گزیده ریگ ودا
گزیده سرودهای ریگ ودا
(قدیمیترین سرودهای آریایی هند)
برگردان به فارسی: محمدرضا جلالی نایینی
هندوان، وداها را آسماني، ناآفريده و كلام منزل ميدانند و حتي برخي از آنها، كلمات و الفاظ آن را لاهوتي ميشمارند. اينان مؤلفين وداها را تعدادي از عارفان يا بينانان (اهل بصيرت) ميدانند كه آنچه را از طريق بينش يا الهام دريافته و يا شنيدهاند، نقل كرده و بعد به تحرير كشيدهاند و گويا اين تلقين و الهام و تدوين و تحرير قرنها طول كشيده است.
مجموعه ريگ ودا شامل ده بخش است كه هر بخش را ماندالا (دايره، مدار و ...) مينامند. سراينده سرودههاي ريگ ودا را ريشي (بيننده يا بصير) ميگويند. ريشيها مردمان آزاده،صريحالبيان و روشنبين زمان خود بوده و نزد هندوان مورد احترام و تكريم بودند.
گنجینه ای از تلمود
آبراهام کهن
ترجمه: امیرفریدون گرگانی
تلمود (به عبری: תלמוד) بهمعنی آموختن، «تلمّذ»، که از آن بهعنوان «تورات شفاهی» نیز یاد میشود، یکی از کتابهای اصلی یهودیت ربانی است. نام دیگر برای آن بهصورت سنتی شاس (ש"ס) است که مخفف شیشا سداریم بهمعنی «شش دفتر» است. نام تلمود معمولاً اشارهگر به «تلمود بابِلی» است، بااینکه تلمود دیگری به نام «تلمود اورشلیمی» وجود دارد که رواج کمتری دارد.
تلمود دارای دو بخش اصلی است: اولین قسمت میشنا(משנה) نام دارد که در حدود سال ۲۰۰ میلادی تکمیل شدهاست و تفسیر خاخامهای یهودی بر تورات است که «تورات شفاهی» نامیده میشود. قسمت دوم گمارا نام دارد که در سال ۵۰۰ میلادی تکمیل شدهاست که شامل نوشتارهای خاخامهاست و در بسیاری موارد به مسائلی فراتر از آنچه در تورات اشاره شدهاست میپردازد. تلمود ممکن است به میشنا، گمارا یا هر دو در یک کتاب اطلاق شود.
تمامی تلمود از ۶۳ دفتر تشکیل شدهاست و شامل بیش از ۶۲۰۰ صفحه است. زبان مورد استفاده در آن عبری قدیم و آرامی است. تلمود دارای نظر هزاران خاخام در مورد بسیاری مسائل مختلف است. این مسائل شامل هلاخا، اخلاق یهودی، فلسفه، سنتها، تاریخ و بسیاری مسائل دیگر هستند. تلمود منبع اصلی قوانین یهودی در یهودیت ربانی است.
گیل گمش 💯
نام مترجم : احمد شاملو
حماسهٔ گیلگامش یا حماسهٔ گیلگَمِش یکی از قدیمیترین و نامدارترین آثار حماسی ادبیات دوران تمدن باستان است که در منطقهٔ میانرودان شکل گرفتهاست. قدیمیترین متون موجود مرتبط با این حماسه به میانهٔ هزارهٔ سوم پیش از میلاد مسیح میرسد که به زبان سومری است. از این حماسه نسخههایی به زبانهای اَکدی و بابِلی و آشوری موجود است.این حماسه در سال ۱۸۷۰ توسط جورج اسمیت ترجمه و منتشر شدهاست.
ترجمه پارسی این حماسه نخست به دست داوود منشیزاده و بعد توسط احمد شاملو صورت گرفته که در کتاب هفته چاپ شد و بعد نشر چشمه آن را به چاپ رسانده است.
به سال ۱۸۴۹، آستن هنری لایارد، در ساحل رو به روی موصل در کویونجیک بزرگ ترین قصر نینوا مربوط به دورهٔ آشور بانیپال را یافت. لایارد در دو تالاری که کشف کرد، کتابخانهٔ آشور بانیپال را دید که مشتمل بر ۲۸ هزار لوح گلی بود. در سوم دسامبر ۱۸۶۲، جورج اسمیت(به انگلیسی: George Smith) در انجمن آثار تورات سخنرانی کرد و مدعی شد که در یکی از الواح کتابخانهٔ آشور بانیپال داستان طوفانی را خوانده که شباهت بسیاری با داستان طوفان نوح تورات دارد. به دلیل ناقص بودن متن الواح، او خود به کویونجیک سفر کرد و به طور اتفاقی باقی الواح حماسه را کشف کرد.
در سال ۱۸۷۰، او نخستین ترجمهٔ گیلگمش را انتشار داد.
در سال ۱۸۸۹ پژوهشگران دانشگاه پنسیلوانیا تپهٔ نیپور عراق را شناسایی و سی تا چهل هزار لوح کشف کردند که در بین آنها کهن ترین متن گیلگمش موجود بود. این متن در سال ۱۹۳۰ به وسیلهٔ کمپل تامپسون (به انگلیسی: Kampbell Thompson) برگردان و حاشیه نویسی شد.
اسطورهٔ توفان بزرگ سومری و روایت جدید بابلی–آشوری آن در اسطورهٔ گیلگَمِش نهفته است و این دو اسطوره یکی شده است. مهمترین انگیزهٔ تشکل اسطوره گیلگمش مسألهٔ بیماری و ناتوانی و سرانجام مرگ است. در اینجا انسان در فرار از سرنوشت تلخ و فرجام دردانگیز خویش اسطورهئی میسازد که بخشی از آن برگرفته از واقعیات و برخی از آن تحلیل رؤیاگونهٔ مسألهئی است که انسان در تبیین آن درمانده است. بنا بر اساطیر، گیلگَمِش پنجمین شهریار از دومین سلالهئی است که بعد از توفان بزرگ بر «اِرِخ» یا «اُورُوک» فرمان میراندند. این شهریار که بهروایتی صد و بیست سال بزیست از تباری بود که دوسوم آن بهخدایان و یک سوم آن بهانسانها میرسید. روایت بابلی-آشوری گیلگمش که از کتابخانهٔ آشور بانیپال بهچنگ آمده با روایت سومری، و نیز روایت «هیتیتی» [حِتّی] آن که بعدها در بُغازکوی بهدست آمده و نمونههای اخیر دیگر بسیار همانندی نزدیک دارد و حاکی از آن است که این اسطوره با گذشت زمان و بهتأثر از واقعیتهای زندگانی و نیروی خیال انسان کمال یافته است. روایت بابلی-آشوری این اسطوره شامل دوازده لوح است.
گیتا (بهگود گیتا): سرود خدایان 💯
ترجمه: محمدعلی موحد
بهَگَوَد گیتا یا بهاگاواد گیتا (سنسکریت: भगवद्गीता، سایر نامهای فارسی: بگودگیتا، باگاوادگیتا) مهمترین و اسرارآمیزترین بخش حماسه هندی موسوم به ماهابهاراتا است که از دو کلمهٔ بهَگَوان به معنی خداوند و گیتا به معنی سرود و نغمه تشکیل شده و شامل ۱۸ فصل و دربرگیرنده حدود ۷۰۰ بیت میباشد.
این کتاب گفتگوی کریشنا (یکی از خدایان هند) و سربازی به نام آرجونا را لحظاتی پیش از نبرد تاریخی و عظیمکوروشـِترا بر سر حکومت بر هند نقل میکند. آرجونا به عنوان بزرگترین کمانگیر زمان خود هنگامی که خویشاوندان خود را در ردیف سربازان ارتش مقابل نظاره میکند، از تصور کشتن آنها دچار انزجار و تردید شده، در حالت غم و افسردگی فرومیرود. در این هنگام کریشنا همدم وی میشود و پس از نفی یکی یکی دلایل غصه آرجونا، وی را در باب مسائلی بنیادی همچون آفرینش جهان، سرنوشت انسان، سرشت ایزدی، راههای رسیدن به آسمان، گونههای مختلف یوگا، آرامش ذهن وعدم تعلق به اشیاء دنیوی آموزش میدهد. سرانجام با آشکار کردن شکل ایزدی خود به آرجونا نشان میدهد که چطور تمام سربازان ارتش مقابل حتی پیش از آغاز جنگ توسط خود کریشنای سرور کشته شدهاند و آرجونا و دیگران فقط ابزار هستند. هنگامی که توهم آرجونا با این آموزهها زدوده میشود، لرد کریشنا به وی دستور کشتن تمام ارتشیان مقابل از جمله پدر جد عزیزش بیشما و معلم محبوبش دوروناچاریا را میدهد.
این کتاب شامل فصول بیست و پنجم تا چهل و دوم بخش ششم حماسه مَهاباراتا (موسوم به کتاب بیشما( بهطور جداگانه یکی از کتب مقدس آیین هندو و مهمترین متن تاریخی ادبی و فلسفی دنیا شمرده میشود.
باگاوادگیتا که در اصل به زبان سانسکریت بوده بارها به زبانهای گوناگون ترجمه شدهاست. ترجمههای مختلفی نیز به فارسی از این کتاب وجود دارد که نخستین آنها توسط «داراشکوه» در سده ۱۳، به عنوان فصلی از مهابهاراتا، انجام شدهاست.
ماتریس الهی (پلی میان زمان مکان معجزه و باور)
گرگ بريدن
مترجم: محمدفواد حائری
در روزگاري كه سرخط خبرها از جنگ و نفرت و اختلافات مذهبي و نژادي و قومي و ملي ميگويند و تيتر اول روزنامهها از فقر و بيماري و فساد و آزار و اذيت مينويسند؛ در روزگاري كه نوع بشر بيش از هر زمان ديگر به دست خود در معرض نابودي است و نسبت به بقاي خود، حس كوچك و غير موثر بودن و احساس نااميدي و ترس دارد؛ در روزگاري كه ترس انسانها از تغيير شرايط و بدترشدن اوضاع، به سكوت در برابر ظلم آشكار منجر شده و در بهترين حالت به نام تسليم در برابر تقدير، رداي تقدس به تن ميكند؛ اگر به آرامش افيوني روزمرگي عادت نكرده و گمان ميكنيد زلال چشمه حقيقت، جايي در ميانه راه گلآلود شده است؛ اگر راهكارهاي ارائه شده توسط دولتها، احزاب، فرقهها، و ماكتب براي رشد و تعالي بشر سيرابتان نميكند؛ اگر ميپنداريد كه داستان انسان و جهان بايد چيزي غير از واقعيتي باشد كه تاكنون براي ما تصوير شده است و از ترسيم دور باطل بايدها بر چهارديواري سرنوشت آزرده و در جستجوي معنايي برتر در زندگي هستيد، اكنون نوبت آن است كه پنجره را به سوي شايدها بگشاييم، باشد كه طراحي نو دراندازيم. اين كتاب تلاشي است براي استفاده از اين فرصت و ايجاد تحولي در نگرش ما نسبت به جايگاه انسان در هستي از طريق آشتي مكاتب باستاني و دانش نوين با اهداف بقاء و تكامل بشريت. تلاشي براي از خداي بيرون، دل بريدن و به نداي درون، دل بستن؛ تلاشي براي از خود شروع كردن.