نظریه ای در باب عدالت 💯
جان رالز
مرتضی نوری
رولز در نظریهٔ عدالت مینویسد: «عدالت اولین فضیلت برای نهاد اجتماعی است، همچنان که حقیقت برای نظام تفکر». عدالت از نظر رولز مقدم بر خوشبختی است. خوشی و کامیابی آنگاه بهعنوان یک ارزش مثبت تلقی میشود که عادلانه بودن آن محرز باشد. عدالت چارچوبی است که افراد مختلف در آن فرصت پی گرفتن آمال و ارزشهای مورد نظر خود را پیدا میکنند.
دو اصل نظریهٔ بازبینیشدهٔ عدالت رولز بدین قرار است:
-
الف) هر شخصی نسبت به طرحی کاملاً کافی از آزادیهای اساسی برابر که با طرح مشابهی از آزادیها برای همگان همساز باشد، حق لغو ناشدنی یکسان دارد؛ ب) نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی به دو شرط قابل قبول هستند: ۱) باید مختص به مناصب و مقامهایی باشند که تحت شرایط برابری منصفانهٔ فرصتها باب آنها به روی همگان گشودهاست. ۲) این نابرابریها بابد بیشترین سود را برای محرومترین اعضای جامعه داشته باشند (اصل تفاوت).
رولز عدالت را تبلور انصاف میداند و میگوید در وضع نخستین (original position)، که تا حدی مشابه مفهوم وضع طبیعی است، آدمیان میخواهند جامعهٔ مدنی تشکیل دهند و بهناچار روی اصولی معقول و منصفانه توافق میکنند. نقشی که این اصول در تفکیک حقوق، تکلیفها و تقسیم مزایای اجتماعی برعهده میگیرد همان است که مفهوم عدالت نامیده میشود.
نظریه فمینیستی
جوزف دانون
فرزانه راجی
فمینیسم (به انگلیسی: Feminism) گسترهای از جنبشهای سیاسی، ایدئولوژیها وجنبشهای اجتماعی است که هدفی مشترک را دنبال میکنند: تعریف، برقراری و دستیابی به سطحی از حقوق زنان که در زمینههای سیاسی، اقتصادی، شخصی و اجتماعی، با مردان برابرباشد. این هدف شامل تلاش برای برقراری فرصتهای برابر برای زنان در آموزش و پرورش و اشتغال میشود.
فعالینِ حقوقِ زنان باور دارند که جنسیت در زندگی انسانها عاملی تعیینکننده است که جایگاهِ اجتماعی، سیاسی و اقتصادیِ افراد بر اساس آن شکل میگیرد. فمینیسم بیشترین تمرکزِ خود را معطوف به تهدیدِ نابرابریهای جنسیتی و پیشبردِ حقوق، علایق و مسایل زنان کردهاست. فمینیسم عمدتاً از اواخر قرن ۱۸ میلادی پدید آمد. زمانی که مردم بهطور گستردهای این امر را پذیرفتند که زنان در جوامع مرد محور، سرکوب میشوند. بخشی از حقوقِ زنان دربرگیرندهٔ این موارد میشود:
تمامیتِ بدنی و خودمختاری، حقِ رأی، حقِ کار، حقِ دستمزدِ برابر بهخاطرِ کارِ برابر، حقِ مالکیت، حقِ تحصیل، حقِ شرکت در ارتش، حقِ مشارکت در قراردادهای قانونی و در نهایت؛ حقِ سرپرستیِ فرزندان، حقِ ازدواجِ آزادانه و آزادیِ مذهبی.
نظریه های جباریت از افلاطون تا آرنت
راجر بوشه
فریدون مجلسی
در توضیح پشت جلد کتاب آمده است:
«جباریت، استبداد، تمامتخواهی، خودکامگی، جور و ستم سلاطین در طول تاریخ از مهمترین دغدغههای فیلسوفان و نظریهپردازان سیاسی بوده است. حاصل نظریهها و تحلیلهای اندیشمندان از دوران کلاسیک تا سدههای تاریک میانه، دوران روشنگری و اصلاحات مذهبی تا عصر تجدد، پدیدآوردن و تعمیم بخشیدن الگوهایی بوده است که در قالب آن حاکمیت قانون، حقوق بشر و آزادی و امنیت شهروندان تضمین و از جباریت و خودکامگی پیشگیری شود. در این کتاب آراء و نظریات متفکران و نظریهپردازان سیاسی را با تاکید بر نظریههای جباریت میخوانید.»
نظریه ی کوانتوم و اراده ی آزاد
نويسنده : هنری پی. استپ
مترجم : رعنا سليمی
این کتاب به زبانی ساده اما دقیق توضیح میدهد که مکانیک کوانتومیِ متعارف چگونه عمل میکند. نویسنده، که فیزیکدانی نظری و برجسته است، نشان میدهد که این نظریه، اگر بهگونهای واقعگرایانه تفسیر شود، برای انتخابهای آگاهانه و آزادِ ما نقشی اساسی قائل میشود. استَپ بر این باور است که زیستشناسی و علوم اعصابِ جریان اصلی، با وجود نزدیک به یک قرن پیشرفت در فیزیک کوانتومی، همچنان عملاً به پیشفرضهای ناکامِ کلاسیک پایبند ماندهاند؛ پیشفرضهایی که در آنها نیتها و مقاصد ذهنی هیچ تأثیری بر کنشهای بدنی ما ندارند. او نشان میدهد که مکانیک کوانتومی چگونه میتواند بنیانی عقلانی برای درکی بهتر از این پیوند فراهم آورد و حتی امکان توضیح برخی پدیدههایی را بدهد که امروزه «فراهنجار» یا «ماورایی» تلقی میشوند. این دیدگاهها پیامدهای مهمی برای فهم ما از خود، از فرایندهای ذهنیمان، و در نتیجه برای معنابخشی به زندگی ما به همراه دارند.
نقد عقل محض 💯
امانوئل کانت
ترجمه: بهروز نظری
کتاب حاضر ترجمه نقد عقل محض اثر ایمانوئل کانت به فارسی است که ویراستار آن کوشیده کل متن را کلمه به کلمه با ترجمه انگلیسی «پل گایر» مطابقت دهد و ویرایشهای بسیاری در سه سطح محتوا، معادلگزینی و نحو فارسی بر متن اعمال کند. صرف نظر از تمام مباحث در خصوص متن اصلی آلمانی، و ترجمههای متعدد انگلیسی ، ویراستار حتی در موارد اختلافبرانگیز نیز بر ترجمه «گایر» تکیه کرده است. چشمگیر بودن اصلاحات در ویراست فعلی، هم از حیث کمی و هم از حیث کیفی، حتی با مقایسهای گذرا با ویراست قبلی همین ترجمه به خوبی آشکار میشود. البته ویراستار از آنجا که ویراستار اثر است نه مترجم آن، کوشیده است تا حتیالامکان از دخالتهای سلیقهای در متن اجتناب کند و عمدتاً از معادلها یا واژههای مترجم بهره ببرد، مگر در مواقعی که آنها را اشتباه یا گمراهکننده یافته است.
«بهروز نظری»، مترجم، در ویراست دوم این کتاب کوشیده یک متن قابل فهم به دست دهد. از طرفی او تلاش کرده به صورت آگاهانه در سنت زبان فارسی زنده و معاصر قرار گیرد و با بهرهگیری از سنت استادان نثر فارسی سره معاصر در حد توان خود در راه این بزرگان قدم بردارد.
ویراست دوم ترجمه کتاب نقد عقل محض شامل مقدمه ویراستار فارسی (دکتر محمدمهدی اردبیلی) به همراه یادداشت مترجم و مقدمهها و پیشگفتارهای ویراست اول و ویراست دوم این کتاب مهم و ارزشمند است و آنگاه وارد متن اصلی میشود.
نقد عقل محض 💯
نویسنده: ایمانوئل کانت
مترجم: رضا ولییاری
فلسفهی کانت بر قدرت و محدودیتهای عقل تمرکز دارد. دو پرسش اساسی در مرکز توجه او قرار دارند. در فلسفهی نظری، کانت میپرسد که آیا عقل میتواند شناخت متافیزیکی به ما بدهد؟ بهویژه، آیا عقل میتواند بینشهایی را که فراتر از (meta) جهان فیزیکی هستند، پایهگذاری کند، همانطور که فیلسوفان عقلگرا مانند لایبنیتس و دکارت ادعا میکردند؟ در فلسفهی عملی، کانت میپرسد که آیا عقل میتواند راهنمای عمل باشد و اصول اخلاقی را توجیه کند؟ فیلسوفان تجربهگرا ادعا میکردند که تنها احساسات میتوانند ما را به عمل وادارند و عقل از این کار ناتوان است. به گفتهی مشهور هیوم: «عقل کاملاً غیرفعال است و هرگز نمیتواند منشأ اصلی و فعالی مانند وجدان یا حس اخلاقی باشد.» (رسالهی طبیعت انسان، 3.1.1.11).
در برابر متافیزیک عقلگرایانه، کانت ادعا میکند که عقل با محدودیتهای سختی روبهروست. عقل نمیتواند به ما شناختی از خدا یا جهانی ورای حواس بدهد؛ اگر عقل این حدود را رعایت نکند، دچار تناقض و سردرگمی میشود.
در برابر دیدگاه تجربهگرایانه دربارهی انگیزش و اخلاق، کانت استدلال میکند که عقل قدرتی حیاتی دارد. عقل به ما این امکان را میدهد که بر اساس اصولی عمل کنیم که میتوانیم آنها را با دیگر موجودات خردمند به اشتراک بگذاریم. در جهانی که محدودیتهایی دارد، عقل آزادی انسانی را آشکار میسازد.
نقد قوه حکم
ایمانوئل کانت
ترجمه: عبدالکریم رشیدیان
کانت در نقد داوری تحلیلی نافذ از تجربه ما از امر زیبا و عالی ارائه می دهد. او در مورد عینیت ذوق، بیعلاقگی زیباییشناختی، رابطه هنر و طبیعت، نقش تخیل، نبوغ و اصالت، حدود بازنمایی، و ارتباط بین اخلاق و زیباییشناسی بحث میکند. او همچنین اعتبار قضاوت های ما را در مورد درجه ای که طبیعت دارای هدف است، با توجه به عالی ترین منافع عقل و اشراق بررسی می کند.
این اثر عمیقاً بر هنرمندان، نویسندگان و فیلسوفان دوره کلاسیک و رمانتیک از جمله هگل، شلینگ، شوپنهاور و نیچه تأثیر گذاشت. علاوه بر این، این اثر در زمینه هایی مانند پدیدارشناسی، هرمنوتیک، مکتب فرانکفورت، زیبایی شناسی تحلیلی و نظریه انتقادی معاصر به عنوان اثری برجسته باقی مانده است. امروزه این اثر به عنوان یک اثر اساسی در فلسفه باقی مانده است و برای همه کسانی که علاقه مند به زیبایی شناسی هستند، نیاز به خواندن دارد.