نمایش 326–350 از 15290 نتیجه

نمایش 9 24 36

آخرین قارون

250,000 تومان

اسكات فيتز جرالد

ترجمه: علي‌رضا كيواني‌نژاد

با اين كه هيچ‌وقت روي پرده سينما نبوده‌ام اما بزرگ‌شده صنعت فيلم هستم. بعدها به من گفتند دودولف والنتينو به تولد پنج‌سالگي‌ام آمده بود. اين را گفتم كه بگويم قبل اين كه دست چپ و راستم را بشناسم دورادور مي‌دانستم جريان چيست. يك‌بار مي‌خواستم خاطراتم را با عنوان دختر يك تهيه‌كننده بنويسم اما در هجده‌سالگي واقعا چيزي در اين‌باره براي نوشتن نداريد. شايد هم اين دست سرنوشت بود وگرنه به بي‌مزگي ستون لولي پارسون مي‌شد. مثل هر مرد ديگري كه مي‌تواند در كار كتان يا فولاد باشد پدرم در صنعت فيلم‌سازي مشغول بود و من هم با اين مسئله كنار آمده بودم. در بدترين حالت مي‌شد گفت من هاليوود را مثل روح سرگردان خانه‌اي جن‌زده پذيرفته بودم. مي‌دانستم كه بايد با اين مسئله مشكل داشته باشم اما نداشتم.

آخرین آغوش ماما

285,000 تومان

نویسنده: فرانس دووال

مترجم: نازگل عزیزی

آخرین امپراتور

0 تومان

ادوارد بر

ترجمه حسن کامشاد

در سال ۱۹۰۸ در ’شهر ممنوعِ‘ افسانه‌ای پکن کودک سه ساله‌ای بر تخت امپراتوری نشست. پوُ یی آخرین امپراتور چین بود. در ۱۹۱۲ که کشور جمهوری شد، حکومت سه‎ هزارسالۀ پادشاهی چین پایان یافت. با‌ وجود این، پوُ یی دوران کودکی و نوجوانی‌اش را درون ’شهر ممنوع‘ گذارند؛ هنوز همچنان امپراتورزاده و خدای زنده بود و در کانون رؤیاییِ هزاران خواجه و درباری فاسد می‌زیست که گردباد کمونیسم، چین را درنوردید.
زندگی پوُ یی یکی از شگفت‌ترین ماجراهای دوران ماست: از دنیای قرون‎ وسطایی ’شهر ممنوع‘، در چنگال مهیب مهدعلیاها، آغاز می‌شود و تا چین مارکسیستی در عصر جدید می‌گسترد. این سرگذشت پُرمِکنت و پُرمِحنت، حکایت قدرتِ فارق از ‌مسئولیت است؛ روایت یک فرهنگ کهن برای رسیدن به روزگار نو؛ سرگذشت مردی است گرفتار در تنگنای جهانی پُراضطراب: از نشستن بر سریر قدرت تا بازی در نقش جاسوس و در نهایت تجربۀ زندان در نظام کیفری چینِ کمونیست که به‎ گفتۀ ژان پاسکالینی، «نوعی شست‎وشوی مغزی بی‌اندازه مؤثر» بود.
ادوارد بِر، روزنامه‌نگار پرآوازه، پوُ یی را در اواخر عمرش دید و با افرادی که آخرین امپراتور را از نزدیک می‌شناختند در چین بارها به گفت‌وگو نشست. ره‌آورد این گفت‎ وگوها و جمع‎ آوری اسناد و مدارکِ متعدد کتاب تکان‎دهنده‎ ای شد که به ‎ گواه بسیاری از عالمان علوم سیاسی نه ‎تنها کلید درکِ چینِ امروز، که حتی می‎توان گفت، سررشتۀ بسیاری از وقایع عجیب‌ و اندوه‌ناک‌ دو قرن اخیر است.

آخرین انار دنیا

1,000,000 تومان

نام نویسنده : بختیار علی

نام مترجم : آرش سنجابی

هرچه خواندنی توی دستتان است، بگذارید زمین و آخرین انار دنیا را بردارید. شاهکاری غیرمنتظره، ظریف، معصومانه، عمیق با تخیلی شگفت انگیز و باور نکردنی که بختیارعلی نویسنده کرد عراقی نوشته و تاکنون به زبان های آلمانی، روسی، عربی، انگلیسی و چندیدن زبان دیگر ترجمه شده است.

چطور ممکن است در همسایگی ما نویسنده ای چنین رمان عجیبی بنویسد و ما چطور باید درسمان را می آموختیم که در سیلان ذهنی آرام (که به نظر می رسد انگار هر تصویر رمان به راه جدایی می رود) همه چیز گرد چند محور اساسی جمع شود، به گونه ای که هم اهل ادب دوست اش بدارند و هم خواننده ی متعارف.

آخرین انار دنیا درباره جنگ است، درباره رهبران سیاسی، فقر، عشق، مرگ، معصومیت های پایمال شده! اما این موضوعات بهانه نمی شود که نویسنده به زاری مرسوم (از موضع برتر) به دفاع از مردم بپردازد.

بختیارعلی در این اثر همراه و هم قدم مردم و در دفاع از حقوق اساسی شان می نویسد اما نه علیه کسی شعار می دهد و نه از قداست توده ها می گوید. همه چیز در دستش جمع می شود تا به اثری انسانی، جاودانه و خلاقانه بدل شود.

آخرین انار دنیا رمانی عجیب است که در وضعیت عادی می توانست تیراژی یک میلیونی در جمعیتی 75 میلیونی داشته باشد. امکان خواندن این کتاب را ترجمه خوب آرش سنجابی و نشر افراز فراهم کرده اند.

شمس لنگرودی، روزنامه شرق، 6 آذر 1390

خدای را سپاس می گزارم که پیش از مرگم آخرین انار دنیا را خواندم

شیرکو بی کس

آخرین انسان

480,000 تومان

مارگارد اتوود

ترجمه: سهیل سمی

چاپ اول این کتاب با عنوان اوریکس و کریک در سال 1383 منتشر شده بود. نام آخرین انسان از عنوان ترجمه فرانسه عاریت گرفته شده است.اوریکس و کریک لقب دو نفر از شخصیت‌های اصلی کتاب است. این رمان عاشقانه در زمانی آغاز می‌شود که نسل انسان بر اثر فاجعه جهانی زیست‌شناسی از بین رفته است و تنها یک نفر باقی مانده است.او تنها بازمانده این فاجعه جهانی است، این داستان در گذشته اتفاق افتاده و در آینده روایت می‌شود.

مارگارت اتوود می‌گوید: «هنگامی‌که‌ حوادث‌ اولیه‌ داستان‌ در ذهنم‌ شکل‌ گرفت‌ و مشغول‌ نگارش‌ اوریکس‌ و کریک‌ بودم‌، در واقعیت‌ این‌ حوادث‌ داشت‌ به‌ وقوع‌ می‌پیوست‌، حادثه‌ یازدهم‌ سپتامبر و پس‌ از آن‌ انتشار میکروب‌ سیاه‌زخم.»

تمامی‌ اتفاقات‌ این‌ رمان‌ خواندنی‌ در سال‌های‌ پایانی‌ قرن‌ ۲۱رخ‌ می‌دهد. اتوود با دقتی‌ مثال‌زدنی‌ گزارشی‌ از جهانی‌ می‌دهد که‌ ما در آن‌ زندگی‌ می‌کنیم‌. او آن‌قدر خواندنی و پٌرکشش این گذشته در آینده را روایت کرده که خواننده را کاملاً درگیر می‌کند تا کتابی با این حجم را یک‌نفس بخواند. بی‌جهت نیست که نام این اثر در فهرست نهایی جوایز متعددی در سال ٢٠٠٣ جای داده شد.

آخرین ایستگاه

550,000 تومان

اریش ماریا ریمارک

مترجم: همایون نوراحمر

اریش ماریا ریمارک (خالق رمان معروف در غرب خبری نیست) درباره آلمان و جنگ نوشته است و بیش از سی و دو سال این دو موضوع مترادف یکدیگر بوده اند. کتاب آخرین ایستگاه یکی دیگر از آثار پر تحرک این نویسنده توانای آلمانی است که در سال ۱۹۵۶ به رشته تحریر درآمد و از آخرین روزهای برلین در جنگ جهانی دوم سخن می گوید.

تمامی ماجرای این اثر بزرگ در سی ام آوریل ۱۹۴۵ و سحرگاه اول ماه می همین سال رخ می دهد و این زمانی است که آلمان مغلوب روسیه می شود. در طبقه سوم آپارتمانی در شهر ویران شده برلین، زنی به نام آنازندگی می کند با تمامی غم ها و پریشانی هایش. روده یک زندانی سیاسی فراری می آید و از او می خواهد که پناهش دهد. کاپیتان اشمیدت افسر گشتاپو و دو تن از سربازانش، یک زندانی فراری دیگر به نام کاتس، خدمتکار طماع، سبک مغز و ولنگاری چون گرته و یک افسر روسی از دیگر شخصیت های فاجعه آفرین این اثرند. این ها عناصری است که “آخرین ایستگاه” را با تمامی لایه های گزنده اش شکل می دهند و نمایشی غنی و پر تعلیق می آفریند که با ورود هر شخصیت تازه، بازگشتی خلاف انتظار پیش رو می نهد نبرد برلین با حمله ارتش سرخ شوروی به خط دفاعی برلین آغاز شد. به دلیل تلفات ارتش آلمان در طی ۶ سال جنگ مداوم در اروپا، ارتش آلمان به شکلی جدی با کمبود مردان بالای ۱۸ سال مواجه بود و پسران و دختران عضو جوانان هیتلری …

آخرین برگ

350,000 تومان

از هوشنگ مستوفی
جلد سخت سلفون
بسیارکمیاب
۱۳۴۲چاپ
۳۷۶ص

آخرین پادشاهی

1,350,000 تومان

برنارد کرنول

ترجمه: فردین فقیه زاده

آخرین تزار

2,600,000 تومان

ادوارد رادزینسکی

ترجمه: میترا نظریان

آخرین جزیره

150,000 تومان

زولفو لیوانلی

مترجم: صابر حسینی

حالا این جاییم. کفاره‌ی گناهی را که مرتکب شده‌ایم می‌دهیم. اجازه دادیم تا مردی گول‌مان بزند. کور کورانه دنبالش راه افتادیم. حالا هم تاوانش را پس می‌‎دهیم. تاوان فراموش کردن مفهوم «انسان معترض» ، فرومایگی ، کوته‌نظری ، بی تفاوتی، سرخم کردن مقابل دیکتاتور و دلخوشی‌های کوچک را پس می‌دهیم. این ، حکایت گناه‌های کوچک ما در زندگی روزمره است، حکایت سر سپردگی‌هایمان..

آخرین چیزی که به من گفت

0 تومان

نویسنده: لارا دیو

مترجم: روناک احمدی آهنگر

آخرین دختر

185,000 تومان

نادیا مراد

مترجم: سربس نظری

این روزها همه از نادیا مراد حرف می زنند، دختر کُرد ایزدی که پس از رهایی از دست داعش به سازمان ملل رفت و اکنون جایزه صلح نوبل را دریافت کرده است. در این چند روز که از اهدای جایزه صلح نوبل به او می گذرد در مورد او حرف های زیادی زده شده اما کمتر کسی در مورد اتفاقاتی که در مدت اسارت نادیا مراد بر سر او آمده صحبت کرده است. او از لحظاتی سخت و ترسناک در دست جهادی های داعش و سوء استفاده جنسی از او به عنوان برده جنسی صحبت می کند. نادیا می گوید که توسط یکی از غول های داعش و از میان ده ها دختر و زن ایزدی که در حال جیغ زدن و بالا آوردن از ترس و انزجار بودند به عنوان برده جنسی انتخاب شده است.نادیا مراد که اکنون ۲۵ سال دارد، جزییاتی هولناک را از تجربیات خود در دوران اسارت در دست قاچاقچیان جنسی داعش تعریف می کند؛ از این که سربازان داعشی با آن ها مانند «حیوان» رفتار کرده و آزادانه به هر جای بدن این زنان که می خواستند دست می زدند. برنده امسال جایزه صلح نوبل، در کتاب زندگینامه خود از تجربه یک شب خود در بازار برده فروشی داعش سخن می گوید. نادیا در این باره چنین می گوید:«می توانستیم هیاهوی طبقه پایین در حالی که شبه نظامیان در حال ثبت نام و سازماندهی بودند را بشنویم، و وقتی که اولین مرد وارد اتاق شد همه دختران شروع به جیغ زدن کردند».«همه دختران جوان و حتی کودک را گروه گروه کردند و من به همراه ۱۵۰ زن دیگر به موصل برده شدیم. از همان لحظه، حتی در طول مسیر هم مورد آزار و اذیت قرارمان دادند. بعد در ساختمانی اسکان داده شدیم که پیش از ما زنان دیگری هم به آنجا آورده شده بودند. در آنجا توهین‌ها، آزار‌ها و بی‌حرمتی‌ها به اوج رسید. هر کداممان را چند بار خرید و فروش می‌کردند، بچه‌ها مثل هدیه، دست به دست می‌شدند و ما هم از دست یک گروه متجاوز به دست گروهی دیگر می‌افتادیم. من در یک زمان، برده جنسی ۱۳ مرد بودم و گاهی در یک روز آنقدر به من تجاوز می‌شد که از هوش می‌رفتم و دیگر نمی‌فهمیدم کجا هستم. گاهی دست و پایم را می‌بستند و با زنجیر به جایی قفلم می‌کردند و مثل حیوان سرم می‌ریختند و آزارم می‌دادند. گاهی تنم را با ته سیگار می‌سوزاندند و هر وقت می‌فهمیدند که قصد فرار دارم، سلمان، سرکرده آن‌ها چند نفر از مردانش را می‌فرستاد سراغم».

آخرین دختر

585,000 تومان

نادیا مراد

ترجمه: زینب کاظم خواه

نادیا در روستای کوچک کوچو در سنجار واقع در استان موصل عراق به دنیا آمد. داعش بعد از اشغال کوچو، بسیاری از اهالی روستا از جمله مادر و شش برادر او را به قتل رساند و خود او از سوی آنان ربوده شد و در مدت اسارتش مورد آزار و تجاوز قرار گرفت. نادیا مراد توانست بعد از مدتی از چنگ داعش بگریزد. او بعد از رهایی به آلمان رفت و تصمیم گرفت پیامش را به گوش جهان برساند.

این فعال حقوق بشر، در سال ۲۰۱۸، به دلیل مبارزاتش علیه خشونت جنسی و استفاده از آن در جنگ‌ها به عنوان سلاح، به همراه دنیس موکویگی برنده جایزه صلح نوبل شد. او همچنین جوایز حقوق بشر واسلاپ هاول و ساخاروف را دریافت کرده است. 

«آخرین دختر» روایتی الهام‌بخش از داستانی وحشتناک است که برای نادیا مراد اتفاق افتاد. از زمانی که در شمال عراق و همراه با برادران و خواهرانش زندگی آرامی در روستا داشت. آرزوی او این بود که روزی معلم تاریخ بشود و آرایشگاهی در شهرش افتتاح کند. این آرزوها اما دیری نپایید و با تهاجم داعش زندگی آرام آنها هم به پایان رسید.

امروز داستان «نادیا» به عنوان شاهد خشونت‌های وحشیانه داعش، بازمانده تجاوز و یک پناهنده جهان را وادار کرده تا توجه خود را به یک نسل‌کشی جلب کند. «آخرین دختر» تماس برای اقدام است؛ وصیت‌نامه‌ای برای بقای انسان و زنده ماندن او، نامه‌ای عاشقانه برای کشوری گمشده، جامعه‌ای شکننده و خانواده‌ای که به واسطه جنگ تکه‌تکه شده است. 

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم:

«نزدیک‌تر می‌شدیم. از در جلویی وارد خانه شــدم و به طرف اتاق مشــترکم با خواهرانم دویدم. توی اتاقمان یک آینه داشــتیم. روســری رنگ‌ و رو رفته‌ای را ســرم کردم. معمولاً وقتی روسری می‌پوشیدم که موقع خم شدن روی ردیف سبزیجات موهایم روی چشــم‌هایم نیاید. 

ســعی کردم تصور کنم که یک جنگجو برای آمادگی نبرد چه کاری ممکن است انجام بدهد. سال‌ها کار کردن روی زمین، من را از آنچه ظاهرم نشــان می‌داد قوی‌تر کرده بود. هنوز نمی‌دانســتم اگر یکی از آدم‌رباها یا افرادی از روستایشــان را ببینم که در کوچو پرســه می‌زنند چه خواهم کــرد یا به آنها چه خواهم گفت؟ جلوی آینه ابرو درهم کشــیدم و با خودم تمرین کردم: «آهای تروریست‌ها که چوپان ما رو گرفتین، راهتون رو بگیرید و برگردید به روستایتان. دســت از این کارها بردارید. حداقل می‌تونید بگید اونها رو کجا نگه داشتید.» از گوشۀ حیاط، یک چوبدستی، از همان‌هایی که چوپان‌ها استفاده می‌کنند برداشتم و رفتم جلوی در که چندتا از برادرانم با مادرم ایستاده و غرق صحبت بودند …»

آخرین رُز کشمیری

140,000 تومان

باربارا کلورلی

ترجمه: علیرضا دوراندیش

افسر ارشد منطقه، سرگرد هَری، نگاهی به زیر و بالای میز انداخت. چشمان فرا برّاق، صورت‌های خال‌مخالی، حرف‌های پراکنده، نامفهوم و بریده بریده، تردیدی نبود که وقتی پرنتیس آن‌جا حضور نداشت گفت‌وگوها فرو می‌نشست و برای پر کردن شکاف‌ها و اختلافات، نوشخواری جریان می‌یافت. و اکنون هم که پرنتیس نبود. رفته بود به کلکته برای شرکت در مصاحبه‌ای که برای ترفیعش‌ به درجه‌ی ارشد ترتیب داده بودند. «اما چرا جایلز؟ چرا من نه؟» هر بار فقط یک نفر از آن‌ها می‌توانست ترفیع بگیرد و این ‌بار آن یک نفر هم پرنتیس بود. این بار هم پرنتیس توانسته بود موانع را پشت سر بگذارد و خدا می‌داند کی دیگر شاید فرصتی برای ارتقای او دست دهد.
واقعاً به این ترفیع درجه نیاز داشت. به پولش نیازمند بود. به زودی صاحب فرزندانی می‌شد که برای تحصیل باید می‌فرستادشان به انگلستان. پیش‌تر هم همسرش دایماً می‌نالید و گله می‌کرد و او هم از آن گله‌ها دیگر به ستوه آمده بود، از آن درد دل‌های بی‌پایان «هیچی نداریم بپوشیم، فقط یک اسب کالسکه داریم، پس کی می‌توانیم اسباب اثاثیه و مبلمان خودمان را بخریم.» او به‌شدت نیاز داشت به این ترفیع درجه و آن وقت پرنتیس گرفته بودش. پرنتیس پرادعا و گزافه‌گو!

آخرین روز یک محکوم

0 تومان

ویکتور هوگو

ترجمه: بنفشه فریس آبادی

آخرین روز یک محکوم [Le Dernier Jour d’un condamne]. رمانی از ویکتور ماری هوگو (1802-1885)، شاعر و نویسنده فرانسوی، که در 1829 منتشر شد. ذهن هوگو از مسائل اجتماعی در تلاطم بود و بعدها در بینوایان به این مسائل بازپرداخت. واپسین روز یک محکوم روایتی است که یک محکوم تا لحظه اجرای حکم حکایت می‌کند.

آخرین روزها (یادداشت‌های روزانه‌ گوبلز)

855,000 تومان

نويسنده : هيو تره‌ور روپر

مترجم : هوشنگ جيرانی

دکتر جوزف گوبلز، وزیر تبلیغات هیتلر، در طول دوران عضویت خود در حزب نازی، یادداشت‌هایی در قالب دفتر خاطرات می‌نوشت. این دفتر خاطرات، دوره‌ی هفته‌های پایانی جنگ جهانی دوم را از فوریه تا آوریل ۱۹۴۵ دربر می‌گیرد.
این اثر به ویرایش، مقدمه‌نویسی و حاشیه‌نویسی پروفسور هیو تروِر-روپر منتشر شده و گزارشی شگفت‌انگیز از درون دستگاه نازی است؛ روایتی از فروپاشی امپراتوری نازی به قلم یکی از اصلی‌ترین مدافعان آن.

آخرین روزهای لطفعلی خان زند

0 تومان

اثر سر هارفورد جونز

ترجمه هما ناطق و جان گرنی

لطفعلی خان را در حالیکه در نبرد با دشمنان زخمهای سختی بر بازو و پیشانی برداشته بود به کرمان نزد خان قاجار بردند. او که خون بسیاری را از دست داده بود با همان حال نزار در برابر آقامحمد خان ایستاد، بدو سلام نداد و تعظیم نکرد. آقامحمد خان نیز دستور داد که اصطبل‌بانانش وی را مورد تجاوز جنسی قرار دهند.
فردای آن روز وی را دوباره پیش خان قاجار آوردند، در حالیکه نه هوشی در تن نداشت، آب بدو نداده بودند و وی را بر روی زمین می‌کشیدند. خان قاجار با نیشخند بدو گفت : «هان لطفعلی خان! هنوز هم غرور داری؟»
واپسین شاه زند که دیگر توان سخن گفتن نداشت سرش را بالا برد و با پلنگ دیدگان بدو نگریست و گفت: «من از تو نمی‌ترسم ای اخته فرومایه». این ایستادگی خان قاجار را به خشم آورد و دستور نابینا کردن او را داد.