تفسیر نسفی (ترجمه ای کهن از قرآن مجید به فارسی موزون و مسجع به ضمیمه آیات)

تومان 5,500,000

نجم الدین عمربن محمد نسفی

ترجمه: عزیزالله جوینی

توضیحات

ناشر: سروش

جلد: سخت

قطع: وزیری

صفحات: ۱۳۸۰

کمیاب – کیفیت سالم و تمیز


تحلیل و بررسی کتاب «تفسیر نسفی»

مؤلف و جایگاه علمی او

«تفسیر نسفی» را امام ابوحفص نجم‌الدین عمر بن محمد نسفی حنفی (۴۶۱-۵۳۸ ه.ق) نگاشته است؛ فقیه بزرگ حنفی‌مذهب اهل ماوراءالنهر که از نظر کلامی نیز پیرو مکتب اشعری بود. برای درک ارزش این تفسیر، باید نخست به جایگاه علمی نویسنده‌اش توجه کرد: نسفی صرفاً یک مترجم یا مفسر معمولی نبود، بلکه یکی از بزرگ‌ترین فقیهان حنفی روزگار خویش به شمار می‌رفت و اثر مشهورش در علم کلام، «العقیده النسفیه»، چنان اعتباری یافت که قرن‌ها بعد، عالم نامدار سده‌ی هشتم، سعدالدین تفتازانی، شرحی مستقل بر آن نوشت. این پیشینه نشان می‌دهد که تفسیر نسفی محصول ذهنی است که هم در فقه و هم در کلام صاحب‌نظر بوده، نه صرفاً ادیبی که به ترجمه‌ی متن مقدس همت گمارده باشد. نسخه‌ی علمی و معتبر امروزی این اثر را دکتر عزیزالله جوینی تصحیح کرده و انتشارات سروش آن را منتشر ساخته که تاکنون بارها تجدید چاپ شده است.

کجای تاریخِ ترجمه‌ی قرآن می‌ایستد؟

برای فهم اهمیت این اثر، باید آن را در سیر تحول ترجمه‌ی قرآن به فارسی جای داد. نخستین گام بزرگ در این مسیر، ترجمه‌ی تفسیر طبری بود که در دوره‌ی سامانیان صورت گرفت. پس از آن، آثار دیگری به شکل ترکیبی از ترجمه و تفسیر پدید آمدند که تفسیر نسفی، متعلق به قرن پنجم هجری، یکی از مهم‌ترین آن‌هاست. بنابراین این اثر را باید نه یک پدیده‌ی مجزا، بلکه حلقه‌ای در زنجیره‌ای طولانی از تلاش‌های اولیه‌ی جامعه‌ی ایرانی برای دسترسی مستقیم به معارف قرآنی دانست؛ دورانی که هنوز الگوی جاافتاده‌ای برای ترجمه‌ی متون مقدس به زبان‌های غیرعربی شکل نگرفته بود.

آنچه این اثر را از میان همتایانش برجسته می‌سازد، انتخابی زبانی و هنری است که نسفی برای فرم ترجمه برگزید: نثر مسجع و موزون. به تعبیر شارحان این اثر، این ترجمه از جمله نخستین برگردان‌های قرآن به فارسی است و شاید تنها ترجمه‌ی مسجعِ کاملِ قرآن، نه فقط در زبان فارسی، بلکه احتمالاً در میان همه‌ی زبان‌های غیرعربی باشد. اگر این ادعا را بپذیریم، تفسیر نسفی را باید نمونه‌ای نادر و شاید بی‌بدیل در تاریخ جهانی ترجمه‌ی متون مقدس قلمداد کرد؛ چراکه اغلب مترجمان، به دلیل دشواری فوق‌العاده‌ی حفظ همزمان معنا، وزن و سجع در کنار یکدیگر، از این راه دشوار صرف‌نظر کرده و به ترجمه‌ی ساده و بی‌قید و بند بسنده کرده‌اند.

چالش فنی ترجمه: میان دقت معنایی و زیبایی صورت

مهم‌ترین پرسشی که هر ترجمه‌ی مقید به قالب صوری (مانند وزن یا سجع) با آن روبه‌روست، این است: آیا پایبندی به فرم، به بهای از دست رفتن دقت معنایی تمام می‌شود؟ در بیشتر ترجمه‌های منظوم یا مسجع از متون مقدس، مترجم ناچار می‌شود برای حفظ آهنگ کلام، واژگانی جایگزین کند یا معنا را کمی گسترش یا فشرده سازد. آنچه درباره‌ی تفسیر نسفی گفته شده این است که او توانسته میان این دو الزامِ متعارض تعادل برقرار کند: ترجمه را بدون افزودن یا کاستن از مفاهیم آیات، و بدون تغییر معنای اصلی، در قالب نثری مسجع و روان بریزد. این دستاورد، اگر به‌درستی تحقق یافته باشد، نشانه‌ی مهارتی دوگانه است – هم تسلط بر علوم قرآنی و دقت در معنا، و هم چیرگی ادبی در فن نثرنویسی مسجع، که خود از دشوارترین قالب‌های نثر فارسی به شمار می‌رود.

انگیزه‌ی نسفی از این انتخاب سبکی نیز روشنگر است: هدف او صرفاً انتقال معنای تحت‌اللفظی آیات نبود، بلکه می‌خواست بخشی از تجربه‌ی زیبایی‌شناختی و تأثیر آوایی‌ای را که خواننده‌ی عرب‌زبان هنگام شنیدن قرآن احساس می‌کند، برای مخاطب فارسی‌زبانی که از آن زبان بی‌بهره است نیز بازآفرینی کند. به بیان دیگر، او می‌کوشید تا حدی از «اعجاز بیانی» قرآن را – که در زبان مبدأ اغلب در فصاحت و آهنگ کلام نهفته است – از طریق ساختن معادلی موزون در زبان فارسی منتقل سازد. این رویکرد نشان می‌دهد نسفی به ترجمه نه به‌عنوان انتقال خشک اطلاعات، بلکه به‌عنوان بازسازیِ تجربه‌ی مواجهه با کلامی الهی می‌نگریست. مصحح اثر نیز این گرایش را ریشه‌دار در فرهنگ ایرانی می‌داند و معتقد است ظرافت‌های عروضی و بدیعی متن، بازتابی از علاقه‌ی دیرینه‌ی جامعه‌ی ایرانی به شعر و موسیقی در تمامی سطوح فرهنگی است، حتی در حوزه‌ای به‌ظاهر غیرشاعرانه مانند ترجمه‌ی متن دینی.

نکته‌ای شاخص: غیبت نزاع مذهبی در متن

از منظر محتوایی، یکی از قابل‌توجه‌ترین ویژگی‌های این تفسیر، خالی بودن آن از هرگونه لحن جدلی یا موضع‌گیری تند میان مذاهب اسلامی است. در سراسر کتاب اثری از تقابل و تنش میان دیدگاه‌های اهل سنت و شیعه دیده نمی‌شود؛ برعکس، ترجمه‌ی نسفی از سوره‌ی «والفجر» چنان با تعابیر آشنا برای مخاطب شیعی نوشته شده – با سوگند به سپیده‌دم اول محرم، دهه‌ی عاشورا، آغاز رمضان و ده روز پایانی آن – که خواننده ممکن است گمان کند مترجم خود شیعه‌مذهب بوده است، در حالی که می‌دانیم نسفی از نظر فقهی حنفی و از نظر کلامی اشعری بوده است.

این تناقضِ ظاهری را می‌توان از دو زاویه تفسیر کرد. نخست، شاید بازتابی از فضای علمی نسبتاً باز در محیط فکری ماوراءالنهر آن روزگار باشد، جایی که مرزبندی‌های مذهبی هنوز به‌شکل بعدی و متأخرترِ خود صلب و سیاسی نشده بود. دوم، و شاید مهم‌تر، این ویژگی می‌تواند نشان‌دهنده‌ی گزینشی آگاهانه از سوی نسفی باشد: او در تفسیر خود، به‌جای تحمیل قرائتی فرقه‌ای بر متن، از عباراتی بهره گرفته که برای طیف گسترده‌تری از مسلمانان قابل‌پذیرش بود. این ویژگی به تفسیر نسفی خصلتی وحدت‌بخش می‌دهد که آن را از بسیاری از آثار تفسیری هم‌عصر یا متأخرتر، که اغلب رنگ‌وبوی مذهبی آشکارتری دارند، متمایز می‌سازد.

بازتاب و اعتبار علمی

اعتبار این تفسیر را می‌توان از میزان ارجاع به آن در سنت علمی بعدی سنجید: به گفته‌ی برخی منابع، بیش از صد اثر در حوزه‌های گوناگون علوم اسلامی از این تفسیر نام برده‌اند. چنین بازتاب گسترده‌ای نشان می‌دهد که این اثر، برخلاف برخی ترجمه‌های عامیانه که تنها در سطح مردمی باقی می‌مانند، در حلقه‌ی عالمان و مفسران نیز جایگاهی معتبر یافته و به‌عنوان مرجعی قابل‌استناد شناخته شده است.

نقد و ارزیابی

با در نظر گرفتن همه‌ی این نکات، می‌توان نقاط قوت و محدودیت‌های این اثر را به‌روشنی برشمرد.

قوت اصلی این اثر، ترکیبی نادر از سه عنصر است که به‌ندرت در یک اثر واحد گرد می‌آیند: دقت در انتقال معنا، ظرافت ادبی در بیان، و ارزش تاریخی به‌عنوان سندی از فارسی کهنِ ماوراءالنهر در قرن پنجم و ششم هجری. از همین رو، این کتاب برای پژوهشگرانی که در حوزه‌ی تاریخ زبان فارسی، سبک‌شناسی نثر مسجع، یا تاریخ تفسیر و ترجمه‌ی قرآن کار می‌کنند، منبعی دست‌اول و کم‌نظیر است.

اما باید به یک «محدودیت ساختاری» نیز اشاره کرد که ذاتیِ هر ترجمه‌ی مقید به فرم است: هر اندازه هم که مترجم ماهر باشد، وفاداری هم‌زمان به سجع، وزن و معنا، در پاره‌ای موارد ناگزیر مترجم را به سمت گزینش آزادانه‌تر واژگان یا بسط تفسیری عبارات – تا در قالب موزون بگنجند – سوق می‌دهد. بنابراین خواننده‌ای که به دنبال ترجمه‌ای کاملاً لفظ‌به‌لفظ و مطابق دقیق‌ترین معیارهای امروزی ترجمه‌ی قرآن است، باید این ویژگی سبکی را در نظر داشته باشد. به بیان دقیق‌تر، تفسیر نسفی را باید نه یک ترجمه‌ی مکانیکی و واژه‌به‌واژه، بلکه یک ترجمه-تفسیر هنرمندانه دانست که هدف اصلی‌اش، به‌گفته‌ی خود سنت شارحان این اثر، انتقال «اعجاز کلام» و «عمق معنا» به مخاطب فارسی‌زبان بوده است، نه صرفاً برابرنهادن دقیق واژگان دو زبان.

از نظر ساختار ظاهری نیز، کتاب در دو جلد سامان یافته: جلد نخست از سوره‌ی حمد تا سوره‌ی انبیاء را دربر می‌گیرد و جلد دوم باقی سوره‌ها را؛ تقسیم‌بندی‌ای که نشان می‌دهد اثر به‌صورت کامل و بدون افتادگی به دست ما رسیده، برخلاف برخی آثار هم‌عصر آن مانند «ترجمه‌ی قرآن موزه‌ی پارس» که تنها بخشی از آن، از سوره‌ی مریم تا پایان، باقی مانده است.

جمع‌بندی

تفسیر نسفی نمونه‌ای درخشان از تلاقی میان تعهد دینی و مهارت ادبی در سنت فکری ایرانی-اسلامی است. اهمیت این اثر تنها به ارزش تاریخی‌اش به‌عنوان یکی از کهن‌ترین برگردان‌های قرآن به فارسی محدود نمی‌شود، بلکه از منظر مطالعات ترجمه نیز جایگاهی ویژه دارد: تلاشی جسورانه و کم‌سابقه برای انتقال هم‌زمان معنا و زیبایی صوری یک متن مقدس به زبانی دیگر، دستاوردی که کمتر مترجمی در تاریخ ترجمه‌ی متون دینی به آن دست یازیده است. تصحیح علمی این اثر توسط دکتر جوینی و استقبال مستمر از آن در قالب چاپ‌های متعدد، گواهی است بر این‌که این میراث کهن همچنان برای پژوهشگران ادبیات فارسی، تاریخ تفسیر، و مطالعات قرآنی، منبعی زنده و کارآمد باقی مانده است.

توضیحات تکمیلی
وزن1500 گرم
نظرات (0)

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “تفسیر نسفی (ترجمه ای کهن از قرآن مجید به فارسی موزون و مسجع به ضمیمه آیات)”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *