مرجع قدرت و فرد
برتراند راسل
ترجمه: منصور مشکین پوش
کتاب حاضر متن شش سخنرانی از برتراند راسل است که در سالهای ۴۹ -۱۹۴۸ از بیبیسی پخش شدند. هدف این گفتارها برقراری سازش میان مرجع قدرت و آزادی فردی است که در قالب بحثی روانشناختی در باب سرچشمههای کنش اجتماعی مروری تاریخی بر دامنه و شدت نظارت دولتی و بیان نقش فرد در تاریخ هنر، علم دین و اخلاق مطرح میشود.
نابغهی خردسال/ پیشخدمت و شعبدهباز
نویسنده: توماس مان
انتخاب و ترجمه: محمود حدادی
توماس مان (به آلمانی: Thomas Mann) نویسنده بزرگ آلمانی بود که در سال ۱۹۲۹ برنده جایزه نوبل ادبیات شد.
توماس مان از نخستین روشنفکران آلمانی بود که پس از روی کار آمدن ناسیونال سوسیالیستها در آلمان، نسبت به فجایع احتمالی رایش سوم هشدار داد. او در یک سخنرانی که در تاریخ آلمان با عنوان «خطابهٔ آلمانی» ثبت شد، طرفداران آدولف هیتلر را «بربر» خطاب کرد.
ناتان فرزانه
گوتهولد افرایم لسینگ
ترجمه کامران جمالی
لسینگ (به آلمانی: Gotthold Ephraim Lessing) (زاده ۲۲ ژانویه ۱۷۲۹ - ۱۵ فوریه ۱۷۸۱)، نویسنده، فیلسوف، ناشر و منتقد ادبی آلمانی و از چهرههای مهم عصر روشنگری است. نوشتهها و نمایشنامههای او نقش کلیدی در شکلگیری ادبیات آلمانی داشته است.
لسینگ را شاعر، نویسنده، و فیلسوفی میشناسند که آثارش دو موضوع را در کانون خود دارد: رواداری و انسانیت . سبک ادبی او شوخ و طناز بود. او مخالف جزم اندیشی مذهبی و برداشت خشک از متن انجیل بود. انتشار نظراتش در این باره او را وارد جدالی ادبی با کشیشی هامبورگی کرد. با منع شدن او از ادامه این جدال او نمایشنامهای به نام ناثان (ناتان) خردمند نوشت که در آن به اندیشه رواداری دینی پرداخته است. داستان این نمایشنامه در زمان جنگهای صلیبی و در اورشلیم اتفاق میافتد، نمایشنامه روایت داستانی است که بین حاکمی مسلمان، بازرگانی یهودی و جنگآوری مسیحی اتفاق میافتد. در این داستان لسینگ محبت و دوستی را خود معجزهای میداند و بر برابری هر سه دین و عدم برتری یکی بر دیگری تاکید میکند .
از میان نويسندگان کلاسیک آلمانی سه نام در کتاب های مدرسه و متن های پیشنهادی آموزگاران و استادان از بس آمد بیشتری برخوردار است: گوته ، شیلر و لسینگ .
این آوازه از دوران حیات سه هنرمند نامبرده تا زمان سلطه ی هيتلر ادامه داشت. در آن دوازده سال هولناک دیگر «ناتانِ فرزانه» نه اجازه ی نمایش یافت و نه دیگر کسی می توانست در مدرسه یا دانشگاه آنرا بخواند. اما پس از پایان حكومت ترور و خفقان هنر تآتر مشتاقانه تر از پیش «ناتان فرزانه» را روی صحنه آورد.
تا امروز این اثر نه تنها در تآترهای نامدار کشورهای آلمانی زبان بلکه در تآترهای کوچک تر از جمله در مدارس و شهرهای کم جمعيت هم نمایش داده می شود.
«ناتان فرزانه» در بسیاری از مدارس سرزمين های آلمانی زبان در شمار متن های اجباری است و یکی از آموزش های آزاداندیشی و رواداری به شمار می آید.
اما این نمايشنامه تنها اثر لسینگ نیست که در سده ی بیست و یکم نیز همچنان خواننده و بيننده دارد. دو اثر نمایشی دیگر او هم مرتب به اجرا در می آید: «امیلیا گالوتی» و «مینافن بارنهلم»، همانگونه که شمار نه چندان کمی از شعرها و فابل های این هنرمند جسور امروز هم تجدید چاپ می شود.
ناتمامیت (اثبات و پارادوکس کرت گودل)
ربکا گلدستین
رضا امیررحیمی
«اما هر خطایی ناشی از عاملهای بیرونی است(از قبیل عاطفه و تعلیم و تربیت)، خرد به خودی خود خطا نمی کند.»
کرت گودل - ۲۹ نوامبر ۱۹۷۲
ربکا گلدستین،فیلسوف و نویسنده آمریکایی،در سال ۱۹۵۰ در نیویورک به دنیا آمد.دکترای خود را در رشته فلسفه از دانشگاه پرینستون گرفت و از آن پس در دانشگاه های معتبر آمریکا به تدریس فلسفه مشغول بوده است.
تاکنون شش رمان،مجموعه ای از داستان های کوتاه چندین کتاب تحقیقی درباره آراو زندگی اسپینوزا،گودل،و افلاطون،و تعدادی مقاله و کتاب فلسفی منتشر کرده است.سخنرانی ها،مقاله ها و کتاب های اخیر او معطوف به این ایده است که فلسفه کماکان جایگاه با اهمیتی در علوم و فرهنگ معاصر دارد.
«فیلسوف و نویسنده گلدستین ، تصویر تکان دهنده زندگی پرشوری را که وقف دل مشغولی ها ژرفی شده بود ترسیم میکند...طرحی از استدلال های گودل که برای خواننده قابل فهم است.»
دیوید گاسپاری، ویکلی استاندارد
ناتمامیت در زندگی و آثار کرت گودل کاوش میکند و تصویری نازدودنی از نابغه زجر دیده ای به دست میدهد که دیدگاه اش استحکام ریاضی را لرزاند و خود او را به مرز جنون کشاند.
نامه به فلیسه
فرانتس کافکا
مترجمان: مرتضی افتخاری و مصطفی اسلامیه
کتاب مجموعهٔ نامههایی است که کافکا از ۱۹۱۲ تا ۱۹۱۶ به «فلیسه باوئر» نوشته است. البته نامههایی چند به «گرته بلوخ»، دختری دیگر، هم در کتاب آمده است.
کافکا در ۱۲ اوت ۱۹۱۲ فلیسه را در خانهٔ دوست خود، ماکس برود، میبیند و آشنایی آن دو از اینجا آغاز میشود. فلیسه در برلن بوده و کافکا در پراگ. کافکا شروع به نوشتن نامه میکند. این نامهها هم نشانهٔ وابستگی او به فلیسهاند و هم نشانهٔ نوعی نیاز به نوشتن. او روزی دو نامه به فلیسه مینوشته و بعدها با خود قرار میگذارد که فقط روزی یک نامه بنویسد. فرانتس و فلیسه چند بار همدیگر را میبینند. کافکا چند بار از او خواستگاری میکند. در طول این پنج سال که نامهنگاری ادامه داشته، دو بار نامزد میشوند، اما نامزدی به هم میخورد. هیچ یک نمیدانند چه باید بکنند. سرانجام، این نامزدی در ۲۷ نوامبر ۱۹۱۷ به هم میخورد و نامهنگاری کافکا هم به پایان میرسد.
نگاهبان او
ژان باتیست آندره آ
ترجمه: آسوله مرادی
از نویسندهی فرانسویِ برجسته و برندهی جایزهی گنکور، ژان-باپتیست آندرهآ، رمانی است «در قالبی گسترده و پرشکوه، و سرشار از عشق نافرجام» (بهنقل از نیویورک تایمز) که داستان زندگی یک کوتوله و پیکرتراشی چیرهدست را بازگو میکند؛ او در واپسین لحظات عمرش روایت میکند که چگونه لحظههای سرنوشتساز زندگیاش الهامبخش خلق شاهکاری شد که قدرتی اسرارآمیز دارد.
در صومعهای در ایتالیا، پیکرتراشی به نام میمو بر بستر مرگ افتاده است. او سالها در میان راهبانی زندگی کرده که از شاهکارش نگهداری میکنند — مجسمهای مسحورکننده که هر بینندهای را درگیر و آشفته میکند.
در واپسین ساعات زندگیاش، میمو داستان عمر خود را فاش میسازد: از کودکی فقیرانهاش و دوران شاگردی خشونتبارش گرفته تا مهمترین بخش زندگیاش — دیدار با ویولا اورسینی، تنها دختر خانوادهای اشرافی و خطرناک. میمو و ویولا بیدرنگ به یکدیگر دل میبندند؛ هر دو خود را بیگانه میبینند — میمو بهخاطر کوتولگیاش، و ویولا بهدلیل توانایی خارقالعادهاش در بهخاطر سپردن هر چیزی که خوانده یا تجربه کرده است.
آنها در کنار هم، درگیر تلاطمهای قرن بیستم میشوند — از ظهور فاشیسم تا ویرانی جنگهای جهانی. در حالی که میمو به هنرمندی نامدار بدل میشود، ویولا رویای زنی آزاد و مستقل بودن را دنبال میکند. طی دههها، آن دو بارها از هم جدا و دوباره به هم میرسند، اما هیچگاه از عشقی که میانشان زبانه میکشد، دست نمیکشند.
این رمان پرکشش و سرشار از انسانیت، با ماجراهای پرهیاهو و طنزآمیز میمو، مرزهای سنتی زمان خود را به چالش میکشد. اثر برندهی جایزهی گنکورِ ژان-باپتیست آندرهآ، خوانندگان سراسر جهان را مجذوب خود کرده است.
نه مقاله درباره دانته
خورخه لوئیس بورخس
ترجمه: کاوه سیدحسینی
خورخه لوئیس بورخس، از برجستهترین چهرههای ادبی قرن بیستم، نگاهش به کمدی الهی دانته فراتر از یک اثر مذهبی یا شعری صرف بود. برای بورخس، دانته نه تنها شاعر، بلکه فیلسوف و کیهانشناس انسانی است که توانسته نظم جهان، اخلاق و تجربهٔ شخصی را در ساختاری شعری و دراماتیک همزمان بیان کند. او معتقد بود که عظمت کمدی الهی در تبدیل مفاهیم انتزاعی—مانند گناه، رستگاری، عدالت و عشق—به تجربهای ملموس و زنده است. این تجربهها، برخلاف آموزههای خشک الهیات، در قالب شخصیتهایی حقیقی و سرشار از احساس تجسم مییابند؛ شخصیتهایی که همچون فرانچسکا، اولیسه یا برونتو لاتینی، زندهتر از اصول اخلاقیاند و سرنوشت خود را شکل میدهند.
بورخس اهمیت ویژهای برای رابطهٔ زمان و ابدیت در کمدی الهی قائل بود. هر روح در دوزخ، برزخ یا بهشت، لحظهای جاودانه را تجربه میکند که عصارهٔ زندگی اوست و این نگاه، الگویی برای داستانسرایی بورخس شد؛ جایی که زمان خطی، جای خود را به لحظات ابدی میدهد و تجربهٔ انسانی در آن متمرکز میشود. او همچنین عشق را نیروی محرک اثر میدانست؛ عشقی که دانته به بئاتریچه داشت، نه تنها مسیر سفر شاعر را شکل میدهد، بلکه ساختار کیهانشناختی اثر را نیز به حرکت درمیآورد و نشان میدهد که بدون عشق، هیچ معنا و جهت در جهان وجود ندارد.
از منظر بورخس، کمدی الهی اثری زنده است که با هر خواننده و هر نسل، معنای تازهای مییابد. او معتقد بود که اثر دانته، با گذر زمان و تغییر نسلها، ممکن است حتی از محدودهٔ مسیحیت فراتر رود و به نمادی از سرنوشت و تجربهٔ انسانی تبدیل شود. این ویژگی باعث میشود اثر نه تنها در حوزهٔ ادبیات کلاسیک، بلکه در فلسفهٔ وجود، اخلاق و زیست انسانی نیز مؤثر باشد.
به بیان بورخس، عظمت دانته در آن است که او توانسته جهانی کامل بسازد؛ جهانی که همزمان شعر، اسطوره، اخلاق، تاریخ و فلسفه را در خود جمع کرده و خواننده را با تجربهای بیزمان و فراتر از مذهب مواجه میسازد. کمدی الهی برای بورخس نه شرح آخرت، بلکه شرح لحظهای است که انسان برای همیشه همان میشود که هست، و این نگاه فلسفی و ادبی، اثر دانته را به یکی از آثار جاودانهٔ فرهنگ بشری بدل کرده است.