در چشم شیطان
جونیچیرو تانیزاکی
ترجمه: محمود گودرزی
رمان کوتاه «در چشم شیطان» اثر جونیچیرو تانیزاکی از جمله آثار اولیهٔ اوست که بهروشنی بسیاری از دغدغهها و وسواسهای فکری نویسنده را آشکار میکند؛ دغدغههایی که بعدها در آثار پختهترش به شکلی عمیقتر ادامه مییابند. این اثر کوتاه اما پرتنش، با تمرکز بر وسواس، چشمچرانی، میل و تاریکی نهفته در شهر مدرن، تصویری ناآرامکننده از روان انسان و چهرهٔ پنهان توکیوی اوایل قرن بیستم ارائه میدهد.
داستان از زاویهٔ دید تاکاهاشی، نویسندهای خسته و نیمهبیاعتنا، آغاز میشود که تماس تلفنیِ دوست قدیمیاش سونومورا او را وارد ماجرایی غیرعادی میکند. سونومورا شخصیتی مرزی میان نبوغ و جنون دارد؛ فردی که خود را کارآگاهی آماتور میپندارد و ادعا میکند با الهام از داستانی مشهور در ادبیات جنایی، زمان و مکان قتلی قریبالوقوع را کشف کرده است. تانیزاکی در اینجا از عناصر داستان جنایی بهره میگیرد، اما آنها را به ابزاری برای کاوش روانشناختی بدل میکند، نه صرفاً حل یک معما.
یکی از مضامین مرکزی این رمان کوتاه، چشمچرانی و میل به دیدن امر ممنوع است. صحنهٔ کلیدی داستان، جایی که دو شخصیت از خلال سوراخهای ریز در چوب به تماشای جنایتی هولناک مینشینند، صرفاً یک تمهید روایی نیست، بلکه استعارهای از وضعیت انسان مدرن است: انسانی که بهجای کنش مستقیم، به نظارهگری پنهانی، لذتآلود و در عین حال شرمآور بسنده میکند. تانیزاکی نشان میدهد که دیدن، خود میتواند شکلی از مشارکت در خشونت و شر باشد.
فضای شهری توکیو در این اثر نقشی تعیینکننده دارد. شهر نه پسزمینهای خنثی، بلکه موجودی زنده و فاسد تصویر میشود که امکان پنهانشدن، نظارت مخفیانه و انحراف اخلاقی را فراهم میکند. محلههای تاریک، فضاهای بسته و حتی روشنایی روز ــ که برخلاف انتظار محل وقوع «شیطانها»ست ــ همگی به وارونهسازی دوگانهٔ سنتی نور و خیر در برابر تاریکی و شر میانجامد. در جهان تانیزاکی، شر میتواند درست در روشنای روز رخ دهد.
از نظر سبکی، رمان کوتاه با زبانی موجز اما سرشار از تنش نوشته شده است. ریتم روایت آهسته و خزنده است و بهتدریج حس تعلیق و اضطراب را تشدید میکند. عناصر اروتیک به شکلی ظریف اما ناآرامکننده در متن حضور دارند؛ عناصری که نه برای تحریک صرف، بلکه برای نشان دادن پیوند تنگاتنگ میل، قدرت و ویرانگری به کار گرفته شدهاند. این پیوند بعدها به یکی از ویژگیهای شاخص سبک تانیزاکی بدل میشود.
میتوان این اثر را آزمایشگاهی دانست که تانیزاکی در آن مضامین کلیدی کارنامهٔ ادبی خود را میآزماید: شیفتگی بیمارگونه، زیبایی آلوده به خشونت، و کشش متناقض میان عقل و جنون. اگرچه این رمان کوتاه از نظر حجم کوتاه است، اما از حیث اهمیت جایگاهی اساسی در فهم سیر فکری نویسنده دارد، زیرا نشان میدهد تانیزاکی از همان آغاز به تاریکترین لایههای روان انسان و تناقضهای اخلاقی زندگی مدرن علاقهمند بوده است.
در جمعبندی، «در چشم شیطان» اثری است که با تلفیق تعلیق جنایی، واکاوی روان انسان و نقد مدرنیتهٔ شهری، تجربهای ناآرامکننده و تأملبرانگیز برای خواننده فراهم میکند. این رمان کوتاه نهتنها نمونهای درخشان از آثار اولیهٔ تانیزاکی است، بلکه مقدمهای ضروری برای درک جهان داستانی نویسندهای بهشمار میآید که همواره مرز میان زیبایی و تباهی را به چالش کشیده است.
دروغگوهای دوست داشتنی
رایان هالیدی
ترجمه: رضا اسکندری آذر
"حقیقت کثیف این است که رسانههای اجتماعی ابزاری برای برقراری ارتباط بین انسانها نیستند."
ونکاتش رائو کارآفرین شرکت زیراکس
من متخصص دستکاری رسانه هستم. در دنیایی که وبلاگهای خبری اخبار را کنترل میکنند، کار من کنترل وبلاگهاست. میخواهم برایتان شرح دهم که سیستم رسانه واقعاً چگونه کار میکند.
چرا این رازها را برملا میکنم؟ چون خسته شدهام از دنیایی که در آن وبلاگهای خبری به طور غیرمستقیم رشوه دریافت میکنند، بازاریابها در نوشتن اخبار دست دارند، خبرنگارهای بیمبالات دروغ نشر میدهند، و کسی بابت هیچکدام از این کارها پاسخگو نیست. من پرده را کنار میزنم چون دلم نمیخواهد دیگر هیچکس گمراه شود.
دیار اجدادی
نویسنده: فرناندو آرامبورو
مترجم: علیرضا شفیعی
«دیار اجدادی» داستانی را میگوید که دورۀ زمانی حدوداً سیسالهای را پوشش میدهد، داستان دو خانوادۀ باسکی که بر اثر مبارزۀ مسلحانه میان دولت اسپانیا و سازمان جداییطلب اتا، از هم جدا میشوند و به مشکلات متعدد دچار میگردند. این سریال بهخوبی نشان میدهد که آرمانهای ظاهراً والایی همچون آزادی و میهندوستی (که اینجا در قالب عشق به دیار اجدادی یعنی سرزمین باسک نمود مییابد) میتواند به خشونت و زورگیری و قتل و تهدید و کینهتوزی و نابودی بینجامد.
روز نوشته های جنگ کذایی
مولف: ژان پل سارتر
مترجم: فرزام امین صالحی
در خلال «جنگ ساختگی»ای که پیش از تهاجم آلمان به فرانسه رخ داد، یعنی از اواخر سال ۱۹۳۹ تا تابستان ۱۹۴۰، ژانپل سارترِ جوان بهعنوان عضوی از یک واحد هواشناسی در زادگاهش آلزاس مستقر بود. او در فاصلههای طولانی فراغت خود، میان وظایف یکنواختی مانند زیر نظر گرفتن بالنهای هواشناسی، مجموعهای از یادداشتها درباره فلسفه، ادبیات، سیاست، تاریخ و زندگینامه شخصی نوشت؛ یادداشتهایی که پیشاپیش مضامین شاهکارهای بعدیاش را نوید میدهند و چهبسا از نظر شور ادبی و صراحت بیان حتی از آنها فراتر میروند.
این «دفترهای جنگ» تصویری از سارتر را در فشردهترین، پرشورترین و درخشانترین دوره زندگی فکریاش ترسیم میکنند. با انتشار آنها، برجستهترین و عمومیترین فیلسوف قرن بیستم، یادمانی شایسته برای صداقت فکری و خلاقیت خود بر جای گذاشته است.
ریچارد سورژ (جاسوس ویژه استالین)
اوون متیوس
ترجمه: زهره قلی پور
ریشارت زورگه (به آلمانی: Richard Sorge) (۴ اکتبر ۱۸۹۵ – ۷ نوامبر ۱۹۴۴) روزنامهنگار و افسر اطلاعاتی نظامی شوروی اهل آلمان بود که پیش از و در جریان جنگ جهانی دوم فعالیت داشت.
زورگه که با نام مخفی «رمزای» شناخته شده بود به صورت مخفیانه در آلمان و امپراتوری ژاپن برای شوروی جاسوسی میکرد. از زورگه بهعنوان یکی موفقترین جاسوسان اطلاعاتی تاریخ یاد میشود.
زیر آسمانی به رنگ خون
مارک سولیوان
مترجم: ساسان گلفر
عشق ارزش آن را دارد که آدم برایش هر کاری بکند، حتی جاسوسی، مخصوصاً اگر در ایتالیای پایان جنگ جهانی دوم زندگی کند.
پینو للا، پسر نوجوان ایتالیایی، دغدغهای ندارد جز موسیقی و غذا و دخترها. اما روزهای بیگناهی و بیمسئولیتی بالاخره به پایان میرسد. وقتی بمبهای متفقین خانهاش را ویران میکنند، پینو به گروهی میپیوندد که کارشان انتقال مخفیانۀ یهودیان و مخالفان به خارج از کشور است. در این میان دل به آنا میبازد که شش سال از او بزرگتر است و مسیر زندگیاش را تغییر میدهد.
«زیر آسمانی به رنگ خون» داستان واقعی قهرمانی فراموش شده را بازگو میکند، داستانی حماسی از شجاعت باورنکردنی پسری که در تاریکترین ساعتهای تاریخ، تاب آورد و دست به اقدامی سرنوشتساز زد.
سایه آنچه بودیم
نویسنده: لوئیس سپولودا
مترجم: حسن مرتضوی
سپولودا بیش از سه دهه از تاریخ شیلی را در این رمان کوتاه با طنز سیاه گنجانده است. سه انقلابی سالخورده - کاچو سالیناس، لولو گارمندیا و لوچو آرانسیبیا - برای انجام یک سرقت نهایی و تماشایی دوباره متحد می شوند و در یک مخفیگاه جمع می شوند تا...
آنها انقلابیون سابقی هستند که پس از کودتای پینوشه در سال 1973 مخفی شده اند یا در تبعید بوده اند. این رمان باریک که با طنز تاریک گفته می شود، به واقعیت ویرانگر دیکتاتوری می پردازد.
شب مرده
ان گریفین
ترجمه: نینا فراهانی
اگر ميتوانستيد از بين كساني كه زندگيتان در بودن كنار آنها خلاصه ميشود پنج نفر را انتخاب كنيد، چه كساني را انتخاب ميكرديد؟ اگر آخرين چيزي كه برايتان باقي ميماند، مرور خاطرات آنها بود، براي ادامه زندگي چه ميكرديد؟ موريس، كشاورز هشتاد و چهار ساله ايرلندي، يكشنبه شبي در يك هتل، اتاقي را به تنهايي كرايه كرده و در اين سن هيچچيز و هيچكسي برايش باقي نمانده، جز خاطراتش! خاطرات كساني كه زماني جزء نزديكترين عزيزانش بودهاند و حالا او به تنهايي در حال دست و پا زدن در مرداب خاطرات روزهاييست كه با آنها گذرانده. همزمان كه اين خاطرات را براي ما ميگويد، هيچكس نميداند كه در پايان اين شب غمبار چه اتفاقي روي خواهد داد...
غریبه ها: روایتی از فروپاشی یک ازدواج
بل بردن
ترجمه: یلدا علایی
این یک عاشقانهی بزرگ بود، از آنهایی که در یاد میمانند. سرعت آغازمان و سرعت پایانمان مثل دو کتابنگهدار هماندازه به نظر میرسید. هر دو از هیچ سر برآوردند. او این رابطه را میخواست، او مرا میخواست. و بعد دیگر نخواست.
در مارس ۲۰۲۰، بل بردن همراه خانوادهاش در خانهشان در مارتاز وینیارد در امنیت و آرامش بود و روزهای نخست همهگیری را کنار هم میگذراند: آتش روشن میکردند، عصرها ویسکی سور مینوشیدند و مرغ بریان درست میکردند. سپس شوهر بیستسالهاش، بیهیچ هشدار یا توضیحی، اعلام کرد که او را ترک میکند. یکشبه، همسر دلسوز و استوارش به مردی تبدیل شد که بهسختی میشناختش. او زندگی مشترکشان را مثل بازیگری که لباس نقش را از تن درمیآورد، کنار گذاشت.
بردن در «غریبهها» به ازدواجش بازمیگردد و در جستوجوی نشانههایی است که ثابت کنند شوهرش آن کسی نبوده که همیشه میپنداشته. او در حالی که رابطهاش را از زاویهای تازه مینگرد، با تاریخچهی خانوادگی خودش هم روبهرو میشود و با درسهایی که بهطور شهودی آموخته بود دربارهی اینکه از یک زن انتظار میرود در برابر خیانت چگونه رفتار کند. در این مسیر، او دگرگون میشود. زنی محتاط و سربهراه که روزی به او «بل خوب» میگفتند، جایش را به زنی شجاعتر میدهد که مصمم است صدایش را به کار بگیرد.
بردن با صداقتی بیپرده و ظرافتی عمیق، مسیر عبور از دلشکستگی را ترسیم میکند تا قدرت زنی را نشان دهد که از عشق دست نمیکشد. «غریبهها» خاطرهنگاری خیرهکننده، عمیقاً تأثیرگذار و خواندنی است که از ظهور استعدادی تازه و هیجانانگیز در ادبیات خبر میدهد.