هملت (مصور)
ويليام شكسپير
اقتباس گران: استيون گرانت، تام مندريك
تصوير گر: گري فيلدز
مترجم: مينا جعفري ثابت
هملت داستان شاهزادۀ جوانی است که برای انتقام قتل پدرش برمیخیزد. شاهکار بیهمتا و شاعرانۀ ویلیام شکسپیر مسائل مربوط به وظیفه، اخلاقیات و وجدان را به چالش میکشد، نگرانیهایی همهگیر که انسان از ابتدای خلقت همواره با آنها دستوپنجه نرم کرده است. هملت آینۀ ترسها و امیدهای بشر است.
بسیاری معتقدند که دشواری نمایشنامههای شکسپیر از این بابت است که این آثار برای اجرای در صحنۀ نمایش نگاشته شدهاند نه صرفاً برای مطالعه. تصویرگری تام مندریک با مهارت بالای او عذاب و اضطراب حاکم بر این تراژدی را به خوبی به نمایش میگذارد و نهتنها به مطالعۀ سادهتر این آثار بدون تغییر در متن اصلی کمک میکند بلکه لذت به تصویر درآمدن این شاهکار ادبی را به مخاطب منتقل میکند. نشر چترنگ برای اولین بار در ایران آثار برجسته و کلاسیک جهان را به صورت مصور، ترکیب متن و تصویر، منتشر کرده است و در تلاش است تا با رواج این گونۀ ادبی، مطالعۀ آثار کلاسیک را برای مخاطبان مطبوعتر سازد.
هملت 💯
نام نویسنده : ویلیام شکسپیر
نام مترجم : مسعود فرزاد
بودن، یا نبودن، سوال اینجاست
آیا شایسته تر آن است که به تیر و تازیانهٔ تقدیرِ جفاپیشه تن دردهیم،
و یا تیغ برکشیده و با دریایی از مصائب بجنگیم و به آنان پایان دهیم؟
بمیریم، به خواب رویم- و دیگر هیچ.
و در این خواب دریابیم که رنجها و هزاران زجری که این تن خاکی میکشد، به پایان آمده.
این سرانجامی است که مشتافانه بایستی آرزومند آن بود.
مردن، به خواب رفتن، به خواب رفتن، و شاید خواب دیدن...
ها! مشکل همین جاست؛ زیرا اندیشه اینکه در این خواب مرگ
پس از رهایی از این پیکر فانی، چه رویاهایی پدید میآید
ما را به درنگ وامیدارد؛ و همین مصلحت اندیشی است
که این گونه بر عمر مصیبت میافزاید.
وگرنه کیست که خفّت و ذلّت زمانه، ظلم ظالم،
اهانت فخرفروشان، رنجهای عشق تحقیرشده، بی شرمی منصب داران
و دست ردّی که نااهلان بر سینه شایستگان شکیبا میزنند، همه را تحمل کند،
در حالی که میتواند خویش را با خنجری برهنه خلاص کند؟
کیست که این بار گران را تاب آورد،
و زیر بار این زندگی زجرآور، ناله کند و خون دل خورد؟
اما هراس از آنچه پس از مرگ پیش آید،
از سرزمینی ناشناخته که از مرز آن هیچ مسافری بازنگردد،
اراده آدمی را سست نماید.
و وامیداردمان که مصیبتهای خویش را تاب آوریم،
نه اینکه به سوی آنچه بگریزیم که از آن هیچ نمیدانیم.
و این آگاهی است که ما همه را جبون ساخته،
و این نقش مبهم اندیشه است که رنگ ذاتی عزم ما را بیرنگ میکند.
و از این رو اوج جرءت و جسارت ما
از جریان ایستاده
و ما را از عمل بازمیدارد.
آه دیگر خاموش، افیلیای مهربان! ای پری زیبا، در نیایشهای خویش، گناهان مرا نیز به یاد آر."
همنت
مگی اوفارل
ترجمه: مریم رئیسی
برندهٔ جایزهٔ حلقهٔ منتقدان کتاب ملی • پرفروشِ نیویورک تایمز • نویسندهٔ پرفروش The Marriage Portrait اینبار تصویری درخشان از یک ازدواج، خانوادهای ویرانشده از غم، و پسری ارائه میدهد که نامش بر یکی از مشهورترین نمایشنامههای تاریخ گذاشته شد. • «از میان تمام داستانهایی که دربارهٔ زندگی شکسپیر بحث و گمانهزنی میکنند… این رمان چنان زیبا و خیرهکننده نوشته شده که خواننده را به جهانی دیگر میبرد.» — روزنامهٔ بوستون گلوب
این کتاب بهزودی در قالب یک فیلم بلند سینمایی به کارگردانی کلویی ژائو و با بازی جسی باکلی، پل مسکال، امیلی واتسون و جو آلوین ساخته خواهد شد.
انگلستان، سال ۱۵۸۰: مرگ سیاه در سراسر سرزمین میخزد؛ تهدیدی همواره حاضر که سالم و بیمار، پیر و جوان را به یک اندازه آلوده میکند. پایان روزگار نزدیک است ــ اما زندگی همیشه راه خود را ادامه میدهد.
معلّم جوان لاتین ــ بیپول و آزاردیده از پدری خشن ــ عاشق زن جوانی میشود خارقالعاده و نامتعارف. اَگنِس مخلوقی وحشیطبع است که با باز شکاری بر دست، در زمینهای خانوادگیاش قدم میزند و در سراسر روستا بهخاطر استعدادهای شگفتانگیزش در درمانگری شناخته میشود؛ او گیاهان و داروها را بهتر از انسانها میشناسد. هنگامی که در خیابان هنلیِ استراتفورد-آپون-اِیون با شوهرش زندگی را آغاز میکند، به مادری بهشدت محافظ تبدیل میشود و به نیرویی ثابت و مرکزی در زندگی همسر جوانش بدل میگردد ــ همسری که درست در زمانی که حرفهاش در صحنهٔ تئاتر لندن رو به اوج است، پسر عزیزش بر اثر تب ناگهانی از دنیا میرود.
همنوایی شبانه ارکستر چوبها
نويسنده:رضا قاسمی
این رمان اولین بار توسط نشر کتاب در سال ۱۹۹۶ در آمریکا منتشر شد و بعدها در ایران اجازهٔ انتشار یافت و برنده بهترین رمان اول سال ۱۳۸۰ جایزه هوشنگ گلشیری و بهترین رمان سال ۱۳۸۰ منتقدین مطبوعات شد.
داستان از دیدگاه اول شخص بیان میشود و حکایت یک روشنفکر ایرانی است که به فرانسه پناهنده شده و دراتاق زیر شیروانی ساختمانی در پاریس زندگی میکند که ساکنانش را چند فرانسوی و ایرانی تبعیدی تشکیل داده اند. نویسنده واقعیت و خیال را در این داستان به هم آمیخته و ساختاری مالیخولیایی ایجاد کرده است.
اين داستان، روايت زندگي ساكنين يك ساختمان در پاريس است ; يعني روايت مهاجرين، آدمهاي گريخته از وطن، دل مشغولي، مشكلات روزمره و تنگناهاي غربت .نويسنده به شيوهاي خاص و با نقب زدن به زندگي خصوصي شخصيتهاي داستان، روايتي شگفت از مردان و زناني به دست ميدهد كه در پي مهاجرت، اندك اندك هويت خويش را رو به فراموشي سپردهاند، بلكه به انسانهايي مسخ شده بدل گشتهاند .در اين هنگامه، عشقها تبديل به روابط پيش پا افتاده و مبتذل جنسي تنزل كرده و همه چيز در چنبري از خودباختگي رنگ باخته است .
همه آن چه همیشه می خواستیم
امیلی گیفین
علی شاهمرادی
امیلی گیفین یکی از پرفروشترین نویسندگان نیویورکتایمز است و همه آثارش با استقبال خوب مخاطبان روبهرو میشوند. «همهی آنچه همیشه میخواستیم» نیز به فاصله کمی بعد از انتشار، در فهرست نامزدهای نهایی «گودریدز» در سال ۲۰۱۸ قرار گرفت و توجه جامعه ادبیات آمریکا را جلب کرد.
این رمان از نگاه سه راوی مختلف، قصه آدمهای زخمخورده از عشق، تنهایی، گذشته و تلخیهای دنیای مدرن را روایت میکند.
همه چیز همه چیز
نيكولا يون
مترجم: نازيلا محبی
از پنجره رو برميگردانم. از چه چيزي پشيمانم؟ از اين كه در اولين فرصتي كه پيش آمد بيرون رفتم. از اين كه دنيا را ديدم و عاشقش شدم. از اين كه عاشق آلي شدم. حالا كه ميدانم همه آن چيزها را از دست دادهام، چطور ميتوانم بقيه عمرم را با اين عذاب سر كنم؟ چشمهايم را ميبندم و سعي ميكنم بخوابم. اما تصوير چهره قبلي مامان، آن همه عشق فداكارانهاي كه در چشمهايش موج ميزند، دست از سرم برنميدارد. پس به اين نتيجه ميرسم كه عشق چيز فوقالعاده وحشتناكي است. دوست داشتن كسي به همان شدت كه مامان من را دوست دارد بايد شبيه جان كندن قلب آدم بيرون از سينهاش، بدون پوست، بدون استخوان و بدون هيچ محافظي باشد. عشق چيز وحشتناكي است و از دست دادنش از آن هم بدتر است.
همه چیز تغییر می کند
جاناتان تروپر
ترجمه: سینا بحیرایی
کتاب همه چیز تغییر میکند اثر جاناتان تروپر، رمانی روانشناسانه دربارهی پسری است که تصمیم میگیرد ازدواجی موقت داشته باشد، اما پدر دختر شرایط خاصی برای این پیوند در نظر میگیرد.
همه چیز تغییر میکند (Everything changes)، درامی خانوادگی است که زندگی "زک کینگ" را به تصویر میکشد. تجربیات دوران کودکی، عصبانیت، پدری که ناگهان ترکش میکند و نفرتی که از شغل برای او پیش میآید، تراژدی غمانگیزی را خلق کرده است. در این میان عشقی سردرگم نیز اضافه میشود.
همه چیز درباره ی عشق
بل هوکس
ترجمه: آزاده اتحاد
«همه چیز دربارهی عشق» اعترافنامهای صمیمی است که میگوید عشق ممکن است، و حملهای است به خودشیفتگی و خودخواهی.
نیویورکتایمز
این کتاب به یادمان میآورد که میتوانیم عضوی از یک جامعهی با عشق باشیم.
فیلادلفیا اینکوایرر
هر صفحهی کتاب پر از نکات مفید و خردمندانه است که به خواننده کمک میکند بر ترس از صمیمت مطلق و مرگ غلبه کند. نگاه بل هوکس به عشق، جایگزینی خوشبینانه و خوشایند به انبوه کتابهایی است که مرگ عشق را در زمانهی بدبین ما جار میزنند.
پابلیشرز ویکلی
رسالهی روحبخش و معنوی بل هوکس فراتر از مرزهای عقلانیت میرود و قدم به خرابات عشق میگذارد.
سیاتل ویکی
این کتاب خواننده را درگیر خودش میکند و نگاهی مثبت به زندگی دارد. با ذهن باز و قلب گشوده بخوانیدش و آماده باشید که دگرگونتان کند.
بلک ایشوز
مثل عشق، این کتاب ارزش تعهد را دارد.
تورنتو سان
همه چیز فرو می پاشد 💯
چینوا اچه بی
کامروا ابراهیمی
"همه چيز از هم ميپاشد" از نخستين رمانهاي آفريقايي است كه تحسين منتقدان جهان را برانگيخته و شاهكار چينو آچهبه محسوب ميشود. اين رمان در بسياري از كشورهاي جهان از آفريقا گرفته تا امريكا و اروپا در مدارس و دانشگاهها تدريس ميشود. چينو آچهبه نويسنده و شاعر نيجريهاي تبار و يكي از معتبرترين نويسندگان قاره آفريقا بود. از او به عنوان بنيانگذار ادبيات آفريقايي در زبان انگليسي ياد ميشود كه نخستين رمانش، "همه چيز از هم ميپاشد"، در سال 1958 منتشر شد و به بيش از 50 زبان دنيا ترجمه شده است. "همه چيز فرو ميپاشد" داستاني دربارهي وضعيت كشورهاي استعمار شده آفريقايي است؛ روايتي از موقعيت جوامع آفريقايي كه در هنگام ورود مبلغان مسيحي و استعمارگران اروپايي دچار بحران و فروپاشي شدند. نويسنده به توصيف وضعيت كشور خود در اين شرايط ميپردازد و در ميان روايت اصلي خود، نگاهي به آداب و سنن جامعهاش دارد و از اين طريق انتقاد خود را نيز نسبت به مردم سرزمين خود وارد ميكند. اين اثر توانست جايزه بينالمللي "من بوكر" و جايزه ملي نيجريه را به دست آورد و همچنين نامزد دريافت جايزه نوبل در سال 2009 نيز شد. "همه چيز فرو ميپاشد" روايتش را در بيست و پنج فصل درباره اكنكوو قهرمان كشتي در يوموفيا را به تصوير ميكشد كه قوم ايگبو در آن سكونت دارد.
همه خوبی هایت
کالین هوور
ترجمه: محمدجواد شجاعی
«همه خوبیهایت» رمانی نوشته کالین هوور، نویسنده کتابهای پرفروش «ما تمامش میکنیم» و «اسیر سرنوشت» به انتخاب نیویورک تایمز است.
کالین هور سه سال پیاپی توانست جایزه بهترین نویسنده از دیدگاه خوانندگان را کسب کند.
او در داستانهایش همه عواطف و احساسات شما را درگیر میکند و «همه خوبیهایت» را هم با همین سبک و همینقدر هنرمندانه نوشته است.
این اثر یک داستان تاثیرگذار درباره زوجی است که آینده آنها به وعدههای گذشتهشان بستگی دارد.
کین و گراهام به طور تصادفی در مکانی غیر متعارَف با هم آشنا میشوند. پشت در آپارتمان اتان، نامزد کین، در حالی که نامزد گراهام، به اسم ساشا درون آپارتمان او است. گراهام موضوع ایستادنش پشت در آپارتمان اتان را برای کین میگوید، ابتدا قضیه برای کین غیر قابل باور است اما پس از یک ساعت انتظار و صحبت بیشتر با گراهام و در نهایت روبهرو شدن با خیانتکاران، شکی برایش باقی نمیماند. اما در این مدت اتفاق تازهای رخ داده است. رابطهای گسسته و رابطه جدیدی شکل گرفته است. رابطهای که در زمان دچار رخوت میشود و ما در فصلهای کتاب به طور یک درمیان روند شکلگیری و پیشروی این رابطه را مرور میکنیم. رابطهای که تا مرز فروپاشی میرود و بعد مانند آتش زیر خاکستر جان میگیرد.
کالین هور در این داستان عاشقانه تاکید کرده است قدرت بیپایان عشق همیشه ناجی وعدهداده شده به انسان است.
همه کاری که باید بکنی کشتن است
هيروشی ساكورازاكا
ترجمن: سارا پورحسنی
فقط يك چيز بدتر از مردن وجود دارد. اين كه دوباره و دوباره بميري... هنگام حمله فضاييها، كيجي كيريا فقط يكي از تازهسربازانيست كه لباس نظامي به تنش كردهاند و به عنوان توپ دم گوشت به ميدان نبرد ميفرستندش. كيجي در جنگ ميميرد و در نتيجه يكسري حوادث هر روز صبح دوباره زنده شود تا دوباره بجنگد و دوباره بميرد... داستان «همه كاري كه بايد بكني كشتن است» در آينده نزديك نامعلومي رخ ميدهد كه در آن موجوداتي فضايي به نام «ميميك» به زمين حمله كردهاند و نه تنها نژاد بشري، بلكه حيات تمامي گونههاي گياهي و حيواني را در معرض انقراض قرار دادهاند. اين داستان در واقع روايتي از گذار شخصيتي دو انسان معمولي - كيجي كيريا و ريتا ورتاسكي -ست كه مجبور به انجام كاري غيرعادي ميشوند. آنها با پشت سر گذاشتن مسير دروني و بيروني دشواري بايد زمين را از دست حمله بيگانگان نجات دهند.
همه می میرند
سیمون دوبووار
مهدی سحابی
سيمون دوبوار، يكي از فعالين جنبش آزادي زنان و جنبش ضدجنگ ويتنام و دوست و همكار متفكر بزرگ فرانسوي، ژان پل سارتر، در 1945 جايزه گنكور را از آن خود كرد. آثاري كه از وي بر جاي ماندهاند، بعضي تحقيقي و عمدتاً ادبي هستند و همه ميميرند يكي از مهمترين و مشهورترين رمانهاي اوست. دوبوار در 1978 كانديداي دريافت جايزه ادبي نوبل بود.
همه نام ها
ژوزه ساراماگو
عباس پژمان
ژوزه ساراماگو (به پرتغالی: José de Sousa Saramago) نویسندهٔ پرتغالی (زادهٔ ۱۶ نوامبر۱۹۲۲ و درگذشته ۱۸ ژوئن۲۰۱۰) برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبیات در سال ۱۹۹۸ میلادی است.
او گرچه از سال ۱۹۶۹ به حزب کمونیست پرتغال پیوست و همچنان به آرمانهای آن وفادار بودهاست اما هیچگاه ادبیات را به خدمت ایدئولوژی در نیاوردهاست.
قهرمان رمان،آقا ژوزه، مرد 50 سالهاي است كه در بايگاني كل سجل احوال به عنوان منشي كار مي كند. سرگرمي او هم كلكسيوني است كه از 100 شخصيت مشهور مملكت خود ترتيب داده است. يك شب او به فكر مي افتد كه رونوشت شناسنامه واقعي آنها را نيز داشته با شد. او شبها كه كسي در بايگاني نيست به سراغ پروندهها ميرود اما يك شب به پرونده زني بر ميخورد كه...
همه نام های ما
دینا منگستو
ترجمه: سلمان ثابت
دینا منگستو در سال 1978 در اتیوپی به دنیا آمد. دوران سیاست های پرتلاطم جنگ سرد و تقسیم بندی دنیا به بلوک های متخاصم. در دانشگاه های جورج تاون و کلمبیا ادبیات خوانده و داستان های کوتاه خود را در نشریات ادبی مختلف از قبیل نیویورکر و گرانتا منتشر کرده است. در سال 2006 بورس بنیاد فرهنگ و هنر نیویورک را گرفت. سال گذشته او در میان نویسندگان برگزیده زیر چهل سال مجله نیویورکر جا گرفت. شاید ذکر این نکته خالی از لطف نباشد که بخش بزرگی از ادبیات امروز اروپا و آمریکا بر روی کاکل نویسندگان مهاجر نسل دومی و پناهنده ای می چرخد که از سراسر دنیا به آنجا رفته اند. داستان پناهندگان هم داستان پر ز آب چشم است.