ایران و ایرانیان در متون مقدس : اوستا،تورات،انجیل،قرآن و حدیث
حمید یزدان پرست
در هر كتاب آسمانی، كم و بیش رنگی از محیط را میتوان یافت. اوستا و تورات و انجیل كه به نوعی روایت تاریخی یک قوم هم هستند، گواه این سخن است. قرآن نیز كه فراتر از تاریخ و قومیت، كتاب هدایت بشر است در حدی كمتر نمونههایی از این موضوع را در خود دارد. در متون حدیثی نیز اشارات فراوانی به اقوام و سرزمینهای گوناگون شده كه در كتاب حاضر تنها بخش ایرانیان آن گرد آمده است.
در این میان نكته شگفت انگیز و شایان تأمل، یاد كرد نیكوی همه این منابع از ایران و ایرانی است كه با اطمینان میتوان گفت نظیر دیگری ندارد و برای ما ایرانیان شعفانگیز و شكرخیز است؛ چه ، نزدیک به یک سوم مردم جهان، متدین به یكی از ادیان زرتشتی، یهودی، مسیحی و اسلام هستند و همین نكته میتواند زمینهساز نگرش مثبت آنها به این دیار، فرهنگ و ساكنانش باشد.
مطلب این كتاب در نه بخش تنظیم و تدوین شده و طی آن مقولاتی چون: سرزمینها، ایام (خویشكاری و اعمال روزها، نوروز، مهرگان) و بزرگان ایرانی (از جمله یاران ایرانی پیامبر و دوازده امام) بررسی شده است.
فهرست مفصل منابع و مراجع در پایان كتاب، نشان میدهد از كمتر متن مهمی غفلت شده است. یک دلیل مراجعه به این همه مأخذ، تازگی این كار است و از این روی برای استحكام مباحث مطرح شده میبایست شواهد متعددی آورد تا حدی از اطمینان را برای خواننده پرسشگر فراهم ساخت.
ایمان یا بی ایمانی؟
نام نویسنده : امبرتو اکو
نام مترجم : علی اصغر بهرامی
مجموعه اي كه در پيش رو داريد، شامل مباحثي ما بين اومبرتو اكو( نويسنده شهير ايتاليايي) و پدر كارلومارتيني( اسقف شهر ميلان) در روزنامه لاكوررادلاسراست.
اومبرتواكو كه با كتاب« نام گل سرخ» به شهرت جهاني دست يافت؛ ازشناخته شده ترين نويسندگان سكولار( يا به روايت كتاب لاادري گري) ايتاليا و اروپاست كه در رشته نشانه شناسي تحصيل گرده است و بر الهيات و فلسفه تسلطي در خور ستايش دارد. در نقطه مقابل پدر كارلو مارتيني نيز همانند هماوردش در دانشگاه تورين به تحصيل الهيات و فلسفه پرداخته ولي در نهايت به كسوت كشيشان ( ژرزوئيت ها) در آمده است! اين نامه نگاري يك بار ديگر اثبات مي كند كه گفتگو ميان مذهبي و غير مذهبي ها نه تنها ممكن بلكه سودمند است و نشان مي دهد كه چگونه در اينگونه مباحث دو طرف مباحثه مي توانند موشكافي كنند، در عرصه اي از مطالب مورد علاقع يكديگر جولان بدهند و يكديگررا به چالش بطلبند و در عين حال حرمت يكديگر را حفظ كنند يا حتي همدل باشند نامه هايي كه بين پدر مارتيني و اكو مبادله شده اند پيچيده، دشوار، دقيق و البته جذابند و طيفي وسيع ازموضوعات كلي فراواني( چون جدال بر سر روز رستاخيز، فلسفه حيات از ديدگاه كتاب مقدس، تفاوت ها و تبعيض هاي جنسي در قوانين مذهبي و فقهي و مهمتر از همه چگونگي دست يافتن انسان غيرمذهبي به تكامل روحي و معنوي) را در بر مي گيرد.
نه اكو و نه پدر مارتيني علاقه اي به انكار طرف مقابل ندارند بلكه علاقه مند به روشن كردن تفاوت هاي اصيل( كه به اعتقاد اكو ريشه در تاريخ هاي بسيار دور دارند) و نيز يافتن زمينه هاي مشترك هستند( كه حاصل از تلاشهاي پست مدرنيستي بشر نوين است براي آشتي معنويت و مادي گرايي!) خود اكو در نخستين نامه اي كه به پدر مارتيني مي نويسد ، پيشنهاد مي كند كه دامنه ديد را وسيع بگيرند و چنين نيز مي كنند .
هيچ كدام بازيگران سطحي و حساب گراي زبان آور دنياي انديشه نيستند و در همان گام اول بر عميق ترين نقاط افتراق و ميدانهاي وسيع انديشه دست مي گذارند روز رستاخيز و ايمان يا بي ايماني نسبت به جزاي گناه دنيوي در روز پسين آيا به راستي بهشت و جهنمي در آخرت انتظار نيكوكاران و ستمكاران را مي كشد يا بهشت و جهنمي واژه اي دهني است كه در همين دنيا اطراف ما به حيات خود ادامه مي دهد و ما را پذيراست؟ آيا آيات هولناك كتاب مقدس( آنجا كه به تشريح روز رستاخيز مي پردازد)همان فجايع دنياي صنعتي نيست كه با سرعت و قدرتي روز افزون به تخريب طبيعت و به بردگي گرفتن بشريت اقدام كرده و هيچ مانعي را توان مقابله با آن نيست!؟ آيا به واقع رستاخيز فرا نرسيده است!؟ اگر چنين است پس ترس هميشگي و پارانويا گونه عوام مذهبي از جزاي روز رستاخيز چه معنايي مي تواند داشته باشد.
بازرگان حدیث شیخ المضیره ابوهریره
علامه محمود ابوریه
ترجمه: محمد وحید گلپایگانی
نقدی بر احوال، زندگانی و شخصیت «ابوهریرة» و جریان نقل احادیث جعلی از اوست. در این نوشتار به بررسی تاریخ زندگانی ابوهریره و شخصیت روایی وی پرداخته شده و منفی بودن شخصیت اخلاقی و اعتقادی وی ثابت شده و اثبات گردیده است که وی به مبانی اعتقادی اسلام پایبند نبوده و با کعب الاحبار یهودی مانوس بوده و شخصیتی یهودی داشته است. نویسنده همچنین به روشهای جعل حدیث توسط ابوهریره پرداخته و از کثرت احادیث نقل شده توسط وی از پیامبر اسلام(ص) اثبات میکند که وی این احادیث را جعل کرده است زیرا وی مدت کوتاهی پیامبر اسلام را درک کرده و این در حالی است که برخی از صحابه که تمام عمر پیامبر اسلام را درک کردهاند بیش از ده روایت از ایشان نقل نکردهاند. وی همچنین به ارتباط ابوهریره با بنیامیه اشاره کرده و همدستی وی با امویان در جعل حدیث و اوصاف ضعف حدیثی وی را بررسی نموده است.
بازمانده هایی از فرهنگ دوران جاهلی در تمدن اسلامی
ادوارد وسترمارک
ترجمه: علی بلوکباشی
ادوارد الکساندر وسترمارک (به سوئدی: Edvard Westermarck) (۲۰ نوامبر ۱۸۶۲–۳ سپتامبر ۱۹۳۹) مردمشناس سوئدیزبان فنلاندی بود که بیشتر به دلیل معرفی اثر وسترمارک شناخته شدهاست. مهمترین مطالعات وی بر رویبرونهمسری و تابوی زنای با محارم بود. وسترمارک در مورد گوناگونی سامانههای اخلاقی مینوشت، به نوعی نسبیگرایی باور داشت و یک نویسندهٔ معتبر در زمینه تاریخ اخلاق و رسوم ازدواج بهشمار میرود. نامدارترین اثر خود تاریخ ازدواج انسان را در ۱۸۹۱ منتشر کرد. او چند کتاب نیز در زمینه رسوم مراکشیها نوشت. وسترمارک استاد دانشگاه لندن از ۱۹۰۷ تا ۱۹۳۰ بود.
وسترمارک مدت 9 سال در سرزمین مراکش به پژوهشهای میدانی پرداخت و در این اثر فرهنگ، رفتارها، عقاید، باورها و مناسک دینی مردم مراکش را پس از ورود و گسترش اسلام در سرزمینهای افریقایی و گرایش مردم افریقا به اسلام با استناد به سندهای معتبر کتبی و پژوهشهای شفاهی را بررسی کرده است. در این بررسی مولف آمیختگیهای فرهنگ این مردم را در برخی عرصههای رفتاری، اعتقادی و مناسکی با پارهای از عناصر بازمانده فرهنگی شرکآمیز اقوام و قبایل روزگاران پیشین به دست آورده است.
*اثر وسترمارک (انگلیسی: Westermarck effect) فرضیهای روانشناختی است که براساس آن افرادی که در سالهای آغازین زندگی در کنار هم بهسرمیبرند کشش جنسیشان نسبت بهیکدیگر بیاثر و خنثی میشود. این پدیده را نخستین بار ادوارد وسترمارکمردمشناس فنلاندی، در کتاب مشهورش تاریخ ازدواج انسان بهعنوان یکی از دلایل تابو شدن زنا با محارم مطرح کرد.
باورها و آیین های یهودی
آلن آنترمن
مترجم: رضا فرزین
این کتاب درباره دین، مناسک و نگرش یهودیان است، و بر حوزههایی از زندگی یهودی متمرکز میشود که منحصرا از ویژگیهای مردم یهودی است. از این رو در آن چیز چندانی درباره هنجارهای اخلاقی مشترک در میان افراد جوامع غربی جدید نمیتوان یافت. البته تردیدی نیست که تفاوت میان رویکرد یهودیان با رویکرد غیر یهودیان نیست به اموری مانند پذیرایی، نیکوکاری، دلسوزی، راستی و پاسخگویی در برابر هم نوعان تفاوتی ظریف است. نزد یهودیان سنتی و اصیل هنجارهای اخلاقی بخشی از آیینهای دینی است و کتاب مقدس و نوشتههای یهودی بعدی نیز به اندازه وجدان در آن تعیینکنندهاند.
بغ مهر
بررسی های احمد حامی
مِهرپرستی يا آيين مهر يا ميترائيسم، آيينی رازآميز بود كه بر پايه پرستش مهر (ميترا) ايزد ايران باستان و خدای خورشيد، عدالت، پيمان و جنگ، در دوران پيش از آيين زرتشت بنيان نهاده شد.
اين آيين بعدها دگرگون شده و به سرزمينهای امپراطوری روم برده شد و در طول سدههای دوم و سوم پس از ميلاد، در تمام نواحی تحت فرمانروایی روم، در سرزمين اصلی اروپا، شمال آفريقا و بريتانيا برپا بود.
گرچه پس از پذيرفتن آيين مسيحيت توسط امپراطور كنستانتين در اوايل سده چهارم ميلادی، اين دين محو شد، اما تاثيری بهسزا بر اديانی چون مسيحيت بر جای گذاشت.
بندهش
فرنبغ دادگی
ترجمه: مهرداد بهار
بُنْدَهِشْن یا بُنْدَهِش نام کتابی است به پهلوی که تدوین نهایی آن در سدهٔ سوم هجری قمری انجام شدهاست ولی اصل آن در اواخر دورهٔ ساسانی تألیف شدهبود. نویسنده (تدوینکنندهٔ نهایی) آن «فَرْنْبَغ»، فرزند «دادویه» نام داشت.
بندهشن به معنی «آفرینش آغازین» یا «آفرینش بنیادین» است. نام اصلی کتاب، چنانکه در ابتدای متن کتاب آمده، احتمالاً «زند آگاهی» به معنی «آگاهی مبتنی بر زند» بودهاست. این خود میرساند که نویسنده اساس کار خود را بر تفسیر اوستا قرار دادهاست. مطالب کتاب در سه محور اصلی است:
- آفرینش آغازین
- شرح آفریدگان
- نسبنامهٔ کیانیان.
از این کتاب دو تحریر موجود است اولی موسوم به بندهشن هندی که مختصرتر است و دومی موسوم به بندهشن بزرگ یا بندهشن ایرانی که مفصلتر است. صفت هندی یا ایرانی از آن رو بر آندو نهاده شدهاست که نسخ اولی در هند استنساخ شدهاست و نسخ دومی در ایران.
بنیادگرایی (پیکار در راه خدا در یهودیت مسیحیت و اسلام)
کارن آرمسترانگ
کیانوش حشمتی
کتاب بنیادگرایی آرمسترانگ در تلاش برای پاسخ گویی به این پرسش اساسی است که بنیادگرایی در دنیای جدید چرا و چگونه پدید آمد. آرمسترانگ برای پاسخ به این پرسش، ریشه های بنیادگرایی را در سه دین عمده جهان پی می جوید: یهودیت، مسیحیت و اسلام.
به گمان آرمسترانگ، بخلاف باورهای رایج، بنیادگرایی بازگشت شکلی کهن از دین نیست، بلکه واکنشی به بحران های معنویت جدید است.
آرمسترانگ مدعی است که از دوران رنسانس با از میان رفتن معنویتی که در عقاید و آیین ریشه داشت مومنان در پی شیوه های جدیدی از تدین برآمدند و بنیادگرایی این گونه زاییده شد.
در فصول این کتاب آرمسترانگ بر سه جریان بنیادگرا و ریشه های تاریخی و تحولات آن ها متمرکز می شود. بنیادگرایی پروتستانی آمریکا، بنیادگرایی یهودی در اسرائیل و بنیادگرایی معاصر در برخی کشورهای اسلامی.
نیویورک تایمز در یادداشتی درباره این کتاب می نویسد: یکی از عمیق ترین، خواندنی ترین و دقیق ترین شرح ها تا به امروز از پیدایش جریان های بنیادگرا در یهودیت، مسیحیت و اسلام.