خاطرات پس از مرگ براس کوباس 💯
تومان 750,000
ماشادو د آسیس
مترجم: عبدالله کوثری
«من نویسندهای فقید هستم، اما نه به معنای آدمی که چیزی نوشته و حالا مرده، بلکه به معنای آدمی که مرده و حالا دارد مینویسد.» ماشادو دآسیس با این تمهید هشیارانه و بیمانند، راوی این زندگینامه را آزاد میگذارد تا فارغ از دغدغههای آدمی زنده، زندگی خود را روایت کند و روایت این زندگی فرصتی میشود تا نویسندة تیزبین و متفکر با زبانی آمیخته به طنزی شکاکانه زیر و بم وجود آدمی، عواطف و هیجانات، بلندپروازیها و شکستها و پیروزیهای او را از کودکی تا دم مرگ پیش روی ما بگذارد و پرسشهایی ناگزیر را در ذهنمان بیدار کند. خاطرات پس از مرگ، بعد از انتشار به زبان انگلیسی در شمار صد رمان بزرگ جهان جای گرفت و نویسندهی آن امروز بزرگترین نویسندهی امریکای لاتین در قرن نوزدهم به شمار میرود.
داستان برزیلی| چاپ چهاردهم، ۱۴۰۴| شومیز، رقعی| ۲۹۳ صفحه| مروارید
رمان «خاطرات پس از مرگ براس کوباس» اثر ژواکیم ماریا ماشادو د آسیس یکی از بدیعترین و پیشروترین آثار ادبیات آمریکای لاتین است؛ رمانی که پیش از رواج رسمی مدرنیسم و پستمدرنیسم، بسیاری از شگردهای آنها را بهکار میگیرد و بنیان رمان واقعگرای کلاسیک را بهطور آگاهانه به چالش میکشد. این اثر نهتنها نقطهٔ عطفی در کارنامهٔ ماشادو د آسیس، بلکه در تاریخ رمان جهان محسوب میشود.
مهمترین ویژگی رمان، زاویهٔ دید آن است: راوی، مرده است. براس کوباس روایت زندگی خود را از آنسوی گور آغاز میکند و همین انتخاب، از همان ابتدا هرگونه توهم اخلاقی، پیشرفتباوری یا معناگرایی کلاسیک را فرو میریزد. مرگ به راوی این امکان را میدهد که بیهیچ تعهد اخلاقی، اجتماعی یا عاطفی به زندگی بنگرد. او نه در پی توبه است، نه اصلاح گذشته، و نه حتی دفاع از خود؛ بلکه با نگاهی سرد، طعنهآمیز و گاه بیرحمانه، پوچی زندگی خویش و جامعهای را که در آن زیسته افشا میکند.
براس کوباس نمایندهٔ طبقهٔ اشرافی برزیل قرن نوزدهم است؛ طبقهای تنآسا، خودشیفته و تهی از مسئولیت اجتماعی. او نه قهرمان است و نه ضدقهرمان به معنای متعارف، بلکه انسانی است بیاثر که بزرگترین دستاورد زندگیاش «نکردن» است. مهمترین افتخار او این است که فرزندی نیاورده تا رنج و فلاکت هستی را به نسل بعد منتقل کند. این گزارهٔ بهظاهر طنزآمیز، در واقع بیان صریح بدبینی فلسفی رمان نسبت به مفهوم پیشرفت، تداوم و معناست.
ساختار رمان بهشدت گسسته و ضدروایی است. فصلها کوتاهاند، گاه تنها چند خط، و روایت پیوسته بارها قطع میشود. نویسنده مستقیماً با خواننده سخن میگوید، او را دست میاندازد، تهدید میکند یا به تمسخر میگیرد. این شکستن دیوار میان متن و خواننده، رمان را به اثری خودآگاه بدل میکند که دائماً در حال تأمل دربارهٔ خودِ روایت است. ماشادو د آسیس از این طریق نشان میدهد که حقیقت زندگی نه در روایتهای منسجم، بلکه در پراکندگی، تناقض و ناتمامی نهفته است.
از نظر مضمونی، رمان نقدی عمیق بر ریاکاری اخلاقی، جاهطلبی توخالی، عشقهای خودخواهانه و علمزدگی سطحی است. رابطهٔ براس کوباس با ویرژیلیا، عشقی نیست که به رهایی یا تعالی بینجامد، بلکه بازتابی از خودپرستی و میل به برتری اجتماعی است. حتی ایدهٔ اختراع «مرهم ضد مالیخولیا» که براس کوباس به آن دل میبندد، کنایهای است به توهم نجات بشر از رنج، بیآنکه ریشههای آن رنج فهمیده شود.
در لایهای عمیقتر، رمان حامل نوعی بدبینی فلسفی نزدیک به اندیشههای شوپنهاوری است، هرچند بدون نظامسازی فلسفی. زندگی در این اثر نه مسیر معنا، بلکه زنجیرهای از امیال ناکام، تصادفها و خودفریبیهاست. مرگ، برخلاف سنت رمانهای اخلاقی، نه نقطهٔ داوری، بلکه نقطهٔ رهایی از توهم است. راوی تنها پس از مرگ است که میتواند صادق باشد، زیرا دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد.
نثر ماشادو د آسیس ظاهراً ساده، اما از نظر فکری بسیار پیچیده است. طنز او طنزی سبک یا سرگرمکننده نیست، بلکه طنزی تلخ و برنده است که بهتدریج بنیانهای اخلاقی، اجتماعی و حتی ادبی را فرسایش میدهد. خواننده در طول رمان بارها میخندد، اما این خنده همواره با نوعی ناراحتی و آگاهی ناخوشایند همراه است.
در مجموع، «خاطرات پس از مرگ براس کوباس» رمانی است ضدقهرمانانه، ضدآرمانگرایانه و ضدروایت که پیشاپیش بسیاری از دستاوردهای رمان مدرن را محقق کرده است. این اثر نه در پی آموزش اخلاق است و نه ارائهٔ معنا، بلکه آینهای است که پوچی، خودفریبی و تصادفیبودن زندگی انسانی را بیرحمانه بازمیتاباند. به همین دلیل، این رمان همچنان اثری زنده، تکاندهنده و بهشدت معاصر به نظر میرسد، حتی با گذشت بیش از یک قرن از نگارش آن.
| وزن | 500 گرم |
|---|

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.