نمایش 26–29 از 29 نتیجه

نمایش 9 24 36

موج ها

870,000 تومان

   ویرجینیا وولف

   مهدی غبرایی

ویرجینیا وولف در لندن به دنیا آمد و مادرش را وقتی ۳ ساله بود از دست داد. پدرش، لسلی استفن، منتقد برجسته آثار ادبی عصر ویکتوریا و از فیلسوفان مشهور بود. ویرجینیا با برپایی جلسات بحث دوستانه همراه خواهرش ونسا و برادرش توبی و دوستان آنها تجربه نو و روشنفکرانه‌ای به دست آورد.

«برنارد گفت؛ حالا وقت جمع‌بندی است. حالا باید معنای زندگی‌ا‌م را برای‌تان شرح دهم. چون یکدیگر را نمی‌شناسیم. هرچند که یک بار دیدم تان، گمانم در عرشه یک کشتی که به آفریقا می‌رفت… دچار این توهمم چیزی که لحظه‌ای بر جا می‌ماند، گردی، وزن و ژرفا دارد و کامل است. در این لحظه انگار زندگی من همین است…»

در ادبیات انگلیس، دشوار می‌توان رمانی را یافت که بیش از موج‌ها به شعر نزدیک باشد. استیون اسپندر «موج‌ها» را بزرگ‌ترین دستاورد ویرجینیا وولف می‌داند.موج‌ها از زبان شش راوی از خردسالی تا بزرگ سالی بیان می‌شود. در فصل آخر، راوی داستان،‌ علاوه بر خودش، در قالب پنج راوی دیگر فرو می‌رود و رمان را با یک تک‌‌گویی ۵۰ صفحه‌ای به پایان می‌رساند. او در این اثر تمام بیهودگی و شکوهی را که در زندگی تجربه کرده، یک جا گردآوری و در قالب کلمات ریخته است.ویرجینیا وولف در لندن به دنیا آمد و مادرش را وقتی ۳ ساله بود از دست داد. پدرش، لسلی استفن، منتقد برجسته آثار ادبی عصر ویکتوریا و از فیلسوفان مشهور بود. ویرجینیا با برپایی جلسات بحث دوستانه همراه خواهرش ونسا، و برادرش توبی و دوستان آنها تجربه نو و روشنفکرانه‌ای به دست آورد.او در سال ۱۹۱۲ با لئونارد وولف کارمند پیشین اداره دولتی سیلان و دوست قدیمی برادرش ازدواج کرد و همراه با همسرش انتشارات هوکارث را در سال ۱۹۱۷ برپا کرد. انتشاراتی که آثار نویسندگان جوان و گمنام آن هنگام (از جمله کاترین منسفیلد و تی.اس. الیوت) را منتشر کرد.او طی جنگ‌های جهانی اول و دوم بسیاری از دوستان خود را از دست داد که باعث افسردگی شدید او شد و در نهایت در تاریخ ۲۸ مارس ۱۹۴۱، پس از اتمام آخرین رمان خود به نام «بین دو پرده نمایش»، خسته و رنجور از وقایع جنگ جهانی دوم و تحت تاثیر روحیه حساس و شکننده خود، به رودخانه «اوز» در «رادمال» رفت و خود را به دریا سپرد.سفر به بیرون، شب و روز، اتاق جیکوب، خانم دالووی، موج‌ها، سال‌ها و بین دو پرده، داستان‌های دیگری است از زنی که به دریا فکر می‌کرد.«برنارد گفت؛ کتابم، پر از جمله‌پردازی، افتاده روی زمین. زیر میز است تا زن نظافتچی که خسته و کوفته کله سحر دنبال کاغذ پاره، بلیت‌های کهنه تراموا و این جا و آنجا یادداشتی که گرد و گلوله مچاله و قاطی زباله شده بیاید و جاروشان کند و ببرد.جمله مناسب ماه چیست؟ جمله مناسب عشق چی؟ مرگ را به چه نامی بخوانیم؟ نمی‌دانم. زبان موجزی مثل زبان دلداده‌ها می‌خواهم، کلمات تک سیلابی مثل حرف زدن بچه‌ها… زوزه‌ای می‌خواهم؛ فریادی… دیگر به کلمات نیازی ندارم… هیچ یک از آن کلمات خوش‌طنین و گوش نواز را نمی‌خواهم… جمله‌های قلابی. دیگر کارم با جمله‌ها تمام شده.»وولف درباره موج‌ها می‌گوید: رمان موج ها کتابی است با شش شخصیت یا بهتر است بگویم با شش ساز. چون در واقع عبارت است از تک گویی‌های بلند درونی که مانند منحنی‌هایی به دنبال هم قرار می‌گیرند و گاه یکدیگر را قطع می‌کنند. آن هم با طرحی منطقی که هماهنگی هنر فوگ را به یاد می‌آورد.در این داستان موسیقی‌وار لحظه‌های دوران کودکی تامل‌های زودگذر و سریع ایام جوانی و دوستی در واقع جانشین آلگروهای سمفونی‌های موتسارت می‌شوند که آرام آرام جای خود را به اندانته‌های آرام و تک‌گویی‌های طولانی می‌دهند و در حقیقت بیانگر تاملاتی هستند در باب زندگی که به شکلی تنهایی بشری را به نمایش می‌گذارند.

میعاد در سپیده دم

650,000 تومان

رومن گاری

ترجمه: مهدی غبرایی

آنچه بر اهمیت این کتاب در مجموعه آثار رومن گاری می افزاید، این است که در وافع زندگینامه نویسنده است و تلخی ها و شیرینی های آن (با تفاوت عرصه های جولان) چه بسا به زندگی نسل ما نزدیک باشد. نویسنده در اینجا از روابط شورانگیز خود با مادرش و عشق مادر وفرزندی، عشق های دیگر، حسرت ها، رویاها و ماجراجویی های خود در خلال جنگ جهانی دوم سخن به میان آورده و موفقیت ها و شکست های خود را که زیر سایه ی سنگین و خرد کننده ی مادری با اراده نصیبش شده، شرح داده است. ژول داسن در 1970 از روی این رمان فیلم شیرینی با هنرمندی ملینا مرکوری در نقش مادر رومن گاری ساخته است.

ندای کوهستان

780,000 تومان

خالد حسينی

مترجم: مهدی غبرايی

خالد حسینی زاده ۴ مارس سال ۱۹۶۵ در کابل نویسنده افغانستانی است. عمده شهرت وی بابت نگارش دو رمان بادبادک‌باز و هزار خورشید تابان است. نام آخرین رمان او، و کوهستان به طنین آمد؛ می‌باشد که به فارسی نیز ترجمه شده‌است. حسینی ساکن ایالات متحده است و آثار خود را به زبان انگلیسی می‌نویسد.

خالد حسینی از پدری تاجیک و مادری پشتون،در شهر کابل زاده شد. مادرش معلم فارسی و تاریخ در یک لیسه (دبیرستان) بزرگ دخترانه در کابل بود. در سال ۱۹۷۶، پدر خالد حسینی به عنوان دیپلمات وزارت خارجه افغانستان، به پاریس اعزام شد و او نیز به همراه خانواده، به پایتخت فرانسه رفت.

در سال ۱۹۸۰ و به دنبال کودتای کمونیستی در افغانستان، پدر خالد حسینی از سفارت افغانستان برکنار شد. در نتیجه خانواده حسینی از ایالات متحده تقاضای پناهندگی سیاسیکردند که به آن‌ها اعطا شد. خالد حسینی به همراه خانواده‌اش در سال ۱۹۸۰ به سن خوزه در ایالت کالیفرنیا مهاجرت کرد. او درخواست پذیرش از دانشگاه سانتاکلارا (Santa Clara) کرد و مدرک لیسانس خود در رشته زیست‌شناسی را از این دانشگاه کسب کرد و در سال ۱۹۹۳ از دانشگاه پزشکی شهر سن دیگو در رشته پزشکی فارغ‌التحصیل شد. خالد از سال ۱۹۹۶ به تحصیل در رشته پزشکی داخلی مشغول شد. وی در سال ۲۰۰۶ از سوی آژانس پناهندگان سازمان ملل (UNHCR) به عنوان سفیر حسن نیت این سازمان در افغانستان شناخته شد و در سفری که به افغانستان داشت، بنیاد خالد حسینی را در سال ۲۰۰۷ برای کمک به افغان‌ها، بنیان نهاد.

خالد حسینی ازدواج کرده و دارای دو فرزند (یک پسر و یک دختر با نام‌های حارث و فرح) است.

بادبادک باز (در افغانستان: گودی پران) اولین رمان این نویسنده جوان افغانستانی است که سال ۲۰۰۱ زمانی که دوره کارموزی پزشکی خود را در بیمارستان Cedars_Sinai شهر لوس آنجلس را می‌گذراند شروع به نوشتن آن کرد. این رمان که در سال ۲۰۰۳ میلادی منتشر شد، در آمریکا و اروپا فروش خوبی داشت و به عنوان سومین اثر پرفروش همین سال شناخته شد و به ۴۸ زبان دنیا ترجمه شد. بدین ترتیب موفقیت بزرگی برای ادبیات افغانستان در صحنه جهانی پدید آمد. بن‌مایه‌های این اثر شامل زندگی امیر و پدرش به عنوان دو مهاجر در آمریکا و نیز تنش‌های قومیتی میان پشتونها و هزاره‌ها است. این اثر با صدای خود نویسنده به صورت صوتی نیز وارد بازار نشر شده‌است. همچنین در دسامبر سال ۲۰۰۷ فیلمی به همین نام با اقتباس از این داستان ساخته شد.

پشت جلد:

صبح يكي از روزهاي زمستان آن سال پدر تبر را برداشت و درخت تناور بلوط را انداخت. بيت‌الله، پسر ملاشكيب و چند نفر ديگر كمكش مي‌كردند. كسي جلوگيري نكرد. عبدالله كنار پسرهاي ديگر ايستاد و مردها را تماشا كرد. اولين كاري كه پدر كرد، پايين آوردن تاب بود.

هرگز ترکم مکن 💯

0 تومان

کازئو ایشی گورو

مترجم: مهدی غبرایی

کازئو ایشی‌گورو (Kazuo Ishiguro) (زاده ۸ نوامبر ۱۹۵۴ در ناگازاکی) نویسندهٔ انگلیسی ژاپنی‌تبار است که خانواده‌اش وقتی پنج‌ساله بود به انگلستان مهاجرت کردند. ایشی‌گورو مدرک کارشناسی خود را در زبان انگلیسی و فلسفه از دانشگاه کنت در سال ۱۹۷۸ و مدرک کارشناسی ارشدش را در رشته نویسندگی خلاقانه در سال ۱۹۸۰ از دانشگاه انگلیای شرقی دریافت کرده‌است.

او یکی از شناخته‌شده‌ترین نویسندگان معاصر انگلستان است و در سال ۱۹۸۶ برای کتاب هنرمندی از جهان شناور برندهٔ جایزهٔ وایت‌برِد و در سال ۱۹۸۹برای کتاب بازماندهٔ روز برندهٔ جایزهٔ بوکر شد. از بین آثار او کتاب‌های وقتی یتیم بودیم و هرگز ترکم مکن نیز به فهرست نهایی جایزهٔ بوکر راه یافتند. در سال ۲۰۰۸، مجله تایمز او را در رده ۳۲ در بین ۵۰ نویسنده برتر انگلیسی از سال ۱۹۴۵ قرار داده‌است.ایشی‌گورو در سال ۲۰۱۷ برنده جایزه نوبل ادبیات شد.

هرگز ترکم مکن رمانی نوشته کازوئو ایشی‌گورو نویسنده ژاپنی بریتانیایی است که در سال ۲۰۰۵ منتشر شد. این رمان در همان سال نامزد جایزه بوکر و در سال ۲۰۰۶ نامزد جایزه آرتور سی کلارک شد. مجله تایم نیز آن را به عنوان بهترین رمان سال ۲۰۰۵ برگزید و آن را در لیست ۱۰۰ رمان برتر انگلیسی زبان، از سال ۱۹۲۳ تا ۲۰۰۵ قرار داد. در سال ۲۰۱۰ این رمان به کارگردانی مارک رومانک، با همین نام «هرگز ترکم مکن» از سوی هالیوود نیز دستمایه اقتباس سینمایی قرار گرفت.

كازئوايشي‌ گورو در این کتابش داستان عشق،‌ازدست رفتگي و حقايق نهاني را روايت مي‌كند. از همين روست كه هرگز تركم مكن جايش را در ميان بهترين آثار او باز کرده، رمانی تكان‌دهنده، آكنده از احساس شكنندگي انسان معاصر و خاطرات به‌يادماندني شخصيت‌هايش كه رفته‌رفته به حقيقت دوران كودكي و نيز آينده‌ي خود پي مي‌برند. آن‌ها پس از سال‌ها درمي‌يابند كه چرا مؤسسه‌ي «هيلشم» از كودكي پناهشان داده است.