انقلاب آفریقا
فرانتس فانون
ترجمه: محمدامین کاردان
انتقاد فانون از نژاد پرستی و استعمارگری بر مشاهدات دست اول وی به عنوان روانپزشک در میان الجزایری ها و فضای سیاسی جنبش های ضد استعماری دوران پس از جنگ جهانی دوم نشات می گرفت. وی چندین مرحله را در فرایند انسانیت زدایی از مردمان استعمار زده شناسایی کرد: کودک انگاری، تحقیر، بی اعتمادی، استهزاء، محروم سازی، نادیده گرفتن، وجه المصالحه ساختن و خشونت.
با این حال، تمام عیارترین شکل سرکوب از منظر فانون عبارت است از وادار ساختن سرشت بشری به پذیرش شئی شدگی خویش. در برابر چنین روندهایی بود که فانون در بیمارستان روانی بلیدا، از ایده اجتماع درمانی دفاع کرد.از این رهگذر گفتمان فانون نه تنها انقلابی بلکه کاملانوین نیز بود.
برخلاف بسیاری از روشنفکران فرانسوی زمان خویش -لوی استراوس، آلتوسر و فراتر از همه سارتر- دیدگاه و برنامه فانون برای استعمار زدایی بر آن چیزی که وی آن را ناآرامی کامل می نامید مبتنی بود. گرچه اندیشمندان مارکسیسم غربی، دلایل زیادی برای تخطئه روشنگری اقامه کرده اند، ولی فانون پیامدهای گفتمان استعماری علیه خصایص بنیادین و هژمونیک فرهنگ غربی را مورد کاربست قرار داد.
تاکید دیالکتیکی بر اشکال اجتماعی، اقتصادی و روان شناختی از خود بیگانگی، بنا بر اصول نابرابری های نژادی و فرهنگی نمایانده می شد. در واقع مستحکم ترین مواضع سیاسی فانون در دو جهت بسط می یافتند: ملی گرایی و انقلاب. در هر حال گزینش فکری فانون بر اصول سوسیالیستی مبتنی بود. از منظر فانون، پایان سرکوب استعماری به معنای انهدام سیستم استعماری و سپس تاسیس یک موجودیت ملی بود؛ و در این رهگذر خشونت از طرف استعمار زده علیه استعمارگر مثبت تلقی می شد. فانون خشونت را همزاد ایده هویت ملی می دانست و از این رهگذر، تنها منازعه و پیروزی نهایی می توانست موجبات ابداع ارزش های جدید را فراهم سازد.
انقلاب تصورناپذیر در ایران
چارلز کورزمن
ترجمه: محمد ملاعباسی
«انتظار میرود که شاه تا ده سال آینده فعالانه در قدرت باقی باشد». این نتیجهگیری گزارشی کاملاً سری دربارۀ آیندۀ شرایط سیاسی ایران بود که تحلیلگران سازمان سیا در آبانماه سال 1357 به دولت ایالات متحده ارائه کردند. 100 روز بعد، پادشاهیِ 37سالۀ محمدرضا پهلوی سقوط کرد. انقلاب اسلامی ایران از همان لحظۀ پیروزی چالشی دشوار پیش پای تحلیلگرانی گذاشت که وضعیت ایران را مطالعه میکردند: چرا هیچ کس نتوانسته بود انقلابی چنین سهمگین را پیشبینی کند؟ چارلز کورزمن، استاد جامعهشناسی دانشگاه کارولینای شمالی، در این کتاب به مطالعۀ همین تصورناپذیری میپردازد. او تحلیلهای رایج دربارۀ انقلاب اسلامی را مطرح میکند و نشان میدهد چطور در نظر نگرفتنِ «پیشبینیناپذیریِ وقایع» باعث شده است تجربۀ انقلاب بهدرستی تجزیه و تحلیل نشود. گری سیک، تحلیلگر بلندآوازۀ سیاسی، دربارۀ انقلاب تصورناپذیر در ایران گفته است: «کاری عظیم دربارۀ انقلاب ایران، و انقلاب بهطور کلی».
انقلاب را زیستن
نویسنده: آصف بیات
مترجم: شیرین کریمی
از یکی از برجستهترین اندیشمندان خاورمیانه و شمال آفریقا، رویکردی تازه دربارهی بهار عربی و معنای انقلاب ارائه میشود.
از منظر سیاست انقلابی، بهار عربی ممکن است تلاشی بیثمر به نظر برسد. در تونس، جایی که موج اعتراضات آغاز شد، و نیز در مصر و کشورهای حاشیهی خلیج فارس، تغییر رژیم هرگز بهطور کامل تحقق نیافت. اما حتی اگر بهار عربی نتوانست ساختارهای حکومتی را بهطور اساسی متحول کند، این جنبش در مزرعهها، خانوادهها، کارخانهها، بازارها و مدرسهها تأثیری دگرگونکننده داشت.
آصف بیات، با پیوندی روان میان پژوهش میدانی، مصاحبههای میدانی، و نظریهی اجتماعی، نشان میدهد که چگونه زندگی روزمره در مصر و تونس در اثر فعالیتهای انقلابی بهشکلی بنیادین دگرگون شد. زنان، جوانان، فقیرترین اقشار، و اعضای جامعهی دگرباش، همه بهار عربی را نقطهی عطفی برای گامهایی بهسوی برابری و آزادی میدانند. همچنین، امکان پیشرفتهای بیشتر نیز وجود دارد، چرا که بهویژه حقوق زنان اکنون جایگاهی ثابت در گفتمان عمومی یافتهاند؛ موضوعی که از بازگشت به عقب جلوگیری میکند و اطمینان میدهد که صداهای به حاشیه راندهشده بلندتر از گذشته شنیده میشوند.
افزون بر این، بهار عربی به کارگران نیز قدرت بخشید: تنها در مصر، بیش از ۷۰۰٬۰۰۰ کشاورز در سالهای اعتراضات به اتحادیهها پیوستند. فعالیتهای کارگری، بهبودهای مادی برای طیف وسیعی از مردم عادی به همراه آورد و هنجارهای نوین فرهنگی و سیاسی را پدید آورد که نیروهای ارتجاعی بهسادگی نمیتوانند آنها را نادیده بگیرند.
در روایت بیات، بهار عربی بهعنوان نمونهای الگویی از «انقلاب-اصلاح» (refolution) پدیدار میشود؛ انقلابی که به جای دگرگونی ریشهای، اصلاحات را در پی دارد.
کتاب زندگی انقلابی (Revolutionary Life)، در عین آنکه پژوهشی دقیق است، فراخوانیست پراحساس که دستاوردهای اجتماعی حاصل از مقاومت را شناسایی میکند.
انقلاب و تعلیم و تربیت
آنتون ماکارنکو
ترجمه: ش. رزم آزما
زندگینامه و بررسی روشهای آموزشی ماکارنکو
هر کسی که در قلمرو آموزش و پرورش بکار و فعالیت اشتغال داشته باشد مالا" شیفته و مجذوب تجارب آنتون ماکارنکو مربی برجسته اتحاد شوروی و همچنین مهارت خارق العاده ابداعات و روشهای وی در زمینه تعلیم و تربیت خواهد گردید. ماکارنکو تمامی دوران حیات پربارش را وقف آموزش و پرورش نسل جوانتر نمود و سیستم خاصی بصورت گروهی برای تربیت اطفال ابداع کرد و هم او خود به تنهایی قادر بود به نحو احسن از این شیوه بهره گیرد.
سرانجام با برخوردی از تجاربی که کسب کرده بود توانست کتابهای ارزندهاش: "راهی بسوی زندگی" ، " زیستن را بیاموزیم" و بالاخره "کتابی برای پدران و مادران" را به رشته تحریر کشد که تالیفات وی در نهایت با اقبال فراوان مردم، در اتحاد شوروی و در خارج از آن مواجه شد و به زبانهای مختلف نیز ترجمه گردید.
عقاید و افکار شخصیتهای موجود در تالیفات و نوشتههای ماکارنکو که از مسائل و معضلات تعلیم و تربیت نشات میگیرند ، یک بار دیگر این نکته را به اثبات میرسانند که هنر تدریس تا حد زیادی به شخصیت و منش انسان بستگی پیدا میکند و اینکه شخصیت فرد معلم نیز با برخورداری از خاصیت اصلاحپذیری، با وظایفی که انجام میدهد ، به پیش میرود و جلا مییابد. به هر تقدیر زندگی ماکارنکو آمیزهای بود از ایثار و کار و تلاش انسانی که هر فکر و احساس وی به آینده مرتبط میشد.
انقلابی که به آن خیانت شد
نویسنده: لئون تروتسکی
مترجم: حسن صبا، مجید نامور
اتحاد شوروی چیست و به کجا میرود؟
در اکتبر سال ۱۹۷۱ یکی از عمیق ترین انقلابهای تاریخ در روسیه رخ داد. اما ظرف مدت ده سال پس از آن، یک ضدانقلاب سیاسی را یک قشر صاحب امتیاز در شوروی داشت تثبیت میکرد. ژوزف استالین نماد آن قشر بود. این اثر یک بررسی بنیادین از دولت کارگریی است که انقلاب اکتبر بوجود آورد و زوال آن انقلاب ریشههای فروپاشی بوروکراسی شوروی و درگیریهای فزاینده در درون و بین جمهوریهای شوروی سابق در این کتاب تشریح میشوند. همچنین تحلیلی که در این نوشته ارایه شده کمکی است به فهم تضادها و دینامیسم درونی انقلابهایی از قماش انقلاب اکتبر. این کتاب بیش از هفتاد سال پیش نوشته شده و اکنون جزو یکی از آثار کلاسیک ادبیات سیاسی جهان است.
انقیاد زنان
جان استوارت میل
ترجمه: علاءالدین طباطبایی
این مقاله تأثیرگذار فیلسوف و اقتصاددان بزرگ انگلیسی که در سال 1861 نوشته شد و هشت سال بعد منتشر شد، هنوز هم معتبر است و استدلال های آن قابل توجه است. میل با اعتقاد به این که انقیاد زنان اساساً منشأ سیاسی و روانی دارد، بر برقراری «برابری کامل در همه روابط حقوقی، سیاسی، اجتماعی و خانگی بین زن و مرد» تاکید کرد. او با استدلال برای اصلاحات قانونی و انقلاب اجتماعی، بر طرد زنان از روند سیاسی، عدم برخورداری آنها از هر گونه حقوقی در ازدواج، و مزایایی که با رهایی آنها به دست میآید تمرکز میکند. علاوه بر این، اگر میخواهند آزادیهای مردانه را به اشتراک بگذارند، فرصتهای برابر برای اشتغال و تحصیل برای زنان نیز ضروری است. برای زمان خود، کار رادیکال و در خواسته های خود گسترده بود. اما علیرغم تأکید مکرر آن بر اشکال ستم و به رسمیت شناختن مشکلاتی که زنان متحمل می شوند، اساساً اثری خوش بینانه است که بر این باور استوار است که افزایش برابری و آزادی برای زنان اجتناب ناپذیر است. این کتاب که به دقت تحقیق شده و به وضوح با منطق و سازگاری زیاد بیان شده است، نقطه عطفی در مبارزه برای حقوق بشر است. در این نسخه ارزان، مطمئناً مورد استقبال فمینیستها قرار میگیرد، اما برای هر کسی که به مسائل فلسفی، انسانی و اجتماعی زیربنای ایده آزادی و برابری برای همه مردم، فارغ از جنسیت علاقهمند است، نیز جذاب خواهد بود.