نمایش 6076–6100 از 6590 نتیجه

نمایش 9 24 36

نزهه القلوب

تومان 0

تألیف: حمدالله مستوفی

بکوشش: محمد دبیرسیاقی

نسخ

تومان 0

توماس برنهارد

ترجمه: عبداله جمنی

«نسخ»، آخرین اثر داستانی یکی از بزرگترین هنرمندان قرن بیستم، به طور گسترده شاهکار توماس برنهارد محسوب می‌شود.

فرانتس-یوزف مورائو - روشنفکر بی‌عرضه یک خانواده قدرتمند زمین‌دار اتریشی - در تبعیدی خودخواسته در رم زندگی می‌کند و در محاصره گروهی از دوستان هنری و روشنفکر است. مورائو پس از بازگشت از عروسی خواهرش در ملک خانوادگی ولفزگ، در حالی که تصمیم گرفته بود دیگر هرگز به خانه بازنگردد، تلگرافی دریافت می‌کند که خبر از مرگ والدین و برادرش در یک تصادف رانندگی می‌دهد. او اکنون نه تنها باید برگردد، بلکه باید این کار را به عنوان استاد ولفزگ انجام دهد. و باید سرنوشت آن را تعیین کند. «نسخ» که با سبکی یکپارچه و مسحورکننده که برنهارد به آن مشهور بود، نوشته شده است، گواه نهایی نبوغ ادبی خارق‌العاده اوست.

نسل اژدها

تومان 0

نویسنده: پرل باک

مترجم: احمد قاضی

یک رمان تاریخی پرفروش نیویورک تایمز درباره حمله ژاپنی ها به نانکینگ از نویسنده کتاب زمین خوب.

کشاورز لیانگ تان فقط یک زندگی آرام و سنتی را در جامعه کشاورزی دور افتاده خود در چین می شناسد. هنگامی که فیلترهای خبری در مورد حمله نیروهای ژاپنی به کشور، او و هم روستاییانش بر این باورند که اگر رفتار شایسته ای با سربازان ژاپنی داشته باشند، ممکن است غیرنظامیان بدون مزاحمت باقی بمانند. آنها در شوک قرار گرفته‌اند، زیرا مهاجمان کشور را تخریب می‌کنند و یک دولت دست نشانده را نصب می‌کنند که برای اجرای سیستماتیک منافع ژاپن طراحی شده است. در پاسخ، کشاورزان چینی و خانواده‌هایشان مقاومتی را تشکیل می‌دهند – که نه‌تنها خطر بزرگی را به همراه دارد، بلکه عهد عدم خشونت را نیز زیر پا می‌گذارد و آنها را به این فکر می‌اندازد که آیا تفاوتی با دشمنشان دارند یا خیر. دانه اژدها که بعداً در فیلمی با حضور کاترین هپبورن اقتباس شد، نگاهی درخشان و تزلزل ناپذیر به وحشت جنگ است.

از میان تمام نویسندگان آمریکایی که برنده جایزه نوبل ادبیات شده اند، احتمالاً پرل اس باک کمترین اعتبار را دارد. این روزها به ندرت می بینید که نام او در لیست "100 بهترین" ظاهر شود. در کتاب‌های او رمانتیسم و ​​خوش‌بینی وجود دارد که در دهه‌های 30 و 40 از نظر منتقدان از مد افتاده بودند. کسانی که تمایلات مدرنیستی یا دیدگاه های بدبینانه دارند، بعید است که زیبایی بی تکلف آثار او را درک کنند، اما برای کسانی که از داستان سرایی خوب قدیمی و تنها با کمی موعظه امیدوارکننده مخالف نیستند، رمان های او را بسیار تکان دهنده می یابند.

نسل دود و سکوت

تومان 260,000

ایرمگارد کوین

ترجمه: مرضیه وروانی فراهانی

دنیای سانا در حال تغییر است: در اواخر دهه سی در آلمان، با هیتلر و نازی‌ها که اکنون در راس آن هستند، هیچ چیز مانند گذشته نیست: دیگر هیچ کس نمی‌داند که چه باید بکند، چه بگوید، چه فکر کند. وقتی بهترین دوست شما عاشق یک پسر یهودی است، یا زمانی که برادرتان دیگر نمی تواند رمان هایی را که او را به شهرت رسانده است بنویسد، چگونه می توانید در این دنیای دیوانه وار حرکت کنید؟ زمانی که فقط 19 سال دارید و فقط می خواهید از زندگی لذت ببرید.

رمان ایرمگارد کوین که پس از فرار او از رژیم نازی نوشته شده است، یک شاهکار روانشناسی با طنز سیاه و هولناک است، داستانی سرزنده در مورد زندگی زن جوانی که می بیند دنیایش در عرض چند روز به بدترین شکل تغییر می کند، بدون اینکه هیچ پاسخی داشته باشد. جهانی و خواندنی حتی در این روزگار!

نسیمی که بر ستاره ای وزید

تومان 0

جونگ میونگ لی

ترجمه: مژگان رنجبر

برنده جایزه مستقل رمان خارجی ۲۰۱۵ نسیمی که بر ستاره‌ای وزید رمانی است پرکشش و شاعرانه. داستان در زمانی اتفاق می‌افتد که شعله‌های جنگ جهانی دوم افروخته شده و کُره تحت تسلط ژاپن است. بسیاری از فعالان جنبش استقلال‌طلبی کره و از جمله یون دونگ جو، شاعر نامدار کره‌ای، در زندان فوکوئوکا در بند هستند. آرامش دردناک زندان با اتفاقی مرموز به هم می‌ریزد: یکی از زندانبانان کشته شده است و مشخص نیست چرا و چطور. کشف راز این اتفاق به کشف وقایع پیچیده‌تری منجر می‌شود که زیر پوست زندان در جریان‌اند، وقایعی که نشان می‌دهند شاید امید و آزادی در محاق بروند اما هرگز خاموش نمی‌شوندو چون رویش سبزه‌ای در دل سنگ، راهشان را می‌جویند.

نشان سرخ دلیری 💯

تومان 365,000

استیفن کرین

ترجمه: غفور آلبا

کمتر رمانی را می‌توان یافت که به اندازهٔ «نشان سرخ دلاوری» (The Red Badge of Courage) اثر استیون کرین (Stephen Crane) چنین آشکارا قدرت جسورانه و دگرگون‌کنندهٔ تخیل را در زنده کردن تجربه و واداشتن خواننده به دیدن امور از زاویه‌ای کاملاً تازه و بنیادین نشان دهد.

کرین در سن ۲۱ سالگی، در سال ۱۸۹۳، بدون آن‌که هیچ تجربهٔ مستقیمی از جنگ داشته باشد، موضوع دشوار جنگ را برای نوشتن برگزید. او نبردی از جنگ داخلی آمریکا را دستمایهٔ اثر خود قرار داد؛ نبردی که نزدیک به یک دهه پیش از تولد او رخ داده بود. با این حال، توانست تفسیری از نبرد و ابهام موجود در مفهوم قهرمانی ارائه دهد که از آن زمان تاکنون برداشت ما از جنگ و دلاوری را تغییر داده است.

کهنه‌سربازان جنگ داخلی متقاعد شده بودند که کرین حتماً خود در جنگ شرکت داشته است. حتی شلبی فوت (Shelby Foote)، تاریخ‌نگار و رمان‌نویس، یک افسر پیشین ارتش اتحادیه را شناسایی کرد که با افتخار ادعا می‌کرد:

«من در آنتی‌تام همراه کرین بودم.»

(نبرد آنتی‌تام یکی از خونین‌ترین نبردهای جنگ داخلی آمریکا بود.)

کهنه‌سربازان جنگ‌های بعدی نیز، که از طریق اثر کرین با تجربهٔ جنگ آشنا شده بودند، دریافتند که تجربه‌های خودشان به شکلی زنده در بازنمایی و کشف هنری کرین انعکاس یافته است.

اگرچه ارنست همینگوی، با نوعی تکبر ناشی از تجربهٔ مستقیم و شاهد عینی بودن، دیدگاه کرین دربارهٔ جنگ را به‌عنوان «رؤیای یک پسر دربارهٔ جنگ» رد کرد، اما پذیرفت که نگاه کرین «از نظر چگونگیِ واقعی بودن جنگ، از هر جنگی که آن پسرِ نویسنده در طول زندگی‌اش می‌توانست ببیند، راستین‌تر بود»؛ و همچنین اذعان کرد که «نشان سرخ دلاوری» «یکی از بهترین کتاب‌های ادبیات ماست.»

حقیقت و قدرت تأثیرگذاری تصویر کرین از جنگ حتی در برابر مهارت فنی و اصالت تصویری فیلم سینمایی درخشان «نجات سرباز رایان (Saving Private Ryan)» ساختهٔ استیون اسپیلبرگ نیز پابرجا مانده است؛ فیلمی که فرود نیروهای متفقین در روز D (D-Day) را به شکلی تکان‌دهنده به تصویر می‌کشد.

هرچقدر هم که صحنهٔ آغازین این فیلم در انتقال وحشت‌های جنگ به حواس انسان صادقانه و قدرتمند باشد، کرین چیزی را به تصویر می‌کشد که فیلم به‌سادگی و با رضایت کامل قادر به نمایش آن نیست:

این‌که جنگ برای یک سرباز معمولی چه احساسی دارد.

چنان‌که یکی از منتقدان اولیه مشاهده کرده بود:

«کرین نمایشِ درام جنگ را ... در ذهن یک انسان اجرا می‌کند، و سپس شما را به‌عنوان تماشاگر وارد این تئاتر می‌سازد.»

کرین با بازآفرینی تأثیرات و دریافت‌های پی‌درپی هنری فلمینگ (Henry Fleming)، شخصیت حساس رمان، هنگامی که در میدان آتش مورد آزمون قرار می‌گیرد، به پالایشی بنیادین و انقلابی در شیوه‌های رمان‌نویسی دست یافت.

او جزئیات بیرونی و حالت‌های درونی ذهن را در یک کلیت شدید و پرقدرت به هم پیوند داد؛ و در نتیجه، به باور رمان‌نویس رابرت استون (Robert Stone)،

«ادبیات آمریکا وارد عصر مدرنیسم شد.»

نشتی

تومان 130,000

نیک هورن بای

ترجمه: علی رضا برازنده نژاد

دکتر کتی یک همسر و مادر دوبچه بعد از رابطه ای یک شبه و غیرمنتظره تصمیم به طلاق می گیرد. تصمیمی نه از سر بی فکری و هوس چون که دیگر تحمل خلق و خوی شوهرش(دیوید) و این شکل از زندگی زناشویی را ندارد...

این رمان در لیست نهایی جایزه من بوکر 2001 قرار داشته است.

نصف‌النهار خون یا سرخی غروب در غرب

تومان 820,000

نویسنده: کارمک مک‌کارتی

مترجم: مجید یزدانی

نصف النهار خون یا سرخی غروب در غرب رمانی مهیج از نویسنده آمریکایی کورمک مک‌کارتی است که در سال ۱۹۸۵ منتشر شد که در ژانر وسترن یا گاهی ضد وسترن طبقه‌بندی می‌شود و پنجمین کتاب مک‌کارتی است که توسط رندوم هاوس منتشر شد.

رمان سرگذشت قهرمان بی نامی را روایت می‌کند که تا آخر قصه اسمی ندارد و خواننده او را به عنوان پسر (و در انتهای داستان به اسم مرد) می شناسد. پسر عضوی از دار و دسته واقعی جان گلانتون می‌شود، گروهانی خشن از مزدوران آمریکایی که برای فرمانداران ایالات شمالی مکزیک کار می کنند و سرخپوست های مخالف آنان را می کشند و برای اثبات کارشان پوست کله سرخپوست ها را به عنوان مدرک همراه خود می آورند.

داستان سرشار از خشونت است و مثل تمام آثار ناتورالیستی مملو از توصیف جزییات محیط پیرامون قهرمانان. عمده روایت داستان حول محور قاضی هولدن می‌چرخد، یک دانشمند جانی با بیش از دو متر قد و هیکلی عظیم که حتی یک مو هم بر آن نروییده است. او پیشوای معنوی گروهان خود و در تمامی علوم و مهارتها سرآمد روزگار است و با سخنرانی های حکیمانه خود فلسفه مرگ و زندگی را برای همقطارانش تبیین می‌کند.

اگرچه این رمان در ابتدا با استقبال اندک منتقدان مواجه شد، اما رفته رفته مورد تحسین قرار گرفت و به عنوان اثر بزرگ مک کارتی و یکی از بزرگ‌ترین رمان‌های آمریکایی در تمام دوران شناخته شد. برخی آن را رمان بزرگ آمریکایی نامیده‌اند.

نظریه و اجرا(۱)

تومان 0

نويسنده: پيتر بروك

مترجم: محمدرضا علي‌اكبري

نظریه های رمان (از رئالیسم تا پسامدرنیسم)

تومان 0

دیوید لاج، ایان وات، دیوید دیچز و...

مترجم: حسین پوینده

نظریه و تحلیل درام

تومان 0

مانفرد فیستر

ترجمه: مهدی نصراله زاده

نظریه‌ی جامعه‌شناسی

تومان 950,000

نویسنده: جورج ریترز

مترجم: هوشنگ نایبی

نغمه در زنجیر

تومان 0

نوشته میثاق امیرفجر

موضوع محوری این رمان,مبارزه قهرآمیز گروهی از جوانان تحصیلکرده با رژیم گذشته و فرار و گریزهای آنان ,همراه با تاملات عاشقانه و فلسفی,قهرمان اصلی آن ، اشراق است.

استاد میثاق امیر فجر در سال 1328 در محله سید نصرالدین (پاچنار) تهران به دنیا آمد. دوران کودکی را در دبستان مصطفوی، جنوب شرقی بازار تهران به پایان برد و سپس در دبیرستان دارالفنون به اخذ دیپلم ادبی توفیق یافت. از همان دوران نوجوانی در کنار آموختن ادبیات و علوم انسانی و حضور فعال در حوزه های هنر و شعر و معارف ، به گونه جدی به تحصیل موسیقی و آموزش سازهای مختلف در محضر اساتیدی بزرگ و صاحب نام روی آورد و در دانشگاه تهران لیسانس ادبیات انگلیسی و در همین دانشگاه فوق لیسانس فلسفه را گذراند و سپس به کشورهای اروپائی و عربی برای تحقیق و تکمیل ادبیات تطبیقی جهان و ادبیات غرب سفر کرد و با دستاوردهایی گرانبها و ارجمند از گنجینه های فلسفه و ادب و عرفان جهانی به کشور بازگشت و در دانشگاه تهران و سایر مراکز دیگر به تدریس و تحقیق در زمینه ادبیات و تاریخ پرداخت.

نغمه‌ی شبانه

تومان 18,000

نويسنده: كريس اباني
مترجم / مصحح: امير يداله‌پور

نغمه‌ي شبانه پنجمين اثر داستاني کريستوفر اَباني (1966-)، نويسنده و شاعر زاده‌ي نيجريه و مقيم آمريکا، است که جايزه‌ي "پِن" سال 2008 را نصيب‌اش کرد. در گرماگرم جنگي داخلي در نيجريه، پسربچه‌اي از هم‌رزمانِ‌ خود جا مانده و در پي آن‌ها مي‌گردد. او در اين جست‌وجو ما را به سفري در دل يادها و رؤياهاي خود و اسطوره‌هاي بي‌کران کشورش مي‌برد. نغمه‌ي شبانه سرشار از خيال‌ها و نمادهايي است که رنج‌هاي يک ملت را به تصوير مي‌کشند. اگر ما بي‌گناهانِ اين جنگ‌ايم، پس اين‌همه شرارت را از کجا ياد گرفتيم؟ چه‌کسي به من ياد داد تا از کشتن لذت ببرم، لذت يگانه‌اي که برايم مانند اوجِ کام‌جويي است؟ فرقي نمي‌کند که چگونه مرگي باشد… لذت‌اش يکسان است و کافي است که دقيقاً روي همان لحظه، دقيقاً روي همان عمل، تمرکز کنم. هرگز پسربچه نبوده‌ام. اين را از من دزديده‌اند و هرگز هم مرد نخواهم بود. من شايد هيولايي افسانه‌اي باشم که تنها معاشقه‌ي وحشت‌آورِ کشتار را مي‌شناسد.

نفت!

تومان 1,900,000

نويسنده : آپتون سينكلر

مترجم : مجید یزدانی

رمان «نفت!» (۱۹۲۷) آپتون سینکلر را باید در تداوم پروژهٔ فکری و سیاسی نویسنده دانست: افشای سازوکارهای پنهان سرمایه‌داری صنعتی آمریکا و پیوند آن با فساد اخلاقی، سلطهٔ طبقاتی و تهی‌شدن معنای انسان. سینکلر، که پیش‌تر با «جنگل» صنعت گوشت را به محاکمه کشیده بود، در «نفت!» به سراغ یکی از بنیادی‌ترین نیروهای قرن بیستم می‌رود: نفت، نه فقط به‌مثابه منبع انرژی، بلکه به‌عنوان موتور ایدئولوژی، جنگ، قدرت و سرنوشت ملت‌ها.

از نظر ادبی، «نفت!» رمانی پانورامیک است؛ روایتی گسترده با شخصیت‌های متعدد که به‌شیوهٔ رمان‌های رئالیسم اجتماعی اوایل قرن بیستم، شبکه‌ای از روابط اقتصادی، سیاسی و رسانه‌ای را ترسیم می‌کند. روایت از سطح زندگی فردی فراتر می‌رود و به کالبدشکافی یک سیستم می‌پردازد. شخصیت‌ها کمتر قهرمان‌اند و بیشتر کارگزار نیروهای بزرگ‌تر تاریخی: سرمایه، دولت، کلیسا و افکار عمومی. در این معنا، رمان بیش از آنکه تراژدی فردی باشد، تراژدی ساختاری است.

در مرکز این ساختار، صنعت نفت قرار دارد؛ صنعتی که سینکلر آن را تجسم سرمایه‌داری افسارگسیخته می‌بیند. نفت در «نفت!» هم منبع ثروت است و هم عامل فساد: ثروتی که از دل زمین بیرون کشیده می‌شود اما روح انسان را می‌خشکاند. سرمایه‌داران نفتی در رمان، نه صرفاً حریص، بلکه ایدئولوژیک‌اند؛ آنان باور دارند که حق طبیعی سلطه دارند و موفقیت اقتصادی را نشانهٔ برتری اخلاقی و حتی الهی خود می‌دانند. اینجاست که سیاست، اقتصاد و دین به شکلی خطرناک در هم می‌آمیزند.

یکی از جنبه‌های سیاسی مهم رمان، نقد پیوند سرمایه با مذهب است. شخصیت مبلغ مذهبی در «نفت!» نمایندهٔ نوعی مسیحیت ابزاری است که به‌جای رهایی‌بخشی، مشروعیت‌بخش نظم موجود می‌شود. دین، در این روایت، به ابزاری برای آرام‌سازی وجدان‌ها و خاموش‌کردن اعتراض بدل می‌شود؛ وعدهٔ رستگاری اخروی جایگزین عدالت زمینی می‌گردد. این نقد، رمان را به اثری عمیقاً سیاسی بدل می‌کند که نه‌تنها سرمایه‌داری، بلکه اخلاقیات حاکم بر آن را نیز هدف می‌گیرد.

فیلم «خون به پا خواهد شد» (۲۰۰۷) ساختهٔ پل توماس اندرسن، اقتباسی آزاد و رادیکال از «نفت!» است؛ اقتباسی که به‌جای وفاداری روایی، به وفاداری مفهومی متعهد است. اندرسن ساختار جمعی و سیاسی رمان را به یک تراژدی متمرکز فردی فرو می‌کاهد و آن را در شخصیت دنیل پلین‌ویو متبلور می‌سازد. اگر رمان سینکلر دربارهٔ سیستم است، فیلم اندرسن دربارهٔ هیولایی است که آن سیستم می‌آفریند.

دنیل پلین‌ویو در فیلم، چهرهٔ اگزیستانسیالیستی سرمایه‌داری است: انسانی منزوی، بی‌رحم، و تهی از هرگونه پیوند انسانی اصیل. برخلاف رمان که امکان آگاهی سیاسی و اصلاح را—هرچند دشوار—باز می‌گذارد، فیلم جهانی بسته و تراژیک می‌سازد که در آن سقوط اخلاقی گریزناپذیر است. این تفاوت، تفاوت دو افق فکری است: خوش‌بینی سوسیالیستی سینکلر در برابر بدبینی متافیزیکی اندرسن.

پیوند فیلم با رمان، به‌ویژه در تقابل نفت و مذهب آشکار می‌شود. شخصیت الای سان‌دی در فیلم، بازتابی سینمایی از مبلغ مذهبی رمان است، اما با شدتی نمادین‌تر و شیطانی‌تر. تقابل پلین‌ویو و الای، نه صرفاً نزاع دو فرد، بلکه جنگ دو شکل قدرت است: سرمایه و ایمان. فیلم نشان می‌دهد که این دو، برخلاف ظاهر متخاصم‌شان، از یک منطق مشترک تغذیه می‌کنند: سلطه، تحقیر توده‌ها، و میل به کنترل.

در نهایت، «نفت!» و «خون به پا خواهد شد» دو قرائت متفاوت از یک بحران واحدند: بحران مدرنیتهٔ سرمایه‌دارانه. رمان سینکلر، اثری افشاگر و اصلاح‌طلب است که هنوز به امکان آگاهی جمعی و عدالت اجتماعی باور دارد. فیلم اندرسن اما روایتی تاریک‌تر و فلسفی‌تر ارائه می‌دهد؛ روایتی که در آن شر نه یک انحراف، بلکه ذات نظام است. پیوند این دو اثر، در همین تنش میان سیاست و تراژدی، اصلاح و فروپاشی، معنا می‌یابد—و از این روست که هر دو، با وجود فاصلهٔ زمانی و فرمی، همچنان معاصر و تکان‌دهنده‌اند.

نفت! (سلفون)

تومان 800,000

نويسنده : آپتون سينكلر

مترجم : يوسف كارگر

رمان «نفت!» (۱۹۲۷) آپتون سینکلر را باید در تداوم پروژهٔ فکری و سیاسی نویسنده دانست: افشای سازوکارهای پنهان سرمایه‌داری صنعتی آمریکا و پیوند آن با فساد اخلاقی، سلطهٔ طبقاتی و تهی‌شدن معنای انسان. سینکلر، که پیش‌تر با «جنگل» صنعت گوشت را به محاکمه کشیده بود، در «نفت!» به سراغ یکی از بنیادی‌ترین نیروهای قرن بیستم می‌رود: نفت، نه فقط به‌مثابه منبع انرژی، بلکه به‌عنوان موتور ایدئولوژی، جنگ، قدرت و سرنوشت ملت‌ها.

از نظر ادبی، «نفت!» رمانی پانورامیک است؛ روایتی گسترده با شخصیت‌های متعدد که به‌شیوهٔ رمان‌های رئالیسم اجتماعی اوایل قرن بیستم، شبکه‌ای از روابط اقتصادی، سیاسی و رسانه‌ای را ترسیم می‌کند. روایت از سطح زندگی فردی فراتر می‌رود و به کالبدشکافی یک سیستم می‌پردازد. شخصیت‌ها کمتر قهرمان‌اند و بیشتر کارگزار نیروهای بزرگ‌تر تاریخی: سرمایه، دولت، کلیسا و افکار عمومی. در این معنا، رمان بیش از آنکه تراژدی فردی باشد، تراژدی ساختاری است.

در مرکز این ساختار، صنعت نفت قرار دارد؛ صنعتی که سینکلر آن را تجسم سرمایه‌داری افسارگسیخته می‌بیند. نفت در «نفت!» هم منبع ثروت است و هم عامل فساد: ثروتی که از دل زمین بیرون کشیده می‌شود اما روح انسان را می‌خشکاند. سرمایه‌داران نفتی در رمان، نه صرفاً حریص، بلکه ایدئولوژیک‌اند؛ آنان باور دارند که حق طبیعی سلطه دارند و موفقیت اقتصادی را نشانهٔ برتری اخلاقی و حتی الهی خود می‌دانند. اینجاست که سیاست، اقتصاد و دین به شکلی خطرناک در هم می‌آمیزند.

یکی از جنبه‌های سیاسی مهم رمان، نقد پیوند سرمایه با مذهب است. شخصیت مبلغ مذهبی در «نفت!» نمایندهٔ نوعی مسیحیت ابزاری است که به‌جای رهایی‌بخشی، مشروعیت‌بخش نظم موجود می‌شود. دین، در این روایت، به ابزاری برای آرام‌سازی وجدان‌ها و خاموش‌کردن اعتراض بدل می‌شود؛ وعدهٔ رستگاری اخروی جایگزین عدالت زمینی می‌گردد. این نقد، رمان را به اثری عمیقاً سیاسی بدل می‌کند که نه‌تنها سرمایه‌داری، بلکه اخلاقیات حاکم بر آن را نیز هدف می‌گیرد.

فیلم «خون به پا خواهد شد» (۲۰۰۷) ساختهٔ پل توماس اندرسن، اقتباسی آزاد و رادیکال از «نفت!» است؛ اقتباسی که به‌جای وفاداری روایی، به وفاداری مفهومی متعهد است. اندرسن ساختار جمعی و سیاسی رمان را به یک تراژدی متمرکز فردی فرو می‌کاهد و آن را در شخصیت دنیل پلین‌ویو متبلور می‌سازد. اگر رمان سینکلر دربارهٔ سیستم است، فیلم اندرسن دربارهٔ هیولایی است که آن سیستم می‌آفریند.

دنیل پلین‌ویو در فیلم، چهرهٔ اگزیستانسیالیستی سرمایه‌داری است: انسانی منزوی، بی‌رحم، و تهی از هرگونه پیوند انسانی اصیل. برخلاف رمان که امکان آگاهی سیاسی و اصلاح را—هرچند دشوار—باز می‌گذارد، فیلم جهانی بسته و تراژیک می‌سازد که در آن سقوط اخلاقی گریزناپذیر است. این تفاوت، تفاوت دو افق فکری است: خوش‌بینی سوسیالیستی سینکلر در برابر بدبینی متافیزیکی اندرسن.

پیوند فیلم با رمان، به‌ویژه در تقابل نفت و مذهب آشکار می‌شود. شخصیت الای سان‌دی در فیلم، بازتابی سینمایی از مبلغ مذهبی رمان است، اما با شدتی نمادین‌تر و شیطانی‌تر. تقابل پلین‌ویو و الای، نه صرفاً نزاع دو فرد، بلکه جنگ دو شکل قدرت است: سرمایه و ایمان. فیلم نشان می‌دهد که این دو، برخلاف ظاهر متخاصم‌شان، از یک منطق مشترک تغذیه می‌کنند: سلطه، تحقیر توده‌ها، و میل به کنترل.

در نهایت، «نفت!» و «خون به پا خواهد شد» دو قرائت متفاوت از یک بحران واحدند: بحران مدرنیتهٔ سرمایه‌دارانه. رمان سینکلر، اثری افشاگر و اصلاح‌طلب است که هنوز به امکان آگاهی جمعی و عدالت اجتماعی باور دارد. فیلم اندرسن اما روایتی تاریک‌تر و فلسفی‌تر ارائه می‌دهد؛ روایتی که در آن شر نه یک انحراف، بلکه ذات نظام است. پیوند این دو اثر، در همین تنش میان سیاست و تراژدی، اصلاح و فروپاشی، معنا می‌یابد—و از این روست که هر دو، با وجود فاصلهٔ زمانی و فرمی، همچنان معاصر و تکان‌دهنده‌اند.

نفت! (شومیز)

تومان 650,000

نويسنده : آپتون سينكلر

مترجم : يوسف كارگر

رمان «نفت!» (۱۹۲۷) آپتون سینکلر را باید در تداوم پروژهٔ فکری و سیاسی نویسنده دانست: افشای سازوکارهای پنهان سرمایه‌داری صنعتی آمریکا و پیوند آن با فساد اخلاقی، سلطهٔ طبقاتی و تهی‌شدن معنای انسان. سینکلر، که پیش‌تر با «جنگل» صنعت گوشت را به محاکمه کشیده بود، در «نفت!» به سراغ یکی از بنیادی‌ترین نیروهای قرن بیستم می‌رود: نفت، نه فقط به‌مثابه منبع انرژی، بلکه به‌عنوان موتور ایدئولوژی، جنگ، قدرت و سرنوشت ملت‌ها.

از نظر ادبی، «نفت!» رمانی پانورامیک است؛ روایتی گسترده با شخصیت‌های متعدد که به‌شیوهٔ رمان‌های رئالیسم اجتماعی اوایل قرن بیستم، شبکه‌ای از روابط اقتصادی، سیاسی و رسانه‌ای را ترسیم می‌کند. روایت از سطح زندگی فردی فراتر می‌رود و به کالبدشکافی یک سیستم می‌پردازد. شخصیت‌ها کمتر قهرمان‌اند و بیشتر کارگزار نیروهای بزرگ‌تر تاریخی: سرمایه، دولت، کلیسا و افکار عمومی. در این معنا، رمان بیش از آنکه تراژدی فردی باشد، تراژدی ساختاری است.

در مرکز این ساختار، صنعت نفت قرار دارد؛ صنعتی که سینکلر آن را تجسم سرمایه‌داری افسارگسیخته می‌بیند. نفت در «نفت!» هم منبع ثروت است و هم عامل فساد: ثروتی که از دل زمین بیرون کشیده می‌شود اما روح انسان را می‌خشکاند. سرمایه‌داران نفتی در رمان، نه صرفاً حریص، بلکه ایدئولوژیک‌اند؛ آنان باور دارند که حق طبیعی سلطه دارند و موفقیت اقتصادی را نشانهٔ برتری اخلاقی و حتی الهی خود می‌دانند. اینجاست که سیاست، اقتصاد و دین به شکلی خطرناک در هم می‌آمیزند.

یکی از جنبه‌های سیاسی مهم رمان، نقد پیوند سرمایه با مذهب است. شخصیت مبلغ مذهبی در «نفت!» نمایندهٔ نوعی مسیحیت ابزاری است که به‌جای رهایی‌بخشی، مشروعیت‌بخش نظم موجود می‌شود. دین، در این روایت، به ابزاری برای آرام‌سازی وجدان‌ها و خاموش‌کردن اعتراض بدل می‌شود؛ وعدهٔ رستگاری اخروی جایگزین عدالت زمینی می‌گردد. این نقد، رمان را به اثری عمیقاً سیاسی بدل می‌کند که نه‌تنها سرمایه‌داری، بلکه اخلاقیات حاکم بر آن را نیز هدف می‌گیرد.

فیلم «خون به پا خواهد شد» (۲۰۰۷) ساختهٔ پل توماس اندرسن، اقتباسی آزاد و رادیکال از «نفت!» است؛ اقتباسی که به‌جای وفاداری روایی، به وفاداری مفهومی متعهد است. اندرسن ساختار جمعی و سیاسی رمان را به یک تراژدی متمرکز فردی فرو می‌کاهد و آن را در شخصیت دنیل پلین‌ویو متبلور می‌سازد. اگر رمان سینکلر دربارهٔ سیستم است، فیلم اندرسن دربارهٔ هیولایی است که آن سیستم می‌آفریند.

دنیل پلین‌ویو در فیلم، چهرهٔ اگزیستانسیالیستی سرمایه‌داری است: انسانی منزوی، بی‌رحم، و تهی از هرگونه پیوند انسانی اصیل. برخلاف رمان که امکان آگاهی سیاسی و اصلاح را—هرچند دشوار—باز می‌گذارد، فیلم جهانی بسته و تراژیک می‌سازد که در آن سقوط اخلاقی گریزناپذیر است. این تفاوت، تفاوت دو افق فکری است: خوش‌بینی سوسیالیستی سینکلر در برابر بدبینی متافیزیکی اندرسن.

پیوند فیلم با رمان، به‌ویژه در تقابل نفت و مذهب آشکار می‌شود. شخصیت الای سان‌دی در فیلم، بازتابی سینمایی از مبلغ مذهبی رمان است، اما با شدتی نمادین‌تر و شیطانی‌تر. تقابل پلین‌ویو و الای، نه صرفاً نزاع دو فرد، بلکه جنگ دو شکل قدرت است: سرمایه و ایمان. فیلم نشان می‌دهد که این دو، برخلاف ظاهر متخاصم‌شان، از یک منطق مشترک تغذیه می‌کنند: سلطه، تحقیر توده‌ها، و میل به کنترل.

در نهایت، «نفت!» و «خون به پا خواهد شد» دو قرائت متفاوت از یک بحران واحدند: بحران مدرنیتهٔ سرمایه‌دارانه. رمان سینکلر، اثری افشاگر و اصلاح‌طلب است که هنوز به امکان آگاهی جمعی و عدالت اجتماعی باور دارد. فیلم اندرسن اما روایتی تاریک‌تر و فلسفی‌تر ارائه می‌دهد؛ روایتی که در آن شر نه یک انحراف، بلکه ذات نظام است. پیوند این دو اثر، در همین تنش میان سیاست و تراژدی، اصلاح و فروپاشی، معنا می‌یابد—و از این روست که هر دو، با وجود فاصلهٔ زمانی و فرمی، همچنان معاصر و تکان‌دهنده‌اند.

نفحات الانس فی حضرات القدس

تماس بگیرید

تألیف مولانا عبدالرحمن بن احمد جامی

مقدمه تصحیح و تعلیقات از مهدی توحیدی پور

چاپ دهه ۵۰

انتشارات کتابفروشی محمودی

جلد سلفون

قطع وزیری

۸۵۰ صفحه

نایاب - کیفیت عالی