هدف
برایان تریسی
هر اتفاقی دلیلی دارد و دروغ های دیگری که دوست داشته ام
کیت باولر
مترجم: حسین طیبی
در پیاده روی های طولانی با توبان، همیشه بحث را به سمت موضوع مورد علاقه ام می کشاندم: آن چیز بعدی. چطور می توانیم زندگی های مان را بهبود ببخشیم؟ بعد باید چه کار کنیم؟ در همان حین که در میان بلوط های بلند کالیفرنیا با برگ های رنگارنگ پاییزی قدم می زدیم، ذهنم آینده های احتمالی را مرمر می کرد. همیشه. اگر قرار بود گناهی اختراع کنم تا شرحی بر زندگی ام باشد، می گفتم تنها این بوده که دمی برای بوویدن گل ها توقف نکرده ام. این گناه، غرور و نفوذناپذیری در مقابل خود زندگی بود. دو دوست داشتن آنچه حاضر بود، شکست خوردم و در عوض، تصمیم گرفتم چیزی را دوست بدارم که ممکن بود.
باید یاد بگیرم در زمان عادی زندگی کنم؛ اما نمی دانم چگونه.
هر روز یک قدم نزدیک تر
اروين يالوم - جيني الكين
مترجمان: كامليا نجفي - ايمان صحافقانع
اين وسوسه هميشه در من وجود دارد که دفترهاي قرار ملاقات قديمي مملو از اسامي نيمه فراموششدهي بيماران را بيابم، کساني که حساسترين تجربيات را با آنها داشتهام، تعداد زيادي افراد و تعداد زيادي لحظات خوب. چه اتفاقي براي آنها افتاده است؟ قفسهي کتابهاي رديف شدهو انبوه نوارهاي ضبط شدهام، معمولاً مرا به ياد گورستانهاي وسيع مياندازند: زندگيهاي تلنبار شدهي درون پوشههاي باليني، صداهاي به دام افتاده در نوارهاي الکترومغناطيسي در سکوت و نمايشهايي که هرگز اجرا نشدند. زندگي با اين آثار تاريخي، مرا سرشار از حس ناپايداري ميکند. حتي اگر خودم را غرق در زمان حال بيابم، شبح زوال را حس ميکنم که نگاه ميکند و منتظر است. در نهايت زوال بر تجربيات زنده پيروز ميشود و در عين حال با سنگدلياشيک تلخي و زيبايي را هديه ميکند. ميل بازگو کردن تجربهي من با جيني، ميل بسيار متقاعدکنندهاي است؛ شيفتهي فرصت از پاي درآوردن زوال براي طولاني کردن زندگي کوتاهمان با يکديگر هستم. چه بهتر که بداني، آنها در ذهن خواننده باقي خواهند ماند، تا آنکه درون انبار متروکهاي از نوشتههاي باليني ناخوانده و نوارهاي الکترومغناطيسي ناشنيده دفن شوند.
هر گام آرامش
تیک نات هان
ترجمه: بهراد ابراهیمی
در شتاب زندگی مدرن، ما معمولاً تماس خود را با آرامشی که در هر لحظه در دسترس است از دست میدهیم.
استاد ذن و نویسندهی نامدار جهانی، تیک نات هان، به ما نشان میدهد چگونه میتوان از همان موقعیتهایی که معمولاً باعث فشار و آشفتگی ما میشوند، به شکلی مثبت و آگاهانه استفاده کرد.
برای او، زنگ تلفن نشانهای است برای بازگشت به خودِ حقیقی؛
ظرفهای کثیف، چراغ قرمز، و ترافیک دوستانی روحانیاند در مسیر حضور ذهن — فرآیندی برای زنده نگهداشتن آگاهی نسبت به تجربه و واقعیتِ اکنون.
عمیقترین رضایتها، ژرفترین احساساتِ شادی و کمال، به اندازهی یک دم آگاهانه و لبخندی که همین حالا میتوانیم بر لب آوریم، به ما نزدیکاند.
کتاب «صلح در هر گام» (Peace Is Every Step) با زبانی روشن و زیبا نوشته شده و دربرگیرندهی تأملات، مراقبهها، حکایتهای شخصی و تجربههای تیک نات هان بهعنوان یک فعال صلح، آموزگار و راهنمای روحی است.
کتاب از جایی آغاز میکند که خواننده در آن است — در آشپزخانه، محل کار، پشت فرمان یا در حال قدم زدن — و نشان میدهد که چگونه حضور عمیق و مراقبهگرانه در همین لحظه در دسترس است.
تیک نات هان تمرینهایی ارائه میدهد تا با تنفس آگاهانه، ارتباطی ژرفتر با بدن و ذهن خود پیدا کنیم — ارتباطی که میتواند آرامش و شادی آنی به همراه آورد.
او همچنین میآموزد چگونه نسبت به رابطههایمان با دیگران و جهان پیرامون — با زیباییها و نیز آلودگیها و بیعدالتیهایش — آگاه باشیم.
تمرینهای بهظاهر سادهی کتاب «صلح در هر گام» خواننده را ترغیب میکند تا همزمان با پایداری صلح در درون، برای صلح در جهان نیز بکوشد؛
زیرا تنها از راه تبدیل ناخودآگاهی به آگاهی (mindless → mindful) است که میتوان جهان را دگرگون کرد.
هراس متافیزیکی
نویسنده: لشک کولاکوفسکی
مترجم: محدثه آهی
برای بیش از یک قرن، فلاسفه استدلال کردهاند که فلسفه غیرممکن است یا بیفایده، یا هر دو. اگرچه این مفهوم اولیه به روزگار سقراط برمیگردد، هنوز هم اختلافات شدیدی درباره ماهیت حقیقت، واقعیت، دانش، خیر و خدا وجود دارد. این موضوع ممکن است تاثیر عملی زیادی بر زندگی ما نداشته باشد، اما احساس عدم قطعیت رادیکالی را در ما ایجاد میکند، احساسی که کولاکوفسکی آن را «وحشت متافیزیکی» مینامد. «وحشت این است»، او میگوید، «اگر هیچچیز جز مطلق واقعاً وجود نداشته باشد، مطلق هیچ است؛ اگر هیچچیز جز خودم واقعاً وجود نداشته باشد، من هیچ هستم.» هدف این کتاب برای کولاکوفسکی یافتن راهی برای خروج از این بنبست به نظر میرسد.
در یک تحلیل تیزبینانه که بهعنوان مقدمهای برای تقریباً تمامی فلسفه غربی عمل میکند، کولاکوفسکی این معضلات را مستقیماً با بررسیهای چندین فیلسوف برجسته از جمله دکارت، اسپینوزا، هوسرل و بسیاری از نو افلاطونیها مواجه میکند. او به این نتیجه میرسد که فلسفه ممکن است پاسخهای قطعی به سوالات بنیادی ارائه ندهد، اما خود جستجو زندگی ما را متحول میکند. ممکن است اکثر قطعیتهای ما را از بین ببرد، اما هنوز فضایی برای آرزوهای روحانی و باورهای دینی ما باقی میگذارد.
آخرین جمله کتاب، امیدی را که پس از وحشت از هیچچیزی باقی مانده است، بهخوبی نشان میدهد وقتی که کولاکوفسکی میپرسد: «آیا منطقی نیست که اگر وجود بیفایده بود و جهان فاقد معنی، ما نه تنها توانایی تخیل متفاوت داشتن را به دست نمیآوردیم، بلکه حتی توانایی مطرح کردن همین فکر را—یعنی اینکه وجود بیفایده است و جهان فاقد معنی—نداشتیم؟» پاسخ، البته، روشن است. حالا این وظیفه خوانندگان است که چالش استدلالهای او را بپذیرند.
هرچه کمتر بهتر
نويسنده: جوشوا بكـر
مترجم: شهناز كميلی زاده
یکی از تاثیرگذارترین حامیان مینیمالیستی امروزی، ما را به گشت و گذار در خانه ها و آپارتمان های خودمان می برد و به ما نشان می دهد که چگونه تصمیم بگیریم از چه چیزی خلاص شویم و چه چیزی را نگه داریم. او هم دستورالعمل های عملی برای ساده کردن سبک زندگی ما در خانه ارائه می دهد و هم به مسائل اساسی که در وهله اول به تجمع بیش از حد کمک می کند، می پردازد. هدف فقط ایجاد فضای زندگی جذاب تر نیست. همچنین این است که مقر زندگی مان – خانه مان – را به سکوی پرتابی برای زندگی پربارتر و رضایت بخش تر در جهان تبدیل کنیم.
هرگز نبودن بهتر است
دیوید بناتار
ترجمه: علی طباخیان
هرگز نبودن بهتر است مستقیماً با فلسفه تولدستیزی بناتار مربوط است: والدین با بهدنیا آوردن فرزندان به آنها آسیب میزنند و به وجود آوردن فرزند به معنای اشتباه والدین است، به این معنی که درنتیجه تولد، تمام زندگی بشر در یک حالت طولانی مدت درد و آسیب قرارمیگیرد. وی با دو مفهوم به این نتیجه میرسد: عدم تقارن لذت و درد و این مفهوم که تخمین کیفیت زندگی بشر اتکا ناپذیر است. این مفاهیم ستیز و تقلای بیهوده و بدون دلیلی که ریشه در ادامه حیات دارد و نیز دردی را نشان میدهند که به باور بناتار به سادگی با عدم وجود داشتن میتوان از آن اجتناب کرد. این ستیز و عوامل متضاد با ادامه حیات انسانها و رشد آنها طی نسلهای متمادی بهطور فزاینده ای پیچیدهتر میشوند، و متعاقباً برای بناتار، این عیب حیات تعمدی انسان است: این ستیز و دشواری محض که در وجود ادامهدار حیات انسان ریشه دارد، و نبود هیچ توجیه اخلاقی برای آن، منجر به نتیجهگیری او مبنی بر اینکه «هرگز نبودن، بهتر است» شدهاست.
هرمنوتیک (درآمدی بسیار کوتاه)
ینس زیمرمن
ترجمه: ابراهیم فتوت
هرمنوتیک شاخه ای از علم است که به بررسی تاویل میپردازد؛ کنشی طبیعی که در ذات زندگی روزمره بشر ریشه دوانده، ما مدام درگیر رمزگشایی مفاهیم هستیم؛ یافتن ردپای معنا در مقالات روزنامه ها، کتاب ها، اسناد حقوقی، نایافته های کتب مقدس، سخنرانی های سیاسی، ایمیل ها و حتی صحبت های سر میز شام، اما علم چطور میان این مفاهیم خریده است؟ فرایند تاویل شامل چیست؟ و چطور دراین جهان معنایی بیابیم که ما را به درکی از جایگاهمان در هستی برساند؟
در این اثر، نگارنده در ابتدا گریزی به تاریخچه این دانش زده و سپس به تبیین مفاهیم بنیادین و چگونگی اعمال آن بر دیگر علوم چون به الهیات، ادبیات، حقوق و علوم تجربی پرداخته است. در این اثر همچنین اهمیت تاریخی و ضرورت جهان شمول تاویل در زندگی اجتماعی و سیاسی به تفصیل به تصویرکشیده شده است.
هستی
رولو می
ترجمه: سپیده حبیب
نویسندگان این کتاب پایهگذاران رواندرمانی اگزیستانسیال در نیمهی سدهی بیستم اروپا هستند که همگی از بزرگان روانکاوی فرویدی و گاه همچون لودویگ بینزوانگر از دوستان نزدیک فروید بودهاند ولی در برخورد با کاستیهای روانکاوی، در پی رویکردی انسانمدارتر، از فلسفه یاری جستند و زبان فلسفهی اگزیستانسیال را به رشتهی خودشان ترجمه کردند. کار رولو می در پیگیری ترجمه و ویرایش این مقالات از زبانهای آلمانی و فرانسوی به انگلیسی، خدمتی بزرگ بود زیرا جهان انگلیسیزبان، و از این طریق سایر فرهنگها، را با این رویکرد و ژرفای آن آشنا کرد و، بهعبارتی، آن را جهانی ساخت. یکی از مهمترین نکاتی که از این کتاب میآموزیم تعریفی است که از فلسفهی اگزیستانسیال به دست داده میشود و وجوهی از این فلسفه که در درمان کاربرد دارد. از این رو، علاقمندان به این رویکرد رواندرمانی در ایران میتوانند بسیار از این کتاب بیاموزند.
(از مقدمهی مترجم)
هستی از زمان انتشارش در سال ۱۹۵۶ مهمترین، کاملترین و درخشانترین روایت از رویکرد اگزیستانسیال در روانشناسی بهدست داده است. ویراستاران، از میان آثار پیشگامان جنبش تحلیل اگزیستانسیال، تاریخچههای موردی و نوشتههایی را برگزیدهاند که بتوانند این رویکرد را توضیح دهند ــ رویکردی که بهقول رولو می بیماری روانی را «نه بهمثابه انحرافی از معیارهای مفهومی این یا آن روانپزشک… بلکه به مثابه انحرافی در ساختار هستی ویژه آن بیمار یا، بهعبارتی مختلشدنموقعیت انسانی او میشناسد».
«این کتاب چشماندازی نو بهروی روانکاوی و رواندرمانی میگشاید که همانا چشمانداز پرسش غایی بشر است، پرسش دربارهی طبیعت بشر و جایگاهش در درون همهی واقعیت.»
ـ پل تیلیش، دانشگاه هاروارد
«بهترین سرآغاز موجود برای امریکاییهایی که پدیدارشناسان و اگزیستانسیالیستهای اروپایی سردرگمشان کردهاند. پادزهری قوی در برابر پیشپاافتادگی و سطحینگری در روانشناسی.»
ـ آبراهام مزلو، دانشگاه برندایس
«این کتاب سبکهای رایج در روانپزشکی امریکایی را بازتاب نمیدهد، بلکه کاری بسیار مهمتر دارد: رویکردهای آینده را پیشِ روی ما میگستراند…»
ـ گوردون آلپورت، دانشگاه هاروارد
هستی و زمان 💯
نام نویسنده : مارتین هایدگر
نام مترجم : عبدالکریم رشیدیان
پرسشی که هایدگر در هستی و زمان مطرح میکند «پرسش هستی» است، یعنی همان پرسشی که از سرآغاز فلسفه اندیشههای فیلسوفان را به تلاطم افکنده است. ازاینرو این کتاب از حیث موضوعاش تازگی ندارد. اما وجه «مدرن» آن شیوهٔ بررسی هایدگر از این مسئله و تعیین هستی انسان (دازاین) بهمثابه دروازهٔ ورود به شناخت هستی است که پس از سرآغازهای اصیل و خیرهکنندهٔ آن در فلسفهٔ یونانی ماقبل سقراطی دیری است که حتی پرسش از آن به فراموشی سپرده شده است. تحلیل اگزیستانس دازاین از طریق ساختهای «ممکنی» که «اگزیستانسیال» نامیده میشوند «اونتولوژی بنیادی» نام میگیرد که شرط امکان ذاتی همهٔ اونتولوژیها را تشکیل میدهد. زیرا دازاین هستندهای است که هر پرسش فلسفی از آن سرچشمه میگیرد و به آن بازمیگردد. ازهمینرو بسیاری از مسائل فلسفه همچون پروا، خودبودگی و دیگربودگی، جهان، مکانمندی و زمانمندی، مرگ و غیره صورتبندیهای متفاوتی کسب میکنند. این اثر فضای فلسفی قرن بیستم را تحتتأثیر قرار داده و الهامبخش بسیاری از برجستهترین متفکران پساساختارگرا همچون میشل فوکو و ژاک دریدا بوده است.
هستی و زمان 💯
مارتین هایدگر
ترجمه: سیاوش جمادی
مارتین هایدگر در ایران فیلسوفی نام آشناست. گفتهاند که هستی و زمان او مهمترین شاهکار فلسفی قرن بیستم است و آن را به بمبی در عالم فلسفه مانند کردهاند. گفتهاند که حتی منتقدانش از تأثیرش در امان نماندهاند. گفتهاند که این کتاب استوارترین ستونهای سنت متافیزیک غرب را به لرزه درمیآورد. اگزیستانسیالیسم، ساختشکنی، هرمنوتیک و الهیات مدرن، فصولی از نظریه و نقد ادبی و هنری، روانکاوی و بسیاری از جنبشهای علوم انسانی معاصر را وامدار این کتاب خواندهاند. به این همه باید آوازه دشواری زبان، طرح شگفتانگیز و ژرفای مضامین آن را نیز افزود. این اوصاف چه بسا راست باشند و چه بسا به گزاف، در هر حال نه تأیید و نه انکار آنها گره از کار فروبستهای نمیگشاید. کتابها برای خواندن نوشته میشوند و هستی و زمان را باید خواند. سیاوش جمادی متولد ١٣٣٠ تهران، فارغالتحصیل حقوق قضایی از دانشگاه تهران و فوق لیسانس ادبیات انگلیسی و فلسفه است. از این محقق و اندیشمند تاکنون ترجمه نامههایی به ملینا (کافکا) (١٣٧٧) تألیف و ترجمه یادبود ایوب در جهان کافکا (١٣٧٩)، هایدگر و سیاست (١٣٨١)، متافیزیک چیست؟ (١٣٨٢)، تألیف سیری در جهان کافکا (١٣٨٣)، ترجمه نیچه (کارل یاسپرس) (١٣٨٣)، زبان اصالت (تئودور آدرنو) (١٣٨٥) و تألیف زمینه و زمانه پدیدارشناسی (١٣٨٥) منتشر شده است. سیاوش جمادی به پاس تألیف سیری در جهان کافکا جایزه بیست و دومین دوره کتاب سال ادبیات جمهوری اسلامی را دریافت داشت و از "متافیزیک چیست" او در بیست و سومین دوره کتاب سال تقدیر به عمل آمد و اینک پس از مدتها انتظار یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین کتابهای فلسفه قرن را با عنوان هستی و زمان از مارتین هایدگر ترجمه و راهی بازار نشر کرده است.