ساده دل
ولتر
ترجمه: محمد قاضی
نوول «سادهدل» اثر ولتر که نخستینبار در سال ۱۷۶۷ منتشر شد، یکی از آثار برجسته ادبیات فلسفی عصر روشنگری به شمار میآید. این اثر در ادامه دیگر داستانهای فلسفی ولتر، بهویژه «کاندید»، با بهرهگیری از طنز و روایت داستانی، به نقد نهادهای دینی، سیاسی و اجتماعی فرانسه در قرن هجدهم میپردازد. ولتر در این نوول میکوشد نشان دهد آنچه «تمدن» نامیده میشود، اغلب نهتنها موجب تعالی اخلاقی انسان نمیشود، بلکه میتواند عقل، آزادی و حقیقت را دچار انحراف کند.
داستان درباره جوانی است که در کودکی از اروپا ربوده شده و در میان بومیان آمریکای شمالی، موسوم به هورونها، پرورش یافته است. او پس از بازگشت به فرانسه با جامعهای روبهرو میشود که آداب، قوانین و باورهای آن برایش بیگانه و گاه غیرقابلدرک است. سادگی و صداقت این جوان، که به همین دلیل «سادهدل» نامیده میشود، او را در تقابل آشکار با ساختارهای پیچیده و ریاکارانه جامعه اروپایی قرار میدهد. او آموزههای دینی را به شکلی مستقیم و بیواسطه درک میکند، حقیقت را بیپرده بیان میدارد و از فرمانبرداری کورکورانه از قدرت سر باز میزند. همین ویژگیها سبب میشود که بهجای تحسین، با بدگمانی، مجازات و طرد اجتماعی مواجه شود.
شخصیت سادهدل نمادی از «انسان طبیعی» است؛ انسانی که هنوز به فساد تمدن آلوده نشده است. ولتر از طریق این شخصیت نشان میدهد که ریشه مشکل نه در ذات انسان، بلکه در نهادهایی است که مدعی هدایت اخلاقی و عقلانی جامعهاند. سادهدل فردی اخلاقمدار، منطقی و صادق است، اما همین فضایل در جامعهای مبتنی بر تعصب، ظواهر فریبنده و قدرتطلبی، بهعنوان تهدید تلقی میشوند. او به آینهای تبدیل میشود که زشتیها و تناقضهای پنهان جامعه فرانسه را آشکار میسازد.
یکی از محورهای اساسی این نوول، نقد دین نهادمند است. ولتر کلیسا را نهادی معرفی میکند که بهجای ترویج ایمان عقلانی و اخلاق انسانی، گرفتار تعصب، آیینهای تهی از معنا و حفظ منافع و قدرت خود شده است. ایمان سادهدل، ایمانی صادقانه و انسانی است، اما چون با چارچوبهای رسمی سازگار نیست، غیرقابلپذیرش شمرده میشود. در کنار این نقد دینی، تقابل عقل و تعصب نقش مهمی در پیشبرد اندیشه اثر دارد. ولتر نشان میدهد جامعهای که خود را خردگرا میداند، در عمل از اندیشه مستقل هراس دارد و آن را سرکوب میکند.
نقد دستگاه قضایی و قدرت سیاسی نیز بخش مهمی از پیام اثر را شکل میدهد. زندانی شدن سادهدل نه نتیجه ارتکاب جرمی واقعی، بلکه پیامد استقلال فکری و نپذیرفتن قواعد ناعادلانه است. بدینسان، ولتر نظام عدالت را نه پاسدار حقیقت، بلکه ابزاری در خدمت قدرت معرفی میکند. در چنین جامعهای، بیگناهی نهتنها مصونیت نمیآورد، بلکه میتواند خود به عاملی برای محکومیت بدل شود.
از نظر سبک و زبان، «سادهدل» با نثری روشن، طنزی تند و روایتی ساده اما ژرف نوشته شده است. ولتر با بهرهگیری از اغراق، کنایه و موقعیتهای متناقض، ناهماهنگیها و تناقضهای اجتماعی را برجسته میکند و خواننده را به اندیشیدن وامیدارد. داستان در ظاهر ساده است، اما لایههای فلسفی آن کاملاً در خدمت اندیشه روشنگری قرار دارد.
در مجموع، «سادهدل» اثری کوتاه اما پرمایه است که به شکلی هنرمندانه نقدی بنیادین بر تعصب دینی، استبداد سیاسی و فساد اجتماعی وارد میکند. ولتر در این نوول نشان میدهد که در جامعهای فاسد، صداقت و خرد نهتنها پاداش نمیگیرند، بلکه ممکن است به مجازات بینجامند. با این حال، پیام نهایی اثر نومیدانه نیست، بلکه دعوتی است به بازاندیشی در معنای انسان بودن، ارزش خرد و ضرورت آزادی اندیشه. این نوول با وجود گذشت قرنها از زمان نگارش، همچنان اثری زنده و معاصر است و پرسشهایی اساسی درباره حقیقت، قدرت و اخلاق پیش روی خواننده میگذارد.
سقوط پاریس
ایلیا گریگوریویچ ارنبورگ (به روسی: Илья́ Григо́рьевич Эренбу́рг) (به انگلیسی: Ilya Grigoryevich Ehrenburg) (زاده ۱۸۹۱ - درگذشته ۱۹۶۷) نویسنده و روزنامه نگار اهل شوروی.
وی در موقع تحصیل در دانشگاه، کمونیست شد و به زندان رفت. پس از آزاد شدن از زندان به شعر و شاعری پرداخت. در جنگ جهانی اول خبرنگار روزنامه «استوک اکس چینچ نیوز» پتروگرادگردید وموقع شروع انقلاب کبیر روسیه مجدداً به حزب کمونیست پیوست و در جنگ داخلی اسپانیا به آن کشور رفت و خبرنگار روزنامه «ایزوستیا» گردید. در سال ۱۹۴۰ به مسکو برگشت و جایزه ادبی استالین را گرفت.
رمانی رئالیستی نوشته شده در بحبوحه جنگ جهانی دوم درباره وقایع تاریخی و اجتماعی فرانسه در سالهای ۱۹۳۵ تا ۱۹۴۰ – چهاردهم ژوئن ۱۹۴۰ (۲۴ خرداد ۱۳۱۹) واحدهای ارتش آلمان ناسیونال سوسیالیست وارد پاریس شدند و پس از عبور از خیابانهای این شهر در آنجا استقرار یافتند.
هیتلر قبلا اعلام کرده بود که اگر پاریس مقاومت نکند به آن آسیب وارد نخواهد ساخت و ژنرال هرینگ فرماندار نظامی پایتخت فرانسه این قول را پذیرفته و نظامیان را از شهر بیرون برده بود و بنابراین پاریس در جنگ جهانی دوم آسیب چندان ندید.
هیتلر پس از اینکه انگلستان و فرانسه بر سر لهستان به او اعلان جنگ دادند از دهم ماه مه ۱۳۴۰ تعرض به غرب را آغاز و پس از تصرف بلژیک و هلند نیروهای مشترک انگلستان و فرانسه را درهم کوبید و ۳۴۰ هزار تن باقیمانده آنان را در دونکرک محاصره کرد که با دادن ۶۴ هزار کشته و اسیر با بی نظمی بی سابقه ای تخلیه شدند.
پس از پیروزی در دونکرک، واحدهای آلمان که قبلا خط دفاعی ماژینو را شکسته بودند به سوی پاریس به حرکت درآمدند تا این شهر و ورسای را بگیرند و با تصرف ورسای قرارداد تسلیم آلمان در آنجا در پایان جنگ جهانی اول جبران شود. هیتلر تا زمان ورود نیروهای مسلح آمریکا به صحنه های جنگ در اروپا و شمال آفریقا با روزولت و دولت واشنگتن مناسبات خوب داشت و باور نمی کرد که آمریکا علیه آلمان وارد جنگ شود.
دولت واشنگتن با محاسبات دقیق از نیمه جنگ وارد آن شد تا ابرقدرت شود. این دولت همین کاررا در دوران جنگ جهانی اول کرده بود.
شازده کوچولو 💯
نام نویسنده : آنتوان دو سنت اگزوپری
نام مترجم : محمد قاضی
شازده كوچولو ساكن سياره كوچكي به اندازه يك خانه معمولي است و در آن جا گل بيهمتايي دارد كه مايه همه عواطف و دلخوشيها و رنجهاي اوست. خواننده اندك اندك با سرگذشت اين موجود كوچولوي دوستداشتني آشنا ميشود و پي ميبرد كه چرا او روزي تصميم به ترك وطن ميگيرد و پس از عبور از شش سياره به سياره هفتم، يعني كره زمين ميرسد. در اين جا با روباهي آشنا ميشود كه مهمترين راز زندگي را بر او آشكار ميكند. اين اثر تاكنون به بيش از صد زبان، و در بعضي زبانها چندين بار، ترجمه شده است و پس از انجيل پرخوانندهترين كتاب در سراسر جهان است. بر طبق يك نظر سنجي كه در سال 1999 در فرانسه به عمل آمد و در روزنامه پاريزين به چاپ رسيد، شازده كوچولو محبوبترين كتاب مردم در قرن بيستم بوده و از اين رو «كتاب قرن» نام گرفته است.
از كتاب:
آدمبزرگها عاشق عدد و رقم اند. وقتی با اونا از یک دوست تازه حرف بزنی، هیچوقت ازتون در مورد چیزهای اساسی سوال نمیکنن، هیچوقت نمیپرسن آهنگ صداش چطوره؟ چه بازیهایی رو دوست داره؟ پروانه جمع میکنه یا نه؟
میپرسن چندسالشه؟ چندتا برادر داره؟ وزنش چقدره؟ پدرش چقدر حقوق میگیره؟
و تازه بعد از این سوالاس که خیال میکنن طرف رو شناختن!
اگه به آدم بزرگا بگی که یک خونه قشنگ دیدم از آجر قرمز که جلو پنجرههاش غرق گل شمعدونی و بومش پر از کبوتر بود، محاله بتونن مجسمش کنن. باید حتما بهشون گفت یک خونه چندمیلیونتومنی دیدم تا صداشون بلند بشه که وای چه قشنگ!
نباید ازشون دلخور شد.بچه ها باید نسبت به آدم بزرگها گذشت داشته باشند.
شاهزاده و گدا
مارک تواین
ترجمه: محمد قاضی
تام کانتی و ادوارد تودور میتوانستند دو قلوهای همسان باشند. تاریخ تولدشان یکی است، چهرهشان یکی است، اما شباهتشان به همینجا ختم میشود. زیرا ادوارد یک شاهزاده و وارث پادشاه هنری هشتم است، در حالی که تام یک فقیر بیچاره است. اما وقتی سرنوشت وارد عمل میشود، ادوارد از کاخ بیرون انداخته میشود و در لباسهای کهنه تنها میماند و ناآگاه تام مجبور میشود نقش شاهزاده را بازی کند. حتی کسانی که هرگز این رمان را نخواندهاند با داستان کلاسیک اشتباه گرفتن هویت اثر مارک تواین آشنا هستند: داستانی که هم ماجراجویانه است و هم فانتزیای با جذابیتی بیزمان.
قربانی
کورتزیو مالاپارته
ترجمه: محمد قاضی
قربانی کتابی استثنایی است؛ روایتی از آنسوی جبههی جنگ جهانی دوم، روایتی از اوضاع کشورهای تحت اشغال جبهه متحدین آلمان و ایتالیا از دل اردوگاه فاتحان سالهای اول جنگ. کورتزیو مالاپارته خبرنگاری ایتالیایی بود که با سمت سروانی در کشورهای مختلف جبهه متحدین میگشت و خاطراتش را مخفیانه مینوشت. او بلافاصله بعد از پایان جنگ این خاطرات را در قالب کتاب قربانی منتشر کرد، کتابی که خیلی زود به یکی از پرفروشترین آثار آن دوره تبدیل شد.
قلعه مالویل
روبر مرل
ترجمه: محمد قاضی
امانوئل یکی از زمین داران بزرگ روستایی در کشور فرانسه است. روزی او به همراه تعدادی از دوستان و خدمتکاران خود در سرداب در حال شراب گیری است که ناگهان صدای انفجار شدیدی بلند شده و گرمای بسیار زیادی آنها را احاطه می کند. بعد از عادی شدن اوضاع، آنها از سرداب خارج می شوند و متوجه می شوند که در اثر انفجار چیزی شبیه به بمب، دنیا نابود شده و تنها مکان ها و انسان های محدودی باقی مانده اند . داستان با این ماجرا شروع می شود. بشر با تمام اطلاعات امروز در حالی که تمامی امکانات امروز از او گرفته شده چگونه به بقا ادامه خواهد داد؟ چگونه احتیاجات جسمانی و روحانی خود را مرتفع می کند؟ چه تصمیمی خواهد گرفت و دنیا به چه سمتی خواهد رفت؟
کلیم سامگین (چهار جلدی)
نویسنده: ماکسیم گورکی
مترجم: محمد قاضی
رمان «زندگی کلیم سامگین» اثر ماکسیم گورکی، یکی از پیچیدهترین و مهمترین آثار ادبیات روسیه در قرن بیستم است که طی یک دورهی طولانی (۱۹۲۵ تا زمان مرگ گورکی در ۱۹۳۶) نوشته شد. این رمان چهار جلدی، روایت زندگی یک روشنفکر کوچکبورژوا به نام کلیم سامگین را دنبال میکند و با آن، تصویری گسترده از جامعه و روشنفکری روسیه در دوران پیش از انقلاب ۱۹۱۷ ارائه میدهد.
رمان تصویری گسترده و چندلایه از فلج روشنفکری و بحران اخلاقی جامعه روسیه پیش از انقلاب ۱۹۱۷ ارائه میدهد. سامگین، روشنفکری منفعل و ناتوان، نماد نسلی است که با آرمانهای فردگرایانه و تقلید سطحی از فرهنگ اروپایی، ناتوان از درک و تغییر جامعه خود میشود. گورکی نشان میدهد که بدون آگاهی و عمل فعال، فرد و جامعه هر دو در بحران فرو میروند و تاریخ، به رغم تلاشها، چرخهای از ناکامی و سقوط را تجربه میکند. در نهایت، رمان پیامی فلسفی دارد: قدرت تغییر تاریخ در دست آنهایی است که با درک مسئولیت خود و همزمانی با زمانه، از فلج فکری و اخلاقی عبور کنند.
کمون پاریس ۱۸۷۱
زیر نظر آ. ژلوبوفسکایا
ترجمه: محمد قاضی
کمون پاریس (فرانسوی: Commune de Paris) در اصل، به حکومت پاریس در طول انقلاب فرانسه اطلاق میشود. اما، بیشتر مرسوم است که از این کلمه برای اشاره به حکومت سوسیالیستی که در دورهای بسیار کوتاه از ۱۸ مارس (بهطور رسمیتر از ۲۶ مارس) تا ۲۸ مه ۱۸۷۱ بر پاریس حکم راند، استفاده شود.
در ۸ مارس، سربازان گارد ملی کمون دو ژنرال ارتش فرانسوی را کشتند و کمون از پذیرش اقتدار دولت فرانسه خودداری کرد. کمون به مدت دو ماه پاریس را اداره کرد، تا اینکه در ۲۱ مارس ۱۸۷۱ در هفته خونین (انگلیسی: La semaine sanglante) توسط ارتش منظم فرانسه سرکوب شد.
مباحث مربوط به سیاستها و نتیجه کمون تأثیر قابل توجهی در اندیشههای کارل مارکس داشت که وی آن را اولین نمونه از " دیکتاتوری پرولتاریا " توصیف کرد.
مادر
نویسنده: پرل باک
مترجم: محمد قاضی
او نخستین زن آمریکایی است که جایزه نوبل ادبیات را در سال ۱۹۳۸ دریافت کردهاست.
خانم باک در این رمان پرتره زنی فقیر را می کشد که در روستایی دورافتاده زندگی می کند که شادی هایش اندک و سختی هایش زیاد است. از آنجایی که سنتهای باستانی، که او بر پایهی فلسفههای خود مبتنی است، شروع به برخورد با آرمانهای جدید دوران کمونیستی میکنند، این زن دهقان باید بین آنها تعادل پیدا کند و با عواقب آن مقابله کند.
مادر 💯
ماکسیم گورکی
ترجمه: محمد قاضی
«مادر» رمانی از نویسندهٔ برجستهٔ روس، ماکسیم گورکی، است. داستان پیرامون زندگی مادری به نام پلاگیا نیلوونا میگردد که همراه پسرش پاول در فقر و تنگدستی، در شهری کوچک در روسیه زندگی میکند. وقایع رمان در اواخر قرن نوزدهم رخ میدهد؛ دورانی که روسیه شاهد دگرگونیهای عمیق سیاسی و اجتماعی بود.
پلاگیا نیلوونا مادری سختکوش، فداکار و ازخودگذشته است که همهٔ زندگی خود را وقف فرزندش میکند. در مقابل، پاول جوانی انقلابی است که بهطور عمیق در جنبش سوسیالیستی فعالیت دارد. رمان مسیر زندگی پاول را دنبال میکند؛ او بهتدریج بیش از پیش در فعالیتهای انقلابی غرق میشود و سرانجام جان خود را در راه آرمانش فدا میکند.
گورکی از طریق شخصیت پلاگیا نیلوونا، رنجها، محرومیتها و دشواریهای زندگی طبقهٔ کارگر روسیه و امید آنان به آیندهای بهتر را به تصویر میکشد. این رمان همچنین به موضوعاتی همچون عشق، ایثار، فداکاری و کشمکش میان خواستههای فردی و مسئولیت اجتماعی میپردازد.
«مادر» یکی از مهمترین آثار ادبیات روسیه به شمار میآید و به زبانهای بسیاری ترجمه شده است. این اثر، داستانی نیرومند، تأثیرگذار و عاطفی است که روحیهٔ مردم روسیه و مبارزات طبقهٔ کارگر را در یکی از حساسترین دورههای تاریخی این کشور بهخوبی بازتاب میدهد.
این رمان نخستین بار در سال ۱۹۰۷ منتشر شد. ماکسیم گورکی، نام ادبی آلکسی ماکسیموویچ پشکوف، رماننویس، نمایشنامهنویس و مقالهنویس برجستهٔ روس بود که از بنیانگذاران رئالیسم سوسیالیستی به شمار میرود. هرچند شهرت اصلی او به سبب آثار ادبیاش است، اما زندگی و فعالیتهایش پیوندی عمیق با دوران پرآشوب انقلابهای روسیه داشت.
رمان «مادر»، که از مشهورترین آثار گورکی است، داستان دگرگونی فکری و سیاسی زنی بیسواد را روایت میکند؛ اثری که بعدها به عنوان الگوی کلاسیک رمانهای رئالیسم سوسیالیستی شناخته شد. از دیگر شاهکارهای او میتوان به کتاب زندگینامهای «کودکی» اشاره کرد.
مسیح باز مصلوب
نیکوس کازانتزاکیس
محمد قاضی
در دهکده ای یونانی رسم بر این است که تعزیه ای در باب ماجرای حضرت عیسی و مریم و حواریون ان حضرت اجرا می کنند. از سال قبل نفرات نمایش انتخاب می شوند و از آنها خواسته می شود تا کردار و رفتار خود را هم جهت با نقش خود تنظیم نمایند. در سال مورد بحث نیز 4 نفر از مردان ده به عنوان عیسی و سه حواری محبوبش انتخاب شده اند. این 3 تن حقیقتا در نقش خود فرو می روند و راه حق را به زندگی عادی ترجیح می دهند. زندگی آنها دگرگون می شود و شاهد رفتار مردم عصر جدید و به خصوص کشیشان در برابر این دینداران واقعی می باشیم.
این کتاب دید تمسخر آمیزی نسبت به کلیسا دارد و به همین جهت در سال 1954 جزء کتب ممنوعه اعلام شد و شهرت زیادی هم کسب کرد. «البرت شوایتزر» بعد از خواندن این کتاب گفته که در همه عمرم کتابی چنین تکاندهنده مطالعه نکرده بودم.
کینه ای که بسیاری از مسیحیان از این نویسنده و آثارش به دل داشتند، سر انجام باعث شد تا در هنگام مرگش در سال 1957 هیچ کدام از کلیساهای یونان او را نپذیرند و ناچار جسد او را به مورگ سپردند تا در کنار اجساد مجهولالهویه نگهداری شود.
جملاتی از کتاب:
عشق سبب شده بود از راه خدا منحرف شوم اما درد - که وجودش نعمت است - مرا به راه خدا بازگرداند.
وظیفه کاسب دزدیدن است و وظیفه مرد روحانی ندزدیدن.
مرد بودن یعنی اینکه ادم رنج بکشد و ظلم ببیند و بی آنکه از پا درآید مبارزه کند.
نان و شراب
نام نویسنده : اینیاتسیو سیلونه
نام مترجم : محمد قاضی
نان و شراب، داستان ایثار است. مذهب است که در بطن سوسیالیسم، و هر چند که قهرمان داستان ضد مذهب مینماید اما خود به نوعی، جوهرهای از حقیقت مسیح را دارد و این یکی از ریشههای ناب و کلاسیک سیلونه است که هر اصالتی را در بطن هر مذهب و هر مکتب سیاسی ارج مینهد، سیلونه در قسمتی از کتاب به این مهم اشاره میکند و میگوید "در همهٔ ادوار و در لوای انواع حکومتها، بالاترین کار روح این است که خود را نثار کند تا خود را بجوید. خود را فنا کند تا خود را بازیابد. انسان به جز آنچه میدهد ندارد. کتاب تحلیل ژرف کاوانه سیاست جاری است و زندگی تودهها در رابطه با این سیاست، تحلیل اینتثلیث قدرت: سوسیالیسم - فاشیسم - و کلیسا است، سراسر اثر حاوی طنزی هوشیارانه و زیرکانه است. به خوبی از عهده نشان دادن خُرافه، جهل، و تعصّب مذهبی برآمده است، آن فسادی را که تا عمق استخوانشان ریشه دوانده شکافته است و در ترسیم ایتالیای جهل زده، تاریک و بی فرهنگ که در آن فاجعه یک روشنفکر - مبارز با تمامی ابعاد فساد آن است موافق آمده است، ایتالیایی که در آن جایی برای آزاد زیستن جز در خدمت به ظلم، حکومت و بانک نیست. کشوری که کلیسا در راس مخروط ستم آن قرار دارد و به تبلیغ مذهبی میپردازد که جز افیونی مخدر برای مردم نیست. مذهبی که واعظین رسمی آن خدمه مؤسسه دنیایی و سرگرم مشغلههای دنیوی و طبقاتی هستند، از این روست که یک مبارز متعهد باید اقدام کند و برای جان بهدربردن از این معرکه گورستانی شوم جان به مهلکه اندازد و نجات خویش را در قربانی کردن خویش بجوید. تمامی تأکید نویسنده بر مراسم عشای ربانی به همین خاطر است. آنجا که از جنگ سخن میگوید و آن را محکوم میشمارد طنزی سرشار دارد. اندیشههای «آکیل گریزپا» دربارهٔ بروز و علت جنگ ایتالیا با انگلستان اگر صد در صد منطقی نباشد و جز طنز به حساب نیاید، نود در صد معقول و عقلایی است و مگر جز این است که جنگ تجاوزگرانه همیشه به خاطر کسب منافع بیشتر رخ داده است؛ و این است طنز گزنده سیلونه که جای ستایش بسیار دارد و از واقعیت جدا نیست، زیرا آدم هوشیار از خود نمیپرید در این طنز چه مقدار واقعیت است بلکه میخواهد بداند در هر واقعیت تا چه مقدار طنز نهفته است.
نیه توچکا
فئودور داستایفسکی
ترجمه: محمد قاضی
من پدرم را به یاد نمی آورم. وقتی او مُرد من دو ساله بودم. مادرم دوباره شوهر کرد و این ازدواج دوم اگرچه با عشق و عاشقی سرگرفت، برای او مایۀ غم و رنج بسیار شد. ناپدری من، یعنی آن موسیقیدانی که شگفت انگیزترین سرنوشت ها را پیدا کرد، عجیب ترین مردی بود که من به عمر خود دیده و شناخته ام. تأثیر او در احساسات اولیۀ دوران کودکی من به قدری شدید بود که در باقی عمر نیز اثر گذاشت. برای آن که فهم سرگذشت من آسان تر گردد ناگزیر باید شرح حال او را در این جا بیاورم. من آن چه در این جا باز می گویم همان است که بعدها از آقای «ب» ویولن زن، که در دوران جوانی رفیق و ندیم صمیمی ناپدری من بود شنیده ام.