کاتب اهریمن
ژیلبر سینوئه
مترجم: سید حمیدرضا مهاجرانی
مراکِش، دسامبر ۱۱۹۸. شهر سرخ، در پوششی از تاریکی شب به خواب فرو رفته است، در حالی که مردی، خمشده بر روی نسخهای خطی، روایت زندگی خویش را به صفحه میسپارد؛ آگاه از جریانی انحرافی که جهان را بهسوی تعصب و نابردباری میکشاند، جریانی که کلمات او را بیش از پیش ضروری و فوری میسازد. او که در سال ۱۱۲۶ در قرطبه، میان دامنههای سیهرا مورِنا و دشتهای حاصلخیز کامپیفیا زاده شده است، نامهای بسیاری دارد: لاتینیان او را «آورِروئه» مینامند، یهودیان «بن رشد» و در میان عربها او «ابوالولید محمد بن احمد بن رشد» است.
فرزند ابوالقاسم احمد، قاضی قرطبه، ابنرشد در عصری پرورش مییابد که هم زمانهی شکوفایی بزرگ علمی است و هم دوران آشوبهای عظیم. روزگاری که در آن یهودیان و مسیحیان اجازه دارند آزادانه آیین خود را بهجا آورند، به تجارت بپردازند و حرفهی دلخواه خویش را انتخاب کنند، به شرط آنکه مالیاتی به مقامات مسلمان بپردازند. ابنرشد که مصمم است راه ابنسینا، جالینوس و بقراط را دنبال کند، در بیستوسهسالگی تصمیم میگیرد در کنار تحصیل فقه ـ که به خواست پدر آغاز کرده بود ـ به مطالعهی پزشکی نیز بپردازد.
دورهی شاگردی او در گرانادا و در خانهی ابوبکر ابنطفیل، پزشک، فیلسوف و اخترشناس فرزانه، شکل میگیرد. به یاری ابنطفیل، ابنرشد این فرصت را مییابد که نهتنها دانش خود را گسترش دهد، بلکه با زنی نیز آشنا شود که سرنوشتش را دگرگون خواهد کرد. لوبنا، زنی جذاب، صاحب یکی از زیباترین کتابخانههای قرطبه، چهلساله، بسیار دانشمند و با چشمانی افسونگر همچون چشم غزال، ابنرشد را میپذیرد، درهای خانه و دانش خویش را به روی او میگشاید و یاریاش میکند تا به یکی از برجستهترین و در عین حال بحثبرانگیزترین فیلسوفان اندیشهی اسلامی بدل شود؛ اندیشمندی که نوشتههایش، که اغلب کفرآمیز تلقی میشدند، لقب «منشی شیطان» را برای او به همراه آوردند.
گیلبر سینهوئه، از خلال شخصیتهای بزرگی که در طول قرون یا از اندیشههای ابنرشد تغذیه کردهاند یا او را محکوم ساختهاند ـ از جمله توماس آکویناس، فریدریش دوم، اتین تمپیِه، دانته و پترارک ـ پرترهی فیلسوفی را ترسیم میکند که بیتردید مظهر اسلامی روشنضمیر است؛ اسلامی که با ارادهای استوار در پی آشتی دادن ایمان و عقل، فلسفه و وحی، ارسطو و محمد است. ابنرشد که از سوی برخی آماج تهمت قرار گرفت و از سوی برخی دیگر ستوده شد، اما در حقیقت بهندرت فهمیده شد، در این صفحات بهسان آخرین متفکر بزرگ اسلامِ روشنگرانه جلوه میکند.
کار (تجربه و هنر زندگی ۱۲)
کار عمیق
کال نیوپورت
ترجمه: محمدجواد شیری بازنچه
کتاب کار عمیق نوشته کال نیوپورت پرفروش ترین کتاب نیویورک تایمز، وال استریت ژورنال و سایت آمازون در سال 2017 بوده است. با وجود اینکه از چاپ این کتاب حدود 2 سال گذشته است اما همچنان در سایت آمازون صدرنشین است و عنوان برترین کتاب در زمینه بهره وری بالا و مدیریت زمان را به خود اختصاص داده است.
به عقیده کال نیوپورت اگر میخواهید تا قطره آخر تواناییهای ذهنی خود را به کار گیرید، به کار عمیق نیاز دارید. چندین دهه کار تحقیقاتی در روانشناسی و عصبشناسی به ما نشان داده است که فشار ذهنی ناشی از کار عمیق برای بهبود تواناییها ضروری است. اگر زندگی شخصیتهای تأثیرگذار را چه در قدیم و چه در تاریخ معاصر مطالعه کنید، خواهید دید که سرسپردگی به کار عمیق، مضمون مشترک زندگی همهشان است. برای مثال، مارک تواین بخش زیادی از کتاب ماجراهای تام سایر را در طول تعطیلات تابستانی در کلبهای در مزرعه کوری در نیویورک نوشت. اتاق تواین آنقدر از خانهی اصلی دور بود که خانوادهاش برای صرف غذا با شیپور او را صدا میزدند.
کار عمیق
کال نیوپورت
ترجمه: ناهید ملکی
اغلب، افرادی که چندین کار را به صورت همزمان انجام می دهند، تحسین می کنیم. دوست داریم خودمان هم با انجام همزمان و یا سریع چندین کار، بازدهی مان را بیشتر، و در وقتمان صرفه جویی کنیم. اما مشکل بزرگی در این نگرش وجود دارد؛ هیچ نتیجه مهم و قابل افتخاری با این شیوه به دست نمی آید!
چرا بدون کار عمیق و متمرکز، نمی توان به نتایج آنچنانی رسید؟ کال نیوپورت در کتاب کار عمیق (که از زمان انتشار در لیست پرفروش های نیویورک تایمز، وال استریت ژورنال و آمازون قرار گرفته است)، می گوید که «تمرکز» در دنیای پرآشوب امروز، حلقه مفقوده موفقیت است.
در اقتصاد فعلی، روز به روز به تمرکز و کار عمیق بیشتر نیاز پیدا می کنیم و همزمان، روز به روز داشتن تمرکز و کار عمیق سخت تر و سخت تر می شود. اینگونه است که داشتن مهارت کار عمیق، شما را به یکی از معدود افراد بسیار ارزشمند در کسب و کار و زندگی شخصی تان تبدیل می کند.
کارل مارکس (زندگی و محیط)
آیزایا برلین
ترجمه: رضا رضایی
از متن کتاب:
ذهنی توانا، فعال، واقع نگر و غیراحساساتی داشت بی عدالتی را زود تشخیص می داد، خیالاتی نبود، و از وراجی و هیجان های نفسانی روشنفکران همان قدر منزجر بود که از بلاهت و تفرعن بورژوازی، روشنفکران به نظرش بیشتر وقت ها بی هدف پرچانگی می کردند، از واقعیت دور می نمودند و صادق و ریاکارشان به یکسان آزاردهنده بودند، بورژوازی در آنواحد هم فریبکار بود و هم خودفریب، و حرص و طمع مال و مقام چشمش را به ویژگی های اجتماعی مهم زمانه بسته بود.
این توصیف آیزایا برلین است از کارل مارکس. در این کتاب بود که آیزایا برلین برای اولین بار استعداد شگرف خود را در تاریخ اندیشه ها آشکار کرد. این کتاب هم زندگی نامه مارکس است و هم شرح مارکسیسم.
کاروان امید (تجربه و هنر زندگی ۱۱)
کاش وقتی بیست ساله بودم می دانستم
تینا سیلیگ
ترجمه: مینا صفری
بدون شک کسانی که در حوزه کارآفرینی و خلاقیت مطالعه داشته اند، نام تینا سیلیگ و کتاب مشهورش و پر فروشش بنام” کاش وقتی 20 ساله بودم می دانستم ” را شنیده اند. نویسنده ای که به زبان شیرین و روان به همراه مثال وداستان های جالب که در دنیای واقعی در حوزه ی خلاقیت، نو آوری و ابتکار روی داده است را به رشته ی تحریر در آورده است. خلاقیت ها و نوآوری هایی که برای هریک از ما امکان پذیر بوده و می تواند زندگی ما را با تغییری شگرف روبرو سازد. این کتاب یکی از منحصر به فردترین و خاص ترین کتاب ها در زمینه کارآفرینی و خلاقیت می باشد که خواننده را به پویایی و هیجان وا می دارد . کسانی که به دنبال راه اندازی کسب و کاری یا کارآفرینی هستند با خواندن این کتاب بینش ودیدگاهی متفاوت و وسیع تر در مسیر پیش روی خود به سوی موفقیت خواهند داشت.
دکتر تینا سیلیگ در رشته علوم عصبی از دانشکده پزشکی دانشگاه استنفورد موفق به اخذ مدرک دکترا شده است.تینا سیلیگ در آنجا به مطالعه نوروپلاستی می پرداخت. و سپس به عنوان استاد در آنجا مشغول به تدریس شد.
کافر و استاد: دیوید هیوم، آدام اسمیت، و رابطه دوستانه ای که منجر به شکل گیری تفکر مدرن گردید
دنیس سی راسموسن
ترجمه: سمیرا ونکی
درحالیکه هیوم را «کافر بزرگ» میدانستند و او را برای تربیت جوانان فرد نامطلوبی میپنداشتند، اسمیت یک استاد محترم فلسفه اخلاق در دانشگاه گلاسکو بود و در بحث از تردیدهای دینیاش احتیاط میکرد.
دنیس سی. راسموسن، در کتاب کافر و استاد، رابطه نزدیک و دوستانه دیوید هیوم و آدام اسمیت را بررسی میکند. آنها همیشه از هم حمایت میکردند، عضو باشگاه انجمن برگزیده در ادینبرو بودند و درباره موضوعات متنوعی با هم مکاتبه داشتند، از فلسفه اخلاق گرفته تا تاریخ و اقتصاد. بهعلاوه، هر دو مدتی را در فرانسه زندگی کرده بودند، جایی که در آن جزء مشاهیر به حساب میآمدند و هیوم نیز در آنجا مدت کوتاهی را با ژان ژاک روسو دوست شده بود. راسموسن، که استاد علوم سیاسی در دانشگاه تافتس است، با مهارت تمام نهتنها رابطه شخصی هیوم و اسمیت بلکه نقش حیاتی آنان در شکلگیری روشنگریِ اسکاتلندی را نیز بررسی میکند. ماحصل کار او مطالعهای ارزنده درباره ظهور سنت لیبرال است.
کافه اروپا (تجربه و هنر زندگی ۱۴)
نازنین دیهیمی
«در کشورهای اروپای شرقی تفاوت بین «ما» و «من» بسیار فراتر از تفاوتی صرفا در دستورزبان است. من همراه این «ما» بزرگ شدم. در مهدکودک، در مدرسه، سر کار. با گوش دادن به سخنرانی سیاستمدارانی که میگفتند: «رفقا، ما وظیفه داریم...» و ما رفیقها همان کارهایی را میکردیم که به ما میگفتند. فردی که از یک جامعهٔ توتالیتر بیرون میآید با «نه» گفتن است که مسئولیت فردی و ابتکارعمل را می آموزد. و این راه با گفتن «من» شروع میشود...»
«کافه اروپا» مجموعه مقالات دیگری است از خانم اسلاونکا دراکولیچ، روزنامه نگار و نویسندهٔ کروات که پیش از این کتاب «کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم» از او در این مجموعه منتشر شده است. این مقالات شرحی از زندگی مردم اروپای شرقی در سالهای پس از فروپاشی کمونیسم و تجربهٔ مردم کرواسی پس از استقلال این کشور است.
دراکولیچ تصویرگر تیزبین جوامعی در حال گذار است. روایتهای او با جزئیاتی شگفت، تامل برانگیز و صمیمی، شبیه نامههایی است که دوستی برایمان نوشته است. نامههایی که تصویری ملموس از همهٔ تناقضها، سردرگمیها و تحولاتی به دست میدهد که مشخصهٔ دوران گذار به دموکراسی است.
مقالات گیرا و جسورانهٔ دراکولیچ در واقع تلنگری است به شهروندان کشورهای اروپای شرقی پس از کمونیسم، برای اینکه مسئولیت نقشی را که در جامعهٔ مدنی جدید برعهده دارند، بپذیرند.
دراکولیچ ریشهٔ بسیاری از مشکلات کنونیشان را در این میبیند که مردم این کشورها تحتتاثیر سالها زندگی در حکومتهای توتالیتر مسئولیت فردیشان را به کلی فراموش کردهاند. او میگوید، «ما مردم دنیای کمونیسم هنوز از نظر سیاسی مثل کودکانی نابالغ هستیم، نیازمند پدری که از ما مراقبت کند تا دیگر لازم نباشد خودمان مراقب خودمان باشیم.»
دراکولیچ نه تنها یک مشاهدهگر دقیق وقایع اروپای شرقی که یک مشاهدهگر حساس وضعیت انسان است، و کتابهای او فراتر از موضوع خاصش، تحلیلهایی قابل توجه از احساسات و تجربههای انسانی است.
کانت
راجر اسکروتن
ترجمه: علی پایا
کانت یکی از تأثیرگذارترین ـ و درعینحال پیچیدهترین ـ فیلسوفان دوران مدرن است. اندیشههای او دربارهی ماهیت ذهنیِ واقعیت، باورهای رایج زمانهاش را دربارهی خدا، اخلاق و ارادهٔ آزاد به چالش کشید. راجر اسکروتن، فیلسوف شناختهشده و بحثبرانگیز معاصر، با مهارتی قوی به سراغ این موضوع بهغایت پیچیده میرود و معرفیای قابلفهم از آثار کانت و کتاب محوری او، نقد عقل محض، ارائه میدهد.
کانت
کارل یاسپرس
ترجمه: دکتر میرعبدالحسین نقیب زاده
یاسپرس بارها اظهار میکرد که ماکس وبر بیش از هر شخص دیگری بر او تأثیر گذاشته است.
هرچند این سخن از نظر زندگینامهای درست باشد، واقعیت این است که از لحاظ صوری و تاریخی، فلسفۀ یاسپرس عملاً بدون تأثیر ایمانوئل کانت قابل تصور نیست.
«کانت،» همانگونه که یاسپرس میگوید، «گرهگاهِ فلسفه است... فیلسوفی مطلقاً ضروری. بدون او ما هیچ بنیانی برای نقد نمیداشتیم.»
برای یاسپرس، بنابراین، کانت آن «روبسپیرِ» خردلرزان نیست که هاینریش هاینه دربارهاش تأمل کرده بود، و دستکم دربارۀ متافیزیک چنین نیست.
فلسفۀ انتقادیِ کانت برای یاسپرس بیشتر پالایش ضروریِ تفکرِ فراروندهای است که با روح متافیزیکیِ افلاطون و فلوطین پیوند دارد.
اما نکتهٔ تعیینکننده در کانت، تصفیهٔ منطقیِ این روح از طریق نشاندادنِ این است که آنچه اندیشیده و بنابراین ادعا میشود، بهگونهای جداییناپذیر مشروط به شیوهٔ اندیشیدنِ فرد است.
به یک کلام، یاسپرس بر این باور است که در کانت، برای نخستین بار در تاریخ فلسفۀ غرب، نشان داده میشود که فلسفهورزیِ انتقادی ناگزیر امری وجودی (اگزیستانسیال) است؛ و اینکه اثرگذاریِ ذهنیتِ انسان بر آنچه اندیشیده میشود، نه امری تصادفی بلکه بهطور صوری، گریزناپذیر و ضروری است.