نمایش همه 4 نتیجه

نمایش 9 24 36

فیلسوف ری، محمدبن زکریای رازی

0 تومان

دکتر مهدی محقق

رازی از تفکرات فلسفی رایج عصر خود که فلسفه ارسطویی‌- افلاطونی بود، پیروی نمی‌کرد و عقاید خاص خود را داشت که در نتیجه مورد بدگویی اهل فلسفه هم‌ عصر و پس از خود قرار گرفت. هم‌چنین عقایدی که درباره ادیان ابراز داشت سبب شد موجب تکفیر اهل مذهب واقع شود و از این‌ رو بیشتر آثار وی در این زمینه از بین رفته‌است. رازی را می‌توان برجسته‌ترین چهره خردگرایی و تجربه‌گرایی در فرهنگ ایرانی‌ و اسلامی‌ نامید. وی در فلسفه به سقراط و افلاطون متمایل بود و تأثیراتی از افکار هندی و مانوی در فلسفه وی به چشم می‌خورد.

فیلسوف ری، محمدبن زکریای رازی

0 تومان

تالیف: دکتر مهدی محقق

رازی مانند جالینوس باور داشت که یک پزشک برجسته باید یک فیلسوف نیز باشد. رازی از تفکرات فلسفی رایج عصر خود که فلسفهٔ ارسطویی- افلاطونی بود پیروی نمی‌کرد و عقاید خاص خود را داشت. در نتیجه، مورد بدگویی اهل فلسفه هم‌عصر و پس از خود قرار گرفت. رازی را می‌توان برجسته‌ترین چهرهٔ خردگرایی و تجربه‌گرایی در فرهنگ ایرانی نامید. وی در فلسفه به سقراط و افلاطون متمایل بود و تأثیراتی از افکار هندی و مانوی در فلسفهٔ وی به چشم می‌خورند. با این وجود هرگز تسلیم افکار مشاهیر نمی‌شد. بلکه اطلاعاتی را که از پیشینیان به‌دست آورده بود مورد مشاهده و تجربه قرار می‌داد و سپس نظر و قضاوت خود را بیان می‌داشت و این را حق خود می‌دانست که نظرات دیگران را تغییر دهد یا تکمیل کند. جز در مواردی که در نوشته‌های مخالفان آمده است از آراء رازی اطلاع دقیقی در دست نیست. در نظر رازی جهان جایگاه شر و رنج است و تنها راه نجات، عقل و فلسفه است و روان‌ها از تیرگی این عالم پاک نمی‌شود و نفس‌ها مگر از طریق فلسفه از این رنج رها نمی‌شوند. در فلسفه اخلاق رازی، مسئلهٔ لذت و رنج اهمیت زیادی دارد. از دید وی لذت امری وجودی نیست؛ یعنی راحتی از رنج است و رنج یعنی خروج از حالت طبیعی به‌وسیلهٔ امری اثرگذار و اگر امری ضد آن تأثیر کند و سبب خلاص شدن از رنج و بازگشت به حالت طبیعی شود ایجاد لذت می‌کند.

ویژگی رازی در این بود که بنای فلسفه خود را نه بر مبنای دو فرهنگ مسلط یونانی و اسلامی، که بر مبنای فلسفهٔ ایرانی و بابِلی و هندی پایه‌گذاری کرده بود. مهم‌ترین سؤال فلسفی او این بود: «اگر خدا خالق جهان است، چرا پیش از خلق جهان، جهان را خلق نکرد؟»

در مابعدالطبیعه رازی پنج اصل خالق، نفس کلی، هیولی اولی (ماده اولیه)، مکان مطلق، و زمان مطلق یا دهر وجود دارند که قدیم هستند و همین موجب شد که مسلمانان او را دهری بدانند. رازی کیمیا را به عنوان بخشی جدایی‌ناپذیر از فلسفه در نظر می‌گرفت و بر این باور بود که یک فیلسوف واقعی کسی است که کیمیا بداند. علاوه بر این وی معتقد بود فلاسفه‌ای مانند افلاطون، ارسطو، و جالینوس، کیمیا را می‌شناخته و انجام می‌دادند. این دیدگاه نشان دهنده پیوند فلسفه و کیمیا در هرمس‌گرایی و مکاتب بعدی کیمیا است. با این حال رازی نخستین کسی بود که با انکار اهمیت نمادین مواد و عناصر قدم در وادی تبدیل کیمیا به شیمی گذاشت.

رازی دارای یک نظریه پیشرفته در باب حرکت برخلاف نظریه ارسطو بود که مدعی بود حرکت مستلزم محرک است. استدلال رازی این بود که موجود جسمانی ذاتاً و به صورت درون‌دایره دارای حرکت است. اما این حرکت ضرورتاً قابل مشاهده نیست. تفسیر دیگر این نظریه مشابه دیدگاه گوتفرید لایبنیتس در مورد حرکت است که بعدها توسط ملاصدرا در نظریه‌ای گسترش یافت که به حرکت جوهری معروف شد. گفته می‌شود رازی به پنج اصل قدیمی یا ازلی خدا، نفس کلی، ماده مطلق، فضای مطلق، و زمان مطلق باور داشت. او معتقد بود اشیاء موجود قابل تقلیل به ذرات جزئی هستند که خودشان غیرقابل تقسیم هستند.

شاید بحث‌برانگیزترین بحث، نگاه او به عهد الهی باشد. او مدعی بود که وجود شر در جهان که از خیر پیشی می‌گیرد به دلیل آن است که این جهان بهترین جهان ممکن نیست.

او معتقد بود که قدرت عقل برای رسیدن به حقیقت کافی است و کسی که از قدرت عقل برخوردار است یعنی فیلسوف هیچ نیازی به وحی ندارد و می‌تواند خودش نسبت به خداوند علم پیدا کند. این انکار ضرورت نبوت بود که باعث شد به شدت از سوی فلاسفه اسماعیلی نظیر ابوحاتم رازی مورد انتقاد قرار بگیرد.

رازی امیال دنیوی را مانعی در نظر می‌گیرد که می‌تواند قدرت برهان و امکان تحقق را کاهش دهد. او معتقد بود که فیلسوف واقعی باید بر چنین امیالی به عنوان بخشی زنده از یک حیات فلسفی غلبه کند. رازی عقل و استدلال در معنای یونانی را با نهایت عزت به عنوان موهبتی الهی در نظر می‌گرفت. ارجاعات مکرر او به فلاسفه یونانی به معنای احترام او برای شخصیت‌هایی است که آنها را استادان استفاده درست از استدلال خوانده است. در عین حال رازی خود را فروتر از آنها در نظر نگرفته بلکه خود را برابر با افلاطون و ارسطو می‌دانسته است.

به نظر می‌رسد رازی طی سده‌های بعدی نفوذ کمتری در فلسفه داشته است. هر چند او سوالات خاصی مطرح کرده و بحث‌های فلسفی و کلامی بزرگی را نظیر آنچه در ردیه ابوحاتم رازی دیده می‌شود داشته است.

دانشنامه بریتانیکا نوشته است که او خود را نسخهٔ اسلامی سقراط در فلسفه و بقراط در پزشکی می‌دانسته است. به نوشته اسپرینگر لینک، رازی آزاده‌ترین و مستقل‌ترین متفکر اسلامی بود که قدرت استدلال را یک هدیه همگانی می‌دانست که خداوند بدون هیچ تمایزی به همه انسان‌ها عطا کرده است.

کتاب‌هایی در تقبیح مذاهب و در باب روش‌های شیادی پیامبران، به رازی منسوب است که اگرچه امروز خودشان موجود نیستند اما بخش‌هایی از آن‌ها در آثار دیگران بحث و بررسی شده‌اند. به گفتهٔ ابوریحان بیرونی، رازی نه تنها اسلام که تمامی مذاهب را تقبیح کرد. او همه کسانی را که از ابتدا ادعای پیغمبری کردند شیادانی می‌دانست که در بهترین حالت بیماری روانی داشته‌اند. وی همچنین قرآن را مجموعه‌ای از افسانه‌های سراسر تناقض می‌خواند که هیچ اطلاعات مفید و بدردبخوری ندارد. هانری کربن در مقدمه‌ای که بر جامع‌الحکمتینِ ناصر خسرو نوشته (بخشی از آن با نامِ «نقد آراء محمد زکریای رازی در جامع‌الحکمتین» به فارسی ترجمه شده است) می‌گوید وی نبوت و وحی را نفی می‌کرد و ضرورت آن را نمی‌پذیرفت. در تفکر رازی همهٔ انسان‌ها قدرت و توانایی رسیدن به معرفت و دانایی را دارند؛ بنابراین از لحاظ توانایی کسب معرفت با هم برابرند و بر یکدیگر هیچ برتری‌ای ندارند. از دیدگاه او مقتضای حکمت و رحمت الهی این است که انسان‌ها همگی به منافع و مضار خود صاحب علم باشند و اگر خدا قومی را به نبوت اختصاص دهد به این معنا است که آن‌ها را بر دیگر انسان‌ها برتری داده و این برتری باعث جنگ و دشمنی و در نهایت هلاکت انسان‌ها می‌شود که این با حکمت و رحمت الهی سازگاری ندارد. کتب زیر به این اعتقاد وی اشاره دارند.

  • فی النبوات که دیگران به طعن و استهزاء، نام آن را نقض الأدیان نهاده‌اند.
  • فی حیَلِ المُتَنَبّین دیگران به طعن نام او را مخارق الأنبیاء گذاشته‌اند.

دو کتاب بالا اکنون در دست نیست. اما جنیفر مایکل در کتاب خود نقل‌قول‌هایی از کتب بالا می‌آورد. همچنین احمد بیرشک می‌نویسد: «از تعلیمات او این بود که همهٔ آدمیان سهمی از خرد دارند که بتوانند نظرهای صحیح دربارهٔ مطالب عملی و نظری به‌دست آورند. آدمیان برای هدایت شدن به رهبران دینی نیاز ندارند؛ درحقیقت دین زیان‌آور و مسبب کینه و جنگ است. او نسبت به همهٔ مقامات همهٔ سرزمین‌ها شک داشت».

رازی دربارهٔ قرآن می‌گوید:

تو ادعا می‌کنی که معجزه‌ای که [نبوت محمد را اثبات می‌کند] حاضر و در دسترس است، یعنی قرآن. تو می‌گویی که هر کس انکارش می‌کند یکی مشابه اش را بیاورد. در واقع ما می‌توانیم هزاران مشابه اش را بیاوریم از آثار لفاظان، فصیح گویان و شاعران که بسیار بهتر از قرآن جمله‌بندی شدند و مفاهیم را موجزتر می‌رسانند. آنها معانی را بهتر می‌رسانند و وزن شعری بهتری دارند. آنچه تو می‌گویی ما را شگفت زده می‌کند. تو دربارهٔ کتابی سخن می‌گویی که [مشتی] افسانهٔ باستانی را بازگویی می‌کند و در عین حال سراسر تناقض است و هیچ اطلاعات یا توضیح مفید و به‌دردبخوری ندارد و آنگاه تو می‌گویی چیزی شبیه آن بیاور؟

وی همچنین انتقاداتی بر ادیان دیگر دارد. از جمله آثار انتقادی وی نسبت به ادیان دیگر، کتابی به نام رد سیسن ثنوی (ردی بر مانویت) است.

فیلسوف ری، محمدبن زکریای رازی

1,800,000 تومان

دکتر مهدی محقق

محمد بن زکریای رازی، فیلسوف و پزشک برجستهٔ شهر ری، یکی از جسورترین و مستقل‌ترین اندیشمندان جهان اسلام است که فلسفهٔ او بر عقل‌گرایی، انسان‌محوری و نقد اقتدار دینی استوار است. رازی در دورانی می‌زیست که فلسفه و کلام دینی به‌شدت در هم تنیده بودند، اما او راهی متفاوت برگزید و کوشید معرفت، اخلاق و سعادت انسانی را بر پایهٔ عقل و تجربه بنا کند، نه بر تقلید و تسلیم در برابر سنت.

در اندیشهٔ رازی، عقل بنیادی‌ترین ابزار شناخت است و هیچ مرجع دیگری، حتی وحی، بدون داوری عقل اعتبار ندارد. او بر این باور بود که اگر انسان برای تشخیص حقیقت به پیامبر نیاز داشته باشد، ناگزیر باید پیشاپیش با عقل خود صدق آن پیامبر را تشخیص دهد؛ بنابراین عقل از هر مرجع بیرونی مقدم است. همین دیدگاه، رازی را به یکی از صریح‌ترین منتقدان نبوت و شریعت بدل کرد و او را در برابر متکلمان دینی قرار داد.

رازی اخلاق را امری انسانی و عقلی می‌دانست، نه فرمانی الهی. به نظر او، نیکی و بدی از راه فهم عقلانیِ رنج و لذت، عدالت و ظلم، و همدلی انسانی شناخته می‌شوند. انسان نیکوکار، کسی است که از روی فهم و آگاهی عمل می‌کند، نه از ترس عذاب یا امید پاداش. این نگاه، اخلاق را از وابستگی به دین رها می‌کند و به مسئولیت فردی انسان معنا می‌بخشد.

در حوزهٔ متافیزیک، رازی به نظریهٔ «قدما‌ی پنج‌گانه» باور داشت: خالق، نفس، هیولی، مکان و زمان. این دیدگاه که ریشه‌هایی در فلسفهٔ یونانی دارد، نشان‌دهندهٔ تلاش او برای تبیین جهان بر پایهٔ اصول عقلی و غیرکلامی است. جهان در نظر رازی، عرصهٔ کنش عقل و تجربه است، نه صحنهٔ تحقق اراده‌ای رازآلود و غیرقابل پرسش.

فلسفهٔ رازی عمیقاً با پزشکی و تجربه‌گرایی او پیوند دارد. او در علم، مشاهده و آزمون را بر قیاس و اقتدار گذشتگان ترجیح می‌داد و همین رویکرد را به فلسفه و اخلاق نیز تعمیم می‌داد. شک‌گرایی سنجیده، نقد سنت و اعتماد به توان عقل انسانی از ویژگی‌های برجستهٔ اندیشهٔ اوست.

در مجموع، محمد بن زکریای رازی فیلسوفی است که انسان را در مرکز تفکر خود قرار می‌دهد و عقل را معیار نهایی حقیقت می‌داند. فلسفهٔ او صدایی نادر اما ماندگار در تاریخ اندیشهٔ اسلامی است؛ صدایی که از آزادی عقل، استقلال اخلاق و شجاعت اندیشیدن دفاع می‌کند و تا امروز نیز الهام‌بخش نقد اقتدار، تعصب و جزم‌اندیشی است.