خاطرات پس از مرگ براس کوباس 💯
ماشادو د آسیس
مترجم: عبدالله کوثری
«من نویسندهای فقید هستم، اما نه به معنای آدمی که چیزی نوشته و حالا مرده، بلکه به معنای آدمی که مرده و حالا دارد مینویسد.» ماشادو دآسیس با این تمهید هشیارانه و بیمانند، راوی این زندگینامه را آزاد میگذارد تا فارغ از دغدغههای آدمی زنده، زندگی خود را روایت کند و روایت این زندگی فرصتی میشود تا نویسندة تیزبین و متفکر با زبانی آمیخته به طنزی شکاکانه زیر و بم وجود آدمی، عواطف و هیجانات، بلندپروازیها و شکستها و پیروزیهای او را از کودکی تا دم مرگ پیش روی ما بگذارد و پرسشهایی ناگزیر را در ذهنمان بیدار کند. خاطرات پس از مرگ، بعد از انتشار به زبان انگلیسی در شمار صد رمان بزرگ جهان جای گرفت و نویسندهی آن امروز بزرگترین نویسندهی امریکای لاتین در قرن نوزدهم به شمار میرود.
دن کاسمورو 💯
ماشادو دِ آسیس
مترجم: عبدالله کوثری
نویسندهٔ برزیلی، ماشادو دِ آسیس (Machado de Assis)، که شایستهٔ مقایسه با غولهای ادبی چون لورنس استرن، هنری فیلدینگ، گوستاو فلوبر، جیمز جویس، مارسل پروست و ساموئل بکت است، مدتها همچنان استادی ناشناخته و نادیدهگرفتهشده در عرصهٔ رمان مدرن باقی مانده است. سوزان سانتاگ، که از ستایشگران پرشور او بود، وی را «بزرگترین نویسندهای که تاکنون در آمریکای لاتین پدید آمده است» نامید؛ در حالی که منتقد برجسته، هارولد بلوم، او را «بزرگترین هنرمند ادبی سیاهپوست تا به امروز» خواند.
با وجود چنین ستایشهای بلندی، ماشادو تنها بهتدریج و به شکلی ناپیوسته توانسته است در سطح بینالمللی به جایگاه واقعی خود دست یابد. یکی از دلایل این امر آن است که ماشادو، بهعنوان نویسندهای که به زبان پرتغالی مینوشت، گرفتار سرنوشت زبانی شد که از آن بهعنوان «گورستان زبانهای ادبی» یاد کردهاند.
پژوهشگر اِرل فیتز (Earl Fitz) در اینباره استدلال کرده است:
«اگرچه پرتغالی امروزه ششمین زبان پرگویش جهان است و از نظر تعداد گویشوران بسیار جلوتر از زبانهایی مانند آلمانی، فرانسوی، ایتالیایی و ژاپنی قرار دارد، اما این زبان بهطور معمول در مراکز آموزشی مطالعه نمیشود. در نتیجه، ادبیات پرتغالی برای اکثریت عظیمی از خوانندگان و منتقدان، حتی کسانی که به دانش خود دربارهٔ سنت ادبی غرب میبالند، همچنان سرزمینی ناشناخته و کشفنشده باقی مانده است.»
علاوه بر این، ماشادو ــ که دوران فعالیت ادبیاش با چندین جنبش مهم ادبی، از جمله رمانتیسم، رئالیسم، ناتورالیسم، سمبولیسم و امپرسیونیسم همزمان بود ــ در برابر قرار گرفتن در چارچوب هر یک از این مکاتب مقاومت میکند.
در واقع، آثار ماشادو ترکیبی پیچیده و چالشبرانگیز از اصول و ویژگیهای زیباییشناختی گوناگون را شکل میدهند. اگر این اصل درست باشد که استثناها معمولاً قوانین را بیاعتبار میکنند، نویسندگان استثنایی مانند ماشادو در فرآیند شکلگیری نظام ادبی (canon formation) اغلب جایگاه نامناسبی پیدا میکنند.
با این حال، صد سال پس از مرگ او، شمار بیشتری از آثارش در حال ترجمه، خوانده شدن و مورد مطالعه قرار گرفتن است؛ و سرانجام ماشادو دِ آسیس در حال کسب جایگاهی است که شایستهٔ آن است: یکی از برجستهترین استادان رمان مدرن.
«دُن کاسمورو (Dom Casmurro)» انتخاب مورد اتفاقنظر منتقدان بهعنوان شاهکار ماشادو دِ آسیس است. این اثر، مطالعهای روانشناختی و نوآورانه دربارهٔ میل، حسادت، بدگمانی بیمارگونه و توهم است. از دیدگاه هلن کالدول (Helen Caldwell)، پژوهشگر برجستهٔ آثار ماشادو، این کتاب «بهترین رمانی است که تاکنون در قارهٔ آمریکا، چه شمال و چه جنوب، نوشته شده است» و باید آن را اثر اوج و کمالیافتهٔ نویسنده دانست:
«این رمان نهتنها از نظر هنری بر دیگر آثار او برتری دارد، بلکه عناصر شش رمان نخست ماشادو نیز در اینجا به شکلی کاملتر و پختهتر ظاهر میشوند: پرداخت شخصیتها، ساختارهای روایی، گسترش مضمونها ــ یعنی تمام هنر و فن رماننویسی.»
برای خوانندگانی که با این نویسندهٔ شگفتانگیز تازه آشنا میشوند، «دُن کاسمورو» نقطهٔ آغاز ایدهآلی است تا بتوانند عظمت و دستاورد ادبی چشمگیر ماشادو دِ آسیس را درک و تحسین کنند.
عیسو و یعقوب
ماشادو د آسیس
ترجمه: مهدی زنجانی
«عیسو و یعقوب» آخرین رمان از چهار رمان بزرگ ماشادو دو آسیس است. در یک سطح، داستان دو برادر دوقلوست که عاشق یک زناند و ناتوانی آن زن در انتخاب میان آن دو. در سطحی دیگر، داستان خود برزیل است که میان سنت و مدرنیته و میان آرمانهای پادشاهیخواهی و جمهوریخواهی گرفتار شده است. ماشادو دو آسیس بهجای یک حکایت قهرمانانهٔ کتاب مقدسی، داستانی از کشمکشهای کوچک، جاهطلبیهای متضاد، تردیدها و ناامنیها به ما میدهد؛ چیزهایی که بخشی از سرشت انساناند.