جهان معرفی و نقد كتاب

خلاصه کتاب افلاطون در ۹۰ دقیقه از پل استراترن

کتاب افلاطون در ۹۰ دقیقه اثر پل استراترن بخشی از مجموعه ۹۰ دقیقه ای است و داستان افلاطون را روایت می کند. کتاب با مقدمه‌ای بر افلاطون شروع می‌شود و مروری کوتاه بر زندگی او دارد. سپس به جزئیات بیشتر در مورد تعالیم او می پردازد. این کتاب به سه بخش تقسیم شده است که بخش اول مربوط به اوایل زندگی افلاطون، بخش دوم مربوط به سال های میانی و بخش سوم مربوط به سال های پایانی او است.

اوایل زندگی
در بخش اول، زندگی اولیه افلاطون مورد بحث قرار می گیرد. او در سال ۴۲۷ قبل از میلاد در آتن متولد شد. پدرش آریستون و مادرش پریکشن نام داشت. او در خانواده ای ثروتمند به دنیا آمد. مادرش پریکشنه با سولون دولتمرد معروف آتنی نسبت فامیلی داشت. افلاطون توسط برخی از بهترین معلمان زمان خود از جمله سقراط فیلسوف آموزش دیده بود. او سالها زیر نظر سقراط تحصیل کرد و بسیار تحت تأثیر تعالیم او قرار گرفت. پس از مرگ سقراط، افلاطون به مصر و ایتالیا سفر کرد. زمانی که در ایتالیا بود، زیر نظر فیلسوف فیثاغورث تحصیل کرد. فیثاغورث فیلسوف یونانی بود که بیشتر به خاطر کارهایش در زمینه ریاضیات و هندسه شناخته شده است. افلاطون نیز تحت تأثیر آثار فیلسوف پارمنیدس بود.

پارمنیدس فیلسوف یونانی بود که بیشتر به دلیل کارش در مورد ماهیت واقعیت شناخته شده است. پس از سفر، افلاطون به آتن بازگشت و مدرسه خود به نام آکادمی را تأسیس کرد. آکادمی یکی از مشهورترین مکاتب فلسفی در یونان باستان بود. شاگردان افلاطون شامل برخی از مشهورترین فیلسوفان تمام دوران از جمله ارسطو بودند. مشهورترین اثر افلاطون جمهوری است. جمهوری کتابی است درباره عدالت، اخلاق و سیاست. افلاطون در این کتاب استدلال می کند که عدالت بالاترین خیر است و این تنها چیزی است که واقعاً خوب است. او همچنین استدلال می کند که اخلاق مبتنی بر عقل است و مبتنی بر خواسته های مردم نیست. عقاید افلاطون در مورد عدالت و اخلاق برای قرن های متمادی تأثیرگذار بود.

سال های میانی
در بخش دوم، سال های میانی افلاطون مورد بحث قرار می گیرد. این سال‌های تحولات سیاسی بزرگ در آتن بود. جنگ پلوپونز بین آتن و اسپارت درگرفت. آتن در جنگ شکست خورد و دموکراسی آن جای خود را به استبداد داد. افلاطون مخالف استبداد بود و آثار متعددی در نقد آن نوشت. او همچنین چندین اثر در نقد دموکراسی نوشت.

او در این آثار استدلال می‌کرد که دموکراسی شکل بدی از حکومت است زیرا به حکومت اوباش می‌انجامد. افلاطون همچنین آثار متعددی در زمینه اخلاق و سیاست نوشت. او در این آثار استدلال کرد که بهترین شکل حکومت، سلطنتی است که توسط یک فیلسوف-شاه اداره می شود. عقاید افلاطون در مورد حکومت برای قرن ها تأثیرگذار بود. در قرون وسطی، بسیاری از متفکران مسیحی از ایده های افلاطون برای استدلال برای حق الهی پادشاهان استفاده کردند. در رنسانس، افکار افلاطون دوباره کشف شد و آثار او توسط بسیاری از بزرگترین متفکران آن زمان مورد مطالعه قرار گرفت. تأثیر افلاطون را می توان در آثار فیلسوف بزرگ امانوئل کانت مشاهده کرد. کانت فیلسوف آلمانی بود که بیشتر به خاطر آثارش در زمینه اخلاق و اخلاق شناخته شده است.

کانت به شدت تحت تأثیر آثار افلاطون بود. به ویژه، او تحت تأثیر ایده افلاطون قرار گرفت که اخلاق مبتنی بر عقل است. کانت استدلال کرد که قوانین اخلاقی خاصی وجود دارد که مبتنی بر عقل است و این قوانین جهانی هستند. به عنوان مثال، کانت استدلال کرد که دروغ گفتن همیشه اشتباه است. این به این دلیل است که دروغ نقض قانون اخلاقی است که می گوید ما باید همیشه حقیقت را بگوییم. ایده‌های کانت در مورد اخلاق و اخلاق قرن‌ها تأثیرگذار بود. در قرن بیستم، فیلسوف جان رالز از ایده‌های کانت برای توسعه نظریه عدالت خود استفاده کرد. رالز استدلال کرد که هدف دولت این است که اطمینان حاصل کند که با همه مردم منصفانه رفتار می شود. این ایده پشت نظریه عدالت رالز است.

سالهای بعد
در بخش سوم، سال های بعد افلاطون مورد بحث قرار می گیرد. سالهای بعدی افلاطون با کاهش سلامتی و تعدادی از تراژدی های شخصی مشخص شد. در سال ۳۴۸ قبل از میلاد، برادر افلاطون، گلاکون، درگذشت. در سال ۳۴۷ قبل از میلاد، خواهر افلاطون، پوتون، درگذشت. در سال ۳۴۶ قبل از میلاد، برادرزاده افلاطون، آگاتون، درگذشت. این مرگ ها تأثیر عمیقی بر افلاطون گذاشت. او به طور فزاینده ای به زندگی پس از مرگ و ماهیت روح علاقه مند شد. افلاطون در سال‌های آخر عمرش، آثار متعددی در این زمینه نوشت. یکی از این آثار فایدون بود که در آن به ماهیت روح پرداخته است. افلاطون در این اثر استدلال می کند که روح فناناپذیر است و منشأ همه دانش هاست.

افلاطون همچنین معتقد بود که روح فناناپذیر است زیرا از ماده ای متفاوت با بدن ساخته شده است. به این ماده «شکل» می گویند. شکل ابدی و تغییر ناپذیر است. روح جاودانه است زیرا صورت در روح موجود است. این یک ایده بسیار مهم در فلسفه افلاطون است. منظور او از فرم چیست؟ افلاطون معتقد بود که اشکال نسخه کاملی از چیزها هستند.

به عنوان مثال، فرم یک صندلی، صندلی کامل است. صورت انسان، انسان کامل است. افلاطون معتقد بود که این اشکال جاودانه و تغییرناپذیر هستند. چگونه یک صورت می تواند در روح وجود داشته باشد؟ افلاطون معتقد بود که روح فناناپذیر است زیرا رابطه خاصی با اشکال دارد. او معتقد بود که روح “در” اشکال است. این بدان معناست که روح به اشکال دسترسی داشته است. روح می توانست اشکال را بشناسد زیرا “در” آنها بود.

افلاطون معتقد بود که روح مانند ظرف است. روح شامل شکل چیزی است که به آن می اندیشد. مثلاً وقتی به صندلی فکر می کنیم، شکل صندلی در روح ما وجود دارد. این گونه است که می توانیم در مورد چیزها فکر کنیم. اعتراض به این ایده این است که به نظر می رسد به این معناست که ما می توانیم به چیزهایی فکر کنیم که وجود ندارند. افلاطون معتقد بود که اینطور نیست. او معتقد بود که روح قادر است در مورد اشکال فکر کند زیرا اشکال واقعی هستند.

آنها فقط ایده هایی در سر ما نبودند. در واقع، افلاطون معتقد بود که اشکال، چیزهای واقعی هستند که در جهان وجود دارند، هیچ تفاوتی با چیزهایی که ما می بینیم و تجربه می کنیم. نمونه ای از اشکال ایده های ریاضی است. اینها ایده هایی در مورد اشکال چیزهایی هستند که در دنیای واقعی وجود ندارند اما کمتر از طعم غذا یا رنگ آسمان واقعی نیستند. اگر فرم ها واقعی نبودند، آنگاه تصوراتی که در مورد آنها داریم تخیلی بود.

چرا افلاطون نتیجه می گیرد که روح باید نامتناهی باشد تا محدود؟ استدلال افلاطون چنین است: اگر روح متناهی است، در تعداد چیزهایی که می تواند درباره آن فکر کند محدود است. اما اگر روح در توانایی خود برای اندیشیدن نامحدود است، پس باید بتواند در مورد بی نهایت چیز فکر کند. بنابراین روح باید نامتناهی باشد زیرا قادر است در مورد بی نهایت چیز بیندیشد. روح یک چیز نیست، بلکه یک کیفیت است. مثل ظرف است. می توان آن را با هر تعداد چیز پر کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *