هرچه باداباد
نویسنده: استیو تولتز
مترجم: پیمان خاکسار
آنگوس یک فرد اصلاح شده است که مشتاق به دنیا آمدن اولین فرزندش است که توسط مردی که عاشق همسر باردارش گریسی است به قتل می رسد. آنگوس که هرگز به خدا، بهشت یا جهنم ایمان نیاورده است، خود را در زندگی پس از مرگ میبیند - جایی که بیشتر از پاسخ سؤالات را ارائه میکند. وقتی یک بیماری همه گیر جهانی بالاخره به سواحل استرالیا می رسد، زندگی پس از مرگ بسیار شلوغ می شود و آنگوس راهی برای ارتباط دوباره با همسرش گریسی پیدا می کند و شاید حتی به دنبال انتقام از قاتل خود باشد...
هرگز ترکم مکن 💯
کازئو ایشی گورو
مترجم: مهدی غبرایی
کازئو ایشیگورو (Kazuo Ishiguro) (زاده ۸ نوامبر ۱۹۵۴ در ناگازاکی) نویسندهٔ انگلیسی ژاپنیتبار است که خانوادهاش وقتی پنجساله بود به انگلستان مهاجرت کردند. ایشیگورو مدرک کارشناسی خود را در زبان انگلیسی و فلسفه از دانشگاه کنت در سال ۱۹۷۸ و مدرک کارشناسی ارشدش را در رشته نویسندگی خلاقانه در سال ۱۹۸۰ از دانشگاه انگلیای شرقی دریافت کردهاست.
او یکی از شناختهشدهترین نویسندگان معاصر انگلستان است و در سال ۱۹۸۶ برای کتاب هنرمندی از جهان شناور برندهٔ جایزهٔ وایتبرِد و در سال ۱۹۸۹برای کتاب بازماندهٔ روز برندهٔ جایزهٔ بوکر شد. از بین آثار او کتابهای وقتی یتیم بودیم و هرگز ترکم مکن نیز به فهرست نهایی جایزهٔ بوکر راه یافتند. در سال ۲۰۰۸، مجله تایمز او را در رده ۳۲ در بین ۵۰ نویسنده برتر انگلیسی از سال ۱۹۴۵ قرار دادهاست.ایشیگورو در سال ۲۰۱۷ برنده جایزه نوبل ادبیات شد.
هرگز ترکم مکن رمانی نوشته کازوئو ایشیگورو نویسنده ژاپنی بریتانیایی است که در سال ۲۰۰۵ منتشر شد. این رمان در همان سال نامزد جایزه بوکر و در سال ۲۰۰۶ نامزد جایزه آرتور سی کلارک شد. مجله تایم نیز آن را به عنوان بهترین رمان سال ۲۰۰۵ برگزید و آن را در لیست ۱۰۰ رمان برتر انگلیسی زبان، از سال ۱۹۲۳ تا ۲۰۰۵ قرار داد. در سال ۲۰۱۰ این رمان به کارگردانی مارک رومانک، با همین نام «هرگز ترکم مکن» از سوی هالیوود نیز دستمایه اقتباس سینمایی قرار گرفت.
كازئوايشي گورو در این کتابش داستان عشق،ازدست رفتگي و حقايق نهاني را روايت ميكند. از همين روست كه هرگز تركم مكن جايش را در ميان بهترين آثار او باز کرده، رمانی تكاندهنده، آكنده از احساس شكنندگي انسان معاصر و خاطرات بهيادماندني شخصيتهايش كه رفتهرفته به حقيقت دوران كودكي و نيز آيندهي خود پي ميبرند. آنها پس از سالها درمييابند كه چرا مؤسسهي «هيلشم» از كودكي پناهشان داده است.
هرمیت در پاریس
- نام نویسنده : ایتالو کالوینو
- نام مترجم : محمدحسین واقف
هرمیت در پاریس را اتوبیوگرافی ایتالو کالوینو برشمردهاند، منتها نه یک خودزندگینامهی مرسوم، بلکه قطعه قطعه که بعدِ مرگش کنار هم گذاشته شد تا بخشهایی از زندگی و نگاهِ او را به جهان روشنتر کند. به همین خاطر کتاب نوزده بخش دارد که در آن هم مثلاً پاسخهای کالوینو را میخوانیم به یک پرسشنامهی عادی، هم خاطراتِ جذابِ سفرش به امریکا را. هم مقالهی درخشانش دربارهی موسولینی و برخوردِ او با این دیکتاتور سیاهپوش را، هم روایتش را از استالین و درگیریهای نسلش. کتابِ هرمیت در پاریس مملو از تکههای گوناگون فکر و زیستنِ این نویسندهی پیشروِ ایتالیایی است. او که دربارهی تورین و دغدغههایش مینویسد و در جایی دیگر از رابطهی نویسنده با شهرش روایت میکند، بهناگاه سراغِ نیویورک میرود و آنجا را میستاید و درعینحال پل میزند به سالهای جوانیاش در ایتالیا. کتاب را همسرِ کالوینو تدوین کرده است و در آن بسیاری از اعترافها و احساسهای نویسنده را به جهانی که در برش گرفته میتوان مشاهده کرد. نویسندهی بارونِ درختنشین در این یادداشتها، مقالات و تکنگاریها بیواسطه با مخاطبانش سخن گفته و نشان داده که چگونه زیسته، چگونه نگاه کرده و حتا چگونه به سوی مرگ گام برداشته است.
هزار پیشه
چارلز بوکوفسکی
علی امیرریاحی
هاینریش چارلز بوکوفسکی (به انگلیسی: Henry Charles Bukowski) (زاده ۱۶ اوت ۱۹۲۰ - درگذشته ۹ مارس ۱۹۹۴) شاعر و داستاننویس آمریکایی است.
نوشتههای بوکوفسکی به شدت تحت تأثیر فضای لس آنجلس، شهری که در آن زندگی میکرد قرار گرفت. او اغلب به عنوان نویسندهٔ تأثیرگذارِ معاصر نام برده میشود و سبک او بارها مورد تقلید قرار گرفتهاست. بوکوفسکی، هزاران شعر، صدها داستان کوتاه، و ۶ رمان، و بیش از پنجاه کتاب نوشته و به چاپ رساندهاست.
یکهو اتاق پر از نور شد و صدای تلق تلق و غرش آمد.خط ریل قطار درست همسطح پنجرهی اتاقم بود. مترو هم آنجا ایستاده بود. ردیف چهرههای نیویورکی برگشته بودند و نگاهم میکردند. قطار چند لحظه ایستاد و دوباره به راه افتاد. همهجا تاریک بود. دوباره اتاق پر از نور شد. به چهرهها نگاه کردم، این تصویر مثل وهمی از جهنم دوباره و دوباره تکرار شد. هر قطارِ پر از مسافری که میرسید، چهرههای داخلش زشتتر، دیوانهتر و بیرحمتر از قبلی بود…
هزار و یک شب (۲ جلدی) (بر اساس نسخه بولاق) 💯
محمدرضا مرعشی پور
شروع داستان هزار و یک شب به نقل از پادشاهی است، با عنوان شهریار (پادشاه) و روایتگر آن شهرزاد (دختر وزیر) است. اکثر ماجراهای آن در بغداد و ایران میگذرد و داستانهای آن را از ریشهٔ ایرانی و برگردانی از «هزارافسان» دانستهاند. اینکه داستانهایهزار و یک شب در اصل مشخص و روشن بوده باشند و تعداد آنها دقیقاً هزار و یک بوده باشد چندان واقعی به نظر نمیرسد. اما داستانهای زیادی زیر نام «هزار و یک شب» نوشته شدهاست.
هزار و یک شب (۲ جلدی)(قابدار)
مترجم: عبداللطیف طسوجی
مصحح: سیامک گلشیری
پس از دو سال کار ویرایشی و پیرایشی بر روی ترجمه عبداللطیف طسوجی از کتاب “هزار و یکشب” سرانجام این اثر در شکل و قالبی متفاوت در اختیار مشتاقان کتاب و بهخصوص مجموعهداران و طرفداران کتابهای نفیس قرار گرفته است.
“هزار و یکشب” که در دو جلد توسط کتاب پارسه منتشر شده، بر اساس نسخه سال 1261 قمری است که در تبریز چاپ شد. این کتاب مزین است به گراورهای زیبایی از چاپ انتشارات اشت (hachette) فرانسه که در سال 1865 میلادی همراه با ترجمه فرانسوی آنتوان گالان منتشر شدند. “هزار و یکشب” یا “هزار افسان” بطور کاملا تصادفی در موزهای در یکی از شهرهای مشرق زمین به دست شارل آنتوان گالان – منشی وقت سفیر فرانسه – افتاد. گالان که با مطالعه چند صفحه از آن پی برد با کتاب بزرگ و مهمی مواجه است، تصمیم گرفت آن را با خود به فرانسه ببرد و ترجمه کند. با این اتفاق “هزار و یکشب” به شهرت جهانی رسید.
گفته میشود که این اثر پیش از دوران هخامنشی در هند پدید آمد و پیش از حمله اسکندر، به ایران رسید و به زبان پارسی کهن ترجمه شد. در دوران ساسانیان بار دیگر قصههای این کتاب به زبان پهلوی یا پارسی میانه برگردانده شد. در قرن سوم هجری این کتاب به زبان عربی ترجمه شد و دیگر اثری از ترجمه پهلوی آن نبود. این کتاب سپس دست به دست گشت و قصههایی از دوران جاهلیت عرب و صدر اسلام و بعدها قصههایی از خلفای عباسی و اموی به آن افزوده شد. سرانجام در قرن دهم هجری تمام این قصهها جمعآوری شد و سرگرمیهای شبهای عرب یا هزار و یکشب نام گرفت.
چاپ کتاب پارسه از “هزار و یکشب” ترجمه عبداللطیف طسوجی، به کوشش سیامک گلشیری فراهم آمده است. گلشیری تلاش کرده است برای سهولت در خواندن کتاب، با نشانهگذاری و حذف پارهای حروف ربط و اضافه، اثر را برای همه مخاطبان خوشخوان و روان کند. این کتاب در دو جلد رحلی عرضه شده و تفاوتهای فرمی بارزی با سایر چاپهای هزار و یکشب دارد.
کتاب به غیر از امتیازهایی از قبیل تصاویر جذاب، چاپ دو رنگ، گرافیک، صحافی و قابسازی اعلا، لوح فشردهای نیز به همراه دارد که دربردارنده سوئیت سنفونی شهرزاد، ساخته نیکلای ریمسکی کورساکوف – موسیقیدان روس – است.
هزار و یک شب (۴ جلدی)
محمدرضا مرعشی پور
هزار و یک شب مجموعهای از داستانهای افسانهای قدیمی هندی، ایرانی و عربی است که به زبانهای متعددی منتشر شدهاست.
شروع داستان هزار و یک شب به نقل از پادشاهی است ساسانی با عنوان شهریار (پادشاه) و روایتگر آن شهرزاد (دختر وزیر) است. اکثر ماجراهای آن دربغداد و ایران میگذرد و داستانهای آن را از ریشهٔ ایرانی دانستهاند، که تحت تاثیر آثار هندی و عربی بودهاست. اینکه داستانهای هزار و یک شب مشخص و روشن باشند و تعداد آنها دقیقاً هزار و یک باشد چندان واقعی به نظر نمیرسد. اما داستانهای زیادی زیر نام هزار و یک شب نوشته شدهاست.
هزار و یک شب (۵ جلدی) 💯
ترجمه و تحقیق: ابراهیم اقلیدی
این کتاب جدیدترین ترجمه از هزار و یک شب است و ثمرهی کاری طولانی که نزدیک به یازده سال به طول انجامید. ثمرهی این کار طولانی، ارائهی کاملترین هزار و یک شب به زبان فارسی است که بر اساس متنهای عربی و با اتکا به ترجمههای انگلیسی و فرانسهی آن انجامشده است.
هزار و یک شب ـالف لیله و لیله- کتابیست پیوندی و چند رگه و ریشهی اصلی آن در کتاب «هزار افسان» فارسی و نیز داستانهای هندی بوده است. پس از انتقال این داستانها به جامعهی اسلامی و عربی بسیاری از عناصر ایرانی و هندی آن باقی ماند و به مرور زمان عناصر دیگر و عمدتا عربی وارد داستانها شد. امروز از انتشار نخستین ترجمهی هزار و یک شب توسط آنتوان گالان به فرانسوی بیش از سیصد سال میگذرد و نخستین ترجمهی فارسی آن را صد و پنجاه سال بعد در سال ۱۲۲۳ عبداللطیف تسوجی با چاپ سنگی انجام داد. نخستین چاپ آن ترجمه به صورت امروزی در سال ۱۳۱۵ به وسیلهی انتشارات کلالهی خاور عرضه و بعدها چاپهای گوناگونی از آن به وسیلهی ناشران مختلف انتشار یافت و هنوز هم همان ترجمه با چاپهای مختلف یافت میشود.
اما از نیاز به ترجمهای جدید از هزار و یک شب به فارسی احساس میشد. بر اساس همین نیاز، نشر مرکز پیشنهاد ترجمهی مجدد این اثر را بر اساس معتبرترین نسخههای موجود با مترجم در میان گذاشت. ابراهیم اقلیدی اساس کار ترجمه را بر متون عربی معتبر قرار داد و در عین حال از نسخ معتبر انگلیسی و فرانسه نیز برای این ترجمه استفاده کرد.
هزار و یک شب رهآورد سفر قصهها، فرهنگها و تمدنها است و پس از اودیسهی هومر تنها اثر داستانی جهان است که یکسره از سفر پدید آمده است. در سیصد سالی که با هزار و یک شب بر جهان گذشته، این کتاب بر فرهنگ بشری تاثیر فراوان گذاشته و از موسیقی و تئاتر و هنر پاپ تا توریسم و آرایش و تبلیغات تجاری و کارتونهای سینمایی و حتی سبکهای ادبیای چون واقعگرایی جادویی داستان نویسان آمریکای لاتین چون بورخس و مارکز و اکنون نویسندگان پست مدرن تاثیر آن مشهود است.
هزارتوهای بورخس 💯
خورخه لوئیس بورخس
ترجمه: احمد میرعلائی
خورخه لوییس بورخس (۱۸۹۹-۱۹۸۶) داستان کوتاه نویس، شاعر، مقاله نویس و مترجم آرژانتینی ، در بوینس آیرس متولد شده است. هزارتوهای بورخس اثر بسیار معروف او، که در سال ۱۹۶۲ منتشر شد، مجموعه ای از داستانهای کوتاه و مقالات نوشته شده توسط خود بورخس است که به انگلیسی نیز ترجمه شده است. این کتاب شامل داستانهای بسیار معروف بورخس می باشد، که به تلاش خود او جمع آوری شده است. بیشتر داستانها از مجموعه های موجودات خیالی (۱۹۴۴) و الف (۱۹۴۹) انتخاب شده اند.
همانطور که گفته شد، کتاب هزارتوهای بورخس مجموعه ای از داستانهای کوتاه و مقالات است، داستانهای کوتاه بیش از نیمی از کتاب هزارتوها را دربر می گیرد، بقیه کتاب شامل مجموعه ای از مقالات در مورد موضوعات مختلف ادبی و هم چنین حکایات تمثیلی کوتاه، می باشد. البته در این کتاب نیازی به دسته بندی نیست، زیرا هر داستان کوتاه شامل بار تخیلی یک داستان، دقت ریاضی مورد نیاز در نگارش یک مقاله و استعاره موجود در یک حکایت تمثیلی می باشد. نوع نثر بورخس ساده نیست، اما با خواندن هریک از مقالات و داستانهای او در می یابیم که بورخس از چه استعداد و مهارتی در نوشتن برخوردار بوده است. بنابراین می توان این کتاب را یک شاهکار ادبی قلمداد نمود. بعلاوه مهارت، کاردانی، شوخ طبعی و هوش زیاد، از ویژگی های برجسته او به شمار می آید.
اگرچه بورخس در ابتدا شهرت خود را از نوشته هایش کسب کرد، اما او در آغاز کار ادبی خود، شاعر بود. دنیل بالدرستون، در لغت نامه زندگی ادبی، می گوید: “بورخس، یکی از شعرای بزرگ امریکای لاتین در قرن بیستم، محسوب می شود”. بورخس در سالهای ابتدایی فعالیت اش، بخشی از یک جنبش افراطی بود، که همین فعالیت او در مضامین سورئالیسم در اشعارش منعکس شده است.
علاوه بر این، داستانهای بورخس مضامین برجسته زیادی دارند. مضامین موجود در کتاب هزارتوهای بورخس تقریبا در تمام آثار دیگر او مشترک هستند، مضامینی مانند رویاها، هزارتوها، آیینه ها، حیوانات، نویسندگان تخیلی، فلسفه، مذهب و خدا. همچنین او اغلب در داستانهایش، به ایده زندگی در زمان حال اشاره دارد- گذشته و آینده ای وجود ندارد. هزارتوها از این لحاظ ویژگی جادویی و افسانه ای دارد، زیرا او اغلب برای بیان ایده های ذهنی اش، از استعاره و نماد استفاده می کند.