کتاب موجودات خیالی
خورخه لوییس بورخس
ترجمه: احمد اخوت
عنوان این کتاب مبین درستی این نظریه است که در جهان همه چیز با هم پیوند دارد: از شاهزاده هملت گرفته تا نقطه، خط و سطح، سطوح مستوی گسترده و کثیرالوجه، از پیوند میان اسمهای کلی گرفته تا شاید وابستگی هر یک از ما با یکی از ارباب انواع. مختصر بگوییم پیوند همه چیزها با هم؛ با جهان. با این همه در این کتاب ما خود را فقط به آن موجوداتی محدود کردیم که از عبارت «موجودات خیالی» فورا به ذهن متبادر میشوند. کتاب راهنمایی از موجودات غریبی فراهم آوردیم که تخیل بشر در طول زمان و مکان آنها را آفریده است. جهل ما نسبت به معنای جهان و معنای اژدها یکسان است، اما در تصویر ذهنی اژدها چیزی هست که در تخیل بشر میگنجد و به همین علت اژدها در مکانها و دورههای مختلف نمودی متفاوت دارد.
کتابخانه در شب
آلبرتو مانگوئل
ترجمه: محمود قلی پور
آلبرتو مانگوئل، نویسندهٔ برجسته در حوزهٔ کتاب و خواندن، با الهام از تجربهٔ ساختن یک کتابخانه در خانهٔ قرن پانزدهمیاش در نزدیکی رود لوار در فرانسه، به موضوع کتابخانهها پرداخته است. او میگوید: «کتابخانهها همیشه به نظرم جاهایی دیوانهٔ دلانگیز بودهاند و تا آنجا که به یاد دارم، منطق هزارتوییشان مرا افسون کرده است.» او در این کتاب شخصی، عامدانه غیرنظاممند و گسترده، تأملی جذاب دربارهٔ معنای کتابخانهها ارائه میدهد.
مانگوئل، راهنمایی با شور و شوقی وصفناپذیر، تور منحصربهفردی از کتابخانهها ترتیب میدهد که از قفسههای کتاب دوران کودکیاش تا کتابخانههای «کامل» اینترنتی، و از مصر باستان و یونان تا جهان عرب، و از چین و روم تا گوگل امتداد مییابد. او دربارهٔ کتابخانهٔ محکومبهفنای اسکندریه میاندیشد و به کتابخانههای شخصی چارلز دیکنز، خورخه لوئیس بورخس و دیگران میپردازد. او داستان کسانی را روایت میکند که برای حفظ آزادی اندیشه با استبداد مبارزه کردند: کتابدار لهستانیای که هنگام آغاز تخریب کتابخانههای یهودی به دست نازیها، کتابها را قاچاقی به جای امن رساند، و کتابفروش افغانیای که در طول دههها ناآرامی مغازهاش را باز نگه داشت. از «کتابخانههای حافظه»ی شفاهی که زندانیان زنده نگه داشتند گرفته تا کتابخانههای کتابهای ممنوعه، کتابخانهٔ خیالی کنت دراکولا و کتابخانهٔ کتابهایی که هرگز نوشته نشدند، مانگوئل رازهای کتابخانهها را چنان روشن میکند که هیچ نویسندهٔ دیگری نمیتواند. با دهها تصویر شگفتانگیز در سراسر کتاب، «کتابخانه در شب» سفری دلنشین در ذهن، حافظه و دانش گستردهٔ مانگوئل دربارهٔ کتابها و تمدنهاست.
کتابخانه نیمه شب 💯
مت هیگ
ترجمه: محمدصالح نورانی زاده
بین مرگ و زندگی یه کتابخونهست، و توی اون کتابخونه، قفسههای کتاب تا ابد ادامه دارن. هر کتاب شانس امتحان کردن یکی از زندگیهایی رو بهت میده که میتونستی تجربهشون کنی. تا ببینی اگه انتخاب دیگهای کرده بودی، چی میشد... اگه شانس این رو داشتی که حسرتهات رو از بین ببری، کار متفاوتی انجام بدی، چه اتفاقی میفتاد.»
جایی آنسوی لبۀ دنیا کتابخانهای هست با تعداد بیشماری کتاب، که هر کدام قصۀ یک زندگی را روایت میکنند. یکی قصۀ زندگیات به همین شکل کنونیاش است و دیگری قصۀ زندگیات با این فرض که زمانی در جایی انتخاب متفاوتی کرده باشی. همهمان همیشه در این فکریم که شاید زندگیمان میتوانست متفاوت باشد، اما اگر شانس این را داشته باشی که به این کتابخانه بروی و خودت تمام زندگیهای دیگرت را ببینی چه؟ امکان دارد هر کدام از این زندگیها بهتر از زندگی کنونیات باشند؟
در رمان جدید و مسحورکنندۀ مت هیگ به نام کتابخانۀ نیمهشب، دقیقاً همین پرسش برای نورا سید پیش میآید. نورا این انتخاب را دارد که زندگیاش را با زندگی جدیدی عوض کند، مسیر شغلی جدیدی را پیش بگیرد، روابط شکستخوردۀ سابقش را ترمیم بخشد و طبق رؤیای کودکیاش، یخچالشناس بشود. اما همچنین باید حین سفر در دل کتابخانۀ نیمهشب، به درون خودش نگاهی بیندازد و آنچه واقعاً به زندگی معنا و ارزش میبخشد، پیدا کند.
کتابخوان اشرافی
آلن بنت
مترجم: مرجان معتمد حسینی
الن بنت در ۹ مه ۱۹۳۴ در لیدز در شمال انگلستان به دنیا آمده و آثارش را نیز در همان ناحیه خلق کردهاست. بنت در رشته تاریخ از دانشگاه آکسفورد فارغالتحصیل شدهاست. او بیشتر موضوعاتی همچون مرگ، مصیبت، بیماری و سالخوردگی را با نوعی طنز تلخ در آثارش مورد توجه قرار داده است.
بنت برنده جوایزی همچون بفتا، تونی و کتاب بریتانیا شدهاست.
کجا رفتی برنادت
ماریا سمپل
مترجم: آرزو مقدس
به چشم الگی برنچ، مدیری موفق در مایکروسافت، او همسری با استعداد، پیشبینی ناپذیر و پریشان است. به چشم بقیهی مادرانی که جلوی در مدرسه دنبال بچههایشان میآیند. موجودی خطرناک و تهدیدآمیز است. به چشم معماران و طراحان ساختمان، معماری افسانهایست. اما به چشم بی پانزده ساله، او فقط مامان است. اما برنادت ناگهان ناپدید میشود و بی، در جستوجوی مادرش، زن بینظیری را مییابد که تلاش میکند جایگاه خود را در دنیایی عجیب و غریب پیدا کند. شخصیتهای «کجا رفتی برنادت» از لحاظ احساسی حسابی رنج میکشند، اما ماریا سمپل هوش، تخیل و دیدگاهی دارد که باعث میشود داستانش حسابی خندهدار شود.
کجا میروی؟ 💯
هنریک سینکیویچ
ترجمه: حسن شهباز
هنریک سینکیویچ به سال ۱۸۴۶ در لهستان به دنیا آمد. در دانشگاه ورشو ادبیات خواند و از دوران جوانی شروع به نوشتن رمان کرد. هنریک سینکیویچ هنوز به پنجاه سالگی نرسیده بود که بعد از تحقیقات بسیار درباره تاریخ عصر نرون شاهکارش «کجا می روی؟» را نوشت. کتابی در سال ۱۸۹۵ منتشر شد و خیلی زود به اغلب زبانهای زنده جهان ترجمه شد و شهرت بسیاری را برای خالق خود به همراه آورد؛ چنانکه آکادمی نوبل ده سال بعد جایزه نوبل در ادبیات را به این نویسنده اهدا کرد و به موفقیت ادبی او ابعادی جهانی و ماندگار بخشید. او در این زمان ۵۹ ساله بود.
داستان این رمان در عصر حکمرانی نرون در روم باستان می گذرد. کلادیوس سزار دروسوس گرمانیکوس معروف به نرون، یکی از خونخوارترین ستمکاران تاریخ است که در حدود چهارده سال بر روم باستان حکومت کرد. او در سال ۳۷ میلادی به دنیا آمده بود. با تلاشهای بسیار مادرش به جانشینی پدرش انتخاب شد و جالب اینکه پس از به قدرت رسیدن مادر خود را کشت. نرون برای حفظ قدرت خود بهای سنگینی پرداخت، البته به حساب دیگران و با ریختن خون مردم بیگناه و حتی اطرافیان خود. در روزگار نرون مردم به قتل و خونریزی های این امپراطور ستمکار عادت کرده بودند. البته در پنج شش سال نخست حکومت او هنوز افراد لایقی در حکومت یافت می شد که با درایت خود، کارها را پیش می بردند اما به تدریج حکومت از این افراد خالی شد. نرون علاوه بر شهوت خونریزی فردی هوسباز نیز بود که درباره این وجه از شخصیت او نیز روایت های گوناگونی شده که در رمان حاضر نیز نویسنده بدان اشاراتی داشته است.
با این حال هنریک سینکیویچ اگرچه در خلال روایت داستان عاشقانه و حماسی به دوران حکومت نرون و نحوه مملکت داری او مفصلا پرداخته است، اما خط اصلی داستان روایت عشق میان سرداری به نام مارکوس وینچیوس و شاهزاده خانمی به نام لیژیا است؛ عشقی که حوادث پر فراز و نشیبی را برای این رمان به ارمغان آورده است.
کجاوه اشکها
شو شینگ لی
ترجمه: داود نوابی
مصور
داستان زندگی "شوشینگ لی" یکی از بزرگترین معلمین چینی پیانو
نویسنده در قالب رمان، تحوّلات سیاسی و اجتماعی چین پس از جنگ جهانی دوم را به تصویر کشیده است. داستان کتاب روایت زندگی است ، شهر در آشوب است و انقلاب فرهنگی و دشواریهای آن، او را وادار به حضور در جبهه ملّیگرایان میکند ...
کرگدن
اوژن یونسکو
ترجمه: پری صابری
کرگدنها (به فرانسوی: Rhinocéros) یا کرگدن نمايشنامه اي است در سه پرده اثر اوژن یونسکو، نمایشنامهنویس فرانسوی رومانیاییتبار که در سال ۱۹۵۹ نوشته شد. از این اثر به عنوان یکی از مهمترین نمایشنامههای سده بیستم و در زُمره یکی از «نگینهای تئاتر دنیا در تمام اعصار» یاد میشود.
اوژن یونسکو این نمایشنامه را در جهت نقد اوضاع نا به سامان پس از جنگ جهانی دوم مینویسد. صعود ناگهانی تعداد مردمی که به گروههای نازیسم، فاشیسم و کمونیسم پیوستند واقعاً سرسام آور بود. یونسکو هم در واکنش به پیوستگی مردم به این گروهها تنها برای تقلید از سایرین، آنها را کرگدن میخواند. به عبارت دیگر اپیدمی کرگدن شدن همان تکاپوی مردم برای پیروی از ایده ی فراگیر میان عموم یا دنباله روی کورکورانه از سایرین است.
کسی برای دوشیزه بلندیش دسته گل ارکیده نفرستاد
جیمز هدلی چیس
فرهاد منشوری
ماما گريسون زني بود تنومند، با هيكلي بياندازه چاق و گوشتآلود. گوشت صورتش مثل دو كيسه شل از دو گونهاش آويزان بود. موهاي چيندارش به رنگ مشكي تند نامطبوعي رنگ شده بود. چشمان ريز براقاش مثل شيشه سرد و بيحالت بود. يك پيراهن كثيف توري به رنگ كرم پوشيده بود. بازوهاي عظيماش با آن رگهاي خوني برجسته رگهرگه. لابلاي شبكه توري پيراهناش، مانند خميري كه از صافي رد شده باشد، بيرون زده بودند. از نظر جسماني به اندازه يك مرد قوي بود. پيرزن زشت و ترسناكي بود و همه افراد دار و دستهاش، از جمله اسليم، به شدت از او ميترسيدند.