فریاد خاموش
نویسنده: کنزابورو اوئه
مترجم : فرزان سجودی
رمان حاضر که برنده جایزه نوبل ادبی 1994شده، اثر نویسنده ژاپنی، ((کنزا بورواوئه)) است .در این رمان، ضمن دارا بودن جنبههای روانشناختی، خاطرات خانوادگی با نوعی روایت پردازی سیاسی ادغام شده است. نویسنده در رمان حاضر، ناتورالیسم را با عالم خیال تلفیق میکند و شرح زندگی خود را با دنیای داستان و بازسازی تاریخ با آمیزهای از وقایع زندگی شخصی نشان میدهد. اوئه به شدت در آثارش تحت تاثیر ادبیات و نظریههای ادبی كشورهای فرانسه و آمریكا قرار گرفته و موضوعات سیاسی، اجتماعی و فلسفی زيادی نیز در آثارش منعكس شده است.
تصویرسازیهای قوی این نویسنده از جهان و عناصر آن، نكته بارز آثار اوئه است؛ جهانی كه در آن زندگی و افسانه با هم درمیآمیزند و تصویری نگرانكننده از شرایط اسفبار زندگی انسانها در عصر حاضر ارایه میدهند. وی بعد از اینكه متوجه شد برنده جایزه ادبی نوبل شده گفت: «من درباره منزلت بشریت مینویسم.» برنده جایزه ادبی نوبل سال 1994 در دوران مختلف زندگیاش، نوشتن درباره موضوعات مختلف را تجربه كرد و از این لحاظ هم میتوان داستانهایش را دستهبندی كرد. وی خود را نویسندهای كاملا ژاپنی میداند و در آثارش همیشه خواسته كشور، اجتماع و احساسات مردم كشورش را به جهانیان بشناساند. با این حال وی معتقد است بین آنچه او مینویسد با ادبیات كلاسیك ژاپن تفاوت زیادی وجود دارد.
فریب هیتلر
نویسنده: بن مکینتایر
مترجم: امیر مرزبان
از نویسنده پرفروش کتابهای "جاسوس و خائن"، "جاسوس در میان دوستان" و "قهرمانان سرکش"، اثری جذاب از تاریخنگاری محبوب که بهطور زنده شبکه گستردهای از فریبها را که جاسوسها برای پنهان کردن روز D به کار بردند، بازسازی میکند.
در ششم ژوئن 1944، 150,000 سرباز متفقین در سواحل نرماندی فرود آمدند و تلفات شگفتانگیزاً کمی داشتند. این یک دستاورد نظامی فوقالعاده بود، اما همچنین یک شاهکار از فریب بود. عملیات فورتیتیود، که از حمله محافظت و آن را ممکن ساخت، و سیستم دابل کراس، که به ویژه در تبدیل جاسوسهای آلمانی به عوامل دوجانبه تخصص داشت، نازیها را فریب دادند تا باور کنند که حملات متفقین در کاله و نروژ خواهد بود، نه نرماندی. این پیچیدهترین و موفقترین عملیات فریب بود که تاکنون انجام شده و پیروزی متفقین را در مهمترین لحظه جنگ تضمین کرد. این رویداد حماسی تاکنون از دیدگاه افراد کلیدی در سیستم دابل کراس که بهطور جمعی یکی از عجیبترین و برجستهترین واحدهای نظامی تاریخ را تشکیل دادند، گفته نشده بود. تا به امروز.
فریدا
هایدن هررا
ترجمه: فروغ پوریاوری
فریدون پسر فرانک
علی رضا محمودی ایرانمهر
پایان کار ضحاک و آغاز کار فریدون در شاهنامه 55 صفحه است اما ایرانمهر از این تعداد صفحه 165 صفحه رمان نوشته است. فریدون پسر فرانک، بازخوانی نو و دل انگیزی از داستان فریدون است. ب
نثر کتاب، با آنکه سعی کرده است از زبان معیار فاصله بگیرد و زبانی اساطیری و کهن به متن دهد، اما از کهنگی و پیچیدگی و سخت فهمی دور است. توصیفات شعرگونه بدون اینکه تبدیل به شعر شوند و از نثر فاصله بگیرند، به زیبایی متن کمک کرده است. زیبایی نثر در سراسر کتاب مشاهده میشود بدون اینکه زیبایی نثر چیزی جدای از معنا باشد.
ایرانمهر تلاش کرده است، روایتی زمینی از داستان فریدون ارایه دهد. عناصر آسمانی در داستان به ندرت دیده میشوند. انسانها و آنچه در زمین رخ میدهد، سرنوشت را رقم میزند نه «یزدان» در آسمان. از «آیین جهان» سخن میگوید. حتی گاهی احساس میشود علاوه بر حذف عناصر آسمانی تلاش میکند آن را نفی کند. «هیچ دادگری در کار نیست پس چشم از ستارگان فروگیر و گوشهای خود را بر آوای سرنوشت ببند»، «جهان تنها همان چیزی است که تو با چشمان خود میبینی» و این نفی باز هم تکرار میشود. از زبان آتبین -که زنده نیست- نیستی پس از مرگ تکرار میشود. «در فراسوی مرگ جز فراموشی بی پایان هیچ نیست. بگذار مرگ تو را با هر که میخواهد... با سنگ و خاک و آتش برابر کند. تا زمانی که تو زنده ای مرگ خیالی بیش نیست و زمانی که مرگ باشد تو دیگر نیستی» در روایت ایرانمهر، نیستی پس از مرگ بارها تاکید میشود و حتی گاهی از داستان فاصله میگیرد و به باور نزدیک میشود.
داستان را راویان متعدد گزارش میکنند. از شخصیتهای داستان تا حتی چوپانی که گذر سپاهیان از کوهستان را میبیند و یا آهنگران. راویان بیشتر از آنچه در درون خودشان میگذرد، میگویند. آنچه در ذهن میگذرد روایت میشود نه آنچه بر زبان. این شیوه روایت به خوبی توانسته ترس،امید، کشمکشهای درونی و احساسات دیگر را نشان دهد.
در روایت ایرانمهر، از «بیهودگی ژرف و بی پایان جهان» به بهره بردن از زیباییها و خوشیهای جهان میرسد. گویا ایرانمهر از زبان خیام، شاهنامه را گزارش میکند.
فریدون مشیری «گزیده اشعار»
گردآورندگان: بهار مشیری - بابک مشیری
اکنون قریب پنجاه سال از روزگاری میگذرد که نخستین چاپ گزیده شعرهای شاعر توانا و خوب معاصر، زندهیاد «فریدون مشیری» به سال ۱۳۴۹ خورشیدی، از سوی سازمان انتشارات بامداد یکی از ناشران شناخته شدۀ قدیمی که از اواخر دهۀ چهل فعالیت خود را در زمینۀ فرهنگ و ادبیات ایران آغاز کرده بود منتشر شده است.
در دهه هفتاد با تعطیلی انتشارات بامداد آقای جواد متین چاپ گزیده اشعار زندهیاد فریدون مشیری را بر عهده انتشارات نگاه نهاد این اثر چندین بار با حجمی در حداد 240 صفحه در انتشارات نگاه به چاپ رسید.
تا اینکه پس از گذشت پنجاه سال از انتشار نخستین چاپ آن، یادگاران عزیز شاعر یعنی بهار مشیری و بابک مشیری گرامی، با افزودن شعرهای تازهتر از مجموعههای بعدی استاد مشیری این برگزیده را به روزرسانی کرده که بسیاری از سرودههای ماندگار ایشان را در بر میگیرد و کام تشنگان شعر معاصر از آن سیراب میشود.
فساد ذاتی
نويسنده : توماس پينچن
مترجم : بهرنگ شيرين زاده
پینچن (زاده ۱۹۳۷) یکی از برجستهترین و در عین حال مرموزترین نویسندگان معاصر آمریکاست. او از شاگردان نسل پسامدرن محسوب میشود و شهرتش بیشتر به خاطر رمانهای پیچیده، پر از ارجاع بینامتنی، طنز تلخ، و ترکیب فلسفه، تاریخ، سیاست و فرهنگ عامه است.
رمانهایی چون Gravity’s Rainbow (کمان رنگینکمان جاذبه)، The Crying of Lot 49 (گریه دسته ۴۹) و V. آثار کلاسیک پسامدرنیسم محسوب میشوند.
او به ندرت در انظار عمومی ظاهر شده و همین رازآلودگی، هالهای خاص به آثارش داده است.
این کتاب از معدود آثار پینچن است که با زبانی نسبتاً سادهتر و طنزآمیزتر نوشته شده و بیش از دیگر آثارش قابلیت خواندهشدن توسط عموم دارد.
داستان در لسآنجلس دهه ۱۹۷۰، درست پس از پایان دوران هیپیها و جنبشهای آزادیخواهانه دهه ۶۰ میگذرد.
شخصیت اصلی، کارآگاه خصوصی «داک اسپورتلو» است که در مه غلیظی از مواد مخدر (بهویژه ماریجوانا) زندگی میکند و وارد ماجرایی جنایی-عاشقانه میشود.
ژانر و سبک
رمان ترکیبی است از نوآر جنایی (detective noir) و طنز روانگردان (psychedelic comedy).
فضایی شبیه به فیلمهای کلاسیک نوآر دارد (کارآگاه خسته، زنان اغواگر، فساد در طبقهی ثروتمند) اما با نگاهی طنازانه و مضحک به فرهنگ هیپی و مواد مخدر.
موضوع و مضمون اصلی
محور رمان، انتقال تاریخی است: از دههی ۶۰ پرشور، آزاد و انقلابی، به دههی ۷۰ سرشار از سرخوردگی، مواد، تجارت، فساد و سرمایهداری.
عشق و دلدادگی در این جهان، دیگر معنای رهایی ندارد، بلکه بیشتر به دام و توطئه میماند.
«ذات معیوب» در عنوان، استعارهای است از نقص درونی انسان و جامعه؛ یعنی چیزی که از ابتدا در ما یا در نظام اجتماعی وجود دارد و نهایتاً به نابودی یا فساد منتهی میشود.
شخصیتها
داک اسپورتلو: کارآگاهی بیانگیزه، هیپیمسلک، گیج اما در عمق ماجرا انسانی جستجوگر. او نمایندهی نسلی است که ایدهآلهایش (عشق آزاد، صلح، رهایی) به مصرفگرایی و پوچی بدل شده.
شَستا فِی هیپوُرث (معشوقه سابق): تجسم وسوسه و خطر، زنی که عشق او داک را به دنیای تاریک فساد و توطئه میکشاند.
سرمایهداران، خلافکاران و پلیسها: نمایندگان قدرت فاسدی هستند که همهچیز را در کنترل خود دارند.
زبان و تکنیک روایت
نثر پر از بازیهای زبانی، طنز، ارجاعات فرهنگی (موسیقی راک، فرهنگ عامهی دهه ۶۰ و ۷۰، سینما).
فضای رمان آمیخته با هذیان و توهم مواد است؛ مرز میان واقعیت و خیال دائماً محو میشود.
فلسفهی پنهان رمان
پینچن بارها نشان داده که به بیاعتمادی به نظامهای قدرت، فساد در سیاست و اقتصاد و تأثیر تکنولوژی و سرمایهداری بر انسان توجه ویژه دارد.
در این کتاب، او با طنزی سیاه نشان میدهد که رؤیاهای آزادیخواهانهی دهه ۶۰، ذاتاً معیوب بودند و محکوم به شکست.
Inherent Vice یکی از خواندنیترین آثار پینچن است، چون ضمن حفظ پیچیدگیهای فکری او، با زبانی جذاب و طنزآلود نوشته شده. رمان، تصویری از سرخوردگی جمعی پس از دهه ۶۰ ارائه میدهد و از طریق یک کارآگاهِ گیج و معتاد، فساد، عشق و بیمعنایی را در بطن جامعهی آمریکای آن زمان آشکار میسازد.
فسهها
-
نام نویسنده : ساموئل بکت
-
نام مترجم : مهدی نوید
زمین کهن، بس است دروغ، تو را دیدهام، من بودم، با چشمهای گرسنهی دیگرم، خیلی دیر است. تو با من میشوی، این تو میشود، من میشود، ما میشود، هرگز ما نبود این.
فسّهها از مهمترین آثار ساموئل بکت است که بازی استادانهی او با نحوْ برجستهاش کرده است؛ اثری در ستایش زیبایی و سترونی زبان.
فصل خاکستر
خورخه ولپی
ترجمه: محمد جوادی
«فصل خاکستر» اثر خورخه وولپی رمانی است که رخدادهای سرنوشتساز قرن بیستم را از زاویهای انسانی روایت میکند و با ترکیبی از تحقیق علمی، گزارش روزنامهنگارانه، رمان کارآگاهی و داستانی تاریک از عشق و دلسردی، تصویری از طمع، یأس، و نیروهای پنهانی که زندگی ما و تاریخ را شکل میدهند، ارائه میدهد.
ایرینا گرانینا، زیستشناس شوروی، بدترین مصائب کمونیسم را تجربه کرده است و سالها در تلاش است تا همسرش را از گولاگ آزاد کند. با روی کار آمدن گورباچف، همسرش سرانجام آزاد میشود، اما بهعنوان مردی دگرگونشده. ایرینا که هنوز از زخمهای کمونیسم رنج میبرد، این بار شاهد بدترین چهره سرمایهداری است؛ جایی که دخترش، اوکسانا، در جامعه مصرفگرای جدید ناپدید میشود و همسرش بار دیگر از دست میرود؛ این بار، قربانی طمع و عطش قدرت.
در غرب، جنیفر مور، از خانوادهای ثروتمند و صاحبنفوذ آمریکایی، به سمت مدیریتی در صندوق بینالمللی پول منصوب میشود و امیدوار است با پیادهسازی اصول اقتصاد بازار آزاد، تحولاتی در جوامع کمتر توسعهیافته ایجاد کند. اما در عین حال، باید با مشکلات شخصی خود نیز روبهرو شود: همسرش، جک ولز، مدیر یک شرکت داروسازی است که به ظاهر در بازار موفقیتآمیز است، اما در واقع بر پایه دروغ و کلاهبرداری بنا شده است. از سوی دیگر، جنیفر با خواهرش آلیسون، که فعال ضد جهانیسازی و روحی آزاد دارد، نیز دچار تنشهایی میشود.
خورخه وولپی در «فصل خاکستر» رویدادهای بزرگی چون فاجعه چرنوبیل، فروپاشی دیوار برلین، سقوط کمونیسم شوروی، ظهور الیگارشهای روسی، بحرانهای اقتصادی جهان سوم و پیشرفتهای علمی شگرفی مانند پروژه ژنوم انسانی را به تصویر میکشد. این رمان، به بررسی دقیق نیروهای اقتصادی و سیاسی میپردازد که جهان ما را شکل دادهاند و تأملی است بر آرزوها و سرخوردگیهای انسان معاصر.
خورخه وولپی، نویسنده نه رمان، از جمله «در جستجوی کلینگسور» است که برنده جایزه کتابخانه اسپانیا و جایزه دو اقیانوس-گریزان کاوور فرانسه شد. او یکی از بنیانگذاران جنبش ادبی معتبر مکزیکی «گروه کرک» به شمار میآید.
آلفرد مکآدام، استاد ادبیات آمریکای لاتین در کالج بارنارد، مترجم آثار نویسندگانی همچون کارلوس فوئنتس، ماریو بارگاس یوسا، خوزه دونوسو، خوان کارلوس اونتی و خولیو کورتاسار است.
فقط یک داستان
جولین بارنز
ترجمه: سهیل سمی
ترجیح میدهید نصیبتان عشق بیشتر و رنج بیشتر باشد یا عشق کمتر و رنج کمتر؟
پیامدهای نخستین عشق، همیشگی است اما پُل در نوزدهسالگی این را نمیداند. در نوزدهسالگی او به این میبالد که رابطۀ عاشقانهاش با سنتهای رایج اجتماعی در تضاد است. هرچه سنش بالاتر میرود آنچه عشق بر او تحمیل میکند به جایی میرسد که اصلاً پیشبینی نمیکرد. فقط یک داستان با لطافت و خِردی که در آن موج میزند، رمانی است از یکی از بزرگترین توصیفکنندگان قلب بشر.
جولین بارنز نویسندۀ سیزده رمان است؛ از جمله رمان درک یک پایان که در سال ۲۰۱۱ برندۀ جایزۀ بوکرِ داستان شد. در سال ۲۰۱۷ جمهوری فرانسه به او نشان شوالیۀ هنر و ادب را اعطا کرد.
فقط یک طاعون ساده
لودمیلا اولیتسکایا
ترجمه: آبتین گلکار
رودولف مایر، میکروبیولوژیست جوانی که بر روی واکسن طاعون کار می کند، به مسکو احضار می شود تا گزارش پیشرفت خود را به مافوق خود ارائه دهد. او ناخواسته ویروس را از آزمایشگاه با خود حمل می کند. هنگامی که بیماری او کشف می شود، دستگاه دولتی با کارایی وحشتناکی می چرخد و ده ها نفر را جمع آوری می کند. اما برای بسیاری، تمایز بین این انزوای اجباری و حیاتبخش و سرگردانی مداوم نظارتها و دستگیریهای سیاسی به سختی قابل تشخیص است و از تراژدی شخصی کاملاً جلوگیری نمیشود. این رمان مهیج که در اواخر دهه 1970 نوشته شده و در دوران قرنطینه دوباره توسط نویسنده کشف شد و هرگز به انگلیسی ترجمه نشده بود، بر اساس رویدادهای واقعی در روسیه استالینیستی دهه 1930، حقایق ناراحت کننده ای را در مورد رژیم فعلی روسیه و بحران همه گیر نشان می دهد.
فلیکس و سرچشمه اسرار
اریک امانوئل اشمیت
ترجمه: شهلا حائری
«به ماوراي آنچه پيداست نگاه کن. دنبال روحي بگرد که در پس اين ظهور، چيزها رو آشکار مي کنه و از نيروي جهان که اونو به تو عرضه مي کنه، تغذيه کن. سرچشمه ي اسرار همه جا هست، هرکس خوب نگاه کنه، سرانجام اونو مي بينه.» (برگرفته از متن کتاب) فليکس پسر سياهپوست دوازده سالهاي است که با مادرش فاتو در پاريس زندگي مي کند. فاتو، اين زن مهربان و پرنشاط، طي ماجراهايي به افسردگي شديد و لاعلاجي دچار مي شود. فليکس درمانده، در پي شناخت علت و درمان آن برمي آيد. اين جستجو او را به زادگاه پررمزوراز مادرش در آفريقا و به سرچشمه ي اسرار مي کشاند. تمام رمانها و ترجمه هاي شهلا حائري و همچنين کتاب او درباره ي مارسل پروست، در سايه ي مارسل پروست، در نشر قطره به چاپ رسيده است. اين رمان با همکاري فلورا منوچهري مقدم ترجمه شده است.