موبی دیک
هرمان ملویل
ترجمه: داریوش شاهین
رمان Moby-Dick اثر هرمان ملویل یکی از مهمترین و پیچیدهترین آثار ادبیات جهان است که در سال ۱۸۵۱ منتشر شد. این رمان، که بهعنوان یکی از شاهکارهای ادبیات آمریکایی شناخته میشود، داستان ماجراجوییها و کشمکشهای انسانی را در بستر جنگ با طبیعت روایت میکند.
رمان Moby-Dick از زبان آیشما (Ishmael)، راوی داستان، نقل میشود. آیشما، یک ملوان بیخانمان و جوان، تصمیم میگیرد برای فرار از زندگی روزمرهاش به عنوان ملوان به کشتی «پیکود» بپیوندد. این کشتی تحت فرمان کاپیتان آهاب، یک دریاسالار مصمم و پرشور، به شکار نهنگها میرود.
آهاب، پس از اینکه در یک سفر پیشین دست خود را در برخورد با نهنگ سفید عظیمالجثهای به نام موبی دیک از دست داده، عزم جزم کرده است تا انتقام بگیرد و آن نهنگ را از پا درآورد. هدف آهاب از این انتقام فراتر از یک دغدغه شخصی است. او به دنبال کشف معنای زندگی، درک ناتوانی بشر در برابر قدرت طبیعت، و جستجوی انتقام از نیروهای سرنوشت است.
در طول سفر، آیشما و سایر ملوانان کشتی پیکود شاهد پیگیریهای وسواسگونه آهاب و کشمکشهای درونی او با سرنوشت و قدرتهای کیهانی هستند. سفر به سمت شکار موبی دیک به تدریج به یک ماجرای مرگبار تبدیل میشود که سرانجام در برخورد نهایی میان کشتی و نهنگ به تراژدی میانجامد.
در بطن Moby-Dick یک جستجوی الهیاتی عمیق نهفته است. آهاب در تلاش است تا بر خداوند یا قدرتهای کیهانی تسلط یابد، اما این جستجو او را به سمت گناه و نابودی میبرد. برخی از منتقدان این اثر معتقدند که درگیری آهاب با موبی دیک یک مبارزه دینی است که در آن آهاب قصد دارد تا علیه مقدرات و سرنوشت الهی ایستادگی کند. آهاب میخواهد به نوعی در برابر دنیای خداگونه طبیعت تسلیم نشود و برای خود معنای جدیدی بسازد. در نهایت، او با ناامیدی و خودویرانی روبهرو میشود.
این جنبه از رمان به خوبی نشان میدهد که انتقام و جستجوی مفهومهای بزرگ زندگی ممکن است نه تنها به رهایی منتهی نشود، بلکه منجر به خودکشی معنوی و فروپاشی درونی فرد شود.
موج ها
ویرجینیا وولف
مهدی غبرایی
ویرجینیا وولف در لندن به دنیا آمد و مادرش را وقتی ۳ ساله بود از دست داد. پدرش، لسلی استفن، منتقد برجسته آثار ادبی عصر ویکتوریا و از فیلسوفان مشهور بود. ویرجینیا با برپایی جلسات بحث دوستانه همراه خواهرش ونسا و برادرش توبی و دوستان آنها تجربه نو و روشنفکرانهای به دست آورد.
«برنارد گفت؛ حالا وقت جمعبندی است. حالا باید معنای زندگیام را برایتان شرح دهم. چون یکدیگر را نمیشناسیم. هرچند که یک بار دیدم تان، گمانم در عرشه یک کشتی که به آفریقا میرفت… دچار این توهمم چیزی که لحظهای بر جا میماند، گردی، وزن و ژرفا دارد و کامل است. در این لحظه انگار زندگی من همین است…»
در ادبیات انگلیس، دشوار میتوان رمانی را یافت که بیش از موجها به شعر نزدیک باشد. استیون اسپندر «موجها» را بزرگترین دستاورد ویرجینیا وولف میداند.موجها از زبان شش راوی از خردسالی تا بزرگ سالی بیان میشود. در فصل آخر، راوی داستان، علاوه بر خودش، در قالب پنج راوی دیگر فرو میرود و رمان را با یک تکگویی ۵۰ صفحهای به پایان میرساند. او در این اثر تمام بیهودگی و شکوهی را که در زندگی تجربه کرده، یک جا گردآوری و در قالب کلمات ریخته است.ویرجینیا وولف در لندن به دنیا آمد و مادرش را وقتی ۳ ساله بود از دست داد. پدرش، لسلی استفن، منتقد برجسته آثار ادبی عصر ویکتوریا و از فیلسوفان مشهور بود. ویرجینیا با برپایی جلسات بحث دوستانه همراه خواهرش ونسا، و برادرش توبی و دوستان آنها تجربه نو و روشنفکرانهای به دست آورد.او در سال ۱۹۱۲ با لئونارد وولف کارمند پیشین اداره دولتی سیلان و دوست قدیمی برادرش ازدواج کرد و همراه با همسرش انتشارات هوکارث را در سال ۱۹۱۷ برپا کرد. انتشاراتی که آثار نویسندگان جوان و گمنام آن هنگام (از جمله کاترین منسفیلد و تی.اس. الیوت) را منتشر کرد.او طی جنگهای جهانی اول و دوم بسیاری از دوستان خود را از دست داد که باعث افسردگی شدید او شد و در نهایت در تاریخ ۲۸ مارس ۱۹۴۱، پس از اتمام آخرین رمان خود به نام «بین دو پرده نمایش»، خسته و رنجور از وقایع جنگ جهانی دوم و تحت تاثیر روحیه حساس و شکننده خود، به رودخانه «اوز» در «رادمال» رفت و خود را به دریا سپرد.سفر به بیرون، شب و روز، اتاق جیکوب، خانم دالووی، موجها، سالها و بین دو پرده، داستانهای دیگری است از زنی که به دریا فکر میکرد.«برنارد گفت؛ کتابم، پر از جملهپردازی، افتاده روی زمین. زیر میز است تا زن نظافتچی که خسته و کوفته کله سحر دنبال کاغذ پاره، بلیتهای کهنه تراموا و این جا و آنجا یادداشتی که گرد و گلوله مچاله و قاطی زباله شده بیاید و جاروشان کند و ببرد.جمله مناسب ماه چیست؟ جمله مناسب عشق چی؟ مرگ را به چه نامی بخوانیم؟ نمیدانم. زبان موجزی مثل زبان دلدادهها میخواهم، کلمات تک سیلابی مثل حرف زدن بچهها… زوزهای میخواهم؛ فریادی… دیگر به کلمات نیازی ندارم… هیچ یک از آن کلمات خوشطنین و گوش نواز را نمیخواهم… جملههای قلابی. دیگر کارم با جملهها تمام شده.»وولف درباره موجها میگوید: رمان موج ها کتابی است با شش شخصیت یا بهتر است بگویم با شش ساز. چون در واقع عبارت است از تک گوییهای بلند درونی که مانند منحنیهایی به دنبال هم قرار میگیرند و گاه یکدیگر را قطع میکنند. آن هم با طرحی منطقی که هماهنگی هنر فوگ را به یاد میآورد.در این داستان موسیقیوار لحظههای دوران کودکی تاملهای زودگذر و سریع ایام جوانی و دوستی در واقع جانشین آلگروهای سمفونیهای موتسارت میشوند که آرام آرام جای خود را به اندانتههای آرام و تکگوییهای طولانی میدهند و در حقیقت بیانگر تاملاتی هستند در باب زندگی که به شکلی تنهایی بشری را به نمایش میگذارند.
مورسو، بررسی مجدد
- نویسنده : كامل داود
- مترجم : سميرا رشيدپور
کامل داود نویسندة الجزایری است که به زبان فرانسه مینویسد. مورسو بررسی مجدد مهمترین رمان وی است که برای او شهرت جهانی و جوایز متعدد به همراه داشته است. از جمله این کتاب برندة جایزة گنکور رمان اول 2015، برندة جایزة انگلیشپن 2015، برندة جایزة فرانسوا موریاک 2014، برندة جایزة پنجقارة فرانسهزبان 2014 شده است.
رمان کامل داود از همان جایی آغاز میشود که بیگانة کامو به پایان رسیده و بر مبنای یک ادعای اصلی بسط پیدا میکند. مورسو قهرمان رمان بیگانة آلبر کامو، در جریان محاکمهاش برای کشتن عربی بینام و نشان ادعا میکند قصد قبلی برای کشتن کسی نداشته و فقط بر اثر آفتابزدگی دست به قتل زده. کامل داود در مورسو، بررسی مجدد نامی به مقتول میدهد و برادرش را به عنوان راوی انتخاب و از زاویة دیدِ برادر مقتول، تمامی ماجرا را بازبینی میکند. کامل داود در مصاحبهای تأکید میکند که این نامگذاری را نباید تا حد بازبینی مجددِ شخصیت رمان کامو تنزل داد: «با حذف اسامی، قتل و جنایت پیش پا افتاده میشود. اما وقتی مدعی نامتان میشوید، برای حقوق انسانیتان و برای احقاق عدالت برمیخیزید.»
موزه معصومیت
نام نویسنده : اورهان پاموک
نام مترجم : علی شاهری
من زندگی خوشی را گذراندم بگذارید این را همه بدانند.
اورهان پاموک تنها نویسنده ترک است که توانست نوبل ادبیات را در سال 2006 از آن خود کند،کتاب موزه معصومیت کشف طبیعت عشق است،طبیعتی با طمع داشتن دیگران،این کتاب جاده ایست به عمق استانبول استانبولی که نیمی از آن غربزده شده و مدرن و نیمی دیگر شرقی و سنتی.
این کتاب بزرگترین دستاورد اورهان پاموک است.
موزه معصومیت
در جهان داستان پاموک، مرد مرفه سی ساله ای به نام کمال که در شرف ازدواج با زنی همتای خود است دچار وسوسهی عشقی میشود که در نهایت به ساخت موزهی معصومیت میانجامد. این داستان مانند سایر داستانهای عشقی،تنها روایت یک داستان عاشقانه نیست. در خلال آن نقد شیوه زندگی طبقهی مرفه جامعه و فاصلهی طبقاتی موجود در آن سالها، تاثیر جنگ بر زندگی مردم، باورهای خرافی و مذهبی صورت میپذیرد.
پاموک در این داستان به فکر روایت یک داستان رمانتیک نیست. او در خلال این داستان استانبول را شهری در حال گذار از سنت به مدرنیته ترسیم میکند که بین آزادیهای زندگی مدرن و سنتی اش همزیستی دشواری وجود دارد. نویسنده ترک ساخته شده، چیزی شبیه استادیوم فوتبال یا سینما نیست.
یکی از مهمترین مضامین کتاب، باکرگی زن است که آن دوره هنوز بزرگترین دارایی او به حساب میآید. در این موزه می بینیم که گذر از سنتها و رسیدن به مدرنیته چه بر سر جامعه آن زمان ترکیه آورده است. شاید این موزه نمایان کننده زندگی قشر وسیعی از مردمانی باشد که در آن دوران زیستهاند.
پاموک همه چیز را در موزه جمع آوری کرده؛ اشیا، مناظر و عکسهایی که در رمان تشریح میشوند، در موزه به نمایش گذاشته شدهاند. او به دنبال خانهای گشته که به فضای خلق شده در داستان شبیه باشد و بالاخره آن را در محله چوکور جومای استانبول یافته است. یک خانه دو طبقه مربوط به اواخر قرن نوزدهم. محله ای که در دوران عثمانی قلب تپندهی اقتصاد عثمانی بوده است. محلی برای تجارت ثروتمندان خاورمیانه، شمال آفریقا و ترکیه. اما ظاهرا پس از سقوط امپراطوری عثمانی همه چیز در آن تغییر می کند چرا که جمهوری مدرن ترکیه در آغاز بسیار فقیر بوده است.
این خانهی دو طبقه می شود خانهی زن جوانی که عشق را برای قهرمان قصه معنا می کند. کسی که بعد از عشقبازی با کمال و از دست دادن بکارت برای حفظ آبرو شوهر می کند. زندگی و عشق این زن در این دوران به کمک اشیایی روایت میشود که قهرمان داستان از خانهی او به یغما برده است. پاموک در هر کجا که می توانسته به اشیا مورد نیاز خود بربخورد به دنبال آنها می گشته. در جمعه بازارها و کهنه فروشی ها و خانه ی دوستان و آشنایان. این جدیت در ساخت چنین مکانی تنها نمیتواند از سر تفنن باشد.
پاموک به گفتهی خود میخواهد تاثیر شگرف زمان بر مکان را به مخاطب هدیه کند. این یعنی خیلی چیزها در گذر زمان تغییر میکنند و باید مکان و ماوایی برای ثبت آنها وجود داشته باشد. اساسا رسالتی که مجموعه دارانٰ، کلکسیونرها و موزه داران خصوصی بر دوش خود دارند، همین است.
موزه معصومیت پر از چیزهایی است که مدام در حال بر هم زدن مرزهای واقعیت و خیال ما هستند. این اشیا سندی آشکار برای اثبات تعلق خاطر یک عاشق به معشوقند و شاید «آرامگاهی برای عشق از دست رفته»اش باشند.
موسسه
استفن کینگ
ترجمه: سعید دوج
نیمه های شب، در یک خیابان آرام در شهر مینه پلیس، مهاجمان مخفیانه به خانه ای وارد می شوند و پس از به قتل رساندن والدین لوک الیس (Luke Ellis) او را داخل یک خودروی ون مشکی می اندازند. تمام این عملیات کمتر از دو دقیقه زمان برد. "لوک" در موسسه ای چشم باز می کند؛ در اتاقی که شباهت زیادی به اتاق خودش دارد، با این تفاوت که این اتاق هیچ پنجره ای ندارد. خارج از در اتاق او، در های دیگری وجود دارند که پشت هر یک از آن ها کودکان دیگری با استعدادهای خاص زندانی شده اند. استعدادهایی نظیر قدرت کنترل ذهن و جابجایی اشیا با ذهن. همه این کودکان درست مثل "لوک" به این موسسه آورده شده اند و سرنوشت یکسانی دارند: نیک، کالیشا، جورج، آیریس و آوری دیکسون ده ساله. همه این کودکان در نیمه جلویی زندانی شده و مابقی، در قسمت عقبی ساکن هستند. به قول "کالیشا": "اینجا درست مثل هتلی است که اجازه ورود به آن را دارید، اما هیچوقت نمی توانید از آنجا خارج شوید." در این موسسه عجیب و مرموز، مدیر آن که خانم سیگزبی نام دارد، به کمک دیگر کارکنان به صورت بی رحمانه ای در تلاش برای خارج کردن قدرت های خارق العاده این کودکان می باشند. اینجا هیچ وجدان و خط قرمزی وجود ندارد. اگر همکاری کنید، جایزه می گیرید و اگر امتناع بورزید، مجازات سهمگینی در انتظارتان خواهد بود. همان طور که قربانیان بیشتری به قسمت عقبی موسسه فرستاده می شوند، شخصیت اول داستان بیشتر برای فرار و درخواست کمک تقلا می کند. اما مشکل اینجاست که هیچکس تا کنون موفق به فرار از این موسسه نشده است.
موسیقى براى زمان جنگ
ربكا مكاى
هانيه چوپانى
از بهترين مجموعه داستانهاى سال ٢٠١٥ "شرح متفاوتی از تلفات، مرگ، اندوه، درد و رنج بشر، زندگی بازماندگان و احساس گناه ناشی از جنگ جهانی دوم" كتاب همراه با سى دى موسيقى فهرست داستانها: آواز زنان بدترین درد داستان ماه نوامبر سالهای معجزه در لیتلفورک سَمی از نوع دیگر (نخستین افسانه) کیف سقوط پیتر تورلی دو عاشق در پسزمینهی سرخ دستیار کشیش (دومین افسانه) آنچه دربارهی بمبگذار میدانیم نقاشی کشتی در دل اقیانوس پرندهای در خانه (سومین افسانه) اکسپوزیسیون صلیب سنتآنتونی نیک سرشت تعلیق: 20 آوریل 1984 موزهی دیرلی دپارتد فهرست آهنگها: پدرخوانده سمفونی شماره چهل موتسارت فقط قلبی تنها اثر پیوتر چایکوفسکی نوکتورن اثر چایکوفسکی فصلها: ژوئن، بارکارول روز مهآلود اثر جرج گرشوین سونات پاتتیک اثر بتهوون سیاه و غمگین، لویی آرمسترانگ منوئت در سُل اثر باخ فندقشکن، رقص پایانی؛ اثر چایکوفسکی فندقشکن، رقص نیها؛ اثر چایکوفسکی ویولنیست روی بام، جری باک و شلدون هارنیک کوارتت زهی شماره چهار اثر بلا بارتوک ویلیام تل اورتور اثر جواکینو روسینی مادر مرده است، ماریا کالاس لوچیا دی لامرمور، حکمفرمایی سکوت؛ ماریا کالاس عشق پرندهای سرکش است، ماریا کالاس مرثیه وردی، ماریا کالاس فقط یک احمق، اتا جیمز در امتداد باغهای بید مجنون، نیکولای گدا (شعری از ویلیام باتلر ییتس) پى نوشت: اين كتاب با اجازه ى رسمى از نويسنده در ايران منتشر شده است.
موسیقی شانس
پل استر
خجسته کیهان
جيم ناش و جك پازي كه به گونهاي كاملا تصادفي با هم آشنا شدهاند، به خانه مجلل دو ميليونر ميروند و در يك بازي قمار شركت ميكنند و ميبازند. از آن پس، پوچي سرنوشت، پازي را به نااميدي ميكشاند و ناش با پيبردن به شرارتي كه در تار و پود زندگياش تنيده شده، به خشم بيپايان خود پناه ميبرد.
موسیقی برای آفتاب پرست ها
نام نویسنده : ترومن کاپوتی
نام مترجم : بهرنگ رجبی
ترومن کاپوتی استاد بیبروبرگرد داستاننویسی در همان سنتی بود که پیشگامانش چخوف و همینگوی بودند. جایی از زندگی فکر کرد دیگر دلیلی ندارد قصه بسازد، خود زندگی پر داستانهایی جذاب و بکر است که فقط باید درست تعریفشان کنی تا به جان خواننده بنشینند و اثری ماندگار بر ذهنش بگذارند. این شد که شروع کرد به نوشتن از قصههای واقعی آدمهای دیگر، روایت ماجراهای شگفت زندگی غریبههایی که به نظرش یکه میآمدند. چند سالی بعدترش حتا گامی پیشتر رفت و به این نتیجه رسید که اگر خودش را بهتر از همه می شناسد، چرا اصلا بالا و پایینهای زندگی خودش و دوربریهایش را ننویسد. سالهای آخر عمرش یکسر به همین کار گذشت و حاصلش شد داستانهای این مجموعه، روایتهای پرکشش و ماهرانهی برخوردها و معاشرتهایش با کسانی که زندگی معمول و متعارفی تجربه نکردهاند، و مهمتر، روایتهایی از عمر خودش که یکی از غریبترین و غنیترین زندگیها را داشت.
موسیو پن
«موسیو پن» یکی از مشهورترین رمانهای بولانیو است، رمانی که اولینبار در سال ۱۹۹۹ منتشر شد، یعنی چهار سال پیش از مرگ نویسنده. بااینحال نسخهی انگلیسی این رمان ژانویهی سال ۲۰۱۰ در امریکا منتشر شد و در کمتر از یک ماه تبدیل به پرفروشترین رمان خارجی امریکا شد. انتشارات «نیو دایرکشن» رمان «موسیو پن» را به عنوان بهترین اثر کارنامهی یکسالهاش انتخاب کرد. همان سال «ویل بلایث» در روزنامهی «نیویورک تایمز» دربارهی این کتاب نوشت: «موسیو پن رازآلودترین رمان بولانیو است، داستانی که او در سال ۱۹۸۱ یا ۸۲ نوشته است و سرشار است از رازهایی که باید در زندگی واقعی او جستوجویشان کرد.»
«موسیو پن» با این بند شروع میشود:
«پاريس، 1938
غروبِ چهارشنبه ششم آوريل، وقتی آماده میشدم از خانه بروم بيرون، تلگرافی از دوست جوانم مادام رينو به دستم رسيد که درش تقريباً با حالتی اضطراری درخواست کرده بود آن شب در کافه بوردو نزديک محل زندگیام در خيابان ريوِلی حاضر شوم، و اين يعنی اگر عجله میکردم هنوز میتوانستم بهموقع برسم آنجا.
اولين نشانهی ورودم به ماجرايی منحصربهفرد بلافاصله خودش را نشان داد: موقع پايين رفتن از پلهها به دو مرد برخوردم که ميآمدند بالا به طبقهی سوم. اسپانيايی صحبت میکردند، که من نمیفهمم، و بارانیهاي تيره پوشيده بودند و کلاههای لبهپهنی داشتند که چون روی پلههای پايينتر از من بودند صورتهاشان را میپوشاند. به خاطر تاريکروشن معمول راهپلهها، همينطور به خاطر شيوهی آرام راه رفتنم، تا وقتي درست مقابلشان قرار نگرفتم ــ فقط سه پله دورتر ازشان ــ متوجه حضورم نشدند، و تازه آن موقع بود که دست از صحبت کشيدند و جای اينکه کنار بروند و راه باز کنند تا بروم پايين (پلهها براي رد شدن دو نفر به اندازهی کافي پهن است، نه براي رد شدن سه نفر پهلوبهپهلو)، براي چند لحظهای که بهنظر رسيد ثابت ماند و بدل شد به تصويری از ابديت، بههم خيره شدند (بايد تأکيد کنم که من چند پله ازشان بالاتر بودم)، و بعد، آرام، خيلي آرام، نگاههای خيرهشان را دوختند به من.»
موش کوچولو
کِیت دی کامیلو
حسین ابراهیمی (اِلوند)
فکر می کنی موش های سیاهچال دل ندارند؟
موش کوچولو و دوستانش به سیاهچالی ترسناک در قلعه ای پُرزرق و برق سفر می کنند ، قلعه ای که شاهزاده خانم در آن زندگی می کند و موش کوچولو عاشق شاهزاده خانم می شود! اما در این سفر چه بر سر آن ها می آید و این عشق چه سرانجامی خواهد داشت؟
این اثر برنده ی مدال طلای نیوبری 2004 شده است.
نشر افق این اثر را پیش تر در پنج نوبت و در قطع پالتویی منتشر کرده است.