داستان اولن اشپیگل
شارل دکوستر
ترجمه: م. ا. به آذین
رمان تاریخی «افسانه اولن اشپیگل»
یادی از گشته شدگان دادگاه های تفتیش عقاید امپراطوری فلاندر.
زندگی اولن اشپیگل، یک زندگی عادی و معمولی نبود. مرگ و دفن وی نیز عادی نبوده است، زیرا که وی را ایستاده دفن کردند. قضیه از این قرار بوده است، که هنگامیکه اولن اشپیگل وفات یافت، و مردم میخواستند وی را دفن کنند، تابوت وی را طبق سنت مسیحیان روی طنابی قرار دادند تا آن را به درون قبر بگذارند.
در این هنگام طناب در قسمتی که پاهای تیل قرار داشته پاره شده و تابوت به درون قبر افتاد. طوری که انگار تابوت و میت درون آن روی پا ایستاده بودند. در این هنگام مردم گفتند، بگذارید همینطور بماند. او در تمام زندگی اش یک انسان عادی و معمولی نبود. مرگ و دفنش نیز باید غیر عادی باشد.
بدین ترتیب وی را ایستاده دفن کردند. دوستان و اطرافیانش روی سنگ قبرش چنین نوشتند: این سنگ را از روی این قبر برندارید. اینجا اولن اشپیگل آرمیده است...
"تیل اویلن اشپیگل", یا "دیل اولن اشپگل"یا "تیل اولن اشپیگل " آنطور که در متون قدیمی و به زبان آلمانی سفلی نوشته شده است، داستان زندگی تیل اولن اشپیگل است که در سال 1510/1511 میلادی نوشته شده است.
داستان اولن اشپیگل معروفترین کتاب ایالت نیدرساکسن در شمال آلمان است که تا کنون به بیش از 280 زبان ترجمه شده است. اهمیت این کتاب در چیست؟ اگر از شوانک صحبت کنیم, که نویسندگان دیگری نیز بوده اند که تقریبا با هرمان بوته همدوره بودند و شوانک نوشتند, ولی آثار آنان محبوبیت و شهرت این کتاب را هیچوقت کسب نکردند، مانند هانس زاکس و باستیان برانت و دیگران که نامشان را فقط کسانی میدانند که با تاریخ ادبیات آلمان رابطهای داشته باشند. ولی نام تیل اولن اشپیگل را کودکان دبستانی هم میدانند و داستانهایش را میخوانند.
اهمیت این کتاب در چند نکته نهفته است:
- یکی زمان نگارش و چاپ کتاب، اوائل قرن 16 میلادی.
- دیگر زبان رک و صریح نویسنده آن.
- مراعات نکردن این نکته که ممکن است کسی از حقیقت برنجد.
- به قاضی بردن اشراف آلمانی و روحانیون مسیحی.
- زیر سؤال بردن نظام ارباب-رعیتی حاکم بر آلمان آن زمان.
- زیر سؤال بردن کلیسا به عنوان یک سازمان منسجم
- ترجمه آن به زبانهای مختلف
- الهام گرفتن نویسندگان دیگر از شخصیت اولن اشپیگل برای خلق آثارشان.
در قرن 16 این کتاب فقط در آلمان 35 مرتبه تجدید چاپ شد و همان موقع یکی از پرفروشترین کتابهای مغرب زمین شد. جای خالی این کتاب در ایران به خوبی حس میشد.
در زبان فارسی دو کتاب راجع به افسانههای اولن اشپیگل وجود دارد که حکایات اولن اشپیگل نیستند. این دو کتاب از زبان فرانسوی به فارسی ترجمه شدهاند و نویسنده هر دو کتاب "شارل دو کوستر" بلژیکی میباشد. یکی از این دو کتاب را مرحوم بهآذین و دیگری را آقای گلکار ترجمه کردهاند. این دو کتاب رمان هستند و در قرن 19 نوشته شدهاند. شارل دکوستر که خود در قرن 19 زندگی می کرد, از حکایات اولن اشپیگل در خلق رمانش استفاده کرده است. پس این دو کتاب ربطی به "حکایات و افسانههای اصلی اولن اشپیگل" ندارند.
دانشمند ناشناخته
پاتریک دوویل
بهمن یغمایی و محمدهادی خلیل نژادی
رمان تازه و ٢٣٠ صفحهای پاتریک دوویل درباره "الکساندر یرسین" دانشمند سوئیسی فرانسوی است. دوویل، که سال ١٩٥٧ به دنیا آمده، نویسنده چندین کتاب و همچنین رئیس خانه نویسندگان خارجی و مترجمان "سن نازر" در نزدیکی شهر نانت است. این نویسنده در کتاب جدیدش، زندگی الکساندر یرسین، یکی از محققان انستیتو پاستور را به صورت داستانی نوشته است.
یرسین، کسی بود که عامل بیماری طاعون را کشف کرد؛ او در سال ۱۸۹۴، در حالی که طاعون در شهر هنگکنگ شایع شده بود، به آنجا سفر کرد تا دربارهٔ این بیماری تحقیق کند و تحقیقاتش در این سفر به کشف عامل طاعون منجر شد.
او درباره چگونگی آشناییاش با یرسین میگوید: «همه محققان انستیتو پاستور را از خیلی وقت پیش میشناسم؛ من درباره آنها برای یک کتاب دیگرم تحقیق کرده بودم. حوزه مطالعاتی من به دوران بعد از سال ١٨٦٠ تا امروز مربوط میشود.»
پاتریک دوویل برای نوشتن رمانش که «طاعون و وبا» نام دارد، به تمام نامههای الکساندر یرسین که در انستیتو پاستور نگهداری میشود دسترسی پیدا کرده است.
در نبردی مشکوک
جان اشتاین بک
ترجمه: محمد قاضی
در نبردی مشکوک داستان افرادی است که علیه ظلم طبقه بالای جامعه ایستاده اند و مبارزه می کنند . جیم از گذشته از زندگی اش خسته شده و به انجمن می پیوندد و در گوشه ای از کشور حقوق سیب چینان کم شده . جیم و مک به آنجا می روند تا اعتصاب را رهبری کنند. این رمان نه فقط یک داستان درباره بخشی از تاریخ امریکا است بلکه راهنمایی برای همه فعالان اجتماعی است. مخاطرات فعالیت اجتماعی چنان به تصویر آمده که با یک جزوه آموزشی برابری می کند. مخاطراتی همچون همراهی نکردن کسانی که برای حقوقشان می جنگیدند. از اینرو در نبردی مشکوک نام گرفته است.
روان شناسی و دین 💯
کارل گوستاو یونگ
ترجمه: دکتر عبدالرحیم گواهی
کتاب «روانشناسی و دین: شرق و غرب» اثر کارل گوستاو یونگ یکی از آثار برجسته اوست که مجموعهای از مقالات و سخنرانیهایش درباره دین و معنویت را در بر میگیرد و سعی دارد رابطه میان روان انسان و تجربه مذهبی را تحلیل کند. یونگ در این کتاب دین را صرفاً مجموعهای از باورها یا آیینهای اجتماعی نمیبیند، بلکه آن را تجلی عمیقترین لایههای ناخودآگاه و نیازهای روانی انسان میداند. او معتقد است نمادهای دینی بازتابی از ساختارهای ناخودآگاه جمعی هستند و فهم آنها نیازمند رویکردی روانشناختی است.
در بخش اول کتاب، یونگ دین در فرهنگ غربی را بررسی میکند و نشان میدهد که ناخودآگاه نقشی مستقل و فعال در شکلگیری باورهای دینی و تجربه معنوی دارد. او نمادهای مسیحی از جمله مثلث مقدس و مراسم آیینی را نه صرفاً به عنوان آیین دینی، بلکه به عنوان نمایشی از تحول درونی و ساختارهای روانی تحلیل میکند. یونگ همچنین تأکید میکند که رواندرمانی میتواند نقش مشابهی با معنویت داشته باشد، به شرط آنکه به معنا و نمادهای درونی توجه شود و نه صرفاً به رفتارهای ظاهری. در یکی از مقالات مهم این بخش، تصویر خدا و رابطه انسان با خیر و شر و معنای رنج تحلیل میشود و نشان داده میشود که تجربه دینی از دیدگاه روانشناختی عمیقتر از برداشتهای عقلانی است.
در بخش دوم کتاب، یونگ به بررسی دین در فرهنگهای شرقی میپردازد و تفاوتهای بنیادین نگرشهای شرقی و غربی را نشان میدهد. او با تحلیل متون تبتی و سنت یوگا، تأکید میکند که شرق تجربه درونی و اتحاد با ناخودآگاه را محور قرار میدهد، در حالی که غرب به تجربه بیرونی و عقلانی توجه دارد. همچنین او نشان میدهد که سنتهای فلسفی و نمادین شرق بازتاب ویژگیهای روانشناختی انساناند و میتوانند در درک تکامل درونی فرد نقش مؤثری داشته باشند. یونگ معتقد است غرب میتواند از دروننگری شرقی بهره ببرد و شرق از تعمق غربی، و این تعامل میتواند به فهم کاملتر تجربه انسان منجر شود.
اهمیت این کتاب در آن است که نشان میدهد دین نه پدیدهای صرفاً اجتماعی و فرهنگی است و نه مجموعهای از افسانهها، بلکه انعکاسی از ساختارهای عمیق روان انسان است. یونگ با توجه به دو سنت بسیار متفاوت، سعی میکند زبان روانشناختی مشترکی برای فهم تجربه مذهبی ارائه دهد و نشان دهد که معنویت و روان انسان به گونهای عمیق به یکدیگر مرتبط هستند. او این اثر را پل ارتباطی میان معنویت، ساختارهای ناخودآگاه و تجربه انسانی میداند و معتقد است که درک این رابطه برای رشد فردی و جمعی ضروری است.
زرتشت؛ پیامبری که از نو باید شناخت (فروغ مزدیسنی)
ارباب کیخسرو شاهرخ
این کتاب همان فروغ مزدیسنی است که به قلم کیخسرو شاهرخ نگارش یافته و سالها نایاب بود و با مطالعه آن دریافتم که جای چنین کتاب ارزندهای در میان اهل تحقیق و صاحب نظر خالی باشد، بنابراین آن را از نو پیراستم و صفحاتی از آن را که مطالب آن کهنه و روزینه نبود از آن کاستم، سپس نامی در خور بر آن نهادم.
ساده دل
ولتر
ترجمه: محمد قاضی
نوول «سادهدل» اثر ولتر که نخستینبار در سال ۱۷۶۷ منتشر شد، یکی از آثار برجسته ادبیات فلسفی عصر روشنگری به شمار میآید. این اثر در ادامه دیگر داستانهای فلسفی ولتر، بهویژه «کاندید»، با بهرهگیری از طنز و روایت داستانی، به نقد نهادهای دینی، سیاسی و اجتماعی فرانسه در قرن هجدهم میپردازد. ولتر در این نوول میکوشد نشان دهد آنچه «تمدن» نامیده میشود، اغلب نهتنها موجب تعالی اخلاقی انسان نمیشود، بلکه میتواند عقل، آزادی و حقیقت را دچار انحراف کند.
داستان درباره جوانی است که در کودکی از اروپا ربوده شده و در میان بومیان آمریکای شمالی، موسوم به هورونها، پرورش یافته است. او پس از بازگشت به فرانسه با جامعهای روبهرو میشود که آداب، قوانین و باورهای آن برایش بیگانه و گاه غیرقابلدرک است. سادگی و صداقت این جوان، که به همین دلیل «سادهدل» نامیده میشود، او را در تقابل آشکار با ساختارهای پیچیده و ریاکارانه جامعه اروپایی قرار میدهد. او آموزههای دینی را به شکلی مستقیم و بیواسطه درک میکند، حقیقت را بیپرده بیان میدارد و از فرمانبرداری کورکورانه از قدرت سر باز میزند. همین ویژگیها سبب میشود که بهجای تحسین، با بدگمانی، مجازات و طرد اجتماعی مواجه شود.
شخصیت سادهدل نمادی از «انسان طبیعی» است؛ انسانی که هنوز به فساد تمدن آلوده نشده است. ولتر از طریق این شخصیت نشان میدهد که ریشه مشکل نه در ذات انسان، بلکه در نهادهایی است که مدعی هدایت اخلاقی و عقلانی جامعهاند. سادهدل فردی اخلاقمدار، منطقی و صادق است، اما همین فضایل در جامعهای مبتنی بر تعصب، ظواهر فریبنده و قدرتطلبی، بهعنوان تهدید تلقی میشوند. او به آینهای تبدیل میشود که زشتیها و تناقضهای پنهان جامعه فرانسه را آشکار میسازد.
یکی از محورهای اساسی این نوول، نقد دین نهادمند است. ولتر کلیسا را نهادی معرفی میکند که بهجای ترویج ایمان عقلانی و اخلاق انسانی، گرفتار تعصب، آیینهای تهی از معنا و حفظ منافع و قدرت خود شده است. ایمان سادهدل، ایمانی صادقانه و انسانی است، اما چون با چارچوبهای رسمی سازگار نیست، غیرقابلپذیرش شمرده میشود. در کنار این نقد دینی، تقابل عقل و تعصب نقش مهمی در پیشبرد اندیشه اثر دارد. ولتر نشان میدهد جامعهای که خود را خردگرا میداند، در عمل از اندیشه مستقل هراس دارد و آن را سرکوب میکند.
نقد دستگاه قضایی و قدرت سیاسی نیز بخش مهمی از پیام اثر را شکل میدهد. زندانی شدن سادهدل نه نتیجه ارتکاب جرمی واقعی، بلکه پیامد استقلال فکری و نپذیرفتن قواعد ناعادلانه است. بدینسان، ولتر نظام عدالت را نه پاسدار حقیقت، بلکه ابزاری در خدمت قدرت معرفی میکند. در چنین جامعهای، بیگناهی نهتنها مصونیت نمیآورد، بلکه میتواند خود به عاملی برای محکومیت بدل شود.
از نظر سبک و زبان، «سادهدل» با نثری روشن، طنزی تند و روایتی ساده اما ژرف نوشته شده است. ولتر با بهرهگیری از اغراق، کنایه و موقعیتهای متناقض، ناهماهنگیها و تناقضهای اجتماعی را برجسته میکند و خواننده را به اندیشیدن وامیدارد. داستان در ظاهر ساده است، اما لایههای فلسفی آن کاملاً در خدمت اندیشه روشنگری قرار دارد.
در مجموع، «سادهدل» اثری کوتاه اما پرمایه است که به شکلی هنرمندانه نقدی بنیادین بر تعصب دینی، استبداد سیاسی و فساد اجتماعی وارد میکند. ولتر در این نوول نشان میدهد که در جامعهای فاسد، صداقت و خرد نهتنها پاداش نمیگیرند، بلکه ممکن است به مجازات بینجامند. با این حال، پیام نهایی اثر نومیدانه نیست، بلکه دعوتی است به بازاندیشی در معنای انسان بودن، ارزش خرد و ضرورت آزادی اندیشه. این نوول با وجود گذشت قرنها از زمان نگارش، همچنان اثری زنده و معاصر است و پرسشهایی اساسی درباره حقیقت، قدرت و اخلاق پیش روی خواننده میگذارد.
شهر آفتاب (۲ جلدی)
امیل زولا
ترجمه: علی اصغر خبره زاده
رمانی که در فارسی با عنوان «شهر آفتاب» به امیل زولا نسبت داده میشود، در اصل همان رمان «پاریس» (Paris) است؛ سومین بخش از سهگانهٔ معروف سه شهر (لورد – رم – پاریس). این اثر یکی از عمیقترین و اندیشمندانهترین رمانهای متأخر زولاست و بیش از آنکه یک روایت داستانی کلاسیک باشد، کاوشی فلسفی، اجتماعی و اخلاقی دربارهٔ تمدن مدرن، ایمان، علم و سرنوشت انسان است.
زولا در پاریس شهری را ترسیم میکند که نماد تمدن نوین، عقلگرایی، سرمایهداری و پیشرفت صنعتی است؛ شهری که به ظاهر درخشان و «آفتابی» است، اما در زیر این نور، سایههایی عمیق از فقر، بیعدالتی، تنهایی و بحران معنایی نهفته است. اگر «لورد» نماد ایمان معجزهباور و «رم» نماد قدرت فرسودهٔ کلیساست، «پاریس» نماد جهانی است که میخواهد بدون خدا، اما با علم و نظم اجتماعی، خود را نجات دهد.
در مرکز رمان، شخصیت پیر فرومن قرار دارد؛ کشیشی که ایمان سنتی خود را از دست داده و در جستوجوی حقیقتی تازه، به پاریس میآید. او در این شهر با اندیشههای سوسیالیستی، علمی و انسانگرایانه روبهرو میشود و درمییابد که بحران انسان مدرن، نه فقط بحران ایمان، بلکه بحران معنا، عدالت و همبستگی انسانی است. فرومن نمایندهٔ انسانی است که میان گذشتهٔ دینی و آیندهٔ علمی سرگردان مانده است.
از نظر اجتماعی و سیاسی، رمان تصویری گسترده از جامعهٔ فرانسهٔ پایان قرن نوزدهم ارائه میدهد: سرمایهداران، کارگران، روشنفکران، سوسیالیستها و آرمانگرایان. زولا با نگاهی همدلانه اما منتقدانه، نشان میدهد که سرمایهداری صنعتی چگونه انسان را به ابزار تولید تبدیل میکند و چگونه پیشرفت، اگر با اخلاق و عدالت همراه نباشد، به شکلی تازه از خشونت و بیرحمی میانجامد. او در عین حال، به آرمانهای سوسیالیستی نیز نگاهی سادهانگارانه ندارد و خطر خیالپردازیهای غیرعملی را گوشزد میکند.
در سطح فلسفی، شهر آفتاب رمانی دربارهٔ جانشینی ایمان است. پرسش محوری این است که اگر خدا و کلیسا کنار گذاشته شوند، چه چیزی میتواند جای آنها را بگیرد؟ زولا پاسخ خود را نه در معجزه، نه در اقتدار مذهبی، بلکه در نوعی اخلاق انسانی مبتنی بر علم، عدالت اجتماعی و همدلی جستوجو میکند. با این حال، رمان کاملاً خوشبینانه نیست و نشان میدهد که این جایگزینی نیز آسان و بیخطر نیست.
از نظر ادبی، این اثر نسبت به رمانهای ناتورالیستی آغازین زولا کمتر بر وراثت و جبر زیستی و بیشتر بر ایدهها و جدالهای فکری تمرکز دارد. زبان رمان خطابیتر، اندیشهمحورتر و گاه به رسالهٔ اجتماعی نزدیک میشود. همین ویژگی باعث شده که پاریس بیشتر بهعنوان رمانی «اندیشمند» شناخته شود تا داستانی پرکشش به معنای سنتی.
در جمعبندی، «شهر آفتاب / پاریس» رمانی است دربارهٔ امید و بحران انسان مدرن؛ اثری که میکوشد نشان دهد تمدن نوین، با همهٔ نور و پیشرفتش، اگر نتواند پاسخگوی نیاز معنوی و اخلاقی انسان باشد، به همان اندازهٔ جهان کهن دچار فروپاشی خواهد شد. این رمان جایگاهی مهم در کارنامهٔ امیل زولا دارد، زیرا نشاندهندهٔ گذار او از ناتورالیسم سختگیرانه به نوعی انسانگرایی اجتماعی و اخلاقی است و افق فکری او را در واپسین سالهای عمرش آشکار میکند.
صلیب و صلابت (داستان زندگی حلاج عارف بزرگ قرن چهارم هجری)
سید یحیی یثربی
ابوالمغیث عبدالله بن احمد بن ابی طاهر مشهور به حسین بن منصور حلاج (کنیه: ابوالمغیث) از معروفترین عرفاً و شاعران سده سوم هـ.ق. بوده است. او در ۲۴۴ هجری به دنیا آمد. به خاطر عقایدش عدهای از علمای اسلامی آموزههایش را مصداق کفرگویی دانسته، او را تکفیر کردند. قاضی شرع بغداد به دستور ابوالفضل جعفر مقتدر، خلیفه عباسی حکم اعدامش را صادر کرد و در ذیقعده سال ۳۰۹ هـ.ق. به جرم «کُفرگویی و الحاد»، پس از شکنجه و تازیانه در ملاعام به دار آویخته شد. سپس سلاخیاش کردند و دست و پا و سرش را بریدند و پیکرش را سوزاندند و خاکسترش را به رود دجله ریختند.
شاعران فارسیزبانی همچون عطار نیشابوری، حافظ، سنایی، مولوی، ابوسعید ابوالخیر، فخرالدین عراقی، مغربی تبریزی، محمود شبستری، قاسم انوار، شاه نعمتالله ولی و اقبال لاهوری درباره او بیتهایی سرودهاند.