مجموعه سه جلدی آثار احمد شاملو (قابدار)
این مجموعه شامل آثاری از قبیل
دفتر یکم: شعرها
دفتر دوم: گزینه ئی از شاعران بزرگ جهان
دفتر سوم: ترجمه قصه ها و داستان های کوتاه
تالیف و ترجمه احمد شاملو است.
احمد شاملو (۲۱ آذر ۱۳۰۴–۲ مرداد ۱۳۷۹) متخلص به الف. بامداد یا الف. صبح، شاعر،نویسنده، روزنامهنگار، پژوهشگر، مترجم، فرهنگنویس و از دبیران کانون نویسندگان ایران پیش و پس از انقلاب ۱۳۵۷ بود.شاملو تحصیلات کلاسیک نامرتبی داشت؛ زیرا پدرش افسر ارتش بود و پیوسته از این شهر به آن شهر اعزام میشد و از همین روی، خانواده اش هرگز نتوانستند برای مدتی طولانی جایی ماندگار شوند. زندانی شدنش در سال ۱۳۲۲ به سبب فعالیتهای سیاسی، پایانِ همان تحصیلات نامرتب را رقم میزند. شهرت اصلی شاملو به خاطر نوآوری در شعر معاصر فارسی و سرودن گونهای شعر است که با نام شعر سپید یا شعر شاملویی که هم اکنون یکی از مهمترین قالبهای شعری مورد استفاده ایران بهشمار میرود و تقلیدی است از شعر سپید فرانسوی یا شعر منثور شناخته میشود. شاملو که هر شاعر آرمانگرا را در نهایت امر یک آنارشیست تام و تمام میانگاشت، در سال ۱۳۲۵ با نیما یوشیج ملاقات کرد و تحت تأثیر او به شعر نیمایی روی آورد؛ اما نخستین بار در شعر «تا شکوفهٔ سرخ یک پیراهن» که در سال ۱۳۲۹ با نام «شعر سفید غفران» منتشر شد وزن را رها کرد و به صورت پیشرو سبک نویی را در شعر معاصر فارسی شکل داد.شاملو علاوه بر شعر، فعالیتهایی مطبوعاتی، پژوهشی و ترجمههایی شناختهشده دارد. مجموعهٔ کتاب کوچه او بزرگترین اثر پژوهشی در باب فرهنگ عامه مردم ایران میباشد. آثار وی به زبانهای: سوئدی، انگلیسی، ژاپنی، فرانسوی، اسپانیایی، آلمانی، روسی، ارمنی، هلندی،رومانیایی، فنلاندی، کردی و ترکی∗ ترجمه شدهاند. شاملو از سال ۱۳۳۱ به مدت دو سال، مشاور فرهنگی سفارت مجارستان بود.
«نخستین شب شعر بزرگ ایران» در سال ۱۳۴۷، از سوی وابسته فرهنگی سفارت آلمان در تهران برای احمد شاملو ترتیب داده شد.احمد شاملو پس از تحمل سالها رنج و بیماری، در تاریخ ۲ مرداد ۱۳۷۹ درگذشت و پیکرش در امامزاده طاهر کرج به خاک سپرده شدهاست. عشق، آزادی و انسانگرایی، از ویژگیهای آشکار سرودههای شاملو هستند. سنگ مزار شاملو را چندین بار افراد ناشناسی شکستهاند.
مجموعه نامه های ون گوگ – شور زندگی (۲ جلد)(با قاب)
وینسنت ویلم ون گوگ (1853-1890) در هلند به دنیا آمد. او دستیار یک شرکت بین المللی فروشندگان آثار هنری شد و در سال 1881 برای تحصیل هنر به بروکسل رفت. پس از یک رابطه عاشقانه ناموفق با دختر عمویش، او به هلند بازگشت و در سال 1885 اولین شاهکار خود، سیب زمینی خواران را به تصویر کشید، صحنه ای وحشتناک از فقر خانگی. یک سال بعد، برادرش تئو که یک دلال آثار هنری بود، او را قادر ساخت تا در پاریس تحصیل کند، جایی که با گوگن، تولوز لوترک و سورات آشنا شد که تأثیرات بسیار مهمی بر کار او داشتند.
در سال 1888 او پاریس را به مقصد مناظر پرووانسال در آرل ترک کرد، موضوع بسیاری از بهترین آثار او، از جمله "آفتابگردان" و "صندلی و لوله". اینجا بود که ون گوگ به دلیل پشیمانی از تهدید گوگن با تیغ در حین نزاع گوش خود را برید و او را به مدت یک سال در آسایشگاه گذاشتند. در 7 ژوئیه 1890 ون گوگ در صحنه آخرین نقاشی خود، پیش نقاشی "مزارع ذرت با پرواز پرندگان" به خود شلیک کرد و دو روز بعد درگذشت.
مدرسه زیبایی کابل
دبورا رودریگز
ترجمه: شهره میرعمادی
آن هنگام که «انسان غربی» در دل جامعه ای شرقی سکنا می گزیند، جهان شرق در ذهنش چه معنایی می تواند داشته باشد؟ نویسنده مدرسة زیبایی کابل زنی است آرایشگرکه ضمن آرایش و آموزش زنان افغان، از نحوه زیست و خوشی و ناخوشی های ما شرقی ها سخن می گوید. گرچه نویسنده ای که از قلب فرهنگی متفاوت پا به افغانستان گذاشته، هرگز نمی تواند از درون به فرهنگ میزبان نگاه کند، ولی شرح او از مصائب و سختی های جامعه افغانستان، دریچه ای است از بیرون که می تواند ما را با نحوه نگرش و جهان بینی «آنها» آشنا سازد.
مرثیه ای برای آرژانتین
پاتریسیو پرون
ترجمه: بهمن یغمایی
رمان «مرثیه ای برای آرژانتین» یا «روح پدرم در باران صعود می کند» اثر پاتریسیو پرون، اثری میانرشتهای و چندلایه است که مرز میان رمان، خاطره، گزارش تاریخی و تأمل فلسفی را عمداً مخدوش میکند. این کتاب نه صرفاً روایتی داستانی، بلکه کاوشی در حافظهٔ فردی و جمعی، رابطهٔ پدر و پسر، و زخمهای حلنشدهٔ تاریخ سیاسی آرژانتین است. راوی، نویسندهای جوان و بیمار، پس از سالها تبعید خودخواسته به زادگاهش بازمیگردد تا هم با بیماری جسمیاش روبهرو شود و هم با گذشتهای که همواره از آن گریخته است؛ گذشتهای که در چهرهٔ پدر، دوستان پدر و نسل ناپدیدشدگان دوران دیکتاتوری نظامی تجسم یافته است.
هستهٔ اصلی رمان بر مفهوم «حافظهٔ ناقص» استوار است. راوی با اسناد، نامها، روایتهای نیمهتمام و سکوتها مواجه میشود، اما هیچگاه به حقیقتی کامل دست نمییابد. پرون آگاهانه از روایت خطی و شفاف پرهیز میکند تا نشان دهد تاریخ، بهویژه تاریخی آغشته به خشونت دولتی و ناپدیدشدگی، همواره تکهتکه، مبهم و پر از خلأ است. پدر، نه قهرمان است و نه ضدقهرمان؛ او انسانی است گرفتار ترس، سکوت و سازش، و همین امر باعث میشود رابطهٔ پدر و پسر به مسئلهای اخلاقی و فلسفی بدل شود: آیا سکوت برای بقا قابل توجیه است؟ و آیا نسل بعد حق دارد نسل پیشین را داوری کند؟
از نظر سبکی، رمان بهشدت مینیمالیستی، سرد و گاه گزارشی است. جملات کوتاه، فاصلهگذاری عاطفی و لحن خنثی، بازتابی از ناتوانی راوی در برقراری رابطهای صمیمی با گذشته است. این بیاحساسی ظاهری، در واقع پوششی برای اندوه عمیق و خشم فروخورده است. باران، بیماری، سفر و بایگانی اسناد همگی استعارههایی از وضعیت ذهنی راویاند: حرکتی مداوم بدون رسیدن به پاکی یا رهایی کامل.
یکی از مضامین برجستهٔ رمان، ناتوانی ادبیات در بازنمایی کامل فاجعه است. پرون بارها به شکست زبان اشاره میکند؛ گویی نوشتن نه راهی برای درمان، بلکه شکلی از اعتراف به نابسندگی است. با این حال، همین نوشتنِ ناتمام و مردد، تنها راه مقاومت در برابر فراموشی معرفی میشود. ادبیات در این رمان نه ناجی است و نه شاهدی بیطرف، بلکه کنشی شکننده برای ثبت آن چیزی است که در آستانهٔ محو شدن قرار دارد.
در نهایت، «روح پدرم در باران صعود می کند» رمانی دربارهٔ بازگشت نیست، بلکه دربارهٔ ناتوانی از بازگشت است؛ بازگشت به خانه، به پدر، به تاریخ و به خود. پرون نشان میدهد که گذشته نه حل میشود و نه دفن، بلکه همچون روحی سرگردان در زمان حال نفوذ میکند. این رمان اثری عمیقاً ضدنوستالژیک، اخلاقی و سیاسی است که خواننده را وادار میکند با پرسشهایی دشوار دربارهٔ مسئولیت، حافظه و نقش فرد در برابر خشونت تاریخی روبهرو شود.
مرگ آرتیمو کروز 💯
کارلوس فوئنتس
ترجمه: مهدی سحابی
رمان «مرگ آرتِمیو کروز» اثر کارلوس فوئنتس یکی از برجستهترین آثار ادبیات آمریکای لاتین و نمونهای شاخص از رمان مدرن سیاسی ـ روانشناختی است که با ساختاری نوآورانه، تاریخ، قدرت، حافظه و فساد اخلاقی را در هم میتند. این رمان نهتنها سرگذشت فردی یک مرد در حال مرگ، بلکه کالبدشکافی یک قرن از تاریخ مکزیک پس از انقلاب است؛ تاریخی که در آن آرمانهای آزادی و عدالت بهتدریج جای خود را به فرصتطلبی، خشونت و سازش دادهاند.
روایت رمان در واپسین ساعات زندگی آرتِمیو کروز شکل میگیرد؛ مردی ثروتمند، قدرتمند و بیمار که بر تخت مرگ افتاده است. فوئنتس با بهرهگیری از تکنیک جریان سیال ذهن و جابهجایی مداوم زاویهٔ دید، ذهن آشفتهٔ کروز را به صحنهٔ اصلی روایت بدل میکند. روایت میان سه ضمیر در نوسان است: «من» که تجربهٔ درونی و جسمانی مرگ را بازتاب میدهد، «تو» که نوعی خطاب توبیخآمیز و خودبازجویی است، و «او» که زندگی اجتماعی و تاریخی شخصیت را از بیرون روایت میکند. این چندپارگی روایی بازتابی از فروپاشی هویت و یکپارچگی اخلاقی شخصیت اصلی است.
آرتِمیو کروز در آغاز زندگیاش انقلابیای آرمانخواه است، اما بهتدریج به نماد خیانت به انقلاب بدل میشود. او با سوءاستفاده از هرجومرج پس از انقلاب، زمین، قدرت سیاسی و ثروت انباشته میکند و در این مسیر، پیوندهای انسانی، عشق، وفاداری و حتی وجدان خود را قربانی میسازد. فوئنتس با دقت نشان میدهد که چگونه کروز نه صرفاً فردی فاسد، بلکه محصول ساختاری معیوب است؛ ساختاری که در آن انقلاب به جای دگرگونی بنیادین، به بازتولید نخبگان جدید انجامیده است.
حافظه در این رمان نقشی محوری دارد. گذشته برای کروز نه منبع آرامش، بلکه میدان داوری و محاکمه است. خاطرات بهصورت گسسته، نامنظم و اغلب خشونتبار بازمیگردند و نشان میدهند که زندگی او مجموعهای از انتخابهای اخلاقی بوده که اکنون گریزی از پیامدهایشان نیست. مرگ، در این معنا، نه پایان صرف، بلکه لحظهٔ مواجههٔ نهایی با حقیقت است؛ حقیقتی که دیگر امکان تحریف یا معامله ندارد.
از منظر سیاسی، «مرگ آرتِمیو کروز» نقدی تند و بیامان بر قدرت و ناسیونالیسم توخالی است. فوئنتس انقلاب مکزیک را نه اسطورهای مقدس، بلکه رویدادی انسانی با همهٔ تناقضهایش ترسیم میکند. کروز نمایندهٔ نسلی است که با شعار آزادی به میدان آمد، اما در نهایت به همان سازوکارهای سرکوب و استثمار پیشین تن داد. در این رمان، قدرت همواره با فراموشی، خشونت و خیانت همراه است.
از نظر سبکی، زبان فوئنتس فشرده، شاعرانه و در عین حال خشن است. توصیفهای جسمانی از زوال بدن کروز در کنار بازسازی ذهنی گذشته، پیوندی میان فروپاشی فردی و انحطاط تاریخی ایجاد میکند. این همنشینی بدن و تاریخ، یکی از نوآوریهای مهم رمان است که مرگ فرد را به استعارهای از مرگ یک پروژهٔ جمعی بدل میسازد.
در مجموع، «مرگ آرتِمیو کروز» رمانی است دربارهٔ شکست آرمانها، بهای قدرت و گریزناپذیری داوری اخلاقی. فوئنتس با خلق شخصیتی نه کاملاً شیطانی و نه قابل تطهیر، نشان میدهد که چگونه تاریخ از خلال تصمیمهای فردی ساخته میشود و چگونه مرگ، آخرین و صادقانهترین روایت زندگی را تحمیل میکند. این رمان همچنان اثری تکاندهنده و معاصر باقی مانده است، زیرا پرسشهای آن دربارهٔ قدرت، حافظه و مسئولیت، محدود به مکزیک یا قرن بیستم نیست، بلکه به تجربهٔ انسانی در کلیترین معنای آن تعلق دارد.
مرگ کسب و کار من است
روبر مرل
مترجم : احمد شاملو
مرگ کسب و کار من است در واقع سرگذشت رودلف هوس است. او در کتاب رودلف لانگ نام دارد. چرا که کتاب کل داستان زندگی این جلاد نیست و فقط شامل بخش کاری وی و در بارهٔ چند سال پایانی زندگی اوست. سالهایی که فرمانده و مسئول اردوگاه آشویتس بود؛ و مسائل مربوط به زندگی شخصی او به کمک خلاقیت نویسنده و با نگاه بر زندگی اغلب نیروها ی نازی است. لازم است ذکر شود که در هنگام فرار او با اسم «فرانز لانگ» زندگی میکرد.
بخشی از یادداشت مترجم : در حقیقت این کتاب زندگی نامه یک جلاد مدرن است، و چارچوب زمانی آن وقایع تاریخی مسلمی است که در نیمه اول قرن حاضر بر اروپا گذشته. و سوای آنچه به صورت وقایع خانوادگی و برخوردهای شخصی قهرمان داستان عنوان شده هیچ چیز ان ساخته و پرداخته خیال بافی نیست؛ هر چند این وقایع فرضی نیز ـنچنان واقعی می نماید که محتمل است نویسنده، اساس آن را بر تحقیقاتی در زندگی خصوصی پاره ای از جنایتکاران نازی بنا نهاده باشد...
مرگ و زندگی (مجموعه داستان)
جان استن بک
سیروس طاهباز
«مرگ و زندگي» منتخبي است از ادبيات پراكنده جان استنبك در قالب يك مجموعه داستان. به مانند ساير شاهكارهاي استنبك مفاهيم به كار برده شده در اين داستانها براي مخاطب ملموس و درد آشناست. در «مولي مورگان» به عنوان شاخصترين داستان اين كتاب، نويسنده به جاي مقدمهچيني براي فرار از دنياي پر از ستم و نابرابري، مخاطبين را به رويارويي با واقعيت دعوت ميكند. در بخشي از اين داستان ميخوانيم: «يك بار پدر رفت و ديگر برنگشت، هيچوقت پول نميفرستاد و كاغذ هم نمينوشت. اما اينبار ديگر حسابي غيبش زد. تا دو سال منتظر شدند. بعد مادرشان گفت او بايد مرده باشد. بچهها از اين فكر لرزيدند. اما باور نكردند. چون آدمي به خوبي و زيبايي پدرشان نميشد كه بميرد...»
مروارید
جان استن بک
سیروس طاهباز
اثري خواندني از جان استنبك كه در سال 1947 به چاپ رسيد. صيادي فقير در جنوب مكزيك كه زندگياش را از راه جستجوي مرواريد تامين ميكند. بيماري كويوتيتو، فرزند خانواده، پدر را براي سفري پرمخاطره به دريا ميكشاند. پيدا كردن بزرگترين مرواريد دريا اين تصور را براي او به وجود ميآورد كه درهاي خوشبختي به روي آنها گشوده شده است. اما اين گنج، چيزي جز تباهي و نابودي براي آنها به ارمغان نميآورد. اين داستان نيز همانند ساير كارهاي استنبك، حول محور فقر، تبعيض و بيعدالتي است. جوايز متعدد و تحسين منتقدين در محافل ادبي آمريكا، اين كتاب را در زمره آثار خواندني سبك ناتوراليسم قرار داده است.
مضحک
ویلیام سارویان
ترجمۀ بشیر عبدالهی میرآبادی
ویلیام سارویان نویسندهای است که با طرح مشکلات عاطفی، مسائل درونی خانوادگی را برملا کرده و چالشهایی که از این طریق قهرمانان قصه با آن روبرو می شوند در برابر چشم خواننده مینهند. آنچه که میتواند باعث فروپاشی کیان خانواده شده و زندگی جمعی را در خود بپیچد. در رمان مضحک سارویان مشکل خیانت را نقطۀ محوری قرار داده و تأثیر آن را در زن و مرد و بچه به روشنی بررسی میکند. اثری پرکشش، جذاب و خواندنی که لحظه ای خواننده را به حال خود رها نمیکند. علاوه بر قصۀ جذاب، رمان مضحک یک اثر ادبی درخشان نیز هست.
معمای پدر
نویسنده : سیبیل لاکان
مترجم: مهسا ریحانی
دختر روانکاو فرانسوی ژاک لاکان سعی می کند رابطه خود را با پدرش معنا کند. وقتی به دنیا آمدم، پدرم دیگر آنجا نبود.» خاطرات سیبیل لاکان از پدرش، روانکاو بانفوذ فرانسوی، ژاک لاکان، از طریق قسمت های تکه تکه و بیضوی روایت می شود و شخصیتی را توصیف می کند که به همان اندازه با نبودش و حضورش، خود را برای او تعریف کرده بود. سیبیل دومین دختر و آخرین فرزند ناراضی ازدواج اول لاکان بود: ثمره یأس ("بعضی می گویند میل، اما من آنها را باور نمی کنم"). لاکان خانواده قدیمی خود را برای یک خانواده جدید رها کرد: یک شریک جدید، سیلویا باتای (همسر ژرژ باتای) و دختر دیگری که چند ماه پس از سیبیل به دنیا آمد. برای سالها، این دختر، جودیت، تنها فرزند لاکان بود که عموماً به رسمیت شناخته شده بود - حتی اگر به دلیل قوانین فرانسه، نام او را نداشت.
بنابراین، به یک معنا، یک پدر صدای کسی را ارائه می دهد که در حالی که نام او را یدک می کشد، پاک شده بود. اگر ژاک لاکان این کلمه را «حضوری ساخته شده از غیبت» توصیف میکرد، سیبیل لاکان در اینجا به زبان خاطرات میپردازد تا حضور مردی را که در غیاب وارد زندگی او شده بود و در حال مرگش، کنار هم بگذارد. در آن به پایان رسید. در اثر متقابل غیبت، نامگذاری و ناامیدی ناشی از هر دو، A Father در نهایت یک سوال اساسی را مطرح می کند: پدر چیست؟ این روایت اول شخص هم پاسخ و هم مکمل مفهوم (و نام) پدر را ارائه میکند، همانطور که لکان او را در کارش تعریف کرده بود، و مسائل دشواری را در مورد تأثیر زندگینامه بر نظریه - و بالعکس - و شکافی که گاهی اوقات خمیازه می کشد که می تواند بین تئوری و زندگی هایی که ما می کنیم باز شود.
مکتب های ادبی (۲ جلدی)
رضا سیدحسینی
«مکتب های ادبی» جامع ترین کتاب در مورد سبک های ادبی است که مرحوم رضا سید حسینی آن را نگاشته است. این کتاب دوجلدی که اینک به چاپ جلد اول بیستم و جلد دوم نوزدهم، رسیده است نخستین بار در فروردین ماه 1334 انتشار یافت و بعد از آن بارها تجدید چاپ و ویرایش شد.
سیدحسینی در مقدمه این کتاب آورده: “من این كتاب را در آغاز به عنوان راهنمای ساده و فهرست وار برای آشنائی با «ایسم» های گوناگون ادبی نوشته بودم به امید اینكه در آینده، اساتید متخصص و نویسندگان و محققان آثار كاملتری در این مورد ارائه كنند، اما چنین نشد و كتاب به عنوان یگانه منبع و حتی كتاب درسی درباره مكتب ها باقی ماند.”
رضا سیدحسینی متولد اردبیل (۲۲ مهر ۱۳۰۵ – ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸) نویسنده و مترجم ایرانی است. سیدحسینی همچنین سرپرست و عضو اصلی تألیف و ترجمهٔ مجموعهٔ شش جلدی «فرهنگ آثار» بوده است. از سیدحسینی تاکنون ۳۴ جلد کتاب منتشر شده است که میتوان به ترجمههایی از آندره مالرو، مارگریت دوراس، یاشار کمال، ناظم حکمت، ژان پل سارتر، آندره ژید، آلبر کامو، توماس مان، ماکسیم گورکی، بالزاک، جک لندن، چارلی چاپلین و… اشاره کرد.
مکتب های فلسفی (از دوران باستان تا امروز)
ترجمه و تالیف پرویز بابایی
مكتبهاى فلسفى براى استفاده خوانندگانى فراهم شده است كه بهتازگى وارد حوزهى فلسفه شده يا مىخواهند بشوند. اين كتاب با وجود جامعيت خود از شرح تفصيلى، فنى و پر تعقيد دورى جسته و بهجز در مورد چند فيلسوف مهم، به خلاصهى نظريهى فيلسوفان و مكتبها اكتفا كرده است. با اين همه اميدوارم فصلهايى، بهويژه چند فصل پايانى، توجه دانشوران و اهل فلسفه را نيز جلب كند.
اين كتاب ضمن بزرگداشت و تشريح نظريههاى فيلسوفانى همچون افلاطون، ارسطو، دكارت، لايبنيتس، كانت، اسپينوزا و ديگران به خاستگاه اجتماعى و طبقاتى و شأن نزول انديشههاى آنان توجه نموده، از منشأ مناقشههاىشان با صاحبان عقايد مخالف پرده برمىدارد. براى اجتناب از داورى يكسويه، از فرهنگهاى فلسفى، بهويژه از فرهنگ فلسفهى پروگرس سود جستهايم و در مورد هر فيلسوف و هر مكتب فلسفى به اين فرهنگ استناد كردهايم.
من یک گربه هستم
ناتسومه سوسه کی
ترجمه: پرویز همتیان بروجنی
من يك گربه هستم به مانند ساير آثار نويسنده، براي انتقاد از كاستيهاي جامعه ژاپن و رشد نامتوازن سرمايهداري در اين كشور از بياني طنزآلود و گزنده بهره برده است. نويسنده با طرح موضوع خلاقانه خود به بررسي اخلاق و فرهنگ طبقه متوسط ژاپن ميپردازد و اين وظيفه بر عهده گربهاي است كه به عنوان قهرمان داستان، خود روايتگر اين پيچيدگيها و مناسبات اجتماعي حاكم بر جامعه سنتگراي ژاپن است.
منشآت
قائم مقام فراهانی
به کوشش: سیدبدرالدین یغمائی
منشآت قائم مقام فراهانی عنوان کتابی است مشتمل بر برخی نوشتههای قائم مقام فراهانی که به دستور و تدبیر شاگرد او، حاج فرهاد میرزا معتمدالدوله قاجار در سال ۱۲۸۰ گردآوری و در سال ۱۲۹۴ برای نخستین بار چاپ شد. این اثر دارای نثری زیبا و ادبی است و در دورهای منتشر شد که نهضت بازگشت ادبی ظهور کرده بود و نویسندگان و شاعران شیوه اطناب و مصنوعنویسی را که از عهد صفوی متداول شده بود، کنار میگذاشتند.
نوشتههایی که در این کتاب آمده، مجموعهای از متنها و نامهنگاریهایی است که قائم مقام به واسطه شغل دیوانی خود انشاء کردهبود. اغلب این انشاها به نثر ساده و مرسل و به زبانی نزدیک به زبان محاوره نوشته شدهاند و دستمایههای طنز نیز در آنها به چشم میخورد.
منشآت، از جمله آثاری است که به عقیده کارشناسان ادبیات فارسی با الهام گرفتن از گلستان سعدی نوشته شدهاست.
مهره ی مهر
گزارش پوران فرخزاد
میترا به معنی دوستی، محبت، عهد و پیمان است و او را از آفریدگان اهورامزدا میدانند. او در آیینهای دور نمادی از فروغ و روشنایی است و خدایی که در خورشید جای دارد معرفی میشود. «پوران فرخزاد»، نویسندهی ایرانی در ارتباط با این نماد و آیین میتراییسم کتاب «مهرهی مهر» را به نگارش درآورده که بسیار جامع و کامل دربارهی آیین میترا یا مهر توضیح داده است.