فرار به غرب
محسن حمید
مهرداد یوسفی
داستان عاشقانه تند و تیز «محسن حمید» (پاکستانیتبار) ترکیبی شگفتآور از تفسیری سیاسی و تصویری زنده را ارائه میدهد. «سعید» و «نادیا» شخصیتهای اصلی رمان در شهری که درگیر بحران جنگ داخلی است، با هم آشنا میشوند و وقتی خشونت بالا میگیرد، تصمیم به فرار میگیرند. آنها از دری جادویی عبور میکنند و از جزیرهای یونانی مملو از پناهندگان سر درمیآورند. آنها از درهای مختلف رد میشوند و به لندن، کالیفرنیا و شهرهای دیگر میروند اما رابطه عاشقانهشان هرچه از وطن دورتر میشوند، سردتر و با مشکل روبهرو میشود.
«فرار از غرب» رمانی نفسگیر است که توسط یکی از شگفتانگیزترین نویسندگان جوان جهان و در زمانی که بیشترین ضرورت را داشت، به نگارش درآمده است.
فرار کن، خرگوش
جان آپدایک
ترجمه: سهیل سمی
«روایتی تیز، آزارنده و عمیق از فقدان و جستوجو؛ نوشتهشده با نثری سرشار از احساس، اما همواره مهارشده و تحت کنترلی بیخدشه.» — روزنامه کانزاس سیتی استار
رمان «فرار کن خرگوش» اثری است که جان آپدایک را بهعنوان یکی از مهمترین رماننویسان آمریکا—در نسل خود و حتی در هر نسل دیگری—بر سر زبانها انداخت.
قهرمان داستان، هری «خرگوش» اَنگستروم، بسکتبالیست سابق دوران دبیرستان است که ناگهان و از سر هیجان لحظهای، همسر و پسر خردسالش را ترک میکند. او بیستوششساله است؛ مردی-کودکی گرفتار میان کشمکش غریزه و اندیشه، فردیت و اجتماع، لذتجویی و وظیفه خانوادگی—و حتی، به معنایی عمیقتر، میان سنگدلی انسانی و رحمت الهی.
گرچه فرار او از خانه مسیری پرپیچوخم و گاه پر از طفرهرفتن و گریز است، اما همچنان باور دارد که قدم در راهی درست گذاشته است؛ راهی نامرئی که بهسوی رستگاری شخصیاش میرود، راستخط و استوار، همچون لبهٔ یک خطکش.
فراری ها و داستان های دیگر از نویسندگان امریکای لاتین (مجموعه هفتاد و دو ملت ۳)
گزینش و ترجمه: قاسم صنعوی
نویسندگان: سالبادور کهبهدو، انریکه رودریگث لارهتا، اوراسیو کیروگا، لوییس رودریگث امبیل، ادواردو باریوس، آلفونسو رییس اوچوا، میگل آنخل آستوریاس، مارتا برونت، آلهخو کارپانتیه، فرانسیسکو روخاس گونثالث، مائویسیو ماگدالهئو، فلسبرتو ارناندث، بیرخیلیو پینیهرا، خولیو کورتاثار، آدونیاس فیلهو، آئو گوستو روا باستوس، خوان رولفو، الیسهئو دیهگو، اوسمان لینس، آلوییس آلبارث ماثا، کارلوس فوئنتس
روی آوردن گسترده ی اروپاییان به ادبیات آمریکای لاتین در نیمه ی دوم قرن بیستم دلیل بر بی اهمیت بودن این ادبیات تا پیش از آن زمان نیست. ادبیات این نیم قاره و در بطن آن داستان کوتاه، از قرن نوزدهم و تکمیل و تحکیم استقلال سیاسی کشورهای این منطقه رنگ و روی تازه به خود می گیرد. اگر برخی داستان نویسان بر پیروی از رمانتیسم و ناتورالیسم پای می فشارند، بسیاری هم به مدرنیسم روی می آورند. نویسندگانی چون اوراسیو کیروگا، ماریو ده آندراده، در عین مدرنیست بودن، معرفان فرهنگ و سنت سرزمین های خود می شوند. توجه به ایسم های گوناگون، روان کاوی و انقلاب سورآلیستی سبب نشده که داستان نویسان امریکاری لاتین لحظه ای هم از واقعیت خطه چشم بردارند. آنان از فرهنگ اروپایی هرچه را مناسب خواسته های شان بوده گرفته اند و غیر از آن را پس زده اند و این چنین است که داستان کوتاه امریکای لاتین در عین غنی شدن در حفظ استقلال خود نیز کوشیده، تأثیر داستان عامیانه هم بر داستان کوتاه نویسندگان امروزی انکار ناپذیر است و نمونه هایی از این تأثیر را در لابلای برخی داستان های گرد آورده شده در این دفتر می توان بازیافت. ادبیات امریکای لاتین اسپانیایی زبان که تقریباً همیشه مبارزه جو است در داستان کوتاه این خطه نیز این ویژگی را حفظ می کند.
فراسوی خواب
ویلم فردریک هرمانس
ترجمهی سامگیس زندی
رمانِ «فراسوی خواب» (1966) یکی از شاهکارهای ادبیات هلند است در نیمهی دوم قرنِ بیستم. ویلم فردریک هرمانس، نویسندهی این رمان، را میتوان نمادِ نویسندگانِ اگزیستانسیالیستِ هلند دانست که در این رمان روایتی از امید را در عینِ تردید به گذشته و آینده نشان میدهد. هرمانس در رمانِ فراسوی خواب از یک دانشمند مینویسد که در کوهها آوارهی یافتنِ یک شهابسنگ است. او در این مسیرِ معرفتی و در این سفرِ نمادین آرامآرام عمقِ تنهایی و عدمتعینِ جهانی را درک میکند که انگار چیزی برای اتکا ندارد جز انسان. ماجرای جذابِ رمان با این تردیدها و تغییرها به یک نقطهی تکاندهنده میرسد که مخاطبش را به شگفتی وا میدارد… هرمانس مانندِ همفکرِ فرانسویاش آلبر کامو به سیزیفی میاندیشید که غرقِ امید و صدالبته ناامیدی به حرکتش ادامه میدهد و این سؤال را پیش میآورد که آیا اینبار موفق خواهد شد.
این رمانِ درخشانِ ادبیات هلند را سامگیس زندی از زبانِ هلندی به فارسی برگردانده تا مخاطبِ فارسی کمترین فاصله را با جهانِ رازآلود، فلسفی و تکاندهندهی ویلم فردریک هرمانس داشته باشد.
فراموشی (مجموعه داستان)
ديويد فاستر والاس
مترجم: ادريس رنجی
دیوید فاستر والاس (به انگلیسی: David Foster Wallace) (زاده ۲۱ فوریه ۱۹۶۲ - درگذشته ۱۲ سپتامبر ۲۰۰۸) نویسندهٔ رمان و داستانهای کوتاه آمریکایی بود. او همچنین استاد دانشگاه پومونا در کلارمونت، کالیفرنیا و مقاله نویس بود. بیشترین شهرت والاس به خاطر رمان شوخی بیپایان (۱۹۹۶) بود که در سال ۲۰۰۶ توسط مجلهٔ تایم به عنوان یکی از«۱۰۰ رمان برتر انگلیسیزبان از سال ۱۹۲۳ تاکنون» معرفی شد. بسیاری او را جزو خلاقترین نویسندگان معاصر میدانستند. وی برنده و نامزد دریافت چندین جایزه از جمله پولیتزر (۲۰۱۲) شد.
داستانهاي اين كتاب آخرين آثار داستاني تكميل و چاپ شده پيش از مرگ والاس هستند. از پختهترين، تلخترين و دشوارترين داستانهاي اويند و به تعبيري خواندنشان كار «نازكنارنجيها» نيست. مانند تمام آثار بزرگ هنري منشوروارند، يعني ميتوان از آنها تفاسير چندگانه داشت و فروغ انديشه را براي هركس به رنگي بازتاب ميدهند. والاس در اين شش داستان با پرداختن به ملال زندگي ماشيني امروز، شگفتيهاي روان انسان، پيشامدهاي محتمل كه نميخواهيم فكرشان را هم بكنيم، فناوري، نخبگان و جايگاه آنها در جامعه، چيستي و چرايي مرگ و خودكشي، و آنچه در دوران انسان ميگذرد در برابر ظواهر امور، بار ديگر شناخت ژرف خود را از زندگي انسان به تصوير ميكشد.
فرانکنشتاین
مری شلی
علی سلامی
مري شلي اين رمان را به پيشنهاد «لرد بايرون» نويسنده و شاعر رمانتيك همدورهاش نوشت. مري شلي اين داستان را در سال 1818 با عنون «فرانكنشتاين جوان» يا «پرومته عصر مدرن» منتشر ساخت.
پرومته، خدايي از خدايان يونان بود كه در برابر استبداد و خودكامگي و بيعدالتي زئوس، خداي خدايان، ايستاد و مانع از ميان رفتن بشريت شد. زئوس تصميم گرفته بود انسان را از ميان بردارد و نسلي پستتر و فرمانپذيرتر خلق كند، اما پرومته به حمايت از انسان برخاست.خداي خدايان از اين نافرماني برآشفت و فرمان مجازاتي هولناك براي پرومته صادر كرد، اما پرومته در برابر خودكامگي و بيعدالتي زئوس ايستاد و به نجات انسان همت گذاشت.
هيولاي دست ساز فرانكنشتاين نامي ندارد، چون هيولا خود از چند تكه متفاوت ساخته شده و نمادي از نفرت و خشونت انسان مدرن است.
فرانكنشتاين در حقيقت مخلوقي بي بنيان است كه به راحتي در برابر خالق خود نافرماني كرده و طغيان ميكند و چنان ظاهري كريه و زشت دارد كه هر بينندهاي را تا مدتها در كابوس فرو ميبرد. انسان مدرن نيز بيباكانه در قرن نوزدهم و بيستم اختراع و خلق ميكرد كه البته هنوز اين روند و با سرعتي اعجاب انگيز ادامه دارد. اما «شلي» با نقد سيستم توليدمداري انسان و دور شدن او از هويت اوليه و ابتدايياش كه همانا انسانيت است، هيولاي فرانكنشتاين را محصول شرايطي ميداند كه اختراع نفرت انگيز او موجب شده است.
فرانکنشتاین (همراه با موخره) 💯
مری شلی
ترجمه: سپاس ریوندی
رمان فرانکنشتاین اثر مِری شِلی، شاهکاری جاودانه از ادبیات گوتیک و از نخستین آثار علمی–تخیلی در تاریخ ادبیات بهشمار میآید. این رمان داستان هولناک ویکتور فرانکنشتاین را روایت میکند — دانشمند جوان و نابغهای که در وسواس خود برای کشف راز حیات، موجودی زنده را از تکههای بدن انسانهای مرده میسازد. اما هنگامی که با آفریدهی خود روبهرو میشود، از هول آنچه ساخته، به وحشت میافتد و آن را رها میکند؛ و بدینسان زنجیرهای از تراژدی، انتقام، و رویارویی اخلاقی آغاز میگردد.
موجودِ خلقشده — که باهوش و حساس است، اما از سوی جامعه طرد میشود — در نبردی دردناک با تنهایی، هویت، و میل سوزان به پذیرفتهشدن دست و پنجه نرم میکند؛ نبردی که بستری میسازد برای تأملی ژرف در باب جاهطلبی انسان، مسئولیت خالق، و پیامدهای نقش ایزدی بر عهده گرفتن.
رمان شِلی با درآمیختن تعلیق، وحشت، و اندیشهی فلسفی، به کاوش در مرزهای دانش بشری و معضلات اخلاقیِ آفرینش میپردازد.
آکنده از فضایی تیره، عاطفهای ژرف، و روانکاویِ دقیق از درون انسان، فرانکنشتاین همچنان اثری تسخیرکننده و اندیشهبرانگیز باقی مانده است — روایتی از ماهیت انسان، نیروی خیال، و ستیز ابدی میان خالق و مخلوق.
فرانی و زویی
نام نویسنده : جی دی سلینجر
نام مترجم : میلاد ذکریا
کتاب شناسی آثار جی. دی. سالینجر بسیار کوتاه است اما او با همین مجموعه ی کم حجم آثار، یکی از پرتاثیرترین و پرخواننده ترین نویسندگان معاصر آمریکا بوده است. نخستین اثر مشهور او ناطور دشت، که روایت رنج ها و دغدغه های نسلی از دانشجویان و نوجوانان آمریکای پس از جنگ دوم است با ستایش بسیار روبه رو شده و آن نسل را به طرفداران و خوانندگان شیفته ی او تبدیل کرد. فرانی و زویی، که از مهم ترین آثار دیگر او شمرده می شود، و فیلم ایرانی پری، ساخته ی داریوش مهرجویی، گونه ای انطباق بومی آن است، مملو از اندیشه های ژرف درباره ی مسائلی همچون عرفان و تامل، تلاش دانش پژوهان در اندوختن گنجینه های آکادمیک به جای پول، شجاعت هیچ کس نبودن و خودپرستی اذعان شده.
فرج بعد از شدت (سه جلدی)
نویسنده: داوود بن ابراهیم تنوخی
مترجم: حسین ابن اسعد دهستانی
کتاب «الفرج بعد الشدة» یکی از ماندگارترین آثار نثر کلاسیک عربی است که در قلمرو ادب اخلاقی و تسلیبخش جای میگیرد و به قلم قاضی ابوعلی محسن بن علی تنوخی، دانشمند و ادیب عراقی سدهی چهارم هجری، نگاشته شده است. تنوخی که در دوران حکومت آلبویه به مقام قضاوت رسید، خود در برههای از زندگیاش گرفتار زندان و مصائب سیاسی شد و همین تجربهی تلخ، انگیزهای شد تا به گردآوری حکایاتی بپردازد که نشان میدادند رنج و سختی، هرچند طاقتفرسا، سرانجامی جز گشایش ندارد.
این کتاب مجموعهای گسترده از داستانهای کوتاه است که شخصیتهای آن از میان طبقات مختلف جامعه برگزیده شدهاند؛ خلفا، وزیران، قاضیان، بازرگانان و حتی افراد گمنام، همگی در روایاتی حضور دارند که در آنها فقر، زندان، بیماری، تبعید یا خطر مرگ به تدریج جای خود را به رهایی، ثروت، آزادی یا آرامش میدهد. تنوخی این حکایات را از منابع گوناگون گرد آورده است؛ گاه از زبان راویان معتبر، گاه از تجربهی مستقیم خود و نزدیکانش، و گاه از روایات تاریخی مشهور دوران عباسی.
هدف بنیادین این اثر، فراتر از سرگرمی ادبی، دلجویی روحی و اخلاقی از خوانندگانی است که در دورهای پرآشوب و ناامن زندگی میکردند. باور مرکزی کتاب این است که پس از هر سختی، گشایشی نهفته است، اندیشهای که ریشه در آموزههای قرآنی دارد و در قالب داستانهای واقعی به خواننده منتقل میشود تا او را به صبر، امید و توکل ترغیب کند. از همین رو، «الفرج بعد الشدة» را میتوان نمونهای درخشان از ژانر «ادب تسلی» در فرهنگ اسلامی دانست، ژانری که هدف آن آرامکردن دلهای رنجور در برابر بلایای روزگار بود.
از نظر ادبی، نثر تنوخی روان، شیوا و داستانگو است و در لابهلای حکایات، اشعار، امثال و حکمتهای عربی نیز جای گرفتهاند که بر غنای متن میافزایند. این ترکیب باعث شده کتاب علاوه بر بار اخلاقی، از جذابیت ادبی و روایی نیز برخوردار باشد. همین ویژگی است که «الفرج بعد الشدة» را به یکی از منابع مهم برای پژوهشگران تاریخ اجتماعی، سیاسی و قضایی جهان اسلام در سدههای سوم و چهارم هجری تبدیل کرده است؛ چرا که حکایات آن تصویری زنده و ملموس از زندگی روزمره، مناسبات قدرت، و ساختار جامعهی آن روزگار به دست میدهند.
شایان ذکر است که پیش از تنوخی، ابن ابیالدنیا نیز اثری با همین عنوان و مضمون نگاشته بود، اما نسخهی تنوخی به سبب حجم بیشتر، تنوع روایی و دقت در نقل حکایات، جایگاهی برجستهتر یافته و بهعنوان مرجع اصلی این ژانر شناخته میشود. تأثیر این اثر تنها به زمان خود محدود نماند؛ الگوی آن در آثار بعدی ادب عربی و فارسی نیز بازتاب یافت، آثاری که با همان روح امیدبخشی و دلداری در برابر مشکلات زندگی نگاشته شدند. به این ترتیب، «الفرج بعد الشدة» نهتنها اثری ادبی، بلکه سندی انسانی و تاریخی است که همچنان پس از هزار سال، پیام امید خود را به خوانندگان منتقل میکند.
فرجام آندریاس
يوزف روت
ترجمه: محمد همتی
فرجام آندرياس آخرين اثر يوزف روت نويسنده بزرگ ارتشي است. او در ادبيات آلماني زبان كشور اتريش در سده بيستم در كنار دو چهره بزرگ و جهاني ديگر روبرت موزيل و هرمان بروخ جايگاه عظيمي در تاريخ ادبيات جهان دارد. بعد از جنگ جهاني اول به كار روزنامهنگاري مشغول شد و براي مجلات، نقد ادبي و مقاله مينوشت. تار عنكبوت، شب هزار و دوم، نسل برباد رفته و مارش رادتسكي از جمله آثار اوست. آثار او از بهترين نمونههاي نثر و سبك ادبيات آلماني در قرن بيستم به شمار ميرود. او در رمانهايش از روزگاري سخن ميگويد كه امپراتوري اتريش قلب اروپا بود.
فرجام آندرياس شاهكار كوچكي است از زندگي مردي ژندهپوش و بيخانمان در حاشيه رود سن. با ورود غريبهاي شيكپوش به زندگي آندرياس، زندگي او معناي تازهاي به خود ميگيرد. غريبه كه به تازگي مسيحي شده بود، با دادن مبلغي كلان به آندرياس از او خواست آن را به كليساي قديسه ماري باتينيول بدهد. از اين لحظه آندرياس احساس ديني ميكند كه بايد به قديسه ترزا ادا كند، اما هوسهاي گاه و بيگاهش سنگي است در راه اداي اين دين. اين برخورد اتفاقي، سرنوشت شگفتانگيزي را براي آندرياس رقم زد كه در اين داستان به تصوير كشيده شده است. آندرياس قهرماني است كه از آغاز تا پايان داستان رنج ميكشد.
فردا در نبرد به من بیندیش
خاویر ماریاس
رؤیا بشنام
خابیر ماریاس در بیستم سپتامبر 1951 در مادرید به دنیا آمده است. نویسنده، مترجم و روزنامه نگار چیره دستی است و یکی از مهم ترین نویسندگان اسپانیاست که آثارش به 42 زبان دنیا ترجمه شده است. پدرش خولیان ماریاس فیلسوفی بود که در دوران فرانکو راهی زندان شد و پس از آزادی از تدریس محروم ماند. ماریاس همراه پدرش به آمریکا رفت و بخشی از دوران کودکی خود را در آنجا گذراند. خولیان ماریاس در آن زمان در موسسات مختلفی مثل دانشگاه ییل و کالج ولسلی تدریس می کرد. اما خود ماریاس در کولخیو استودیو در مادرید درس خواند.
ماریاس نوشتن را از نوجوانی، اما ترجمه را بعد از فارغ التحصیلی از دانشگاه مادرید آغاز کرد و آثار نویسندگانی نظیر آپدایک، هاردی، کنراد، ناباکوف، فاکنر و شکسپیر را به اسپانیایی برگرداند. در 1979 جایزهء ملی بهترین ترجمه برای تریسترام شندی نوشته لارنس استرن را برد و از 1983 تا 1985 نیز در دانشگاه آکسفورد به تدریس ادبیات اسپانیایی پرداخت. وی در 1992 رمان قلبی به این سپیدی را نوشت که هم نزد مردم و هم منتقدان با موفقیت چشمگیری مواجه شد که یکی از بهترین کارهای اسپانیایی زبان شناخته شده در دنیا به شمار می رود. ترجمه انگلیسی رمان نیز خوش اقبال بود و در 1997 جایزهء ادبی بین المللی ایمپک دوبلین را برای ماریاس به ارمغان آورد.