هبوط شهر سنگی
14,000 تومان
اسماعيل كادار
سپيده صادقي
“در فضاي مهآلودي ميديد روي تخت جراحي دراز كشيده و جراحي كه ميخواهد عملش كند، خودش است. اما بيشتر از اين از حالت چهره جراح شگفتزده شد. نميتوانست بفهمد آيا خودش را شناخته يا نه؟ حتي ميخواست بگويد – منم، خودت، مرا نميشناسي؟ – جراح ماسكش را از چهره برداشت و لبخند مرموزي زد. گويا بيمارش فقط فرديست كه شايد قبلا او را جايي ديده است. گرامتو باز ميخواست بگويد – مراقب باش، كمي آرامتر، نميبيني من خودت هستم؟ – جراح دوباره ماسكش را به چهره زد. گرامتو ديگر نميتوانست درست حالت چهرهاش را تشخيص دهد. لحظهاي فكر ميكرد بسيار مراقب اوست و لحظهاي ديگر نميتوانست حتي توقع كوچكترين رحم و شفقتي از او داشته باشد. باز هم ميخواست حرف بزند اما داروهاي بيهوشي اجازه نميدادند. چهره ماسك بيرحمتر و خشنتر شد. گويا ميگفت – حالا زندگي تو در دستان من است. خواهي ديد با آن چه ميكنم. – چطور ممكن است؟ خودش خودش را شكنجه ميكرد! ماسك خم شد. قبل از ايجاد اولين برش در بدنش به آرامي گفت – مگر نميداني بزرگترين دشمن آدمي خود اوست؟”
ناشر: نودا
چاپ: ۱۳۹۶
نوبت: ۱
جلد: شومیز
قطع: رقعی
صفحات: ۱۶۰
| وزن | 168 گرم |
|---|

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.