ناطور شب
نويسنده: لوييز اردريک
مترجم: سعيد كلاتی
نگهبان شب رمانی نوشته لوئیز اردریچ است که اولین بار در 3 مارس 2020 توسط هارپر کالینز منتشر شد. داستان این رمان در دهه 1950 می گذرد. این ششمین رمان مستقل اردریچ پس از خانه آینده خدای زنده است. این رمان از زندگی پدربزرگ اردریچ الهام گرفته شده است که سایر اعضای رزرواسیون کوه لاک پشت را برای مقاومت در برابر سیاست های پایان کار هند در دهه های 1940-1960 انگیزه و الهام بخشید. نگهبان شب اولین رمانی است که اردریچ نوشته است که در منطقه حفاظت شده کوه لاک پشت می گذرد.
در سال 2021، این رمان برنده جایزه پولیتزر برای داستان شد.
ناقوس عزا در سوگ که می زند
ارنست همینگوی
ترجمه: پرویز شهدی
شاهکار نویسنده آمریکایی برنده جایزه پولیتزر ۱۹۵۳ و نوبل ادبی ۱۹۵۴ با ترجمه توسط پرویز شهدی که مدت ۱۰ سال منتظر دریافت مجوز مانده بود، سرانجام منتشر شد.
شهدی در مقدمه خود بر این کتاب در باب موقعیت این اثر در ایران آورده است: «اولین بار حدود شصت سال پیش ترجمه سر و دست شکستهای از آن با عنوان «زنگها برای که به صدا درمیآیند» منتشر شد و چند سال بعد، (حدود چهل سال پیش) ترجمهای کامل با همین عنوان، همراه با عکسهایی از بعضی از صحنههای فیلم با بازیگری گاری کوپر و اینگرید برگمن. پس از آن این کتاب و افسانه همینگوی به دست فراموشی سپرده شد، مانند بسیاری از آثار ارزشمند نویسندگان بزرگ دنیا، از جمله «شرق بهشت» اثر اشتاینبک، «بل آمی» اثر موپاسان و خیلی کتابهای دیگر.»
مترجم نامدار و پرکار کشور در باب اهمیت کتاب همینگوی چنین نوشت: «اما این کتاب ادعانامهایست علیه فاشیسم و همه دیکتاتورهای جهان. اگرچه به عقیده عدهای همینگوی در جنگ داخلی اسپانیا شرکت نکرده و فقط به عنوان خبرنگار به آنجا اعزام شده است، ولی این موضوع مانع از آن نشده که همینگوی با دیدی بیطرفانه به یکی از حوادث بزرگ کشور و ملت اسپانیا بپردازد و با دستمایه قرار دادن گوشه کوچکی از آن جنگ و کشتار چند ساله، ملت اسپانیا را آنگونه که بوده و آنگونه که هست معرفی کند. سوابق قهرمانانه مردمان این مرز و بوم، از آن موقع که به فرمانروایی بیدادگرانه و اشغال زورگویانه تازیها پایان دادند، و بعد تنها ملتی بودند که ناپلئون را با همه موفقیتهایش در نبردهای گوناگون به زانو درآوردند، گوشه پندآموزی از تاریخ بشریت را رقم زده است که میتواند سرمشق و نمونه خوبی برای همه ملتهای به بند کشیدهی دنیا باشد. همینگوی انقلاب و بعد جنگ برادرکشی اسپانیا را بیطرفانه تعریف میکند، چرا بیطرفانه، چون ضمن طرفداری از خیزش آزادیطلبانهشان، زیادهرویها و نابخردیهایی را که در همه انقلابها، میان همه ملتها دیده شده، ناگفته نمیگذارد.»
او با اشاره به حذف بسیاری مطالب در ترجمه پیشین انگیزهاش از برگردان دوباره کتاب را چنین بیان کرده است: «صحنههای کشتار زمینداران و اربابان پس از پیروزی انقلاب، شاید به مذاق عدهای، از جمله اولین مترجم این کتاب و بازگوکردنش خوش نمیآمد، ولی حقیقت داشت و همینگوی با ظرافت تمام آن را از زبان یکی از قهرمانان جانسخت و آبدیده این انقلاب تعریف میکند. حیف که این کتاب هم مانند بسیاری از آثار ارزشمند ادبیات جهان مورد بیمهری ناشران ما قرار گرفته است. ولی آثار جاودانه ادبیات ملتها هیچ زمان کهنه نمیشوند و همیشه و در هر شرایطی، به ویژه برای نسل جوان و آیندهسازان اهمیت و ارزش حیاتی دارند. هدف من هم از ترجمه سوم این کتاب و ارائه آن همین بوده است تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.»
ناقوسی برای آدانو
جان هرسی
ترجمهی کاوه بلوری
تسیتو گفت: «از این ماجرای تَرَک خوشم نیامد. ناقوس نباید فقط به این خاطر که قدیمی است تَرَک داشته باشد. ناقوسِ ما هفتصد سال قدمت داشت، اما تَرَک نداشت. بعید میدانم خود آمریکا آنقدرها قدمت داشته باشد، ناقوستان که دیگر جای خود دارد.»
سرگرد جاپولو گفت: «احتمالاً به این خاطر بوده است که وقتی آزادیمان را اعلام کردیم زنگش را خیلی محکم زدیم.»
تسیتو گفت: «گمان نمیکنم مردم آدانو خواهانِ آزادیای باشند که تَرَک خورده باشد…»
ناقوسی برای آدانو
جان هرسی
ترجمه: کاوه بلوری
این رمان کلاسیک و برنده جایزه پولیتزر، داستان یک سرگرد ایتالیایی-آمریکایی در جنگ جهانی دوم را روایت می کند که وقتی به دنبال جایگزینی برای زنگ شهر 700 ساله می گردد، عشق و تحسین مردم محلی را به خود جلب می کند. برای گلوله های فاشیست ها ذوب شد. داستان جان هرسی اگرچه در یکی از ویرانگرترین تجارب تاریخ بشر به وجود آمده است، اما با میهن پرستی و انسانیت سرسختانه صحبت می کند.
ناکامی جاودانه
ایدیت وارتن
مترجم: جواد امامی
✔️ شاهکار ایدیت وارتن با عنوان اصلی Ethan Frome
داستان با این جملات آغاز می شود:
من این داستان را همانطور که در اغلب این موارد چنین اتفاق می افتد، خرده خرده از دهان مردم شنیدم و هر کس آن را به صورتی دیگر برایم می گفت. اگر شهر استارک فیلد در ایالات ماساچوست را بشناسید، حتما اداره پست را هم می دانید کجاست و اگر محل اداره پست آن شهر را بدانید، بایستی اتین فروم را که با گاریش روزها به آنجا می آمد و افسار گاری را روی پشت خمیده اسب قرمزش می انداخت و از پیاده روی آجری به سوی ردیف ستون های سفید پستخانه می رفت، بشناسید و شما باید پرسیده باشید که او کیست؟
در همان جا بود که من چندین سال پیش برای اولین بار او را دیدم و قیافه او در من اثری شدید کرد. حتی در آن هنگام او برجسته ترین آدم آن شهر بود، گرچه در آن زمان او دیگر پیر و شکسته شده بود...
ناگهان هوس
لائورا اسکیول
مترجم: آذر عالی پور
ناگهان هوس رمانی است غنی از استعاره و انباشته از جادو. قهرمان داستان، خوبیلوی تلگرافچی است که با این عطیه به دنیا آمده که میتواند احساسات حقیقی و نهانی دیگران را بشنود. زندگی او تا همیشه دستخوش دگرگونی میشود. به لوچا، دختر زیبای خانوادهای ثروتمند، دل میبازد؛ دختر پول را لازمهٔ سعادت میداند اما خوبیلوی ندار عشق و تمنا را. بااینحال، اشتیاقشان به هم سبب میشود زندگی شادمانهای را کنار یکدیگر بسازند، تا آنکه رخدادی هولناک بهتلخی جدایشان میکند. سالها بعد، هنگام مرگ خوبیلو، دخترش پرده از راز قهر او و همسرش برمیگیرد...
نام ناپذیر 💯
ساموئل بكت
ترجمه: سهيل سمی
در "نام ناپذیر" بحران، ویرانی و جنون قرار است به حد اعلای خود برسد. جنون و ویرانی که با "مالون میمیرد" و "مالوی" آغاز شده بود، در این کتاب در هم ادغام شده و غولی بی شاخ و دم میسازد. به شکلی که "نام ناپذیر" را میتوان جمع حاصلی از آن دو کتاب دانست؛ در عین حال این رابطه قرار نیست به استقلال کتاب سوم آسیب یا خدشهای وارد کند.
نامه
كاترين هيوز
مترجم: سودابه قيصری
تينا کريگه، يک مأموريت در زندگي دارد؛ فرار از همسر دائمالخمر و خشناش. تينا تمام ساعات روز کار ميکند تا پسانداز کرده و بتواند همسرش را ترک کند. او تعطيلات آخر هفته را هم در فروشگاه خيريهاي سپري ميکند. روزي هنگام جستجوي جيبِ کُت دستدوم اهدايي به خيريه، نامهي باز نشدهاي مييابد. تينا نميتواند بر کنجکاوي خود غلبه کند. او نامه را باز ميکند و آن را ميخواند؛ نامهاي که زندگياش را کاملا تغيير ميدهد. بيلي استرلينگ، ميداند احمقانه رفتار کرده، اما ميخواهد همه چيز را جبران کند. نامهاي مينويسد که اميدوار است آيندهاش را تغيير دهد، نامهاي که همه چيز را تغيير ميدهد اما به طريقي که بيلي حتي فکرش را هم نميکند. «نامه» داستان زندگي دو زن را بازگو ميکند که در دهههاي مختلفي به دنيا آمدهاند ولي سرنوشت، آن دو را به هم پيوند ميدهد، و نشان ميدهد که چگونه تباهي و نابودي يکي از آنها به رهايي ديگري ميانجامد. «کاترين هيوز» در سال 1964، در آتري نِم چِشر، حدود چند مايلي جنوب منچستر به دنيا آمد و اولين کتاب خود «نامه» را در سال 2015 منتشر کرد که در همان سال پرفروشترين کتاب Ebook و نامزد جايزه بهترين داستان بر اساس تاريخ شد.
نامه ای به دنیا
اسماعیل فصیح
جلال آریان زمانی که در آمریکا بوده با دختری احساساتی و رمانتیک به نام آنجلا آشنا می شود . آنجلا عاشق ایران است و بعد از اتمام تحصیلاتش به عنوان استاد به ایران می آید . در ایران با پسری به نام عباس توحیدیان ازدواج می کند . عباس عاشق آنجلاست ولی خانواده ای مذهبی و سنتی دارد که پذیرای او نمی شوند . در جریان جنگ عباس کشته می شود و خانواده اش قیومت مهدی تنها پسر آنها را بر عهده گرفته و آنجلا را از دیدن او محروم می کنند . اکنون آنجلا با شدید شدن جنگ ایران و عراق به ایران آمده تا پسرش را نجات دهد .
نامه به پدر
فرانتس کافکا
ترجمه: فرامرز بهزاد
«نامه به پدر»، كه كافكا آن را در نوامبر 1919 یعنی در سی و شش سالگی نوشته است، با آنكه طولش به مراتب از حد یك «نامه» میگذرد، در اصل براستی قرار بوده كه به پدر تسلیم شود، آن هم از طریق مادر. ولی مادر كافكا، از آنجا كه اطمینان داشته است این كار در واقع نتیجهای سر به سر معكوس به دست خواهد داد و مقصود اصلی نامه، یعنی اینكه كافكا بتواند مشكلات روحی خود را به پدر بشناساند به هیچ روی حاصل نخواهد شد، نامه را به او باز میگرداند.
نامه به فلیسه
فرانتس کافکا
مترجمان: مرتضی افتخاری و مصطفی اسلامیه
کتاب مجموعهٔ نامههایی است که کافکا از ۱۹۱۲ تا ۱۹۱۶ به «فلیسه باوئر» نوشته است. البته نامههایی چند به «گرته بلوخ»، دختری دیگر، هم در کتاب آمده است.
کافکا در ۱۲ اوت ۱۹۱۲ فلیسه را در خانهٔ دوست خود، ماکس برود، میبیند و آشنایی آن دو از اینجا آغاز میشود. فلیسه در برلن بوده و کافکا در پراگ. کافکا شروع به نوشتن نامه میکند. این نامهها هم نشانهٔ وابستگی او به فلیسهاند و هم نشانهٔ نوعی نیاز به نوشتن. او روزی دو نامه به فلیسه مینوشته و بعدها با خود قرار میگذارد که فقط روزی یک نامه بنویسد. فرانتس و فلیسه چند بار همدیگر را میبینند. کافکا چند بار از او خواستگاری میکند. در طول این پنج سال که نامهنگاری ادامه داشته، دو بار نامزد میشوند، اما نامزدی به هم میخورد. هیچ یک نمیدانند چه باید بکنند. سرانجام، این نامزدی در ۲۷ نوامبر ۱۹۱۷ به هم میخورد و نامهنگاری کافکا هم به پایان میرسد.
نامه سان میکله
اثر دکتر آکسل مونته
ترجمه: م. ا. به آذین
تا جان خود را ایثار نکنی
چیزی بکسی نبخشیده ای
اکسل مونته در نوشته هایش، غالباً شرح تجارب و مکاشفات و تخیلات و اندیشه های خود را با خواننده در میان نهاده است. نوشته هایش مستقیماً از زندگی واقعی سرچشمه گرفته، اما دراماتیزه شده و با زیبایی خیره کننده ای به تخیلات آذین شده و منزلتی هنری و زیباشناسانه یافته است.شرح احوال و حالات و زیسته های مردم عادی ـ اعم از فقیر یا غنی ـ را با همه پیچیدگی ها نوشته است. او، البته یک خصوصیت مهم دیگر نیز دارد و آن دفاع پرشور و خستگی ناپذیر از حقوق حیوانات بود. در خانه اش در کاپری، در باغ وی همه جور جانوری دیده می شد، میمون، سگ، گربه، جغد و ... خصوصاً پرندگان که معشوق واقعی او بودند. دائماً به دنبال جای امنی برای پرنده ها در نزدیکی خانه اش می گشت و مکانی را به این کار اختصاص داد. پرندگان زخمی و درمانده را تیمار می کرد و پس از مرگش نیز، بنیاد مسئول سان میکله، آن مرکز پرندگان را که او ساخته بود محافظت کرد و توسعه بخشید و گویا هم اینک بیش از ۵۵۰۰۰ گونه پرنده در آن نگه داری و درباره حیات آنها مطالعه می شود.
نامه عاشقانهای که هرگز فرستاده نشد (مجموعه داستان)
دوریس لسینگ
ترجمه: مصطفی شایان / اکرم شایان
نامش هتي بود و در اوايل قرن بيستم به دنيا آمده بود. در سن هفتاد سالگي بر اثر سوء تغذيه و سرماي شديد، جان داد. مدت مديدي را تنها بود؛ تقريبا از همان زمان كه شوهرش كمي پس از جنگ جهاني دوم در زمستاني سرد و طاقتفرسا بر اثر ذاتالريه مرد. از ميان تمام فرزندانش، تنها، دخترش در آستانه سال نو برايش كارت تبريك فرستاده بود؛ البته او هم با هتي چندان رابطه خوب و گرمي نداشت، زيرا همه آنها براي خودشان افرادي متشخص، محترم و ثروتمند شده بودند و هتي بيچاره آهي در بساط نداشت.