سفرنامه شاردن (دوره ۵ جلدی)
مترجم: اقبال یغمایی
بهتحقیق نمیتوان گفت که راه ایران از چه زمان به روی مسافران و جهانگردان اروپایی گشوده شده، اما میتوان باور داشت که شوق سفر کردن به این سرزمین نخست در دل و اندیشۀ سوداگران پدید آمده، و رفت و آمد این گروه بیشتر از زمانی رواج یافته که ایلخانیان بر ایران حکومت میکردهاند. چه خانان ایلخانی به مناسبت تمایل به مسیحیّت با اروپاییان رفتار خوش و مهرآمیز داشتند، و هرگز به بازرگانان اروپایی بدی نمیکردند. اما رفتار فرمانروایان مصر و شام و دیگر کشورهای مشرق زمین بدینسان نبود. بر آنان ستمها میراندند، به عناوین مختلف جریمهشان میکردند، و قاطعان طریق مالشان را میربودند، و گاه نیز آنان را میکشتند؛ از این رو سوداگران اروپایی همواره رو به ایران میآوردند، و پس از بازگشتن به وطن خود از نرمخویی ایلخانان، عدم تعصّبات مذهبی، و سختگیری و کینهتوزی آنان نسبت به بیگانگان، امنیّت راهها و فراوانی نعمتها داستانهای خوب و وسوسهانگیز میگفتند.
بیشتر این سیاحتگران به زبان فارسی آشنا نبودند، و مندرجات سفرنامههاشان مسموعاتی بود که به طریقی از زبان افراد عامی میشنیدند، از اینرو نوشتههاشان چندان اصالت نداشت؛ اما شاردن فرانسوی که در زمان پادشاهی شاه عباس ثانی، و پسر و جانشینش شاه سلیمان سه بار به ایران سفر کرد، و افزون بر دوازده سال در این کشور بهسر برد جز زبانهای فرانسوی و انگلیسی، زبانهای ترکی و فارسی را نیز میدانست. او که در سال ۱۶۲۳ میلادی – ۱۰۰۲ خورشیدی – در پاریس به دنیا آمده بود در بیست و دو سالگی به نمایندگی پدرش برای رسیدگی به امور تجاری وی راهی هند شد، و به هنگام مراجعت از آن سرزمین، از راه خلیج فارس به اصفهان آمد و در سال ۱۰۴۹ خورشیدی به پاریس بازگشت.
شوالیه شاردن در دومین سفرش به ایران پس از گذشتن از قفقاز و تبریز و میانه و قم و کاشان به اصفهان رسید، از مقربان دربار شاه عباس دوم شد، و سمت تاجرباشی شاه یافت. وی در سفر سوم هنگامی به ایران رسید که شاه عباس ثانی حامیش در گذشته بود، و پسر و جانشینش شاه صفی دوم که بعدها شاه سلیمان نامیده شد بر تخت سلطنت نشسته بود.
این جهانگرد معروف چنانکه گذشت زبان فارسی میدانست و در طیّ اقامت طولانی خود با درباریان و بزرگان و جاهمندان و سفیران کشورهای بیگانۀ مقیم ایران، و نمایندگان کمپانیهای اروپایی، هیأتهای مذهبی آشنا و دوست شد. او شرح احوال و کارهای شاه عباس ثانی و جانشینش شاه سلیمان، و بد و نیک اعمال و نیّات درباریان و بزرگان را به تفصیل تمام نوشت . جز این با علاقه و دقت بسیار به نگارش سابقۀ تمدن و مذهب و اخلاق و آداب و رسوم ایرانیان و دقایق اوضاع تاریخی و جغرافیایی ایران پرداخت، و چون به خط و زبان فارسی آشنا بود در تنظیم مطالب سیاحتنامهاش از متون بسیار کتابهای خطی استفاده کرد، و این، یکی از امتیازات برجستۀ سیاحتنامۀ اوست.
شاردن نه روانشناس و جامعهشناس بود، نه فیلسوف و حکیم، اما قلمی شیوا و شیرین و سحرآفرین داشت، و همین عامل مهم موجب توجه بسیاری از بزرگان و سرآمدان دانش به سیاحتنامۀ او شد؛ چنان که منتسکیو پیش از آن که در سالهای ۱۷۰۹ تا ۱۷۱۳ به پاریس سفر کند، سراسر سیاحتنامۀ شاردن را به دقت خواند، و ولتر نیز بدان توجه خاص داشت، و باز به همین دلیل در فاصلۀ بین سالهای ۱۰۶۵ تا ۱۱۹۰ خورشیدی این سفرنامه چند بار به زبان فرانسوی چاپ، و به زبانهای دیگر برگردانده شده است.
سفرنامه شاردن (دوره ۵جلدی)
مترجم: اقبال یغمایی
بهتحقیق نمیتوان گفت که راه ایران از چه زمان به روی مسافران و جهانگردان اروپایی گشوده شده، اما میتوان باور داشت که شوق سفر کردن به این سرزمین نخست در دل و اندیشۀ سوداگران پدید آمده، و رفت و آمد این گروه بیشتر از زمانی رواج یافته که ایلخانیان بر ایران حکومت میکردهاند. چه خانان ایلخانی به مناسبت تمایل به مسیحیّت با اروپاییان رفتار خوش و مهرآمیز داشتند، و هرگز به بازرگانان اروپایی بدی نمیکردند. اما رفتار فرمانروایان مصر و شام و دیگر کشورهای مشرق زمین بدینسان نبود. بر آنان ستمها میراندند، به عناوین مختلف جریمهشان میکردند، و قاطعان طریق مالشان را میربودند، و گاه نیز آنان را میکشتند؛ از این رو سوداگران اروپایی همواره رو به ایران میآوردند، و پس از بازگشتن به وطن خود از نرمخویی ایلخانان، عدم تعصّبات مذهبی، و سختگیری و کینهتوزی آنان نسبت به بیگانگان، امنیّت راهها و فراوانی نعمتها داستانهای خوب و وسوسهانگیز میگفتند.
بیشتر این سیاحتگران به زبان فارسی آشنا نبودند، و مندرجات سفرنامههاشان مسموعاتی بود که به طریقی از زبان افراد عامی میشنیدند، از اینرو نوشتههاشان چندان اصالت نداشت؛ اما شاردن فرانسوی که در زمان پادشاهی شاه عباس ثانی، و پسر و جانشینش شاه سلیمان سه بار به ایران سفر کرد، و افزون بر دوازده سال در این کشور بهسر برد جز زبانهای فرانسوی و انگلیسی، زبانهای ترکی و فارسی را نیز میدانست. او که در سال ۱۶۲۳ میلادی – ۱۰۰۲ خورشیدی – در پاریس به دنیا آمده بود در بیست و دو سالگی به نمایندگی پدرش برای رسیدگی به امور تجاری وی راهی هند شد، و به هنگام مراجعت از آن سرزمین، از راه خلیج فارس به اصفهان آمد و در سال ۱۰۴۹ خورشیدی به پاریس بازگشت.
شوالیه شاردن در دومین سفرش به ایران پس از گذشتن از قفقاز و تبریز و میانه و قم و کاشان به اصفهان رسید، از مقربان دربار شاه عباس دوم شد، و سمت تاجرباشی شاه یافت. وی در سفر سوم هنگامی به ایران رسید که شاه عباس ثانی حامیش در گذشته بود، و پسر و جانشینش شاه صفی دوم که بعدها شاه سلیمان نامیده شد بر تخت سلطنت نشسته بود.
این جهانگرد معروف چنانکه گذشت زبان فارسی میدانست و در طیّ اقامت طولانی خود با درباریان و بزرگان و جاهمندان و سفیران کشورهای بیگانۀ مقیم ایران، و نمایندگان کمپانیهای اروپایی، هیأتهای مذهبی آشنا و دوست شد. او شرح احوال و کارهای شاه عباس ثانی و جانشینش شاه سلیمان، و بد و نیک اعمال و نیّات درباریان و بزرگان را به تفصیل تمام نوشت . جز این با علاقه و دقت بسیار به نگارش سابقۀ تمدن و مذهب و اخلاق و آداب و رسوم ایرانیان و دقایق اوضاع تاریخی و جغرافیایی ایران پرداخت، و چون به خط و زبان فارسی آشنا بود در تنظیم مطالب سیاحتنامهاش از متون بسیار کتابهای خطی استفاده کرد، و این، یکی از امتیازات برجستۀ سیاحتنامۀ اوست.
شاردن نه روانشناس و جامعهشناس بود، نه فیلسوف و حکیم، اما قلمی شیوا و شیرین و سحرآفرین داشت، و همین عامل مهم موجب توجه بسیاری از بزرگان و سرآمدان دانش به سیاحتنامۀ او شد؛ چنان که منتسکیو پیش از آن که در سالهای ۱۷۰۹ تا ۱۷۱۳ به پاریس سفر کند، سراسر سیاحتنامۀ شاردن را به دقت خواند، و ولتر نیز بدان توجه خاص داشت، و باز به همین دلیل در فاصلۀ بین سالهای ۱۰۶۵ تا ۱۱۹۰ خورشیدی این سفرنامه چند بار به زبان فرانسوی چاپ، و به زبانهای دیگر برگردانده شده است.
سفرنامه ظهیرالدوله
به کوشش دکتر محمداسماعیل رضوانی
اين سفرنامه، گزارش روزانه سفر مؤلف به همراه مظفرالدين شاه و هيئت همراه به كشورهاى روسيه، فرانسه، اطريش، مجارستان، صربستان، عثمانى، آلمان، بلژيك و بلغارستان است. مؤلف در اين كتاب به ذكر ويژگىهايى جغرافيايى هر شهر و نيز فاصله شهرها با يكديگر پرداخته و به توصيف وضعيت داخلى شهرها و ابنيهاى كه در آنها ساخته شده نيز مىپردازد و وقايع و رخدادهاى سفر را به شيرينى ترسيم مىكند.
سفرنامه فرد ریچاردز
فرد ریچاردز
ترجمه: مهین دخت صبا
مرد هنرمندی از اهالی انگلستان بنام فرد ریچاردز در اوایل قرن حاضر به ایران سفر می کند و به سیر و سیاحت در شهرهای ایران می پردازد و با نظر تیزبین یک نقاش و نویسنده با ایران آشنا می شود و از مناظر گوناگون شهرها تابلوهای ارزنده ای تهیه می کند و در هر شهر و دیاری دیده ها و شنیده های جالب را یادداشت می کند و در بازگشت به اروپا سفرنامه ای می پردازد.
کتاب حاضر، سفرنامهای است از "فرد ریچاردز ."وی که عضو انجمن سلطنتی نقاشان و حکاکان انگلستان بود در اوایل قرن بیستم ـ مقارن با نخستین سالهای حکومت رضاشاه ـ به ایران سفر کرد" .ریچاردز 48 تابلوی زیبا از شهرهای مختلف ایران ترسیم کرد، همچنین شرح مشاهدات و خاطرات خود را به رشته تحریر درآورد .شهرهایی که نامبرده از آنها دیدار کرده عبارتاند از : اصفهان، شیراز، کرمان، مشهد، نیشابور، قزوین، تبریز، رشت، انزلی و تهران . وی در این سفرنامه اوضاع و احوال اجمالی، نیز وضع معیشت مردم این شهرها را ضمن شرح مشاهدات خود بازگو کرده است ...
سفرنامه فریزر
معروف به سفر زمستانی از مرز ایران تا تهران و دیگر شهرهای ایران
نوشته:جیمز بیلی فریزر
ترجمه و حواشی:دکتر منوچهر امیری
درمیان سفرنامه های فراوان و معتبری که در عصر قاجاریه نوشته شده بی شک سفرنامه حاضر کم نظیر است و شاید از پاره ای جهات بی مانند باشد.
«فریزر» در سفر خود شاهد وضع اجتماعی و شیوه زندگانی طبقات مختلف مردم از شهری و روستائی تا ایلات و عشایر در اقصی نقاط ایران بوده و مهمتر اینکه با عنوان «دیپلمات» از شاه گرفته تا شاهزادگان و وزیران و امیران و سرداران و حکام محلی را ملاقات کرده و نکته هایی درباره آنان گفته یا از ایشان شنیده که در دیگر سفرنامه ها و تاریخهای آن دوران نیامده است و از آن جمله است ملاقات و گفتگوی او با فتحعلیشاه و محمد شاه و قائم مقام فراهانی.
گذشته از جنبه تاریخی نوشته های فریزر در مسائل جغرافیائی و شرح بلاد و قرا و قصبات دوره قاجاریه مأخذ بسیار معتبری است.
«جیمز بیلی فریزر» بازرگان و دانشمند انگلیسی در سال ۱۸۲۱ میلادی از راه هرمز،بوشهر،شیراز،قم و تهران به مشهد سفر کرده و خود را به دورترین نقاط ترکمن صحرا رسانیده است و درباره این سفر کتابی نوشته که مسلما باید آنرا یکی از دقیقترین و معتبرترین سندهای جهانگردان بیگانه درباره اوضاع ایران در عهد «فتحعلیشاه» دانست."(ابوالقاسم طاهری،سیر فرهنگ ایران در بریتانیا)
سفرنامه کازاما
آکی ئو کازاما
ترجمه: دکتر هاشم رجب زاده
سفرنامه و خاطرات آکی ئو کازاما نخستین وزیر مختار ژاپن در ایران
"کازاما که نخستین وزیر مختار رسمی ژاپن در ایران بود در تاریخ 10 دسامبر 1929 (19 آذر 1308) به تهران رسید و تا 23 اکتبر 1932 (اول آبان 1311) به مدت حدود سه سال در اینجا مقیم و مأمور بود. او مردی با فضل، اهل تحقیق، تاریخ دان و صاحب نظر بود و پس از بازگشت از ایران، خاطرات و یافته های خود را در کتابی با عنوان «سرزمین های بیابان، ایران، عربستان و ترکیه» در ژاپن منتشر کرد. این کتاب مجموعه ای پرمحتوا در معرفی تاریخ و تمدن و فرهنگ ایران است..."
سفرنامه کروسینسکی: سقوط صفویه و پادشاهی نادرشاه
نویسنده: یوداس تادئوس کروسینسکی
مترجم: ساسان طهماسبی
کروسینسکی بیست سال در اصفهان زندگی کرد و شاهد سقوط صفویه و تسلط افغان ها بر بخش هایی از ایران بود. سفرنامه اش نه تنها به سقوط صفویه می پردازد، بلکه دلیل و فرایند تضعیف و انحطاط آن سلسله، چگونگی تسلط افغان ها بر اصفهان و… را به تفصیل بیان می کند. وقایع دوران حکومت محمود افغان و دو سال از حکومت اشرف افغان نیز با ذکر جزئیات، بیان شده و تصویری کامل و گویا از وقایع آندوران ارائه می دهد.این سفرنامه سه سال پس از خروج کروسینسکی از ایران، به زبان فرانسوی منتشر و بعداز پنج سال، به زبان انگلیسی ترجمه شد. در ترجم ۀۀ انگلیسی، با اتکا به گزارش های روزنامه های آن دوران و اسناد و مکاتبات، روند وقایع ایران تا خلع شاه طهماسب دوم نیز پیگیری شده و حاوی نکاتی ارزشمند است. این سفرنامه را اولین بار عبدالرزاق بیگ دنبلی در دورۀ قاجار، از روی ترجمۀ ترکی آن به فارسی برگرداند؛ اما کاستی ها و اشتباهاتش،نگارنده را ترغیب کرد تا بار دیگر این سفرنامه را از روی ترجمۀ انگلیسی آن، به فارسی برگرداند.
سفرنامه کریستف کلمب: در نخستین سفر به قاره جدید
نویسنده: کریستف کلمب
مترجم: کامیاب خلیلی
در غروب 3 آگوست 1492، کلمب از پالوس حرکت کرد. او پس از توقف در گرن کاناریا، سرانجام در 6 سپتامبر از سن سباستین د لا گومرا حرکت کرد، تا سفری پنج هفته ای در سراسر اقیانوس داشته باشد. کلمب جزیره ای را که برای اولین بار کشف کرد، سن سالوادور نامید. بومیان آن را گوانهانی می نامیدند. این کتاب گزارشی از اولین سفر و یافته های او است که در دفترچه خاطرات او بین جمعه 3 اوت و سه شنبه 16 اکتبر 1492 ثبت شده است.
سفرنامه کمپفر
نویسنده: انگلبرت کمپفر
مترجم: کیکاووس جهانداری
سفر کمپفر به ایران صفوی
انگلبرت اولین کسی نبود که به ایران سفر کرد و مشاهدات خود را به رشته تحریر بعد از معرفی ابتدایی ایشان اشخاصی مانند یوهاسن شلیت برگر و یا آدام الئاریوس و یا بسیاری دیگر نیز این کارا را انجام داده اند که مطالعات تاریخی گویای این مطلب است.
...خود می گوید من هیچ چیز را که حاصل خیالفافی باشد یا بوی منشیگری و دود چراغ از آن به شام برسد در این اثر نیاورده ام .
کار خود را بدان محدود کرده ام چون سیاحی محقق بودم هدفی دیگر نداشتم جز اینکه مشاهدات خود را در باره مطالبی که در هیچ کجا بدان دسترسی نیست یا بقدر کافی شناخته نشده یاداشت و جمع آوری کنم...
مباحث مهم مورد بحث در کتاب برای نمونه از دربار دوره صفویه و شاهان آن دوره :
اقتدار شاه، پادشاه صفوی بر خلاف آنچه گفته شده به هر کاری مجاز است و هیچ مانعی در سلطنت نمی شناسد عقد قراردادها ، اعلان جنگ و صلح ، تغییر دادن در قوانین مملکت ، وضع مالیاتهای جدید و حتی اختیار جان و مال هر زن ومرد و فرزندان او همه دوست شاه است و هیچ قاعده و قانونی برای زیر دستان در مقابل هوی وهوس یک فرمانروا حفظ و حراست نمی کند .
- تقدس و مقدس بودن شاهان که به القاب و انصاب پیامبر و امامان می رسند و با تنها با نفس خود بدون هیچ دارو شفا میدهد .
دوران صفوی، دوران رواج و رونق سفر سیاحان و جهانگردان به ایران است و جهشی که در این دوران در این زمینه صورت گرفت، موجب گشت سیاحت اروپاییان به ایران مورد توجه قرار گیرد و در ادوار بعد (یعنی در زمان افشاریه و زندیه و بعداً در زمان قاجاریه) استمرار یابد و به اوج خود برسد، بهطوریکه اکثر سفرنامههایی که دربارهی ایران نوشته شده، مربوط به دوران صفویه و بعد آن است.
در این دوران متقابلاً سیر و سفر ایرانیان به کشورهای اروپایی نیز توسعه یافت. سفر به دیگر سرزمینها قبل از دوران صفوی بیشتر بهمنظور تجارت و بازرگانی و بهندرت برای گسترش روابط با دیگر ممالک صورت میگرفت و سفر بازرگانان نیز معمولاً با سفرنامهنویسی همراه نبود و مأموران دولتی اعزامی هم کمتر رغبت بدین کار داشتند.
از دوران صفوی به بعد، نوشتن سفرنامه توسط ایرانیان نیز بسیار پررونق شد، بهنحویکه بیشترین تعداد سفرنامههای ایرانیان که از دیگر ممالک جهان دیدار کردهاند، مربوط به دوران صفوی تا حال است.
سفرنامه مادام دیولافوا
مادام دیولافوا
ترجمه: همایون فره وشی
مادام ژان دیولافوا (به فرانسوی: Jane Dieulafoy) همسر مارسل اوگوست دیولافوا (۱۸۴۳–۱۹۲۰)، مهندس راه و ساختمان و باستانشناس فرانسوی بود و به همراه همسرش از سوی دولت فرانسه برای انجام کاوشهای باستانشناسی سه بار به ایران سفر کردند. اولین مسافرت آنها در سال ۱۸۸۱ به بنادر جنوبی ایران صورت گرفت. مادام دیولافوا مطالعات و مشاهدات اجتماعی و یافتههای باستانشناسی همسرش را به صورت یادداشتهای روزانه جمعآوری کرد و در دو کتاب جداگانه انتشار داد.
سفرنامه میرزا خانلرخان اعتصام الملک نایب اول وزارت امور خارجه
به کوشش منوچهر محمودی
کتاب حاضر سفرنامههای «میرزا خانلرخان» اعتصام الملک (نایب اول وزارت خارجه) به لندن، عتبات، قائن و گزارش اطلاعات «قائن» است.از آنجایی که نویسنده این یادداشتها را برای خود مینوشته نه برای ارسال به مقامی خاص از لفاظی و مدحت سرایی که ملازم نثر منشیان دوره قاجار بوده به دور است.
حتی گزارش هایی را که از وضع طبس و قائن به تهران ارسال کرده یادداشت نموده است. این سفرنامه از این جهت با دیگر سفرنامههای هم عصر خود، متفاوت است.اهمیت کتاب، به دلیل اطلاعاتی در مورد زمینههای اجتماعی، جغرافیایی، سیاسی و اوضاع قسمتی از ایران و تا حدودی انگلستان، عراق و روسیه در حدود صد سال پیش است.