکیمان از ما دزدیده شد . جایی که یک شبه به دشمنان کشور تبدیل شدیم ، تا آواره و شکنجه شویم و به قتل برسیم فقط به این دلیل که یهودی بودیم . اسکار شیندلر به حهان یاد داد که یک نفر هم می تواند تفاوت ایجاد کند و لئون لایسن با شریک کردن ما در زندگی و خاطراتش به حتم این تفاوت را ایجاد کرد
رنا فیندر ؛ از بچه های شیندلر
جنگها چگونه ما را تغییر دادند؟
نویسنده: مارگارت مکمیلان
مترجم: سودابه قیصری
غریزه مبارزه ممکن است در طبیعت انسان ذاتی باشد، اما جنگ - خشونت سازمان یافته - با جامعه سازمان یافته همراه است. جنگ تاریخ بشریت، نهادهای اجتماعی و سیاسی، ارزشها و ایدههای آن را شکل داده است. زبان ما، فضاهای عمومی ما، خاطرات خصوصی ما، و برخی از بزرگترین گنجینه های فرهنگی ما، شکوه و بدبختی جنگ را منعکس می کنند. جنگ موضوعی ناخوشایند و چالش برانگیز است، نه حداقل به این دلیل که هم شریرانه ترین و هم شرافتمندانه ترین جنبه های بشریت را به نمایش می گذارد. مارگارت مک میلان به راه هایی می پردازد که جنگ بر جامعه بشری تأثیر گذاشته است و به نوبه خود چگونه تغییرات در سازمان سیاسی، فناوری یا ایدئولوژی ها بر چگونگی و چرایی مبارزه ما تأثیر گذاشته است. کتاب سوالات بسیار بحث برانگیزی و بحث برانگیز را بررسی می کند: اولین بار چه زمانی جنگ شروع شد؟ آیا طبیعت انسان ما را محکوم به جنگ با یکدیگر می کند؟ چرا جنگ به عنوان سازمان یافته ترین فعالیت های بشری توصیف شده است؟ چرا جنگجویان تقریبا همیشه مرد هستند؟ آیا جنگ هرگز در کنترل ماست؟ مک میلان با استفاده از درسهایی از جنگهای گذشته، از تاریخ کلاسیک تا امروز، چهرههای بسیاری از جنگ را آشکار میکند – راهی که گذشته، آینده ما، دیدگاههای ما از جهان، و تصور ما از خودمان را تعیین کرده است.
خالکوب آشوویتس
هدر موریس
ترجمه: سودابه قیصری
خالکوب آشوویتس سندی خارق العاده است که هفتاد سال پس از حوادثی که شرح اش رفته است به دستمان رسیده و نهیب مان می زند، چگونه بسیاری از داستان ها تا ابد ناگفته می مانند . به یادمان می آورد که هر یک از قربانیان بی شمار هولوکاست آدمی بوده با داستانی یگانه... و این قصه، قصه ای است یکتا ، حتی با معیار های قصه های هولوکاست - با داستانی موثر، جسور و روحیه بخش و البته ، پنجره ای گشوده به یکی از وحشتناک ترین حوادث تاریخ بشر. هدر موریس درخالکوب آشوویتس ، داستان لیل را با وقار و خودداری تعریف می کند، هرگز اجازه نمی دهد صدای خودش در آن رخنه کند، همچنین نمی گذارد داستان عشق بر بافت بزرگ تر آن ، یعنی دربه دری، آسیب روانی و بقا چیره شود. خالکوب آشوویتس داستانی است درباره هستی پهلو به پهلوی غایت رفتار بشر: خشونت حساب شده در کنار رفتارهای پیش بینی نشده و عاری از خودخواهی عشق.
داستان کودک گمشده
النا فرانته
مترجم: سودابه قیصری
اِلنا فرانته (ایتالیایی: Elena Ferrante, تلفظ ایتالیایی: [ˌɛ:lena ferˈrante]، زادهٔ ۱۹۴۳ میلادی در ناپل)، نام مستعار نویسندهٔ مطرح زن اهل ایتالیایی است. وی بهصورت ناشناس فعالیت میکند. کتابهای فرانته تاکنون به چندین زبان از جمله؛ انگلیسی، فرانسه، آلمانی، هلندی، اسپانیایی، و فارسی … در بیش از ۳۹ کشور ترجمه شدهاست. خوانندگان در کتابهای او، که معروفترین آنها رمانهای ناپلی است. دربارهٔ هویت، تمایلات سرکش، عشق، خانواده، و دوستی؛ قدرت و زیبایی مسحورکنندهای کشف میکنند، حال آنکه همهٔ اینها در یک زمینه اجتماعی همچون کلافی درهم پیچیده شدهاند. فرانته در سال ۲۰۱۶ میلادی در فهرست صد نویسندهٔ تأثیرگذار جهان از طرف مجلهٔ تایم ۱۰۰ انتخاب شد. در سال ۲۰۱۶ میلادی جایزه جهانی من بوکر، را برای کتاب داستان فرزند گمشده دریافت کرد.
داستان یک اسم جدید
النا فرانته
سودابه قیصری
در 2012، دوست باهوش من النا فرانته ، لی لا و النای فراموش نشدنی را به خوانندگان معرفی کرد ، که دوستی مادام العمرشان ستون فقرات سری داستان های ناپل را تشکیل می دهد . داستان یک نام جدیددومین کتاب این سری است . با این کتاب ها ، که جیمز وود نیویورکر آن ها را این گونه توصیف می کند ، -عالی ، فریبنده ، بسیار محبوب .. داستانی ظریف و زیبا از به هم پیوستن و واژگونی - فرانته ثابت می کند یکی از ماهرترین قصه گویان ایتالیاست . او به روشنی درباره محله خاصی در ناپل از اواخر 1950تاکنون و درباره دو زن جوان چشمگیر که محصول آن مکان و زمان هستند ، می نویسد . با این همه ، در نوشته اش ، او دنیایی خلق می کند که خوانندگان خود را در آن بشناسند و پرتره ای شگرف و متفاوت از دوستی را طرح می کند.
دختری که از زندان داعش گریخت (گاهی آنچه انسان بر سر انسان میآورد باورکردنی نیست)
فریده خلف
ترجمه: سودابه قیصری
بر اساس این کتاب، داعش ایزدی ها را به بهانه کفر، قتل عام کرد و زنان آنها را به اسارت گرفت.
میخائیل و مارگریتا
جولی لکسترام هایمز
ترجمه: سودابه قیصری
سال ۱۹۳۳ در روسیه است و حرفهی ادبی رشکبرانگیز میخائیل بولگاکف در آستانهی فروپاشی قرار دارد. دوست و مرشد او، شاعر اوسیپ ماندلشتام، بازداشت، شکنجه و تبعید شده است. در همین حال، مأموری اسرارآمیز از پلیس مخفی استالین، وسواسی روزافزون برای افشای بولگاکف بهعنوان دشمن دولت پیدا کرده است. برای بدترکردن اوضاع، بولگاکف عاشق مارگاریتای صریحاللهجه و خطرناک شده است. او در آستانهی بازداشتی قریبالوقوع و شیفتهی مارگاریتا، الهام میگیرد تا شاهکار خود، مرشد و مارگاریتا، را بنویسد؛ رمانی طنزآمیز که بهشدت قدرت و قدرتمندان را به نقد میکشد.
میخائیل و مارگاریتا، که از مجالس پرشور خواندن آثار در خانههای نخبگان مسکو تا اردوگاه کار اجباری سیبری امتداد مییابد، روایتگر یک مثلث عشقی پرشور است و در عین حال تصویری از کشوری با سنت ادبی باشکوه ترسیم میکند که با دیکتاتوریای روبهروست که هیچ مخالفتی را تحمل نمیکند. مارگاریتا زنی قدرتمند و آرمانگراست که دو مرد بسیار متفاوت بهشدت عاشق او هستند، مردانی که هر دو تلاش میکنند او را از دسیسههای رژیمی که در دوران فریب سیستماتیک، تشنهی قربانیکردن انسانهاست، محافظت کنند.
میخائیل و مارگاریتا، برندهی جایزهی بهترین رمان اول از مرکز داستان (Center for Fiction) در سال ۲۰۱۷، روایتی است «اتمسفریک، جذاب، معتبر و عمیقاً پرتعلیق که خواننده را کاملاً با خود میبرد» (مارگو لیوزی).
«کتابی دربارهی سرکوب اقتدارگرایانهی آزادی بیان و طنز، که متأسفانه همچنان بهروز است.» — فلاوروایر
نامه
كاترين هيوز
مترجم: سودابه قيصری
تينا کريگه، يک مأموريت در زندگي دارد؛ فرار از همسر دائمالخمر و خشناش. تينا تمام ساعات روز کار ميکند تا پسانداز کرده و بتواند همسرش را ترک کند. او تعطيلات آخر هفته را هم در فروشگاه خيريهاي سپري ميکند. روزي هنگام جستجوي جيبِ کُت دستدوم اهدايي به خيريه، نامهي باز نشدهاي مييابد. تينا نميتواند بر کنجکاوي خود غلبه کند. او نامه را باز ميکند و آن را ميخواند؛ نامهاي که زندگياش را کاملا تغيير ميدهد. بيلي استرلينگ، ميداند احمقانه رفتار کرده، اما ميخواهد همه چيز را جبران کند. نامهاي مينويسد که اميدوار است آيندهاش را تغيير دهد، نامهاي که همه چيز را تغيير ميدهد اما به طريقي که بيلي حتي فکرش را هم نميکند. «نامه» داستان زندگي دو زن را بازگو ميکند که در دهههاي مختلفي به دنيا آمدهاند ولي سرنوشت، آن دو را به هم پيوند ميدهد، و نشان ميدهد که چگونه تباهي و نابودي يکي از آنها به رهايي ديگري ميانجامد. «کاترين هيوز» در سال 1964، در آتري نِم چِشر، حدود چند مايلي جنوب منچستر به دنيا آمد و اولين کتاب خود «نامه» را در سال 2015 منتشر کرد که در همان سال پرفروشترين کتاب Ebook و نامزد جايزه بهترين داستان بر اساس تاريخ شد.
همسر گمشده
آلیسون ریچمن
ترجمه: سودابه قیصری
در پراگ قبل از جنگ، روياي دو عاشق جوان با حمله ارتش نازي در هم شكسته شد. سپس، دههها بعد، هزاران كيلومتر دورتر، در نيويورك، نگاهي گريزناپذير از آشنايي، بين دو غريبه رد و بدل شد... سرنوشت، به لنكا و يوزف شانس دوبارهاي ميدهد. همسر گمشده، آسايش مسحوركننده زندگي در پراگ قبل از اشغال، وحشت اروپاي نازي، انعطافپذيري روح انسان و نيروي خاطره را كاوش ميكند. - لمساش كن، تنفساش كن. هرگز رهايت نخواهد كرد. اگر نور آفتاب را كف دستانت قرار دهي، به سايه تبديل ميشود. اگر كرم شبتاب را در شيشهاي بگذاري، ميميرد. اما اگر با بالهاي باز عشق بورزي، هميشه نشاط معلق ماندن در پرواز را احساس خواهي كرد.