یادواره هایپیشیا
برايان ترنت
ترجمه: كامران دبيری فراهانی
«يادواره هايپيشيا» بازگويي و بازخواني يك سوگنامه تاريخي فراموشنشده است. آنگاه كه روشنگري در برابر ترس قد علم ميكند. آنگاه كه پرتو درخشان عقلانيت و خردگرايي در تاريكي تعصبات كور و بيمنطق گم ميشود. بريان ترنت، نويسنده اين كتاب در پي سالها تحقيق و تفحص و به دست آوردن مدارك غيرقابل انكار از سراسر جهان از جمله خزانه اسناد محرمانه كتابخانه واتيكان، از يكي از رويدادهاي دردناك جهان باستان پرده برميدارد. روايت مجازات، شكنجه و كشتن زني نابغه به فرمان اسقف اعظم مصر. اين زن از نوادر روزگار خود بود (نابغه رياضي، ستارهشناس بينظير و رئيس و مدرس آكادمي علوم اسكندريه). اين سوگنامه تاريخي به همگان نشان ميدهد كه گاه مردان دين كه به طور طبيعي بايد پيامآوران صلح و دوستي ميان انسانها باشند، تا چه اندازه ميتوانند با خشونت و بيرحمي به زندگي انسانهاي بيمثل و مانند خط پايان نهند.
یک پک (ماجراهای استیفانی پالم)
جانت ايوانويچ
ترجمه: زهره زادسر
قهرمان اين رمان؛ استفاني پالم، مأيوس از ازدواجي ناموفق و در تلاش براي فراموش کردن گذشته، به کار خطرناک تعقيب و تحويل مجرمين بدهکار، ميپردازد. آشنايي با رنجر جوان ثروتمند و خوش ظاهري که صاحب يک مؤسسه معتبر سيستمهاي حفاظت و ايمني است، او را بر سر دو راهي احساسي قرار ميدهد. ماجراهاي سرگرم کننده و طنزآميز داستان، و مخاطرات شغل استفاني پلام به عنوان يک کارگاه خصوصي، در کنار پاياني غيرمنتظره، خواننده را ناگزير به سراغ «پک»هاي بعدي «جانت ايوانويچ» نويسنده اين اثر مهيج ميفرستد.
یکی مثل همه
فیلیپ راث
مترجم: پیمان خاکسار
رمانی با روساختی ساده که در آن نویسنده، روند زندگی و زوال تدریجی و مرگ قهرمان بینام داستان را بیان میکند. داستان با مرگ شخصیت اصلی رمان و مراسم خاکسپاری او آغاز میشود. در ادامه راث بدون طول و تفصیل زیاد به شرح مختصری از زندگی قهرمان می پردازد؛ داستان علایق او، بیماریهایش، ازدواجها و خیانت به همسرانش ودر نهایت مرگ او. با وجود اینکه لحن داستان نا امیدکننده است اما در جاهایی نیز لحظات خوش زندگی او بازگو میشود.
یوزپلنگ
جوزپه تومازی دی لامپه دوزا
نادیا معاونی
روزگار نو، ناگزير و اجتنابناپذير، از راه ميرسد. خاندانهاي اشرافي و فئودال به رغم تمامي ايستادگيها تن به افول ميسپارند. جزيره سيسيل، اين زن مرموز و وحشي و زيبا، طوفاني است. رويدادها شتاب ميگيرند و كسي سكوت و سكون را گردن نمينهد؛ حركت، تنها حركت. و «يوزپلنگ» پديد ميآيد. رماني كه تبلور ميراث عصر جديد از روح عظمتخواه و نگاه قاطعانه دورههاي پيشين است: دورههاي سكوت و سكون. ميراثي كه همچنان جاري است و انگار تا هميشه جاري خواهد بود.
یونایتد نفرین شده
دیوید پیس
مترجم: حمیدرضا صدر
«یونایتد نفرینشده» رمانی دربارهی حضور چهل و چهارروزهی پرتنش و نافرجام برایان کلاف، مربی نامآشنا و جنجالی انگلیسی، در باشگاه لیدز یونایتد است. اما هر چند قصه با اشاره به رخدادها و شخصیتهای واقعی فوتبال انگلیس دههی شصت و هفتاد میلادی جلو میرود، ولی استادیومهای فوتبال برای پیس زندانهای تنگی هستند و طرفداران نشسته بر سکوها نقش جلادان را ایفا میکنند. او تصویر سیاه و تلخی از فوتبال ارائه میدهد و کلاف را مردی سرگردان در مرز نبوغ و جنون توصیف میکند. فوتبال و موتیفهای تکرارشوندهاش، بازی به بازی دیگر و فصلی به فصل دیگر، بستر مناسبی برای چالش پیس با فرمی است که در تکرار واژهها و جملهها برای توصیف شخصیت تلخاندیش کلاف برگزیده. پیس گاهوبیگاه جملههایی را که شخصیتها بر زبان میآورند، یا آنچه در ذهن کلاف میگذرد، با تکههایی از اشعار یا واژهها یا عباراتی دیگر ترکیب میکند که شگرد دیگرش در این پازل روانشناسانه است.
یا به عزایم خواهی نشست
دومینیک لاپی یر و لاری کالینز
پرویز شهدی
لاری کالینز خبرنگار و مستند نویس آمریکایی است و لاپیر هم یک نویسنده فرانسوی است. این دو با همکاری یکدیگر قبلاً هم چند کتاب به نامهای: «آیا پاریس میسوزد»، «اوه اورشلیم»، «شهرشادی» و «آزادی در نیمه شب» را نوشتهاند. لاری کالینز مدتی برای خبرگزاری یونایتدپرس اینترنشنال در پاریس و رم و خاورمیانه کار کرده و مدتی هم در حوادث جهان غرب به عنوان خبرنگار یونایتدپرس، و مجله نیوزویک کار میکرد.
«دومینیک لاپیر» هم مدتی به کار خبرنگاری روزنامهها مشغول بود و از این تجربیات خود هفت کتاب دیگر منتشر کرد که همگی درباره ماجرای این روزها بودند.
این دو به دلیل تجربیات خبرنگاری خود در کتابهایشان هم رویکردی مستندگونه دارند.
یاد نئون بخیر
یاد نئون -- دیوید فاستر والاس -- ترجمه پرستو گرانمایه
تمام عمرم ریاکار بوده ام . مبالغه نمی کنم . تقریبا هر کاری کرده ام برای این بوده است که چهره خاصی از خودم به دیگران نشان دهم . اغلب برای این که دوستم داشته باشند یا ستایشم کنند . شاید پیچیده تر از این است . اماوقتی خوب نگاه می کنی می بینی دلیلش دقیقا همین است که می خواهی دوستت داشته باشند ، ستایشت کنند ، تآییدت کنند ، تحسینت کنند ، هرچه.
دیوید فاستر والاس برنده جایزه پولیتزر سال 2012نویسنده برجسته آمریکایی در داستان هایش موشکافانه زندگی را با همه دشواری ها . شادروزی هایش به تصویر می کشد ؛ شادی ها و غم ها . همان ها که بزرگی و کوچکیشان را نه پدیده فیزیکی که ذهن آدمی اندازه می گیرد.
یادبودنامه صادق هدایت به مناسبت ششمین سال درگذشت او
درباره: هادی صداقت(صادق هدایت)
به کوشش: حسن قائمیان
بمناسبت ششمین سال درگذشت صادق هدایت، کتاب حاضر با همکاری جمعی از شاعران و نویسندگان و هنرمندان معاصر یادبودنامه ای در 4 بخش در فروردین 1336 به چاپ رسید. این کتاب علاوه بر مطالبی درباره صادق هدایت از طرف شاگردان و دوستداران وی، شامل مقالات ادبی گوناگونی است که به این نویسنده تقدیم شده است.
بخش اول شامل: 50 شعر، مقاله و داستانهای گوناگون در زمینه های مختلف و متنوع، بخش دوم شامل: شعرها، مقاله ها و آثار صادق هدایت، بخش سوم شامل: دو اثر از دانش آموزان دبیرستان و بخش چهارم شامل: متن چند نامه از هدایت است.
صادق هدایت سال 1281 ش در تهران متولد شد. پس از اتمام تحصیلات با اولین گروه اعزامی راهی اروپا شد و در بلژیک در رشته ریاضیات به تحصیل پرداخت. از آثار وی می توان به رباعیات خیام، فواید گیاه خواری، زنده بگور، پروین دختر ساسان، بوف کور، سگ ولگرد، ولنگاری، علویه خانم، توپ مرواری و ... اشاره کرد. وی یکی از تأثیر گذارنده ترین نویسندگان فارسی است که در داستان نویسی سبکی خاص را به وجود آورد و آثار وی تا به امروز تحلیل و واکاوی می شود.
یادداشت ها
فرانتس کافکا
مترجم: مصطفی اسلامیه
همه ویژگیهای شخصیت جذاب و وقایع زندگی پر شور و سودای کافکا در این کتاب بازتاب یافته است. در این یادداشتها که بخش اصلی زندگیاش، از 1910 تا 1923 را در بر میگیرد، بسیاری از اندیشههای ادبی، قطعات کوتاه نمایشی، رویاها و کابوسها، آغاز یا بخشهایی از داستانها و رمانهایش را آورده و حوادث کوچک و بزرگ زندگیاش را، گاه با طنزی سبکبارانه و گاه با شرحی دقیق و تکاندهنده به ثبت رسانده است.
یادداشت ها
آلبر کامو
ترجمه: خشایار دیهیمی
«یادداشت ها» مجموعهی یادداشتهای خصوصی کامو در سه جلد است. جلد اول از ۱۹۳۵ تا ۱۹۴۲ (دوران جوانی و الجزایر)، جلد دوم از ۱۹۴۲ تا ۱۹۵۱ (جنگ، مقاومت، شهرت) و جلد سوم از ۱۹۵۱ تا ۱۹۵۹ (سالهای پایانی) را در بر میگیرد. این یادداشتها را کامو برای انتشار ننوشته بود؛ ترکیبیاند از خاطرات روزانه، طرحهای داستانی، نقلقولها، توصیف مناظر و تأملات فلسفی.
برای علاقهمندان جدی به کامو، پژوهشگران ادبیات و فلسفهی اگزیستانسیال، و کسانی که میخواهند فرایند تفکر و نگارش یک نویسنده را از نزدیک ببینند. برای شروع کار با کامو، بهتر است اول «بیگانه»، «اسطورهی سیزیف» و «طاعون» خوانده شود.
یادداشت های اینجانب
نویسنده: لیانید آندری یف
مترجم: حمیدرضا آتش برآب
«یادداشتهای اینجانب» رمانکی (novella) کوتاه از لیانید آندرییف است که در سال ۱۹۰۸ میلادی—همزمان با یکی دیگر از آثار مشهور او، «داستان هفت مرد بهدار آویخته»—منتشر شد. این اثر به شکل یادداشتهای شخصی یا خاطرات یک زندانی نوشته شده و در سنت آثار روسی روایتهای زندانی مانند «خاطرات خانهی مردگان» داستایفسکی جای میگیرد، هرچند با رویکردی کاملاً متفاوت و نمادینتر.
طرح داستان
راوی داستان، مردی سالخورده است که سالهای طولانی را در زندان، بهجرم قتل، سپری کرده است. او در این یادداشتها روایت میکند که چگونه، برخلاف انتظار، با محبوسیت خود آشتی کرده و حتی نوعی آرامش یا معنا در آن یافته است. آندرییف از طریق این شخصیت، تجربهای متناقضنما را به تصویر میکشد: زندانی که ظاهراً باید نماد از دستدادن آزادی باشد، برای این مرد به فضایی برای تأمل، پذیرش سرنوشت، و رهایی از آشفتگیهای دنیای بیرون بدل میشود.
درونمایههای اصلی
سرنوشت و جبر: همانطور که در سایر آثار آندرییف دیده میشود، شخصیتها اسیر نیرویی بیرحم و اجتنابناپذیر به نام سرنوشتاند. رنج در جهانبینی او امری گریزناپذیر و تقریباً هستیشناختی است که انسان باید زندگیاش را با آن سازگار کند.
پارادوکس آزادی و اسارت: مرکز ثقل فلسفی داستان، این پرسش است که آزادی واقعی کجاست؟ آندرییف نشان میدهد که اسارت جسمانی میتواند همراه با نوعی آزادی درونی و ذهنی باشد، در حالیکه آزادی ظاهریِ زندگی بیرون از زندان میتواند خود زندانی از تشویش، بلاتکلیفی و پوچی باشد.
تأمل و خودکاوی: فرم یادداشت یا دفتر خاطرات به آندرییف اجازه میدهد روایت را بهشکلی درونی و اعترافی پیش ببرد؛ راوی نه صرفاً وقایع، بلکه فرایند دگرگونی ذهنی و روانی خود را در گذر زمان بازگو میکند.
سبک و جایگاه ادبی
آندرییف بهعنوان یکی از پیشگامان اکسپرسیونیسم در ادبیات روسیه شناخته میشود و در این اثر نیز، بهجای واقعگرایی صرف، بیشتر به کاوش حالات روانی و وجودی شخصیت میپردازد. این رمانک، بازتابی از دغدغههای شخصی نویسنده—از جمله افسردگی، تجربهی کوتاه بازداشت سیاسی در سال ۱۹۰۵، و نگاه بدبینانهاش به رنج بشری—نیز هست.
این اثر، در کنار «هفت مرد بهدار آویخته»، بخشی از دورهای پربارتر از آثار آندرییف محسوب میشود که در آن، پرسشهای اخلاقی و وجودی پیرامون مرگ، مجازات، گناه و رستگاری را با نگاهی عمیقاً فلسفی کاوش میکند.
یادداشت های پیک ویک (۲ جلدی)
چارلز دیکنز
ترجمه: پرویز همتیان بروجنی
چارلز دیکنز نوشتن رمان «یادداشت های پیک ویک» را در سال ۱۸۳۶ زمانی که تنها ۲۴ سال داشت، آغاز کرد. در این رمان، توان توصیف گرایانه ذاتی دیکنز با مهارت طنزپردازانه او درهم آمیخته است. موفقیت بزرگی که «یادداشت های پیک ویک» در پایان ۱۹ ماه انتشار میان مردم، به دست آورد، برگرفته از توانایی دیکنز در استفاده از چشم و گوشش بود. این کتاب با حرکتی قهرمان نمایانه و تقلیدی مسخره آمیز از یک سخنرانی علمی و بحثی پارلمانی که فصل اول را شامل می شود، آغاز می شود.
دیوید الیس استاد ادبیات زبان انگلیسی دانشگاه کنت، کانتربری در مقدمه ای که برای این کتاب نوشته، آورده است: «یادداشت های پیک ویک» آشکارا رمانی غیرجدی است. با این وجود، در لحن آن یک شور جوانی و نوعی بی خیالی شادمانه احساس می شود که زندگی بدون آن بی نهایت یکنواخت به نظر می رسد؛ لحنی که دیکنز در روند طبیعی زندگی دیگر هیچ گاه آن را تجربه نخواهد کرد، زیرا انسان تنها یک بار ۲۴ ساله می شود.
رمان مفصل، در دو جلد خود ۵۷ فصل دارد و تصاویر آن نیز با فهرست مشخص شده اند. شخصیت های این کتاب، به قدری زیاد هستند که در ابتدای آن، به تفکیک نام برده و معرفی شده اند.
در قسمتی از این کتاب می خوانیم:
این دفتر اتاقی بود با ظاهری بسیار کثیف، سقفی فوق العاده کوتاه و دیوارهای قاب بندی شده قدیمی که چنان بد نورپردازی شده بود که با وجود روشنایی روز در بیرون شمع های بزرگ پیه سوز روی میزها روشن بود. در یک انتها دری وجود داشت که به اتاق اختصاصی قاضی ختم می شد که بر گرد آن گروهی از وکلا و کارمندان قضایی جمع شده بودند و به ترتیبی که پرونده شان در بایگانی ثبت شده بود، وارد می شدند. هربار که این در باز می شد تا شخصی خارج شود، نفر بعد برای داخل شدن به سوی آن یورش می برد و چون علاوه بر گفت و گوهای فراوان میان افرادی که برای دیدن قاضی انتظار می کشیدند، انواع و اقسام بگومگوهای شخصی نیز میان بخش اعظم کسانی که او را دیده بودند، رد و بدل می شد، آن قدر سر و صدا وجود داشت که نشود در اتاقی با چنین ابعاد محدودی تحمل گردد.
گفت و گوهای این مردان تنها صداهایی نبود که به گوش می رسید. بر سکو و در پشت جایگاهی چوبی در انتهای دیگر اتاق کارمندی عینکی ایستاده بود که سوگندنامه ها را تحویل می گرفت و هر از گاهی دسته های بزرگی از آن توسط منشی دیگری برای امضای قاضی به اتاق اختصاصی اش برده می شد...
یادداشت های روزانه
داوید روبینویچ
ترجمه: محمود حسینی زاد
«یک بدبختی به تنهایی کم است، باید چند بدبختی با همدیگر بیایند، تازه آنوقت انسان را خرد میکنند. اینکه ما آواره شده و به بدبختی افتادهایم کافی نیست.»
«یادداشتهای روزانه»، داوید روبینوویچ ترجمۀ تازهای از مترجم مطرح و داستاننویس خوش قریحه معاصر و قدیمی است که با وسواس و دقت تمام هم مینویسد و هم ترجمه میکند. او در آثاری که به آن پرداخته هم توجه به مضمون دارد و هم چگونگه گفتن و همین نگاه او به اثر هنری است که باعث شده در خوانش آثار او مخاطب احساس کند که این آثار ترجمه نیستند و نوشتۀ اصلی خود نویسنده هستند.
«از اول جنگ تا حالا خودم درخانه درس میخواندم. وقتی یادم میآید به مدرسه میرفتم، دلم میخواهد بزنم زیر گریه حالا امروز باید در خانه باشم و نتوانم هیچ جا بروم. وقتی همینطوری فکر میکنم که در دنیا چقدر جنگ هست، چقدر از انسانها هر روز کشته میشوند، با گلوله، با گاز، با بمب، با بیماریهای مسری و به دست دشمنهای دیگر بشریت، آنگاه دست و دلم به کاری نمیرود.»
«یادداشتهای روزانه» هم صمیمی است و هم تلخ وبه شرح زندگی یک پسربچه معطوف است که با بی تکلفی و سادگی کلامش از سالهای مصیبتبار اشغال لهستان توسط فاشیستها سخن میگوید. بازگویی واقعیتی که در آن روزگار سخت، میلیونها لهستانی و یهودی با آن رودررو بودند.
«از صبح زود با بیصبر منتظر پیک بودیم، ولی نیامد. دیگر خود را به دست خدا سپرده و با آغوش باز منتظر همهچیز هستیم.»
نویسنده کتاب ــ دیوید ــ دوازدهساله بود که اولین یادداشتهای روزانهاش نوشت. برای او هم زندگی آن چیزهایی را داشت که برای میلیونها کودک داشت اما کودکی او را یکی از مصیبتبارترین وحشیگریهایی که تاریخ به خود دیده است را نابود کرد:
«این یادداشتهای روزانه، تکاندهندهترین و مؤثرترین شکوائیه علیه سیستمی است که میلیونها انسان نظیر «داوید روبینوویچ» را به قتل رسانده است.»
یادداشت های زیرزمینی 💯
فیودور داستایفسکی
حمیدرضا آتش برآب
داستایوفسکی از جمله متفکران برجسته عصر حاضر است. در اهمیت او همین بس که بزرگان تفکر معاصر غرب به آثارش توجه داشته اند و از او ستایش کرده اند. داستایفسکی از نویسندگان اندک شماری است که نیهیلیسم روزگار ما را به ژرفی دریافته و بیان کرده است.
در میان آثار او، «یادداشت های زیرزمینی» آیینه تمام نمای روزگار ما و نقد حال انسان بیمار آخرالزمان است که بیماری تا عمق وجودش ریشه دوانیده است، ولی او هم چنان از باور آن سر باز می زند. این حکایات از ارزش های از ارزش افتاده ای سخن می دارد که منشأ بحران عالم غربی است.
تعریض ها و کنایات داستایوفسکی در این یادداشت ها همه به قدرتی است که قائمه عالم کنونی است و این عالم را راه برده اما اکنون دچار تزلزل و بحران سهمناکی است که نشانه هایش در همه عالم پیداست. داستان «یادداشت های زیرزمینی» گزارشی است از وضع بشر در دوره جدید، گزارشی که به جامه مبدل افسانه درآمده است.
یادداشت های زیرزمینی 💯
فیودور داستایفسکی
ترجمه: بابک شهاب
یکی از برجستهترین شخصیتهای ادبیات، راوی بینام انقلابیترین رمان داستایفسکی، یک مقام سابق است که با جسارت به زندگی زیرزمینی پناه برده است. او در انزوای کامل از جامعه، روایتی پرشور، وسواسی و متناقض را به تصویر میکشد که به عنوان حملهای ویرانگر به آرمانشهرگرایی اجتماعی و تأکیدی بر ماهیت اساساً غیرمنطقی انسان عمل میکند.