جهان معرفی و نقد كتاب

خلاصه کتاب ایکیگای

این کتاب در مورد ایکیگای است – یک فلسفه ژاپنی برای چگونگی زندگی طولانی و لذت بردن از آن. نویسندگان به ایده‌های روان‌شناختی شناخته‌شده‌ای مانند جریان و منطق‌درمانی اشاره می‌کنند، اما همچنین از روانکاوی غربی به دلیل تأکید بیش از حد بر کنترل، هدایت و روشنفکری انتقاد می‌کنند – این برخلاف درمان موریتا است، جایی که فرد تشویق می‌شود تا خود را بیابد. خود پاسخ دهند، از روشنفکری بپرهیزند و احساسات آنها را بپذیرند.

ایکیگای چیست؟
ایکیگای، در ژاپنی، ترکیبی از نمادهایی است که نشان دهنده «زندگی» و «ارزش بودن» است. آنچه زندگی را ارزشمند می کند برای هر فردی متفاوت است، اما همه ما صرف نظر از اینکه چه کسی هستیم، برای رسیدن به معنا تلاش می کنیم.

شناسایی ایکیگای ما همیشه آسان نیست، بلکه باید خود فرد آن را کشف کند. به محض اینکه بفهمید چه چیزی شما را سوق می دهد، وقتی دلیلی را که می خواهید صبح از خواب بیدار شوید پیدا کردید، بحران های وجودی کمتری در زندگی خود خواهید داشت.

در ژاپن، مردم حتی پس از بازنشستگی بسیار فعال هستند. برخی هرگز بازنشسته نمی شوند، تا زمانی که می توانند به کار ادامه می دهند. کلمه “بازنشسته” در ژاپنی به همان معنی ترجمه نمی شود. ایده ترک برای همیشه نیروی کار وجود ندارد.

ماهیت کار
طرز فکر شما در مورد کار بر میزان خوب کار شما تأثیر می گذارد. ایده اعتماد را در نظر بگیرید، به وضوح بین نفع شخصی شما و منافع شخصی دیگران ناهماهنگی وجود دارد. انتظار سخت است که مردم از طریق اعتماد آنچه را که از آنها انتظار دارید انجام دهند. اما این بدان معنا نیست که شما با مردم کار نمی کنید، به این معنی است که باید توافق نامه ها و قراردادهای عملیاتی ایجاد کنید. در غرب، ایده لذت مقدم است. بسیاری از مردم کار را دوست ندارند زیرا اثرات مواد شیمیایی “شاد” را در مغز خود احساس نمی کنند، اما ناراحتی کلید بهبود است. اگر تمام آن چیزی که همیشه احساس می‌کردید لذت بود، هرگز کاری را انجام نمی‌دادید – دلیلی نداشتید.

جست‌وجوی ثروت و قدرت
برخی افراد نابرابری را بد می‌دانند و دنبال ثروت و قدرت شیطانی است. اما نابرابری عادلانه است. از هر پنج نفر، چهار نفر به خودسازی یا بهبود جامعه اهمیت نمی دهند. ثروت و قدرت در ذخایر بی‌نهایتی است و هر چه بیشتر بتوانید به دست آورید، زندگی را برای خود و اطرافیانتان بهتر می‌سازید.

برای دستیابی به ثروت، باید بسیار صبور و منطقی باشید. این در مورد اینکه چقدر باهوش هستید نیست، زیرا شما می توانید این چیزها باشید، اما خود را وارد نبردهای غیر ضروری زیادی کنید که مانند بادهای دنباله دار عمل می کنند.

افراد باهوش اغلب بیشتر به باهوش بودن اهمیت می دهند تا موثر، و در بسیاری از چیزها متخصص می شوند که اهمیتی ندارند.

چیزی که می خواهید روی آن تمرکز کنید، خویشتن داری و خودکنترلی است. بیشتر مردم به گونه‌ای زندگی می‌کنند که احساسات خود را خیلی جدی می‌گیرند، احساس می‌کنند مجبورند عمل کنند در حالی که در واقع بهترین کار هیچ کاری نیست.

اگر قصد انجام کاری را دارید، مطمئن شوید که دلایل خوبی برای انجام آن دارید. هدف مشخصی داشته باشید، کارها را فقط به این دلیل انجام ندهید که به انجام آنها عادت دارید.

فشار
به دلیل استرس، بسیاری از افراد مسن تر از سن خود به نظر می رسند. بیشتر مشکلات سلامتی ناشی از استرس است. و بحران وجودی زمانی اتفاق می‌افتد که مردم به جای آنچه می‌خواهند انجام دهند، آنچه را که به آنها گفته می‌شود، یا آنچه دیگران انجام می‌دهند، انجام می‌دهند. شکاف بین آنچه آنها می خواهند و آنچه دیگران از آنها انتظار دارند با پول، لذت یا مواد مخدر پر می شود. اگر چیزی را که دوست دارید کنار بگذارید، هیچ موفقیتی ارزشش را نخواهد داشت.

هنگامی که در شرایط استرس شدید قرار می گیرید، آنتی بادی های شما به همان روشی که در برابر پاتوژن ها واکنش نشان می دهند، پروتئین هایی را فعال می کنند که باعث ایجاد پاسخ ایمنی می شوند. با این حال، این پاسخ نه تنها عوامل مضر را خنثی می کند، بلکه به سلول های سالم نیز آسیب می رساند و باعث پیری زودرس می شود.

در دنیای مدرن ما، بسیاری از مردم در وضعیت اضطراری دائمی زندگی می کنند. اگر آنها به اندازه کافی در مورد مدیریت زندگی خود نگران نباشند، رسانه ها مدام آنها را با دلایلی برای استرس به رگبار می بندند. با گذشت زمان، این حالت روانی از ترشح هورمون های خوب جلوگیری می کند که به شما در جلوگیری از افسردگی کمک می کند. بدن شما اهمیتی نمی‌دهد که تهدیدهایی که درک می‌کنید واقعی یا ساختگی هستند، استرس بسیار روان‌تنی است و زمانی که از کنترل خارج شود، سیستم گوارش و پوست شما را خراب می‌کند.

برای مقابله بهتر با استرس، یاد بگیرید که چگونه مدیتیشن کنید. این به شما کمک می کند اطلاعاتی را که از دنیای بیرون دریافت می کنید بهتر کنترل کنید. ذهن آگاهی در نهایت می تواند به تمرکز ذهن شما کمک کند و این باعث از بین رفتن استرس زیادی می شود که معمولاً احساس می کنید. ذهن آگاهی یک متحد قدرتمند برای داشتن است – شاید یک متحد ضروری.

یکی دیگر از راه های کاهش استرس، حرکت در اطراف است. سبک زندگی کم تحرک برای سلامتی مضر است و کم خوابی هم همینطور.

طول عمر
هر چه بیشتر عجله داشته باشید، کیفیت زندگی شما بدتر می شود و استرس بیشتری خواهید داشت و سریعتر پیر خواهید شد. اگر می خواهید دور بروید، آهسته راه بروید. Igikai خود را دنبال کنید، اما عجله نکنید. به جای فست فود، صد ساله ها در اوگیمی از غذاهای آهسته با سبزیجات محلی و ارگانیک لذت بردند.

نویسندگان (غیر ژاپنی) صدها مصاحبه با مردم در اوگیمی، اوکیناوا انجام دادند تا بفهمند چرا مردم آنجا تا این حد عمر می کنند. چیزی که آنها دریافتند این بود که به نظر می رسید زمان در آنجا متوقف می شود، همه ساکنان شهر در وضعیت بی پایانی از اینجا و اکنون بودند. و آنها به جای گرفتن یک طرف در یک نبرد بی پایان بین این دو، در ترکیب طبیعت با فناوری عالی هستند. آنها همه را دوست می دیدند، حتی غریبه ها، و برای جشن ها ارزش زیادی قائل بودند.

توصیه‌های دیگری که دریافت کردند این بود: نگران نباشند، عادت‌های خوب ایجاد کنند، روابط دوستانه برقرار کنند، آهسته زندگی کنند، خوش‌بین باشند، خوب غذا بخورند: انواع سبزیجات بخورند، غلات و ماهی بخورند، کالری کمتری بخورند (قانون ۸۰ درصد: تا زمانی که تقریباً سیر شوند بخورید) ، چای سبز یا سفید بنوشید، به اندازه کافی بخوابید. در برابر سختی ها رواقی باشید. داشتن نگرش درست زمانی که زندگی دشوار است، پیری را کند می کند.

لوگوتراپی
ویکتور فرانکل بنیانگذار لوگوتراپی است. فرانک یکی از بازماندگان هولوکاست بود. او از بیمارانش خواست تا دلایل زندگی خود را برای اجتناب از خودکشی شناسایی کنند و با این کار است که آنها بر زنجیرهای گذشته و روان رنجوری خود غلبه می کنند.

فرانکل برای اصول خود زندگی کرد و مرد، و به عنوان یک زندانی در آشویتس، فهمید که همه چیز را می توان از یک انسان جدا کرد، به جز اینکه چگونه او تصمیم می گیرد چیزها را ببیند. بدون هدف، ما ناامید می شویم، اما این ناامیدی نباید نشانه ای از روان رنجوری باشد، بلکه مقدمه ای برای بهبود است.

موریتا تراپی
بیشتر درمان های غربی در مورد کنترل احساسات شماست. اعتقاد بر این است که باورها بر اعمال تأثیر می گذارند. اما درمان موریتا برعکس عمل می کند، یعنی کنار گذاشتن کنترل با اجازه دادن به احساسات شما و پذیرش آنها. زمانی که اعمال شما تغییر کند، احساسات شما تغییر خواهد کرد.

موریتا درمانی و لوگوتراپی در مورد یافتن ایکیگای یا هدف شماست. هنگامی که آن را پیدا کردید، وظیفه شما این خواهد بود که شجاعت داشته باشید که هرگز تسلیم نشوید.

بسیاری از مردم افکار وسواسی دارند و کاری که تمایل دارند انجام دهند این است که سعی کنند از شر آنها خلاص شوند، اما وقتی سعی می کنید این کار را انجام دهید، شدیدتر می شوند. در عوض، باید بدون واکنش از آنها استقبال کنید. مانند آب و هوا، ما نمی توانیم افکار خود را پیش بینی یا کنترل کنیم، فقط می توانیم آنها را مشاهده کنیم.

روی لحظه حال تمرکز کنید و شرایط را روشنفکر نکنید. ذهن غربی به توضیحاتی عادت دارد که اغلب بیمار را به مسیرهای بی پایان سوق می دهد و در نهایت فقط او را گیج می کند و از مسیر خارج می کند. موریتا درمانی هیچ توضیحی ارائه نمی دهد، اما به آنها اجازه می دهد از اعمال خود بیاموزند. شما مدیتیشن یا داشتن یک دفتر خاطرات را یاد نمی گیرید، این کار را فقط زمانی انجام می دهید که مجبور به انجام آن هستید، بر اساس تجربه خودتان.

در حالی که احساسات شما خارج از کنترل شما هستند، اعمال شما اینطور نیستند. شما می توانید انتخاب کنید که مطابق هدف خود، ایکیگای خود زندگی کنید یا نه.

موریتا استاد بزرگ ذن در مراقبه درون نگر نایکان بود. این درمان مبتنی بر سه سوال است که فرد باید از خود بپرسد. چه چیزی از این شخص دریافت کرده ام؟ من به آنها چه داده ام؟ چه مشکلاتی برای آنها ایجاد کرده ام؟ فکر کردن در مورد این سوالات به شما کمک می کند مسئولیت بیشتری را بر عهده بگیرید و از بازی کردن قربانی خودداری کنید.

جریان
ما تمایل داریم به شادی از نظر موفقیت مالی فکر کنیم. اما ثروتمندترین افراد شادترین افراد نیستند. شادترین مردم کسانی هستند که بیشتر وقت خود را در حالت جریان می گذرانند. برای رسیدن به این حالت، کارهایی را انجام ندهید زیرا لذت بخش هستند، کارهایی را انجام دهید که شما را در حالت جریان قرار می دهد. برای انجام این کار، باید در یک زمان روی یک چیز تمرکز کنید.

حتی ابتدایی ترین کارها را باید با شدت و تمرکز انجام داد. وقتی بتوانید کارهای روتین را به لحظه های ریزگرد تبدیل کنید، آن وقت همیشه خوشحال خواهید بود. این ایده ای است که آلن واتس اغلب در مورد آن صحبت می کند. وقتی در حال شستن ظرف ها هستید یا زباله ها را بیرون می آورید، می توانید این کار را به یکی از دو روش انجام دهید.

اولین راه که توسط بسیاری انجام می شود این است که این کار را با احساس بی حوصلگی و ناامیدی انجام دهید “من نمی توانم صبر کنم تا این کار خسته کننده را به پایان برسانم.” راه دوم این است که ذهن خود را فریب دهید تا از آن لذت ببرید. “این جالبه! این مثل یک بازی است که باید آن را کامل کنم.»

درست مانند لوگوتراپی و مورتاتراپی، ایده جریان به جای تغییر واقعیت، تغییر دیدگاه شماست. به ذهن آگاهی فکر کنید. ذهن غربی می‌خواهد احساسات خود را تغییر دهد، بنابراین سعی می‌کند «واقعیت احساساتش» را کنترل کند، اما معنادرمانی، مورتادرمانی و جریان به این نیست که شما را وادار به تغییر احساس اضطراب وجودی، ترس یا کسالت کنید، بلکه برای تغییر روشی که آنها را تجربه می کنید. به جای رد آنها را بپذیریم. برای مشاهده به جای کنترل آنها.

این هنرمند اغلب به نظر می رسد که نسبت به دنیا منزوی و بدبین است، زیرا زمان زیادی را تنها می گذراند، اما اصلاً اینطور نیست. او به سادگی خود را در محیطی قرار می دهد که می تواند حالت جریان را القا کند. نویسنده Flow: The Psychology of Optimal Experience، Csikszentmihalyi، به ما می گوید که دو پیش ساز برای جریان: ۱) محیطی بدون حواس پرتی ۲) داشتن کنترل بر کاری که انجام می دهیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *