جنگها چگونه ما را تغییر دادند؟
نویسنده: مارگارت مکمیلان
مترجم: سودابه قیصری
غریزه مبارزه ممکن است در طبیعت انسان ذاتی باشد، اما جنگ - خشونت سازمان یافته - با جامعه سازمان یافته همراه است. جنگ تاریخ بشریت، نهادهای اجتماعی و سیاسی، ارزشها و ایدههای آن را شکل داده است. زبان ما، فضاهای عمومی ما، خاطرات خصوصی ما، و برخی از بزرگترین گنجینه های فرهنگی ما، شکوه و بدبختی جنگ را منعکس می کنند. جنگ موضوعی ناخوشایند و چالش برانگیز است، نه حداقل به این دلیل که هم شریرانه ترین و هم شرافتمندانه ترین جنبه های بشریت را به نمایش می گذارد. مارگارت مک میلان به راه هایی می پردازد که جنگ بر جامعه بشری تأثیر گذاشته است و به نوبه خود چگونه تغییرات در سازمان سیاسی، فناوری یا ایدئولوژی ها بر چگونگی و چرایی مبارزه ما تأثیر گذاشته است. کتاب سوالات بسیار بحث برانگیزی و بحث برانگیز را بررسی می کند: اولین بار چه زمانی جنگ شروع شد؟ آیا طبیعت انسان ما را محکوم به جنگ با یکدیگر می کند؟ چرا جنگ به عنوان سازمان یافته ترین فعالیت های بشری توصیف شده است؟ چرا جنگجویان تقریبا همیشه مرد هستند؟ آیا جنگ هرگز در کنترل ماست؟ مک میلان با استفاده از درسهایی از جنگهای گذشته، از تاریخ کلاسیک تا امروز، چهرههای بسیاری از جنگ را آشکار میکند – راهی که گذشته، آینده ما، دیدگاههای ما از جهان، و تصور ما از خودمان را تعیین کرده است.
جهان بدون جنگ
جان برنال
عطا الله نوریان
ناهماهنگيهاي کنوني بينالمللي، ترس ناشي از خطر هميشگي جنگ و نابودي کامل بر اثر جنگ هستهاي بزرگ، پارهاي از بهايي است که انسان به خاطر تقسيم جهان به بلوکهاي نظامي رقيب پرداخته و خواهد پرداخت، پارة ديگر، هزينة بالفعل و بالقوهاي است که در راه تدارک چنين جنگي پرداخت ميشود و اين هزينه تمامي جهان را درگير خواهد کرد، حتي در کشورهايي که ظاهراً نقشي در جنگ نداشته باشند. شيوههاي از ميان برداشتن اين ناهمسانيهاي تحملناپذير و فراهمآوردن امکانها و افزايش سطح زندگي تهيدستترين ملتها و طبقات ـ که با کوششهاي خودشان به توليد بپردازند و در صلح و آرامش زندگي کنند ـ مضمون بخش بيشتر اين کتاب است.
جهان پس از آمریکا
فرید زکریا
ترجمه: احد علیقلیان
به ندرت نویسنده و روزنامهنگار جوانی با آمیزۀ هوشی پیامبرگونه و صراحت و فصاحتی تکاندهنده پیدا میشود که آنچه را در چشمانداز بینالمللی در پیش روست با خوانندگانش در میان بگذارد. فرید زکریا چنین شخصی است...جهان پس از امریکا آینهای است که در بررسی نقش قاطع ایالات متحده و بسیاری کشورهای دیگر به ما کمک میکند. خوانندگان از درک بینقص زکریا از روابط بینالمللی، سیاست جهانی و توسعۀ اقتصادی بهرۀ فراوان خواهند یافت.
جهش اجتماعی
ویلیام فون هیپل
ترجمه: میثم محمدامینی
چگونه شش میلیون سال تکامل انسان زندگی امروزی ما را شکل داده است -از کار و روابط گرفته تا رهبری و نوآوری و، مهمتر از همه، جستوجویمان در پی شادکامی.
جهش اجتماعی میکوشد برخی یافتههای علمی تازه دربارهٔ شکلگیریِ ویژگیهای زیستی و روانی انسان را به زبانی ساده بیان کند و ضمن ارائهٔ روایتی جذاب از تاریخ تحولات زیستی گونهٔ انسان، چگونگی و چرایی شکلگیری برخی ویژگیهای روانی در انسان را توضیح میدهد. ایدهٔ محوری کتاب «فرضیهٔ مغز اجتماعی» است که میگوید: بزرگی مغز انسان برای مقابله با چالشهای پیچیدهای است که زندگی در محیط اجتماعی و تعامل با سایر همنوعان پیش روی او میگذارد. برتری انسان بر مقایسه با سایر جانوران بهویژه نخستیها تواناییِ اعجابانگیزش در تعامل با همنوعان و جامعه است، و نه مثلاً قابلیت چشمگیر در نوآوریِ فنی و کار با اشیاء.
روانشناس پیشرو، ویلیام فون هیپلانسانشناسی و زیستشناسی و تاریخ و روانشناسی را با علم تکامل درمیآمیزد و تاریخ تکاملی ما را قدمبهقدم دنبال میکند تا نشان دهد چگونه رویدادهایی در گذشتههای بسیار دورمان هنوز هم زندگی امروزمان را شکل میدهند. تأثیر این عوامل بسیار گسترده و چشمگیر است: از مسائل عادی و روزمره مانند میل به اغراقگویی و بزرگنمایی گرفته تا موارد عجیبی مانند اینکه چرا خودمان دروغهایمان را باور میکنیم.
چرا ایران عقب ماند و غرب پیش رفت؟
دکتر کاظم علمداری
کتاب چرا ایران عقب ماند و غرب پیش رفت گفتار خود را با مفهوم “توسعه” آغاز کرده و کاربردهای آن را مورد نقد قرار میدهد. سپس نظریههای گوناگون علل عقبماندگی ایران را در سدههای اخیر کندوکاو کرده و آن را در مقابل رشد ایران در تمدنهای باستان، به بوته قیاس میگذارد. فصول بعدی به بررسی سقوط غرب و رشد ایران و سپس برعکس شدن این فرآیند میپردازد و نبود فلسفه جامع در ایران را از عوامل آن میداند. همچنین عوامل مذهبی، خرافی، رویکرد سنتی و توجه به گذشته بدون نگاه به آینده را در کنار افکار سوسیالیستی و فئودالیستی از دیگر عوامل عقب ماندن ایران و پیش رفتن غرب میداند که هر یک به خوبی بررسی شده است. کتاب چرا ایران عقب ماند و غرب پیش رفت از بهترین کتب تحلیلی در این زمینه است.
چرا درمانده ایم؟ (جامعه شناسی خودمانی)
نام نویسنده : حسن نراقی
تولستوي، اين بزرگ مرد پهنه انسانيت، سخني دارد با اين مضمون: بايد از گفتنيهايي گفت كه احتمالا بسياري آن را ميدانند ولي جرئت ابراز آن را حتي براي خودشان ندارند. بنابراين اگر ابراز شرمساري و بينظريام را درباره كلمه ‹‹جرئت›› بپذيريد باقي خواهد ماند حرفهايي كه هم من ميدانم و هم به احتمال خيلي زياد شما، و قصد نهايي اين كتاب نيز تنها مروري است بر همين حرفها، حرفهايي درباره خودمان، درباره جامه ايراني و يا به عبارتي درد دلي است خودماني.
اين دود سيه فام كه از بام وطن خاست
از ماست كه بر ماست
وين شعله سوزان كه برآمد ز چپ و راست
از ماست كه برماست
جان گر به لب ما رسد، از غير نناليم با كس نسگاليم
ازخويش بناليم كه جان سخن اين جاست
از ماست كه بر ماست
ما كهنه چناريم كه از باد نناليم بر خاك بباليم
ليكن چه كنيم، آتش ما در شكم ماست
از ماست كه بر ماست
چرا سوسیالیست نیستم
رند پال - کلی اشبی پال
ترجمه: مسعود یوسف حصیرچین
یک نظرسنجی اخیر نشان داد که 43 درصد از آمریکایی ها فکر می کنند بیشتر سوسیالیسم چیز خوبی است. این مردم چه چیزی را نمی دانند؟
سوسیالیسم میلیونها نفر را کشته است، اما اکنون در دانشگاههای آمریکا و در میان بسیاری از چپگرایان به ایدئولوژی روز تبدیل شده است. این ایدئولوژی که توسط رهبرانی مانند برنی سندرز و الکساندریا اوکاسیو-کورتز دوباره معرفی شد، خود را در فراخوانهای خیرهکننده برای سیاستهای مخارج رایگان مانند خدمات درمانی برای همه و بخشش وام دانشجویی نشان میدهد.
رند پل در پرونده علیه سوسیالیسم، تاریخ سوسیالیسم را از گولاگ های استالین تا قحطی کنونی در ونزوئلا ترسیم می کند. او با تصورات غلط رایج در مورد "آرمان شهر" اروپای سوسیالیستی مقابله می کند. همانطور که مشخص است، کشورهای اسکاندیناوی به اندازه آمریکایی ها سرمایه داری را دوست دارند و برای چندین دهه، از چیزهایی که برنی بیشتر دوست دارد بریده اند.
بازگشت سوسیالیسم تنها به این دلیل امکان پذیر است که بسیاری از آمریکایی ها خطرات واقعی مرگبارترین ایدئولوژی قرن بیستم را فراموش کرده اند. پل حقیقت ویرانگر را فاش می کند: برای هر دانشجویی که تی شرت چه گوارا به تن دارد، یک کودک ونزوئلایی وجود دارد که از گرسنگی می میرد. پناهندگان ناامید از کوبا کمونیستی فرار می کنند تا از سانسور ظالمانه، غذای سهمیه بندی شده و بیمارستان های محقر و نه مراقبت های بهداشتی «رایگان» فرار کنند. دیکتاتوریهای سوسیالیستی مانند جمهوری خلق چین آزادی بیان را در هم میکوبند و دولتهای نظارتی عظیم را اداره میکنند در حالی که خود را به عنوان ملتهای روشنفکر مدرن نشان میدهند. دولت های سوسیالیستی به دور از تامین آزادی اقتصادی، شهروندان خود را به بردگی می کشند. آنها وعدههای واهی ایمنی و برابری را ارائه میکنند و در عین حال آزادی شخصی را محدود میکنند، قدرت دولتی را تشدید میکنند، شرکتهای انسانی را از بین میبرند و شهروندان را وابسته به دولت میکنند.
اگر سوسیالیسم در آمریکا حاکم شود، سرنوشت آزادترین ملت جهان را به خطر می اندازد و طاعون کنترل ظالمانه دولت را به راه می اندازد. پرونده علیه سوسیالیسم پاسخی به موقع به آن تهدید و فراخوانی برای اقدام علیه نیروهای تهدید کننده آزادی آمریکا است.
چرا ملتها شکست می خورند؟
نام نویسنده : دارون عجم اوغلو ، جيمز رابينسون
نام مترجم : محسن میر داماد
کتاب چرا ملت ها شکست میخورند؟ ریشه های قدرت، ثروت فقر
این کتاب نوشته دارون عجم اوغلو، جیمز ای.رابینسون است به ترجمه محسن میردامادی، محمدحسین نعیمی پور و مقابله متن: سید علیرضا بهشتی شیرازی است.
«چرا ملت ها شکست میخورند» با نگارشی درخشان و دلپذیر به پرسشی پاسخ میدهد که قرن ها متخصصان را درمانده کرده است. چرا برخی کشورها ثروتمند و برخی دیگر فقیرند و به واسطه ثروت و فقر، سلامتی و بیماری، غذا و قحطی از یکدیگر مجزا میشوند؟»
آیا این امر ناشی از فرهنگ، آب و هوا یا جغرافیا است؟ شاید جهل و غفلت از سیاست های صحیح علت ناکامی ها است؟ مطلقا خیر. هیچ یک از این عوامل قطعی یا محتوم نیستند. از این که بگذریم، چگونه توضیح دهیم که چرا بوتسوانا تبدیل به یکی از کشورهایی شده است که سریعترین رشدها را در جهان دارند، در حالی که سایر کشورهای آفریقایی همچون زیمباوه، کنگو و سیرالئون در ورطه فقر و خشونت گرفتار آمده اند؟
دارون عجم اوغلو و رابینسون قاطعانه نشان می دهند که این نهادهای اقتصادی و سیاسی ساخته دست بشرند که شالوده موفقیت اقتصادی (یا فقدان آن) را می سازند.
عجم اوغلو و رابینسون بر مبنای پازنده سال مطالعه بر روی منابع اصلی به شواهد تاریخی فوق العاده ای از امپراطوری رُم، دولت-شهرهای مایا و نیز دوران قرون وسطی، اتحادیه جماهیر شوروی و آفریقا نظم می بخشند تا نظریه اقتصادی سیاسی تازه ای بنا کند که ارتبازی وسیع با پریش های سترگ امروزین دارد.
«چرا ملت ها شکست می خورند؟» نحوه نگاه و درک شما را نسبت به جهان دگرگون می کند.
چرخش های یک ایدئولوژی
ولفگانگ لئونارد
هوشنگ وزیری
این که کمونیسم در حرکت برای «تغییر جهان»، خود تا چه حد دستخوش تغییر شده است، ماهیت این تغییر چیست، و چه پیامدهای سیاسیئی به بار آورده است، مسألهای است که مطالعهٔ آن ضروری مینماید.
کتاب حاضر، در این راه ارزشهایی نمایان دارد و از سه مزیت عمده برخوردار است: نخست اینکه جنبهٔ توصیفی واقعبینانهای دارد که از پیشداوری فارغ است؛ دوم اینکه به زبانی نگاشته شده است که درک مطلب را بدون داشتن اطلاعات قبلی بالنسبه گسترده از مارکسیسم کاملاً ممکن میسازد؛ و آخر اینکه نویسندهٔ آن به تجربههای ملموس و عینیِ سالها اقامت در شوروی و کشورهای «بلوک شرق» اتکاء دارد.
ولفگانگ لئونارد یکی از متفکران کمونیست و از اعضای مؤثر «گروه اولبریشت» بود. از نخستین کسانی بود که پس از پایان جنگ جهانی دوم از شوروی به آلمان بازگشت تا در برپایی جمهوری دموکراتیک آلمان شرقی به والتر اولبریشت سیاستمدار یاری دهد. سالها بعد نیز به باور کسانی به نخستین مخالف دولت آلمان شرقی تبدیل شد و از استالینیسم روی برگرداند و سالها در دانشگاههای امریکا به تدریس تاریخ شوروی و تاریخ جهانی کمونیسم پرداخت. یکی از دانشآموختگان لئونارد چند دههٔ بعد رئیسجمهور امریکا شد: جورج دبلیو بوش.