جهان معرفی و نقد كتاب

خلاصه رمان رابینسون کروزوئه اثر دانیل دفو (۱۶۶۰-۱۷۳۱)

اگر اودیسه هومر، همانطور که من آن را نامیده ام، ماجراجویی کاملی است، پس رابینسون کروزوئه دنیل دفو هیجان انگیزترین ماجراجویی است. داستان رمان در یک جزیره متروک به قدری تأثیرگذار بوده است که ژانری کامل را ایجاد کرده است که شامل داستان کلاسیک کودکان ۱۸۱۲ خانواده رابینسون سوئیسی، برنامه تلویزیونی دهه ۱۹۶۰ جزیره گیلیگان، و اکنون برنامه تلویزیونی واقعی Survivor است. هنوز هم امروز ساخته می شود

همچنین، دفو از روایت اول شخص یادداشت روزانه و توجه زیرکانه به جزئیات استفاده می کند تا توهم واقعیت را در هر نوبت صفحه رابینسون کروزوئه زنده نگه دارد. این رویکرد به داستان نویسی آنقدر مؤثر بود که رمان های بعدی بی شماری، از موبی دیک هرمان ملویل (۱۸۵۱) تا زندگی پی (۲۰۰۱) یان مارتل از آن استفاده کردند. به عنوان مثال، در این قسمت از رابینسون کروزوئه، قهرمان اصلی ما با واقعیت طوفانی ویرانگر روبرو می شود که قایق او را به گل نشسته و او و همسفرانش را مجبور کرده است که با قایق کوچکتر به خشکی قمار کنند:

در مورد ساخت بادبان، ما هیچ چیزی نداشتیم و اگر هم داشتیم نمی توانستیم کاری با آن انجام دهیم. بنابراین ما در پارو به سمت زمین کار می‌کردیم، هرچند با دل‌های سنگین، مانند مردانی که به سوی اعدام می‌روند. زیرا همه ما می‌دانستیم که وقتی قایق به ساحل نزدیک می‌شود، از شکاف دریا هزار تکه می‌شود. با این حال، ما جان خود را به سخت ترین حالت به خدا سپردیم. و باد ما را به سمت ساحل می راند، ما با دستان خود ویرانی خود را تسریع کردیم و تا آنجا که توانستیم به سمت خشکی کشیدیم. (فصل سوم)

آیا آن را می سازند؟ باید ادامه مطلب را بخوانید. چنین گره‌های هیجان‌انگیزی با مرگ، نه زیاد و نه کم، پاشیده می‌شوند تا طعم مناسبی از هیجان را در طول داستان ایجاد کنند، و آن را کاملا واقعی، جذاب و غیرقابل تدبیر کنند. چنین صحنه‌هایی با توصیف‌های جزئی و لذت‌بخش زندگی جزیره‌ای متعادل می‌شوند: «من در اینجا انبوهی از درختان کاکائو، پرتقال، لیمو و درختان مرکبات را دیدم. اما همه وحشی هستند، و تعداد بسیار کمی از آنها میوه می دهند، حداقل در آن زمان. با این حال، لیموهای سبزی که جمع کردم نه تنها برای خوردن دلپذیر بودند، بلکه بسیار مفید بودند. و بعد از آن آب آنها را با آب مخلوط کردم که آن را بسیار سالم و بسیار خنک و با طراوت کرد. (فصل هفتم).

کل ماجرا به موازات طرح بیداری اخلاقی و معنوی پیش می رود. این از روایت در ابتدا مشخص است، زمانی که کروزوئه چندین بار از پدرش نافرمانی می کند و با فرار برای جستجوی ثروت در دریاهای آزاد و امتناع از بازگشت پس از شکست او، از پدرش سرپیچی می کند. هنگامی که او در نهایت از طریق یک مزرعه تنباکو طعم موفقیت را می چشد، همچنان ناراضی است و به دنبال برده ای برای افزایش بیشتر ثروت خود کشیده می شود. سپس، هنگامی که به شدت در جزیره بیابانی بیمار می شود، در خواب می بیند که «مردی را دید که از یک ابر سیاه بزرگ، در شعله ای روشن فرود آمد». مرد به او می‌گوید: «چون همه اینها تو را توبه نکرده است، اکنون خواهی مرد.» (فصل ششم). او نمی میرد، اما پس از آن عمیقاً تأمل می کند و به آرامی «علم الهی» را به دست می آورد، و متوجه می شود که در تمام مدت به دلیل اعمال بد یا گناهانش مجازات شده است. از طریق این فرآیند، وجود درونی او به همان اندازه که شرایط بیرونی او در جزیره متروکه خالی می شود، از بین می رود. او متوجه می شود که باید امیدوار باشد که نه از جزیره، بلکه از اشتباه و شرارت خود نجات یابد. از این درک، او در نهایت به آرامش و خوشبختی می رسد:

من یاد گرفتم که بیشتر به جنبه روشن وضعیتم نگاه کنم و کمتر به جنبه تاریک آن نگاه کنم و آنچه را که از آن لذت می برم به جای آنچه می خواهم در نظر بگیرم. و این گاهی چنان آرامش های پنهانی به من می داد که نمی توانم آنها را بیان کنم. و من در اینجا به آن توجه می کنم تا آن مردم ناراضی را در ذهن بیاورم که نمی توانند به راحتی از آنچه خدا به آنها داده است لذت ببرند، زیرا چیزی را می بینند و طمع می کنند که او به آنها نداده است. تمام نارضایتی‌های ما از آنچه می‌خواهیم به نظر من ناشی از کمبود شکرگزاری برای چیزهایی است که داریم.» (فصل نهم)

بنابراین، جزیره متروک و ماجراجویی رابینسون کروزوئه هم فیزیکی و هم معنوی است. این بزرگترین دستاورد دفو است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *