هنری و کیتو
آیریس مِرداک
ترجمه: زهره مهرنیا
«هنری و کیتو» هجدهمین رمان آیریس مِرداک است که سال ۱۹۷۶ منتشر شده و اگر «دریا؛ دریا» از نظر ادبی مهمترین رمان این فیلسوف و رماننویس ایرلندی تلقی شده، «هنری و کیتو» محبوبترین و پرفروشترین اثرش محسوب میشود. منتقدان آن را در گونه تریلر طبقهبندی کردهاند زیرا در کتاب شاهد جنایات خشونتبار و فراز و نشیبهای متعددی هستیم و تعلیق و هیجان در آن حرف اول را میزند.
آیریس مِرداک سال ۱۹۱۹ بهدنیا آمد و سال ۱۹۹۹ درگذشت. او در دانشگاه آکسفورد به مطالعه علوم کلاسیک و تاریخ باستان رو آورد و در فلسفه، شاگرد ویتگنشتاین بود. سالها در همان دانشگاه بهتدریس فلسفه پرداخت و آثار اولیهاش، رسالههایی نظری بودند که بیشتر از هرچیز تحت تاثیر اگزیستانسیالیسم و ژان پل سارتر بود. مِرداک رماننویسی را از دهه ۱۹۵۰ میلادی آغاز کرد و تا پایان عمرش ۲۶ رمان نوشت که مضامین اصلیشان مسئله خیر و شر، روابط میان زن و مرد و ضمیر ناخوداگاه انسانی بودند. آیریس مِرداک یکی از بزرگترین نویسندگان انگلیسیزبان قرن بیستم بهحساب میآید.
در بخشی از این کتاب آمده است: «فکر کنم این مرکز همهچیز است؛ حقیقتگویی. همیشه تلاش کن حقیقت را کشف کنی. از دروغ پرهیز کن؛ حتی دروغهای نصفه و نیمه، همین دروغهای نصفهونیمه روح آدم را میکشد. میدانی، آنقدری که فکر میکنی آدم سطح پایینی نیستم.
هنوز هم من
جوجو مويز
ترجمه: راضيه مرادي
تلفنم رو از جيبم كشيدم بيرون و عكسها رو رد كردم تا به عكسهاي مورد علاقهم از سم رسيدم كه با يونيفروم سبز تيرهش روي تراس نشسته بود. تازه كارش تمام شده بود و چاي مينوشيد، در حالي كه به من لبخند ميزد. خورشيد پايين پشت سرش بود و يادم ميآد كه داشتم به خورشيد نگاه ميكردم كه چطوري پايين ميرفت. چايي من روي طاقچه پشت سرم سرد ميشد، در حالي كه سم با صبوري نشسته بود تا من ازش عكس بگيرم. «خيلي خوشتيپه! اونم ميآد نيويورك؟» اون شب خواب ويل رو ديدم. خيلي كم خوابش رو ميديدم. روزهاي اولي كه اونو از دست داده بودم، اونقدر غمگين بودم كه فكر ميكردم يه نفر درست تو درونم يه سوراخ درست كرده. وقتي با سم آشنا شدم، خوابها متوقف شدن. اما دوباره خوابش رو ديدم. بعضي وقتها، اونقدر زنده به نظر ميرسيد كه انگار واقعا جلوي من وايساده بود.
هنوز هم من
جوجو مویز
مریم مفتاحی
این کتاب در کنار دو کتاب «من پیش از تو» و «پس از تو» تریلوژی داستانی این نویسنده را برای مخاطبانش در زبان فارسی تکمیل میکند.
قهمران رمان «هنوز من «لوئیزا کلارک است که اکنون به شهر نیویورک رسیده است و آماده تجربه اتفاقاتی تازه برای زندگی خودش است در عین حال به این فکر میکند که میتواند رابطه عاطفی خود را با دوستی که چند هزار مایل با او فاصله دارد، حفظ کند. با این همه او با جاشوا آشنا میشود و این آشنایی برای او این ارمغان را به همراه دارد که بار دیگر به خودش و ندای قلبش گوش دهد و به این فکر کند که لویزیا کلارک واقعا کیست؟
این کتاب در انتهای ژانویه ۲۰۱۸ منتشر شده است.
جوجو مویز روزنامهنگاری انگلیسی است که از سال ۲۰۰۲ به نوشتن رمانهای عاشقانه مشغول است. او یکی از تنها چند نویسندهای است که دو بار برنده جایزه سال رمان عاشقانه (Romantic Novel of the Year Award) توسط انجمن نویسندگان رمانهای عاشقانه (Romantic Novelists' Association) گردیده و آثارش به یازده زبان مختلف دنیا ترجمه شدهاند.
هواخواه
نام نویسنده : ویت تا نوین
نام مترجم : فرانک معنوی
این رمان برنده جایزه ادبی پولیتزر در سال ۲۰۱۶ و نیز برنده جایزه ادگار در همین سال است.
ویت تان نِوین نویسندهای ویتنامیامریکایی و استاد زبان انگلیسی و مطالعات امریکایی و قومی در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی است. اولین رمان نِوین، هواخواه، علاوهبر جایزه پولیتزر ۲۰۱۶، جایزه ادگار برای اولین رمان، جایزه سِنتر برای اولین رمان، مدال کارنیج برای رمان برتر از انجمن کتابخانه امریکا و جایزه آسیایی آمریکایی در ادبیات داستانی از انجمن کتابداران آسیاییامریکایی را دریافت کرده است و تحسین بسیاری را برانگیخته است.
در بخشی از متن این رمان میخوانیم: سختترین چیز دربارهی صحبتکردن با یک زن، برداشتن قدم اول است، ولی مهمترین نکته این است که فکر نکنید. فکرنکردن سختتر از چیزی است که به نظر میرسد، با اینحال درباره زنان، انسان هرگز نباید فکر کند. هرگز. اما این بهراحتی جواب نمیدهد. دفعات اولی که در دبیرستان به دخترها نزدیک شدم، زیادی فکر کردم، مکث کردم و در نتیجه دوباره و دوباره شکست خوردم. ولی در نهایت متوجه شدم تمام زورگوییهای دوران کودکی که نسبت به من شده بود، مرا قوی کرده و باعث شده باور کنم ردشدن، بهتر از نداشتن هیچگونه شانسی برای دیدهنشدن است.
هون دات
آنه دوک
ترجمه: اردشير نيک پور
آنه دوك توانسته است در رمان هوندات نيروي اعجابانگيز انسانهايي را بنماياند كه با سلاح آرماني مترقي و ارادهاي نيرومند با دشمناني به پيكار برخاسته بودند كه ديوان و غولاني واقعي بودند و از نظر برخورداري از جنگافزارها هراسانگيز مينمودند، اما از كيفيت گرانبهاي ايمان و پيكارجويي بيبهره بودند. ويژگي چشمگير هوندات نيز در همين است. اين اثر داستان جنگي است ناعادلانه كه در يك طرف آمريكا با بهترين و پيشرفتهترين امكانات و تجهيزات مرگبار و سلاحهاي قوي قرار دارد و از طرف ديگر مردم روستايي معمولي، كشاورزان، دامداران و صيادان ويتنام...
هیچ چیز جای کتاب را نمی گیرد
ان بوگل
ترجمه: علی موسوی ده شیخ
برای بسیاری از مردم، کتابخواندن فقط یک سرگرمی یا راهی برای پر کردن وقت نیست ــ بلکه یک سبک زندگی است. کتابهایمان ما را شکل میدهند، تعریف میکنند، افسونمان میکنند و حتی گاهی خشمگینمان میسازند. کتابهای ما بخشی از وجود ما بهعنوان انسان هستند و ما نمیتوانیم زندگی را بدون آنها تصور کنیم.
کتاب «ترجیح میدهم کتاب بخوانم» (I’d Rather Be Reading) همراهی ادبیِ بینقص برای هرکسی است که چنین احساسی دارد. در این مجموعه از بازتابهای دلنشین و قابلدرک دربارهی زندگیِ کتابخوانی، آن بُوگل (Anne Bogel)، وبلاگنویس و نویسندهی محبوب، خوانندگان را به یادآوری اولین کتابی دعوت میکند که آنان را مسحور کرد، جایی که نخستین بار عاشق کتابخواندن شدند، و تمام لحظههایی که پس از آن، آنها را به خوانندهای که امروز هستند تبدیل کرد.
بُوگل که از طریق پادکست پرطرفدار خود «بعدی چه بخوانم؟» (?What Should I Read Next) بهعنوان مرجع سلیقهی کتابخوانی شناخته میشود، عاشقان کتاب را به جامعهای از افراد همفکر دعوت میکند تا راههای تازهای برای نزدیکشدن به ادبیات کشف کنند، چیزهای جذاب و تازهای دربارهی کتابها و صنعت نشر بیاموزند، و دربارهی نقشی که کتابخوانی در زندگیشان دارد بیندیشند.
این کتاب، هدیهای بینقص برای هر کتابدوستی در زندگی ماست و جایگاهی ارزشمند روی قفسههای مملو از کتاب هر عاشق مطالعه خواهد داشت.
هیل بیلی (روزگار آمریکاییهای پشت کوهنشین خاطرات یک خانواده و یک فرهنگ بحرانزده)
جي دي ونس
ترجمه: عليرضا پارساييان
در اين کتاب فوقالعاده و تاثرانگيز، دنياي محروم زندگي فقيرانه در کوهستان آپالاچيا (ناحيهاي کوهستاني در شرق ايالت متحده آمريکا) توصيف شده است. ونس (نويسنده) توسط پدربزرگ و مادربزرگ مهربان و نامتعادلاش بزرگ شد. چون پدرش ترکش کرده بود و مادرش نيز علاقهاي به نگهداري او نداشت. با وجود تمام ناملايمات او کودکي فقيرانه و نامهربان خود را پشت سرگذاشت و توانست به دانشکده حقوق ييل برود. داستان کتاب حول و حوش زندگيهاي فقيرانه و مسايل خانوادگي و فرهنگي پيچيده آن است اما جادوي حقيقي در خود داستان است و شجاعت ونس براي بازگويي آن.
هی صبر کن
جیسون
محمد حسینی مقدم
این کتاب داستان دو دوست در دوران کودکی است. دورانی که به ظاهر مجموعه ای است از تابستان های تنبل و کش دار.دورانی که به بازی کردن و کتاب خواندن و فکر کردن به آینده می گذرد. آینده ای که برای بچه ها بی نهایت است، در دور از دسترس که فقط انبوهی از احتمالات را در خود دارد.و بعد ناگهان در یک لحظه اتفاقی می افتد که همه چیز را بهم میریزد. . .
کارهای این کارتونیست نروژی ترکیبی است که ناتورالیسم سرخوشانه و رئالیسم جادویی که با سبکی خاص در پرداخت بصری روایت همراه شده است. کتاب «هی ، صبر کن. . .» می تواند نمونه خوبی برای معرفی آثار احساس برانگیز اما دلگیر کننده این هنرمند باشد.
آثار جیسون شعرند. شعری که در عین زیبایی ترسناک است و در عین اینکه رستگاری را نوید می دهد سرشار از ناامیدی است او هم زمان کافکا وکیتس جهان کمیک استریپ است.«شرمن الکسی»
مراقب باشید پیش از اینکه شروع به خواندن کتاب کنید خوب فکر کنید این کتاب بسیار زیباست و در عین حال قلب شما را خواهد شکست.«دیلن هاراکس»
هیاهوی زمان
جولین بارنز
مترجم: سپاس ریوندی
هیاهوی زمان تازهترین رمان جولین بارنز، نویسنده مشهور انگلیسی، است که در سال ۲۰۱۶ منتشر شده. بارنز این رمان را بر اساس زندگی دمیتری شاستاکوویچ، آهنگساز مشهور روس، و رابطه او با حکومت شوروی در دوران استالین و خروشچف نوشته است.
جولین بارنز در سال ۲۰۱۱ برای رمان درک یک پایان برنده جایزه بوکر شد.
هیاهوی زمان
نویسنده : جولین بارنز
مترجم : پیمان خاکسار
«هیاهوی زمان» آخرین رمان بارنز است که بعد از کسب جایزهی بوکر برای کتاب «درک یک پایان» منتشر شده است. این کتاب سنت برخی کارهای گذشته و ترکیبی از زندگینامه و داستان است.
بارنز در این کتاب سراغ «دیمیتری شوستاکوویچ» آهنگساز مشهور روس رفته و به زندگی و رابطهای که با قدرت داشته پرداخته است. شوستاکوویچ زندگی پرفراز و نشیبی داشته و به واسطهی زندگیاش در جنگ و استعدادهایی که داشته مورد توجه دولت، به خصوص استالین بوده است.
بارنز پیش از این نیز این تکنیک (آمیختن زندگینامه و داستان) را با زندگی «گوستاو فلوبر» در کتاب «طوطی فلوبر» و «آرتور کانن دویل» نویسندهی شرلوک هولمز در کتاب «آرتور و جرج» به کار برده است.
خاکسار دربارهی ترجمهی این اثر میگوید: «یکی از دلایلی که این کتاب را برای ترجمه انتخاب کردم این است که این کتاب یک تقارن شگفت دارد. من همیشه عاشق جولین بارنز بودم و. آرزو داشتم یکی از کتابهای او را ترجمه کنم. از طرف دیگر شوستاکوویچ یکی از آهنگسازان محبوب من است که از دوران نوجوانی همراهم بوده و در طول یک هفته بارها و بارها به آثارش گوش میدهم.»
«وقتی دیدم نویسندهی مورد علاقهام دربارهی آهنگساز محبوبم کتابی نوشته درنگ نکردم. آن موقع مشغول ترجمهی “شن روان” نوشتهی “استیو تولتز” بودم. با این حال ترجمهی کتاب را نیمه رها کردم و به ترجمهی کتاب بارنز پرداختم.»
هیچ
کارمن لافورت
مترجم: فرزاد فروتنی
رماننویس اسپانیایی. از مهمترین نویسندگان اسپانیا در دوران جنگ داخلی است و آثارش با مکتب اگزیستانسیالیسم پیوندی نزدیک دارد. در بارسلونا متولد شد اما در دو سالگی به همراه خانواده به جزایر قناری مهاجرت کرد. مرگ مادرش تاثیری عمیق بر وی گذاشت خصوصا به این دلیل که پدرش بعد از این اتفاق با زنی ازدواج کرد که مورد نفرت او و خواهر و برادرانش بود. در هجده سالگی به بارسلونا برگشت و در دانشگاه این شهر به تحصیل فلسفه پرداخت. بعد از این به مادرید رفت تا در رشتهی حقوق ادامهی تحصیل دهد اما در سال دوم درس را نیمهکاره گذاشت تا به شکل تماموقت به نویسندگی بپردازد. عمدتاً برای رمان هیچ (۱۹۴۴) شهرت دارد. این رمان تصویری غمانگیز از ورود نوجوانی به بارسلون (زادگاه نویسنده) پس از جنگ داخلی است. آثار دیگرش عبارتاند از جزیره و شیاطین (۱۹۵۲)، و زن تازه (۱۹۵۵) که داستان تغییر مذهب را باز میگوید.
در اواخر عمر به آلزایمر مبتلا شده بود و در نهایت توانایی سخن گفتن را نیز از دست داد. آثار او که برای مدتهای مدید فراموش شده بود، پس از مرگش دوباره در جامعه ی ادبی مطرح شد.
هیچ دوستی بجز کوهستان
نویسنده: بهروز بوچانی
بهروز بوچانی (زادهٔ ۱ مرداد ۱۳۶۲ در استان ایلام) روزنامهنگار و نویسنده کرد ایرانی است. شرح حال او با نام رفیقی نه مگر کوهستان که در اردوگاه پناهندگان مانوس نوشته که برنده جایزههای بسیاری شده است. او از سال ۲۰۱۳ (میلادی) تا نوامبر ۲۰۱۹ در جزیره مانوس گرفتار بود. او در ۱۴ نوامبر ۲۰۱۹ با روادید مسافرتی، به کرایستچرچ نیوزیلند سفر کرد تا در رویداد ادبی «جشنواره کلمه» شرکت کند. بوچانی پس از ورود به نیوزیلند گفت دیگر هرگز به پاپوآ گینهنو و استرالیا بر نمیگردد.
هیچ وقت خانواده ای داشته ای؟
بیل کلگ
محمد حکمت
«هیچوقت خانوادهای داشتهای؟» در لیست بلند جایزه من بوکر قرار داشته و از جمله پرفروشهای نیویورک تایمز نیز هست.
در آمریکا پیش از رونمایی رسمی رمان «هیچوقت خانوادهای داشتهای؟» استقبال قابل توجهی از آن به عمل آمد و در مدت کوتاهی کتاب در بازار نایاب شد. در عین حال چهار وبگاه مهم ادبی آمریکا نقدهای مثبت زیادی برای کتاب نوشتند و کمیته جایزه بوکر کتاب را در فهرست اولیه جایزه نیز جا داد.
هیچوقت خانوادهای داشتهای نخستین رمان کلگ است ولی او در دنیای نشر آدم ناشناختهای نیست. سالها به عنوان کارگزار ادبی کار کرده و دو کتاب خاطرات پرفروش نوشته است: «تصویر معتاد به عنوان یک مرد جوان» و «نود روز» که هر دو به خاطر بیپردگیشان در برخورد با قضیهی اعتیاد مورد تحسین قرار گرفتهاند.
«هیچوقت خانوادهای داشتهای» داستانی است زیبا و سوزناک و پر از امید، فقدان و رستگاری که چندین کاراکتر را دنبال میکند که در تلاش برای بازسازی زندگیشان پس از حادثهای فاجعهآمیز هستند.