کافه پاریس (۱۸ داستان کوتاه از نویسندگان بزرگ جهان)
ترجمه: مریم صبوری
مجموعه ای از هجده داستان کوتاه از سیزده نویسنده ی بزرگ است. نویسنده هایی چون آنتوان چخوف، دوریس لسینگ، آلیس مونرو، جومپا لاهیری، لئون تولستوی، فئودور داستایوفسکی و ...
داشتن این کتاب، همانند داشتن یک کتابخانه ی کامل از برترین آثار داستانی دنیاست. با شنیدن این اثر خود را به جهان قهرمان های این کتاب ببرید و در داستان های زندگی شان غرق شوید.
از به خاطر یک وجب خاک لئون تولستوی تا وحشت از سیاهی شب ویلیام فاکنر. از مهمان آلبر کامو تا عقده ادیپ فرانک اکانر. از شرط بندی آنتوان چخوف تا نگاه خیره دوریس لسینگ. از پرتره نیکولای گوگل تا خارج از محدوده عزیز نسین.
کافه زیر دریا
نام نویسنده : استفانو بنی
نام مترجم : رضا قیصریه
یرلبی گفت:از حضورتان در اینجا بسیار خوشوقتیم.خواهش میکنم بفرمایید بنشینید،چون امشب شبی است که هریک از حاضران در اینجا داستانی را روایت میکند.نشستم و گوش سپردم به داستان های کافه زیر دریا.
مجموعه داستان کوتاه کافه زیر دریا اولین اثر ترجمه شده استفانو بنی به زبان فارسی است.داستان هایی متفاوت و در سبک های گوناگون آمیخته با طنزی خاص و نادر،در آن ها دپای نویسندگانی چون هرمان ملویل،ادگار آلن پو،آگاتاکریستی،چارلز بوکفسکی و برخی نویسندگان روس و فرانسوی پیداست.
کافورپوش
عالیه عطایی
آبجی گم شده است. داستان کافور پوش اینطور شروع میشود و تلاش برای پیدا کردن خواهر دوقلوی مانی رفعت که به تعبیر خودش نیمهاش و بخش زنانه وجودش است. سرگشتگی مانی در راه پیدا کردن خواهر دوقلویش میشود روایت داستانی.
دخترک نوعی بیماری دارد که نتیجه یک جهش ژنتیکی است. جهشی که از رحم مادر شروع شده است و... دو جنین غیر هم جنس در یک کیسه آب باعث بروز نقصی مادرزاد شده است. داستان کافورپوش قصه هویت و روایتی مدرن از زندگی مانی رفعت که بر مبنای شخصیت است. قصه الگوها و تضادها و روایتهایی که در میدان قضاوت رنگ عوض میکنند.
«دکتر شما خیلی چیزها را نمیفهمید. توی هیچ کتابی ننوشتهاند وقتی بفهمی میتوانستی با حضور دیگری کامل باشی ولی نیستی چه دردی دارد؟»
«عالیه عطایی» در حوزه نمایشنامه و فیلمنامهنویسی فعالیت دارد. نشر هیلا پیش از این مجموعه داستان مگر میشود قابیل، هابیل را کشته باشد؟ را از او منتشر کرده است.
کالیپسو
دیوید سداریس
رضا اسکندری آذر
کالیپسو مجموعهای از داستانهای طنز سداریس است که به عنوان یکی از پرمخاطبترین کتابهای سال ۲۰۱۸ را در آمریکا به دست آورد. نشریه گاردین درباره این کتاب و نویسندهاش مینویسد: «بیتردید دیوید سداریس سلطان طنز است... «کالیپسو» هم خندهدارتر، هم دردناکتر از تمام نوشتههای دیگر اوست.»
این کتاب در سایت گودریدز با اختلاف اندکی در تعداد آرا، عنوان رتبه دوم بهترین اثر طنز سال ۲۰۱۸ را به دست آورد.
کالیپسو
دیوید سداریس
مترجم: سولماز دولت زاده
مجموعه «کالیپسو» اولین کتاب او بعد از پنج سال، لحن و آهنگی متفاوت از این طنزنویس محبوب را نشان میدهد و حالتی غمانگیز با خود دارد. شاید هم تنها سایه اواخر میانسالی بر او افتاده: سربرآوردن واقعیت مرگ، افزایش فراگیر مراسم تدفین، بیماری و بازنشستگی. دشوار است که بخواهیم بگوییم انگیزه برای تغییر دقیقا از کجا نشات میگیرد. و در واقع نبوغ سداریس در این نهفته است –او فرهنگ را از درون نشان میدهد.
کالیپسو
دیوید سداریس
ترجمه: جلیل جعفری
دیوید سداریس در ایران نویسنده مشهور و محبوبی است. هم در داستاننویسی مهارت و هم تسلطی بینظیر بر طنزپردازی دارد. استادِ نوشتن درباره عادیترین مسائل زندگی است که هر کدام از ما بارها از مقابل آنها عبور کردهایم اما سداریس وادرمان میکند که دوباره تعمق کنیم و یا قهقهای بلند بزنیم. او چنان جزئیات را با زبان طنزِ درخشانش به رشته تحریر درمیآورد که هم مخاطب را با ولع فراوان با خود همراه میکند و هم حسادت دیگر نویسندگان را برمیانگیزاند.
سداریس در «کالیپسو» مثل همه آثار دیگرش صادق است. آنقدر صداقت بیپردهای دارد که این کتاب، نیمه دیگری از اسرار او را که تاکنون در تاریکی بودهاند برای مخاطب روایت میکند. اگرچه در کالیپسو هم همچنان طنازیهای منحصربهفرد خود را دارد، اما این بار در موضوعات مهمی همچون عشق، مرگ و زندگی تاملات جدی دارد که باعث شده نوشتههایش گاهی رنگ و بوی حزنانگیزی به خود بگیرند.
پا به سن گذاشتن و خانواده دو موضوعی هستند که او درباره آنها در کتاب حاضر قلم زده است. به اعتقاد برخی منتقدان، مشاهدات او در کتاب حاضر دقیقتر و گاهی سیاهتر هم شده است.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
«اگرچه تعاریف علمی و صنعتی چیز دیگری میگویند، میانسالی چندتایی لذت اساسی دارد. نکته جالبی که در میانسالی میبینم این است که، اگر آدم خوشاقبال باشد، اتاق مهمان نصیبش میشود. بعضیها وقتی بچههایشان رفته باشند دنبال خانه و زندگی خودشان، به صورت پیشفرض اتاق مهمان دارند ولی دیگرانی مثل من، در نهایت مجبور میشوند خودشان را بتکانند تا بتوانند خانهای بزرگتر دست و پا کنند. یکدفعه میگویم: «دنبال من تشریف بیاورید.»
اتاقی که مهمانها را میبرم تا نشانشان بدهم هولهولکی هم مرتب نشده تا در آن جاگیر شوند. این اتاق جوری نیست که بشود مثل دفتر کار یا لباس بافتنی کاریاش کرد که جا باز کند چون فقط برای یک منظور در نظر گرفته شده. به جای اینکه با کاناپه تاشو مبلهاش کنم، تختخوابی داخلش گذاشتهام و چسبیده به دیوار، درست مثل هتل، قفسهای دو طبقه مخصوص جای اثاثیه مسافر قرار دادهام. تنها خوبی این اتاق آن است که دستشویی اختصاصی دارد.
میگویم: «اگه دلتون وان همراه با دوش میخواد، میتونم ببرمتون به اتاق مهمان دوم که طبقه بالاست. اون اتاق هم جای مخصوص چمدان داره.» این حرف را که از دهان گشاد خودم میشنوم حس رضایتمندی ميانسالی در من گل میکند و به رعشهام میاندازد. بله، موهایم جوگندمی و تُنُک است. بله، یکوقتهایی از خودم خجالت میکشم. اما دو اتاق مهمان دارم.»
کالیگولا
آلبر کامو
ابوالحسن نجفی
آلبر کامو (فرانسوی: Albert Camus; زادهٔ ۷ نوامبر ۱۹۱۳ - درگذشتهٔ ۴ ژانویه ۱۹۶۰). نویسنده، فیلسوف و روزنامهنگار فرانسوی بود. او یکی از نویسندگان بزرگ قرن بیستم و خالق کتاب مشهور بیگانه است.
کامو در سال ۱۹۵۷ به خاطر «آثار مهم ادبی که به روشنی به مشکلات وجدان بشری در عصر حاضر میپردازد» برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبیات شد. آلبر کامو پس از رودیارد کیپلینگ جوانترین برندهٔ جایزهٔ نوبل و همچنین نخستین نویسندهٔ زادهٔ قارهٔ آفریقا است که این عنوان را کسب کردهاست. همچنین کامو در بین برندگان نوبل ادبیات، کمترین طول عمر را دارد و دو سال پس از بردن جایزهٔ نوبل در یک سانحهٔ تصادف درگذشت.
ویل دورانت مینویسد: کامو در وسیعترین معنای کلمه انسانگرا بود. کامو اندیشه خود را از آسمان به امور انسانی هدایت کرد. تلاش میکرد که میراث فرهنگی انسان را حفظ کند، و انسانتر از آن بود که ایدئولوژیهایی را بپذیرد که به انسان فرمان میدهد تا انسان را بکشد. شاید به همین دلیل بود که از تمام احزاب سیاسی کناره گرفت. در کتاب طاعون از زبان تارو میگوید: «من در دنیای امروز جایی ندارم. هنگامی که قاطعانه از کشتن سر باز زدم، خود را به انزوایی محکوم کردم که هرگز پایانی ندارد.»
این نمایش بر پایه زندگی کالیگولا، سومین امپراتور روم نوشته شده است که در ۲۱ سالگی بر تخت امپراتوری نشست و در سال ۴۱ میلادی کشته شد. البته آلبر کامو نیز برداشتی خاص از زندگی این امپراتور جوان داشته است. نمایش نشان میدهد که کالیگولا، امپراتور جوان رومی، با مرگ خواهرش، دروسیلا، که معشوقهاش نیز بود دچار پریشاناحوالی میشود. در بیان حوادث از دیدگاه کامو، کالیگولا نهایتاً بطور عمد زمینه قتل خود را فراهم میکند...
کالیگولا
نویسنده: آلبرکامو
مترجم: هدی مظفری بایعکلایی
نمایشنامه «کالیگولا» برخی جنبههای مفهوم اگزیستانسیالیستی پوچی را آشکار میکند، با به تصویر کشیدن امپراتوری که چنان قدرتمند و چنان مستاصل در جستجوی آزادی است که ناگزیر خدایان، انسانها و خود را نابود میکند. انگیزهٔ دراماتیک نمایشنامه «هدف متقاطع» (Cross Purpose)، با این حال، از تنش بین پذیرش و امتناع از پوچی انسان ناشی میشود؛ این تراژدی مردی است که به خانهٔ مادر و خواهر خود بازمیگردد بدون آنکه هویت واقعی خود را برای آنها فاش کند. تا زمان نگارش «عادلین» (The Just) و «مجنونها» (The Possessed)، امتناع و شورش تسلط یافتهاند، و در این نمایشنامههای آشکاراً سیاسی (آخرین اثر بر اساس رمان «شیطانها» داستایفسکی است) کامو اقدام و قیام را به نام آزادی به تصویر میکشد.
کامچاتکا
مارسلو فیگراس
بیوک بوداغی
مارسلو فيگراس، متولد سال 1962 در بوئنسآيرس، از مهمترين نويسندگان مدرن آمريکاي جنوبي است، و آثار او در حوزهي داستان و رمان به اکثر زبانهاي دنيا ترجمه شده است. توفيق جهاني آثار فيگراس، ازجمله کامچاتکا، مديون سبک، زبان و نگاه منحصربهفرد اوست. در کامچاتکا بيآنکه نويسنده از سياست، خشونت و ديکتاتوري حرف بزند، همزمان پيآمدهاي هولناک ديکتاتوري نظاميان را در قالب رماني بسيار لطيف، پراحساس و آکنده از طنزي گرم و جذاب نشان ميدهد. فيلم سينمايي کامچاتکا با فيلمنامهي نويسندهي رمان و با کارگرداني مارسلو پيني يرو در برلينالهي سال 2003 فيلم برگزيدهي تماشاگران و برندهي جايزهي پانوراما بود، و در همان سال، نامزد جايزهي بهترين فيلم خارجي اسکار شد.
کامیابیها و شکستهای مل فلاندرز معروف از دانیل دفو (به زبان ایتالیایی)
دانیل دِفو (به انگلیسی: Daniel Defoe) (۱۶۶۰–۱۷۳۱) نویسنده انگلیسی است که به خاطر رمان رابینسون کروزوئه، معروفترین اثرش، به او لقب «پدر رمان انگلیسی» را دادهاند. او به غیر از فعالیت در زمینه نویسندگی، یک تاجر، مأمور اطلاعاتی و روزنامهنگار نیز بود.دانیل دفو در سال ۱۷۲۲ «مال فلاندرز» را به رشتهی تحریر درآورد. این اثر، یک «رندنامه» محسوب میشود، به این معنی که ساختار آن به جای آنکه به صورت پلات، سازمانیافته باشد، چندبخشی و چندرویدادی است. خودِ شخصیتِ مال، زنی چندبُعدی و جالب مثل یک شخصیت رِندِ همهفنحریفِ سنتی است- چنانکه صفحهی عنوان مشخصاً نشان میدهد، او «دوازده سال را با تنفروشی سپری میکند، پنج بار تن به ازدواج میدهد (حتی یک بار با برادر خود ازدواج میکند) و دوازده سال را به عنوان سارق و هشت سال را به عنوان یک تبهکار در ویرجینیا» میگذراند.
کانادا
ریچارد فورد
مترجم: آرش خوش صفا
رمان از منظر اول شخص مفرد روایت میشود و راوی داستان که «دل» نام دارد، با واگویه یادمانهایش روایتی از نوجوانی تباهشدهاش بهدست میدهد.
والدین او به یک بانک دستبرد میزنند، سه نفر را به قتل میرسانند و سرانجام بازداشت میشوند. پس از این واقعه «دل» که فقط پانزده سال دارد به شهر دورافتادهای در کانادا پناه میبرد. مردی تبهکار به نام آرتور رملینگر که از راه هتلداری گذران میکند، سرپرستی «دل» را به عهده میگیرد. در دامن طبیعت زیبای «ساسکاچوان» نوجوانی و بلوغ «دل» به خاطر اشتباه والدینش به یک حادثه تراژیک و دردناک تبدیل میشود. او به دنیای بزرگسالان راه پیدا میکند و از همان آغاز با رنج زندگی آشنا میگردد.
داستان در حد فاصل بین «خیر» و «شر» اتفاق میافتد. تعلیق در این داستان برآمده از این پرسش است که سرانجام راوی داستان بین نیکی و بدی، رستگاری و تبهکاری کدامیک را برمیگزیند.
مهمترین درگیری ذهنی ریچارد فورد در رمان «کانادا» همچنان گذار از بلوغ به دوران بزرگسالیست. این گذار در اغلب آثار او با خشونت و رنج درآمیخته.
در رمان «کانادا» ریچارد فورد موفق موفق میشود آمیزهای از یک رمان پلیسی، سرشار از رویدادهای هیجانانگیز و پر تب و تاب و یک رمان موقعیت، مشحون از تأملات فلسفی و وصفهای درخشان از یک طبیعت بیرحم را بهدست دهد.
از مهمترین ویژگیهای «کانادا» و برتری این رمان نسبت به آثار پیشین ریچارد فورد، شخصیتپردازی و وصفهای درخشان از طبیعت و پیوند طبیعت با زندگی و سرنوشت شخصیتهاست.
کاندیدا
جرج برنارد شاو
ترجمه: شجاع الدین شفا
موضوع اصلی کاندیدا فمینیسم است، به ویژه، انتخاب آزاد که زنان باید تصمیم بگیرند که آیا میخواهند خانهدار، همسر و مادر باشند یا میخواهند نوع دیگری از زندگی داشته باشند.
کاندیدا نمایشنامهای کمدی از جورج برنارد شاو است که در سال ۱۸۹۴ نوشته و در سال ۱۸۹۸ منتشر شد. شخصیتهای اصلی نمایش کشیشی به نام جیمز مورل، همسرش کاندیدا، و شاعری جوان به نام یوجین مارچبنکس هستند و در نمایش یوجین مارچبنکس سعی می کند دل کاندیدا را به دست آورد. نمایشنامه اخلاقیات حاکم بر دوران ویکتوریایی انگلستان را زیر سؤال می برد و موضوعاتی چون عشق و ازدواج را به چالش میگیرد. شخصیت کشیش در نمایش سوسیالیستی مسیحی است که به شاو-که خود سوسیالیستی فابیان است- اجازه می دهد نظر خود را دربارهی مسائل سیاسی زمان خود در نمایش بیان کند.
کاوشی در امثال و حکم فارسی
نویسنده: سید یحیی برقعی
کتاب کاوشی در امثال و حکم فارسی شامل مآخذ و داستان های امثال شیرین فارسی می باشد. مَثَل در هر ملتی نماینده افکار و روحیات آن ملت است و چه بسا با شناخت ریشه یک مثل بتوان به قدرت فکر و چگونگی اصالت اجتماعی و ذوق ملتی پی برد.
یکی از ضرب المثل های کتاب « کاوشی در امثال و حکم فارسی » :
( آب برای من ندارد ، نان برای تو که دارد )
شرح: این مثل برگرفته از این داستان است: گویند وقتی حاج میزا آقاسی وزیر محمد شاه قاجار به حفر قناتی امر داده بود روزی که به بازدید چاه ها رفت ، مقنی اظهار داشت که کندن قنات در این جا بی حاصل است ، چه این زمین آب ندارد. حاج میزا آقاسی در جوابش گفت : بله اگر : آب برای من ندارد نان که برای تو دارد.
کاوشی در امثال و حکم فارسی
نویسنده: سید یحیی برقعی
کتاب کاوشی در امثال و حکم فارسی شامل مآخذ و داستان های امثال شیرین فارسی می باشد. مَثَل در هر ملتی نماینده افکار و روحیات آن ملت است و چه بسا با شناخت ریشه یک مثل بتوان به قدرت فکر و چگونگی اصالت اجتماعی و ذوق ملتی پی برد.
یکی از ضرب المثل های کتاب « کاوشی در امثال و حکم فارسی » :
( آب برای من ندارد ، نان برای تو که دارد )
شرح: این مثل برگرفته از این داستان است: گویند وقتی حاج میزا آقاسی وزیر محمد شاه قاجار به حفر قناتی امر داده بود روزی که به بازدید چاه ها رفت ، مقنی اظهار داشت که کندن قنات در این جا بی حاصل است ، چه این زمین آب ندارد. حاج میزا آقاسی در جوابش گفت : بله اگر : آب برای من ندارد نان که برای تو دارد.
کایرا
آین رند
مترجم: ژیلا فرهنگی
کتابهای آین رند از پرفروش کتابهای تاریخ هستند. بر پایه یک نظرسنجی در آمریکا کتاب اطلس شورید پس از انجیل، دومین کتابی بوده که زندگی خوانندگان را تغییر دادهاست. او در کتابهای خود تلاش داشته بگوید که خودخواهی، خوب است.
کایرا داستانی است از یک عشق مشتعل، بیباک و دلیرانه، عشقی بر علیه بی اعتنایی به روح انسان.
زمان دوره انقلاب روسیه است. محل کشوریست سرشار از ترس، در زدن های شبانه و نانی که بر علیه قحطی پنهان شده، چشمان شبه زده فراریان، جستجوگرانی تسکین دهنده و ستمگر. در کشمکشی تلخ بین تکروها و اشتراک جمعی، سه نفر در جایگاه شکست ناپذیر خودشان نشان شده اند: کایرا، دختر جوانی که میخواهد مهندس شود، لئو یک اعیان زاده و آندره یک کمونیست.
داستانی به شدت مهیج و چشمگیر. آین رند نشان می دهد که کمونیست در عمل چه مفهومی دارد. کایرا داستانی درباره سیاست نیست. بلکه زندگی زنان و مردانی است که زیر پرچم سرخ و شعارها باید برای بقای خود بجنگند. و اینکه انعکاس این شعارها چه تاثیری بر روی روح انسان ها دارد. چه نوع افرادی قادر به بقا هستند و کدامیک از آنها برنده نهایی باقی می مانند.
چه بلایی بر سر آنهایی که مخالفند می آید؟ چه اتفاقی برای آنهایی که تسلیم شده اند می افتد؟ چه کسی برنده این کشاکش است؟ بر عیله دورنمای روشنی از یک انقلاب سیاسی و طغیان های شخصی.
آین رند پیشنهاد جوابی را به این سوال می دهد، که ایجاد چالشی در وجدان مدرن می کند.
کبوتر
پاتریک زوسکیند
فرهاد سلمانیان
اين كتاب از شاهكارهاي كم نظير نثر معاصر آلمان و داستاني منسجم است كه از بعد روان شناختي بسيار ماهرانه روايت شده است. سبك نگارش كتاب يادآور نوشته هاي آغازين پارتيشيا هايسميت است اما از نظر پختگي در راستاي سنت نولنويسان يزرگ در ادبيات داستاني اروپا قرار دارد. در جريان داستاني به ندرت كنش و جنب و جوش به چشم ميخورد اما ماجرا درست مانند يك تند باد خواننده را دربرميگيرد. خواننده ي داستان نه تنها ماجرا را استشمام ميكند بلكه آنچه را نويسنده شرح ميدهد باتمام وجود ميچشد ميبيند و مي شنودو پاتريك زوسكيند هنرمندي ست كه اگر لازم باشد قادر است يك زندگي پيش پا افتاده و محقر را درونمايه ي دراماتيك باشكوه توصيف كند.
کبوتران روی چمن
ولفگانگ کوپن
ترجمه: اژدر انگشتری
کبوترانِ روی چمن را مهمترین اثر نویسندهٔ آلمانی وُلفگانگ کؤپن میدانند. تمام داستان این رمان در بازهٔ زمانی یک روزه در شهری در آلمان اشغالی میگذرد. جایی که صدای هواپیماهای جنگی برفراز شهر بر تنش زندگیها میافزاید.
کؤپن پازل به همریختهای میسازد از زندگی زنان و مردانی که مادام در تلاشاند برای درک، فهمیدن و عاشق شدن، اما فریادهای طلب کمکشان پشت صدای آژیرها، ناقوسها، بوق ماشینها و داد دیگران شنیده نمیشود.