آدمکش کور
مارگارت اتوود
شهین آسایش
پا به پاي سرنوشت خانوادهاي كه جنگ مستقيم و غير مستقيم بر بادش ميدهد، مردي ناشناس براي زني ناشناس به روايت داستاني سوررئاليستي نشسته است. هر دو داستان در بزنگاهي با هم تركيب ميشوند و آدمكش كور را پديد ميآورند، داستان كشندگاني كه همان قدر هولناكند كه دوستداشتني و همانقدر ظالمند كه مظلوم. مارگارت اتوود، از مشهورترين نويسندگان كانادايي است و آثارش به زبانهاي متعددي ترجمه شده است. اين كتاب برنده جايزه بوكر سال 2000 ميباشد.
آدمک حصیری
اناتول فرانس
ترجمه: ناصح ناطق
آدمک حصیری جزئی از مجموعه ایست که آناتول فرانس با عنوان تاریخ معاصر در چهار جلد: «نارون باغ» ، «آدمک حصیری» ، «انگشتر آمتیست» ، «مسیو برژره در پاریس» تالیف نموده است.
این کتابها جنبه تاریخی به معنای متعارف ندارند. در این چهار جلد اشخاص خیالی به کارهائی دست می زنند و سخنانی میگویند که مختص فرانسویان در حدود معینی از تاریخ است.
«آدمک حصیری» یا «آدمک جگنی» وسیله ای است که خانم آقای برژره دامنهای خود را دوخته و به آن می آویزد. در این داستان با زندگی خانوادگی برژره و ناکامیهای خصوصی او آشنا می شویم.
خدمتکار مسیو برژره دختری روستایی بود، و پیش از آنکه به شهر بیاید سالها در کشتزارها و تاکستانها کار کرده بود. او دیده بود که گاهی خشکسالی خوشه های نارس انگور را خشک می کند و تگرگ در چند لحظه حاصل یک سال رنج را از بین می برد ولی این را هم دیده بود که در سال بعد شاخه های نرم تاک جوانه زده و گندم از زمین تگرگ زده سبزتر و شاداب تر به بار آمده است...
زندگی روستایی که زندگی کوشش و کار و شکیبائی است به او یاد داده بود که بر روی این کره خاکی که نیمی از آن افسرده و نیمی دیگر آتشدان است همه چیز می گذرد و هیچ آسیبی نیست که جبران نشود و هیچ زخمی نیست که التیام نپذیرد...
آدمک حصیری
اناتول فرانس
ترجمه: مهدی خوانساری
پروفسور برژه از زمانی که متوجه میشود همسرش با یکی از شاگردان او رابطه دارد، به کتابها پناه میبرد. او تصمیم میگیرد با شکنجه روحی همسرش او را عذاب دهد و از این پس تنها با کتابفروش خود صحبت میکند. او با تلخی درباره ازدواجش، عدالت، فلسفه، رسواییهای سیاسی و همعصران خود که به اندازه شامپانزهها فاسد هستند، گفتگو میکند. در حالی که غرور و بدبینی او را فرا گرفته است، زندگیاش به یک رنج مداوم تبدیل شده که تنها با جدایی کامل از همسرش میتواند پایان یابد.
این رمان، دومین جلد از مجموعه "تاریخ معاصر"، هجویهای است درباره اواخر قرن نوزدهم، زمانی که سیاست، پر از تناقضات، جنگها را شعلهور میکند و جامعه بورژوازی را تغذیه میکند. با قلمی شاد و کنایهآمیز، برژه گاهی با تحقیر به جهانی رو به زوال مینگرد و گاهی از غرورش ضربه میخورد.
آناتول فرانس (1924-1844)، فرزند یک کتابفروش، از دوران جوانی در دنیای ادبیات غرق شد. او عاشق شعر بود و در آن زمینه نیز تلاش کرد، اما به تدریج به نثر روی آورد. او حرفه خود را به عنوان کتابدار در مجلس سنا آغاز کرد و سپس به نقد ادبی پرداخت. موفقیتهای اولیه او تنها در اواخر زندگیاش با انتشار "جنایت سیلوستر بونار" در سال 1881 به دست آمد. او به تدریج به نوشتارهای سیاسی روی آورد و به موضوعاتی مانند پرونده دریفوس، در کنار امیل زولا، علاقه نشان داد.
این تعهدات در چهار جلد "تاریخ معاصر" او آشکار است، جایی که مشکلات عصر خود را توصیف میکند. او همچنین برای به رسمیت شناختن نسلکشی ارامنه فعالیت کرد.
آدمهای عادی پرواز نمی کنند
پاول وژینف
حضرت وهریز
آنتوان بيوهمردي است در آغاز چهل سالگي. آهنگسازي مطرح، منزوي، منطقي و محكم. و داروتيا دختري است متفاوت از ديگران. كودكي دشواري را با ناپدري پشت سر گذاشته و پزشكان ميگويند كه او مانند ديگران نيست. بيمار است. ديوانه است. و از نشانههاي ديوانگياش اين است كه ميتواند فكرهاي ديگران را بخواند. آنتوان و داروتيا شبي به طور اتفاقي با هم آشنا ميشوند. در يكسو، دختري با تواناييهايي حيرتانگيز و در سوي ديگر، مردي منطقي و سرد و گرم روزگار چشيده كه به سادگي به هيجان ميآيد... داستان در دوره اوج اقتدار حزب كمونيست بلغارستان نوشته و منتشر شده است.
آدمی (یک تاریخ نویدبخش)
روتخر برخمان
ترجمه: مزدا موحد
از بمبارانهای جنگ جهانی گرفته تا جهانی واقعی که شاید تنها در رمان خداوندگار مگسها بتوان نمونهاش را یافت، از مزرعهٔ پرورش روباه در سیبری گرفته تا جنایتی ننگین در نیویورک، از دستگاه شوک در دانشگاه ییل گرفته تا آزمایش زندان در دانشگاه استنفورد... روتخر برخمان به ما نشان میدهد که باور انسان به مهر و نیکخواهی قادر است تفکر نوینی را بیافریند و مبنایی باشد برای تغییرات راستین در جامعه. زمان آن فرارسیده است تا نگاهی نو به سرشت بشر بیفکنیم.
برخمان برخی از برجستهترین وقایع و پژوهشهای جهان را با دیدی کاملاً بدیع میشکافد و پرتوی نو بر تاریخ بشر در 200,000 سال اخیر میافکند.
آدولف هیتلر و نقش من در سقوطش
اسپایک ميليگان
مترجم: رضا اسكندری آذر
سوم سپتامبر 1939. آخرين دقايق صلح رو به پايان بود. من و پدرم نشسته بوديم و مادرم را در حال حفر پناهگاه تماشا ميكرديم. پدرم گفت: مادرت زن كوچولوي بينظيريه، پسرم.» و من اضافه كردم: «و هر روزم داره كوچولوتر ميشه.» دو دقيقه بعد، مردي به نام چمبرلين كه تقليد صداي نخست وزير را ميكرد، توي راديو حرف زد: «ما امروز از ساعت 11، با آلمان وارد جنگ ميشويم.» (از ما گفتنش خيلي حال كردم.)...
آرام باش لعنتی (چگونه کنترل کنید چیزهایی را که می توانید و بپذیرید آنچه را نمی توانید تا به درماندگی تان پایان دهید و بر زندگی تان مسلط شوید)
سارا نایت
ترجمه: صادق یزدانی
در اين كتاب ما با واقعيتها سر و كار داريم، نه با چيزهاي صرفا دلپذير. اين كتابي درباره اضطراب است - از پرسشهاي كم آزار «چه ميشود اگر...؟» ها گرفته، تا ترسهاي شديد ناشي از بحرانهايي كه تمام زندگي را دربرميگيرند. شما با خواندن اين كتاب به من حق خواهيد داد كه چرا در انتخاب عنوان احمقترين فرد رفتار كردهام. از مشكلها نيز صحبت خواهيم كرد - همه ما مشكلهايي داريم - و خواهيد ديد كه براي برطرف كردن آنها، «آرام بودن» دقيقا آن چيزي است كه شما نياز داريد. اين تنها راه چاره است. لذا اگر با دستهايتان خفهام نميكنيد، توصيه من به شما «آرام باش لعنتي» است.
آرام بگیرید و زندگی را از نو شروع کنید
فابریس میدال
ترجمه: سعیده بوغیری
دست از تبعيت از ديگران برداريد: شما باهوشيد! دست از آرام بودن برداريد: اول بايد با خودتان صلح كنيد! دست از تلاش براي كامل بودن برداريد: اول بايد نقصهايتان را رفع كنيد! دست از منطقي بودن برداريد: زندگي را آسان بگيريد! دست از تلاش براي همراهي با ديگران برداريد: بايد خودتان باشيد! دست از شرمندگي نسبت به خودتان برداريد: هر كسي آسيبپذير است! دست از آزار خودتان برداريد: بايد بهترين دوست خود باشيد! دست از تلاش براي دوست داشتن ديگران برداريد: اجازه دهيد آنها شما را دوست بدارند! كتابي بينظير براي رهايي از احساس گناه.