و تو برنگشتی
مارسلین لوریدان ایونس
ترجمه: نگار یونس زاده
مارسلین لوریدان ایونس در سیزدهم آوریل ۱۹۴۴ همراه پدرش به آشویتس ـ بیکنائو تبعید و در دهم مهی ۱۹۴۵ بهدست ارتش سرخ آزاد میشود. اما پدرش مثل ۴۵ عضو دیگر خانواده و خویشانش هرگز از اردوگاهها برنمیگردد. مارسلین هفتاد سال بعد، با کتاب «و تو برنگشتی» دوران هولناک اسارت و زندگی پس از آن را برای پدر ازدسترفتهاش روایت میکند.
دیگر از گاز خبری نبود. دیگر دهانهی گشودهای در کار نبود که بتوانند دقیقه به دقیقه ما را درون آن بیندازند. ما دختران بیرکنائو از بزرگترین مرکز قتلعام نجات پیدا کرده بودیم. دیگر دودکشی در کار نبود. نه کورهی جسدسوزی، نه بوی جسدهایی که جزغاله میشد. برای همین بود که من، با اینکه مثل بید میلرزیدم، زیر چادرهایی که میان برف بر پا کرده بودیم آواز میخواندم.
وات
ساموئل بکت
ترجمه: سهیل سمی
وات لبخند زدن مردم را دیده بود و فکر می کرد می داند که این کار چگونه انجام می شود. و این حقیقت داشت که لبخند وات، البته وقتی که لبخند می زد، مثلا، بیش از نیشخند یا خمیازه، به لبخند شبیه بود. اما لبخند وات ناقص بود، چیزی کم داشت، و کسانی که برای اولین بار لبخندش را می دیدند، و البته اکثر کسانی که لبخندش را می دیدند برای اولین بار آن را می دیدند، به شک می افتادند که وات قصد دارد دقیقا چه حالتی به چهره اش بدهد. از نظر خیلی ها لبخند او شبیه شکلک بود. وات خیلی کم و به ندرت از این لبخند استفاده می کرد. (از متن کتاب)
واحهی غروب
نویسنده: بهاء طاهر
مترجم: رحیم فروغی
ادبیات داستانی مصر از جایگاه ویژه ای در میان کشورهای عرب زبان برخوردار است. چهره شاخص ادبیات مصر نجیب محفوظ که جایزه نوبل را نیز به خود اختصاص داده، سالهاست در میان مخاطب فارسی زبان چهره ای شناخته شده محسوب می شود که عمده آثارش نیز به فارسی برگردانده شده است که با انتشار کتاب حاضر مخاطب فارسی زبان یکی دیگر از نویسندگان برجسته این کشور آشنا شده است.
«واحه ی غروب» اولین اثری است که از بها طاهر به فارسی ترجمه و در ایران منتشر شده است. این رمان به دلیل برنده شدن در نخستین دوره جایزه جهانی رمان عربی (بوکر عربی) در سال ۲۰۰۸ در جهان عرب و اروپا اثری کاملا شناخته شده است. این جایزه سبب شد رمانهای بها طاهر که پیشتر هم به زبانهای دیگری ترجمه شده بودند با اقبال جهانی بیشتری رو به رو شوند و رمان واحه غروب نیز به زبانهای انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، یونانی، نروژی، ایتالیایی و بوسنیایی ترجمه شود.
زمان وقوع داستان«واحه غروب»، دو دهه آخر قرن نوزدهم است. مصر در اشغال انگلستان است و دولتی ناتوان و دست نشانده در آن حکومت می کند. انقلاب احمد عرابی علیه اشغال انگلستان و دولت دست نشانده، امیدی در دل به تنگ آمدگان میافکند اما انقلاب به شکست میانجامد و به دنبال آن بازجوییها و محاکمهها شروع میشود.
آنچه این رمان را برای خواننده ایرانی خواندنیتر میکند، همانندیهای تاریخی، اجتماعی و سیاسی ایران و مصر و نیز دیرینگی و دیرپایی این همانندیهاست. ایران و مصر هر دو میراثدار تمدنهایی کهن هستند و در طول تاریخ شرایط سیاسی و اجتماعی کم و بیش مشابهی را آزمودهاند. این دو کشور، اما در گذر زمان نقش با شکوه گذشته را واگذاشته و در دورههایی از تاریخ خود بحرانهایی دشوار را از سرگذراندهاند.
یکی از موضوعات این رمان پیش نهادن این پرسش است که آیا شکوه گذشته میتواند پلهای برای پیشرفت امروز باشد؟ یا برعکس سرمست شدن از افتخار به تاریخ پیشینیان، ما را در بامداد رحیلی پرشتاب به خوابی نوشین میفریبد و از پیمودن سبیل سربلندی باز میدارد.
واژه هایی در اعماق آبی دریا
کت کرولی
ترجمه: زهرا جهانفریان
سالها پيش، ريچل عاشق هنري جونز ميشود. او يك روز پيش از رفتن از آن شهر، نامهاي عاشقانه لاي كتاب مورد علاقه هنري ميگذارد؛ اين كتاب در كتابفروشي خانوادگي آنها قرار دارد. ريچل چشم به راه ميماند، ولي هنري هرگز نميآيد. حالا ريچل بعد از سالها دوباره به شهر برگشته... او قرار است در همان كتابفروشي و در كنار هنري مشغول به كار شود. ولي هيچچيز مثل قبل نيست؛ در گذر سالهايي كه هنري و ريچل از هم دور بودهاند اتفاقاتي افتاده كه ريچل ديگر حسي را كه در گذشته نسبت به هنري داشته ندارد. ريچل و هنري كه حالا در فضايي پر از كتاب در كنار يكديگر كار ميكنند، براي هم نامههايي مينويسند و لاي كتابها ميگذارند. آنها دوباره اميد را در وجود يكديگر پيدا ميكنند. شايد چيزهايي مثل واژهها، عشق و شانس دوبارهاي كه به هم ميدهند، براي تغيير همه چيز كافي باشد.
وافرگشت
مکس بروکس
ترجمه: سیما تقوی
پرفروش نیویورک تایمز •
نویسنده شمارهی ۱ پرفروش نیویورک تایمز، خالق جنگ جهانی زِد، بازگشته است با «تریلر بیگفوتی که نمیدانستید به آن نیاز دارید ــ و یکی از بهترین رمانهای وحشت است که تا به حال خواندهام.»
— بلیک کراوچ، نویسندهی مادهی تاریک و بازگشت
نامزد نهایی جایزهی لوکوس
پس از آنکه خاکستر و آشوبِ ناشی از فوران کوه رِینیِر فرو نشست، داستانِ قتلعامِ گرینلوپ تقریباً بیتوجه و بررسینشده باقی ماند... تا امروز.
دفترچههای روزانهی «کِیت هالند»، که از ویرانههای خونآلود آن شهر بازیابی شدهاند، روایتی را در خود دارند چنان هولناک ــ و چنان تکاندهنده در پیامدهایش ــ که نمیتوان آن را به فراموشی سپرد.
در این صفحات، «مکس بروکس» برای نخستین بار گزارش خارقالعادهی کیت را به جهان عرضه میکند و سخنان او را بهطور کامل، در کنار پژوهشهای گستردهی خود دربارهی آن قتلعام و موجودات افسانهایِ عامل آن بازگو مینماید.
روایت کیت، داستانیست از نیروی درونی و پایداریِ غیرمنتظره، از ایستادگی انسان در برابر نگاه بیرحمانهی یک شکارچیِ هولناک، و سرانجام، از توحش و مرگ.
اما این تنها بخشی از ماجراست.
زیرا اگر آنچه کیت هالند در آن روزها دیده است حقیقت داشته باشد، باید ناممکن را بپذیریم. باید بپذیریم که موجودی به نام بیگفوت در میان ما گام برمیدارد — و آن موجود، هیولاییست با نیرویی سهمگین و خشمی مرگبار.
این کتاب آمیزهایست از روایت بقا، وحشت خونین و کاوشی علمی در مرز میان حقیقت و خیال — داستانی از بیگفوت، چنان که تنها مکس بروکس میتواند روایت کند، و همانند هیچ داستانی که پیش از این خواندهاید نیست.
ستایشها از رمان انحراف (Devolution):
«لذتبخش... [روایتی] از آشوب ماورایی که دوستداران استیون کینگ و مایکل کرایتون یکسان از آن لذت خواهند برد.»
— کِرکِس ریویو (برگزیده با ستاره)
«داستان به شکلی چنان تأثیرگذار روایت میشود که دوستداران ژانر وحشت میخواهند باورش کنند — و شاید حتی هشدارش را جدی بگیرند.»
— بوکلیست (برگزیده با ستاره)
والدن (گالینگور)(خشتی) 💯
هنری دیوید ثورو
سید علی رضا بهشتی شیرازی
والدن که اولین بار با نام والدن؛ یا زندگی در جنگل (به انگلیسی: Walden; or, Life in the Woods) منتشر شد، نام کتابی است که هنری دیوید ثورو در سال ۱۸۵۴ میلادی منتشر کرد.
ثورو به مدت دو سال و دو ماه و دو روز در کلبهای چوبی کنار دریاچه والدن در کنکورد، ماساچوست زندگی کرد. او این کلبه را بدست خود در زمینهای دوستش، رالف والدو امرسون، ساخت. ثورو در کتابش از این دو سال میگوید و اینکه چگونه با الهامگیری از طبیعت به تعمق در اجتماع و روابط میان انسانها پرداختهاست. رسیدن به زندگی ساده و خودکفایی از دیگر اهداف ثورو در انجام این آزمایش بودهاست. این تجربه ثورو از فلسفهٔتعالیگرایی سرچشمه گرفته که از موضوعات بنیادین دوران رومانتیسم آمریکایی بودهاست. همانطور که ثورو در کتابش بیان کرده، این کلبه در سه مایلی شهر زادگاهش قرار داشتهاست.