اتاق قرمز
اتاق قرمز مجموعهداستانی شامل شش داستان کوتاه مهیج است که همگی مثل اغلب آثار ادوگاوا رانپو، فضایی معمایی و فانتزی دارند. در داستان کوتاه «اتاق قرمز» از این مجموعه، اتاقی قرمزرنگ محل گردهماییهای عدهای است که برای هم داستانهایی غریب تعریف میکنند. شبی یکی از اعضای جدید، ماجرای قتلهایی را که خود مرتکب شده است، میگوید و هیجانش را از ارتکاب این قتلها شرح میدهد...
نشر چترنگ که پیش از این با انتشار رمان شکار و تاریکی، ادوگاوا رانپو، نویسندۀ سرشناس ژاپنی را به بازار کتاب ایران معرفی کرده بود، اینک کتاب دیگری را از همین نویسنده با نام اتاق قرمز منتشر کرده است. گفتنی است که نشر چترنگ از همین نویسنده رمان مارمولک سیاه را نیز با ترجمۀ محمود گودرزی در نوبت چاپ دارد.
ادوگاوا رانپو با نام اصلی هیرائی تارو، از سال 1922 تا اندکی پیش از مرگش در سال 1965 به نوشتن مشغول بود. رانپو تأثیرگذارترین نویسندۀ ادبیات پلیسی در ژاپن است. او بنیاد نویسندگان آثار معمایی را در ژاپن تأسیس کرد. هر سال در ژاپن جایزهای به نام «رانپو» از سوی این بنیاد به نویسندۀ بهترین داستان پلیسی اهدا میشود.
پولین
نويسنده: الكساندر دوما
مترجم: محمود گودرزی
"شما در طاقی بیدار خواهید شد که بیست سال است که هیچکس در آن فرود نیامده است و شاید بعد از بیست سال دیگر کسی در آن فرود نیاید. پس امیدی به کمک نداشته باشید، زیرا بی فایده خواهد بود. در نزدیکی این نامه زهر می یابی: تنها کاری که می توانم برایت انجام دهم این است که به جای رنجی آهسته و دردناک، مرگی سریع و ملایم به تو بدهم. در هر دو صورت، و هر راهی که در پیش بگیرید، از این ساعت مرده اید. » پائولین (1838) یکی از اولین رمان های دوما است که در آن مونت کریستو در نطفه یافت می شود.
دیزی میلر
دیزی میلر عنوان رمان کوتاهی است که هنری جیمز در سال 1878 نگاشته است. گفته شده که او اول بار، ایده ی اصلی نگارش این کتاب را از شایعاتی گرفته که دوست ایتالیایی اش برای او درباره ی دختر زیبای آمریکاییِ پول داری که همراه با مادرش شهرهای اروپایی را می گشته ، گفته است. شایعاتی که دختر را به دلیل اینکه عاشق پسری ایتالیایی شده بوده و نُرم های اجتماعی حاکم در اروپای آن زمان را به چالش کشیده بود، سرزنش می کردند. جیمز هیچگاه دختری که وصفش را شنیده بود ندید اما همین داستان پایه و اساس رمان دیزی میلر را در ذهن جیمز بنا نهاد. هنری جیمز در نیویورک آمریکا متولد شد. پدرش، فیلسوف و متخصص الهیات، ثروت زیادی به ارث برده بود و با سرشناسان زمان خودش ارتباط داشت. از برادر بزرگتر هنری، ویلیام، به عنوان یکی از تأثیرگذاران در عرصه ی شکل گیری علم روانشناسی یاد می شود. وقتی جیمز دوازده ساله بود خانواده اش عازم سفر سه ساله ای به سمت اروپا شدند که در آن برای مدتی در شهرهای پاریس، لندن و ژنو زندگی کردند. این سفر برای جیمز سفری الهام برانگیز بود چرا که او توانست فرهنگ سنتی اروپا را از نزدیک لمس و آن را با فرهنگ آمریکایی مقایسه کند. دنیای سنتی اروپا شاکله ای قدیمی داشت و با دنیای راحت طلب آمریکایی هیچ سنخیتی نداشت. آشنایی جیمز با این تفاوت ها طرح اصلی بسیاری از آثار ادبی او را بنا نهاد. کتاب دیزی میلر نیز از این قاعده مستثنا نیست.
رؤیا
شکار و تاریکی
در پشت جلد این کتاب آمده است:
«روزی فرا میرسد که او دیگر نمیتواند فقط به رمان قناعت کند. او که از دنیا و حقارت آن بیزار بود، در نویسندگی پناهگاهی یافته بود که در آن شکوه و جلال تخیلش را به نمایش بگذارد و به همین دلیل رماننویس شده بود. اما حالا حتی کتابها هم برایش سخت کسالتآور شده بودند؛ با کدام محرک تازه از چنگ ملال میگریخت؟ جنایت. چیزی جز جنایت باقی نمانده بود. در برابر چشمان خسته او منتظر دنیایی قرار گرفت که در آن تنها لرزش خوش جنایت باقی مانده بود.»
ادوگاوا رانپو (1894 – 1965) با نام اصلی «هیرائی تارو» بنیانگذار ادبیات پلیسی در ژاپن است. او از سال 1922 به سبک نویسندگان محبوبش «آدگار آلنپو» و «کانون دویل» کتاب مینویسد و خیلی سریع با نام مستعاری که ادای دینی است به پو، به شهرت میرسد. او به رغم تمایل افسانهوارش به گریختن از چنگ ناشران، نویسندهای پرکار است؛ 44 داستان کوتاه، 31 رمان و از بعد سال 1935 همان مقدار داستان کوتاه نشان از فعالیت و شوق این نویسنده دارد.
در «شکار و تاریکی»، درام ظریفی که ابریشم و خون را به هم گره میزند، راوی، خود رانپو، که محسور زیبایی همسر مقتول شده است، علاقهمند میشود معمای قتلی را که یک نویسنده دیگر رمانهای پلیسی مرتکب شده است حل کند. این داستان مثل رمانهای دیگر رانپو با منطقی استوار، فراز و نشیبهای زیرکانه و نمایش سلیقههایی بیمارگونه و وسواسآمیز پیش میرود.
در قسمتی از این کتاب میخوانیم:
«رنگ پریده ولی مصمم، از جا بلند شد و اشاره کرد دنبالش بروم. همین حرکت ساده باعث شد قلبم به تپش بیفتد؛ داشتم پشت سرش میرفتم که متوجه ساعت مچیام شد. مجبورم کرد آن را درآورم و برگشت و ساعت را روی میز گذاشت. سپس بی صدا از راهروی کوچکی که به ساختمان ژاپنی ختم میشد عبور کردیم. در اتاقی را که لابد اتاق خصوصیاش بود باز کرد و با حرکاتش به من فهماند که میترسد، زیرا شخصی آنجا پنهان شده بود.»
قتل اُتسویا
جونیچیرو تانیزاکی
ترجمه: محمود گودرزی
قتل اُتسویا شرح تحول رابطۀ دو جوان عاشقپیشه از طبقات اجتماعی متفاوت است که برای وصال، چارهای نمیبینند جز فرار از خانۀ پدری و پناه بردن به افرادی مشکوک. آنچه در ابتدا عشقی معصومانه به نظر میرسد، به اقتضای شرایط، رنگ عوض میکند و مطابق با امیال نهانی شخصیتهای داستان، چهرۀ دیگری به خود میگیرد. جونیچیرو تانیزاکی (1886-1965) نویسندۀ بزرگ ژاپنی در خانوادهای مرفه چشم به جهان گشود، اما ورشکستگی پدرش در سال 1910 او را از ادامۀ تحصیل در دانشگاه امپراطوری توکیو بازداشت. تانیزاکی در همان سال، اولین داستان کوتاه خود را با عنوان «خالکوبی» در نشریهای منتشر کرد که به همراه دوستانش تأسیس کرده بود. برخی از آثار مهم او عبارتاند از: خاطرات پیرمردی دیوانه، در ستایش سایهها، نائومی، طلا و نقره و...
کارمن و چند داستان دیگر
پروسپر مریمه
ترجمه: محمود گودرزی
کارمن (1845) اثر پروسپر مریمه رمان اصلی است که الهام گرفته از اپرای کلاسیک بیزه است. داستان فراموش نشدنی کارمن، کولی عاشق، کاریزماتیک و غیراخلاقی که دون خوزه، مردی ناامید را جادو کرده و از نظر عاطفی به وسواسی غم انگیز تبدیل می کند، نسل ها را با شور و اشتیاق و شدت نفسانی خود مجذوب خود کرده است.
"کارمن" مشهورترین اثر "پروسپه مریمه" نویسنده و تاریخدان فرانسوی قرن نوزده به شمار می رود که آن را طی سفری به اسپانیا از زبان یک کنتس شنید. داستانی که او نقل کرد درباره یک دختر کولی اسپانیایی و معشوق حسودی بود که پس از پی بردن به خیانت دختر، او را می کشد. اما داستانی که مریمه بازنویسی کرد با آنچه شنیده بود تفاوت هایی دارد. در داستان او کارمن، دختر کولی نقش محوری داشته و زنی فریبنده و بسیار جذاب بوده که مردان را به کمک زیبایی و رقص خود به دام آورده و آنها را مانند بردگان خود به دنبال می کشد...
در جهان هنر بسیار اتفاق افتاده که بر اساس یک قصه آثار مختلف نمایشی پدید آمده است، اما شاید شاخص ترین نمونه که در اوج قرار میگیرد تنها یک قصه باشد: کارمن همین قصه کوتاه الهام بخش و جان مایه خلق آثار فراوانی در تئاتر، نمایش عروسکی، موسیقی، اپرا، باله و سینما بوده است که به علت ساختار قوی موضوع و شخصیت های قصه اصلی توانسته اند جایگاه ویژه ای را در این هنرها برای خود کسب کند. حاصل تمام این تولیدات خاطره ای است که در ذهن ها مانده است، و یک نام: کارمن.کاندید یا خوش باوری
فرانسوا ماری آروئه ملقب به ولتر، نویسنده و اندیشمند قرن هجدهم فرانسه، از سردمداران عصر روشنگری و پایهگذاران فکری انقلاب کبیر این کشور است.
او آثاری ارجمند در زمینهی تاریخ و ادبیات خلق کرده است که کتاب کاندید یا خوش باوری از مشهورترین آنها به شمار میآید.
داستانهای ولتر در قالب طنز، گزندهترین انتقادها را به دستگاه دین و دولت زمانهاش وارد میسازند.
این کتاب از زبان اصلی (فرانسوی) به ترجمه در آمده است.
گذرگاه تاریک
وینس پری که به اتهام قتل همسرش به حبس ابد در سن کوئنتین محکوم شده است، در تلاشی ناامیدکننده برای اثبات بی گناهی خود فرار می کند. فراری از عدالت، در اعماق ناامیدی، او به زنی زیبا پناه می برد که در تلاش است تا نقشه ای کابوس وار را باز کند.
«گذرگاه تاریک» اولین بار به صورت سریال مجله منتشر شد و در سال 1947 توسط دلمر دیوز فیلمبرداری شد. این فیلم با بازی همفری بوگارت و لورن باکال به عنوان یک فیلم کلاسیک از فیلمسازی نوآر در نظر گرفته میشود.
گمشدگان ژاپنی
اریک فَی
ترجمه: محمود گودرزی
اریک فَی در سال ۱۹۶۳ در لیموژِ فرانسه به دنیا آمد. کتاب اول وی رسالهای درباره «اسماعیل کادره» نویسنده آلبانیایی بود که در سال ۱۹۹۱ منتشر شد. اولین اثر داستانی اریک فَی اما، داستان کوتاهی بود به نام «ژنرال انزوا» که در سال ۱۹۹۲ در مجله «لو سرپان اَ پلوم» به چاپ رسید. او سه سال بعد این داستان کوتاه را بسط داد و به شکل رمانی منتشر کرد.
از آثار فَی، میتوان به رمان «ژنرال انزوا» (۱۹۹۵)، رمان «پاریژ» (۱۹۹۷، برنده جایزه لاتن)، مجموعه داستان «من نگهبان فانوس دریاییام» (۱۹۹۷، برنده جایزه دو مَگو)، رمان «رازِ سه مرز» (۱۹۹۸)، رمان «سفر در دریای بارانها» (۱۹۹۹، برنده جایزه یونسکو – فرانسواز – گالیمار)، مجموعه داستان «روشناییهای فسیل و قصههای دیگر» (۲۰۰۰)، رمان «خاکسترهای آیندهام» (۲۰۰۱)، رمانِ «مدت یک زندگی بدون تو» (۲۰۰۳)، رمان «انجمن آدمهای بیچاره» (۲۰۰۶)، رمان «مردی بدون اثر انگشت» (۲۰۰۸)، مجموعه داستان «چند قصه از انسان» (۲۰۰۹) و رمان «ناگازاکی» (۲۰۱۰) اشاره کرد.
مارمولک سیاه
ادو گاوا رانپو
محمود گودرزی
در پشت جلد این کتاب آمده است: «مارمولک سیاه بیشک معروفترین رمان پلیسی ادوگاوا رانپو با حضور کارآگاهش، آکچی کو گور است. سرقتی ماجراجویانه باعث میشود آکچی برای یافتن سانائه، دختر جواهرفروش معروف اُسکا، ردپای سارقی فریبنده و بیرحم ملقب به «مارمولک سیاه» را دنبال کند. آدم ربایی موفق این زن و تغییر چهرهاش کار را برای کارگاه زیرک رانپو دشوار میکند و در نهایت او را به هزارتویی زیرزمینی میکشاند که در آن موزهای عجیب تاسیس شده است...»
یوکیو میشیما، نویسنده معروف ژاپنی، این رمان را برای تئاتر اقتباس کرد و در فیلمی که کینجی فوکاساکو بر اساس نمایشنامهاش ساخت، نقش جزئی نیز ایفا کرد. نشر چترنگ پیش از این با انتشار رمان «شکار و تاریکی» و مجموعه داستان «اتاق قرمز» ادو گاوا رانپو، نویسنده سرشناس ژاپنی را به بازار کتاب ایران معرفی کرده است.
ادوگاوا رانپو (1894 – 1965) با نام اصلی «هیرائی تارو» بنیانگذار ادبیات پلیسی در ژاپن است. او از سال 1922 به سبک نویسندگان محبوبش «آدگار آلنپو» و «کانون دویل» کتاب مینویسد و خیلی سریع با نام مستعاری که ادای دینی است به پو، به شهرت میرسد. او به رغم تمایل افسانهوارش به گریختن از چنگ ناشران، نویسندهای پرکار است؛ 44 داستان کوتاه، 31 رمان و از بعد سال 1935 همان مقدار داستان کوتاه نشان از فعالیت و شوق این نویسنده دارد.
مانون لسکو
شوالیه دگریو که نجیبزادهای ثروتمند است که دلباختهی دخترکی زیبا به نام مانون لسکو شده که به اجبار قرار است وارد صومعه شود. دگریو ترتیب فرار مانون را میدهد و این آغاز سرنوشتی آمیخته به عشق، خیانت و ندامت است.
مانون لسکو عنوان رمانی از آبه پرهوو است که توسطمحمود گودرزی ترجمه شده و نشر افق آن را در مجموعه افق کلاسیک منتشر کرده است. آبه پرهوو رمان مانون لسکو را در سال ۱۷۲۱ منتشر کرده است. روایت این داستان در قالب نمایش و اپرا بارها به روی صحنه رفته که از مهمترین آنها میتوان به اثر جاکومو پوچینی آهنگساز شهیر ایتالیایی اشاره کرد. همچنین تاکنون هفت فیلم سینمایی براساس این اثر ساخته شده است. این رمان از آبه پرهوو از جمله آثار ماندگار ادبی است که نقشی انکارناپذیر در شکل گیری جریانهای ادبی جهان داشته و مخاطب آن دوستداران جوان و بزرگسال ادبیات کلاسیک هستند.
مرد کوچک
آلفونس دوده در سال ۱۸۴۰ در Nîmes زاده شد. او در ۱۵ سالگی به پاریس رفت و به نوشتن داستان، نمایشنامه و شعر سرایی پرداخت. دوده با داستان نامههای آسیای من مشهور شد. دوده از حیث سبک جزء طبیعتگرایی شمرده میشود، اما از راهی احساسی تر به موضوعها نزدیک میشود و معتقد است که داستان نویسانی که دقت خود را بر زشتیها متمرکز ساختهاند، جهان را بد شناخته و بد تعبیر کردهاند، پدرش در شهر "نیم" کارخانه ابریشم بافی داشت، اما مجبور شد کارخانه را بفروشد و به لیون نقل مکان کند، آلفونس، در ابتدا از آب و هوای مرطوب آن شهر ناراحت شد اما خیلی زود با آن اقلیم خو گرفت، وی در ۱۴ سالگی اولین سفرها را آغاز کرد و نخستین شعرها را سرود، آلفونس در پی یافتن کار برای تأمین معاش خانواده راهی پاریس شد و به برادرش "ارنست" که او هم نویسنده بود پیوست، در همین زمان مایه کافی برای نوشتن داستانی به نام "La Pettit chose" گرد آورد، در پاریس او به یک باره دل به نوشتن داد، به محافل ادبیِ گوناگون سر کشید و با نویسندگانی چون امیل زولا، گوستاو فلوبر و برادران گنکورآشنا شد، با دختری زیبا به نام "ماری ریو" سر و سری پیدا کرد که ماجراهایش بعدها در کتاب "سافو" انعکاس یافت و تنها اثر منظوم خود به نام "Les amoureuses" را به او تقدیم کرد.