جهان معرفی و نقد كتاب

خلاصه کتاب دیوار بزرگ بدهی چین: بانک های سایه، شهرهای ارواح، وام های عظیم و پایان معجزه چینی از دینی مک‌ماهون

تصویری خیره‌کننده، کاوش ما را از «دیوار بزرگ چین» دینی مک‌ماهون آغاز می‌کند: آسمان‌خراش‌های بلند، مراکز خرید عجیب، شبکه‌های راه‌آهن پرسرعت، و کل شهرها که ظاهراً از ناکجاآباد چین ظاهر می‌شوند، نمایشی از پیشرفت اقتصادی بی‌رقیب. با این حال، زیر این سطح درخشان، یک مشکل موذی نهفته است: کوهی از بدهی‌های رو به رشد که تهدید می‌کند دومین اقتصاد بزرگ جهان را بی‌ثبات کند.

مک ماهون می نویسد: «نمای پر زرق و برق نه بر روی سنگ بستر، بلکه بر روی بدهی ساخته شده است. این بیان ساده، تز اصلی کتاب را در بر می گیرد. مک ماهون استدلال می‌کند که سرعت شگفت‌انگیز رشد اقتصادی چین ناشی از افزایش بی‌مورد اعتبار است و حباب مالی نامطمئنی ایجاد می‌کند که می‌تواند پیامدهای جهانی شدیدی را در صورت ترکیدن به همراه داشته باشد.

این کتاب در سه بخش اصلی تشکیل شده است: مشکل، محرک ها و مفاهیم.

در بخش اول، مک ماهون به طور دقیق مقیاس و پیچیدگی های مشکل بدهی چین را شرح می دهد. او خاطرنشان می کند که کل بدهی در اقتصاد چین، از جمله بدهی های دولتی، خانوارها و شرکت ها، از حدود ۱۵۰ درصد تولید ناخالص داخلی در سال ۲۰۰۷ به بیش از ۳۰۰ درصد تا سال ۲۰۲۱ رسیده است. وام دهی زیاد می شود و به “دیوار بدهی” کشور کمک می کند. او اصطلاح «محصولات مدیریت ثروت» (WMPs) را معرفی می‌کند، شکلی از ابزارهای سرمایه‌گذاری با بازدهی بالا و ریسک بالا که در بین سرمایه‌گذاران چینی محبوبیت پیدا کرده است، بنابراین به سیستم بانکداری سایه این کشور دامن می‌زند.

بخش دوم به محرک‌های مدل رشد مبتنی بر بدهی چین می‌پردازد. مک ماهون بررسی می کند که چگونه ترکیب منحصر به فرد سرمایه داری دولتی و اقتدارگرایی چین، انگیزه های انحرافی برای دولت های محلی و شرکت های دولتی (SOEs) ایجاد کرده است تا در سرمایه گذاری های بیهوده، با بدهی های هنگفت، مشارکت کنند. او داستان‌های دلهره‌آور «شهرهای ارواح» را به اشتراک می‌گذارد – پروژه‌های شهری عظیمی که برای تحریک رشد ساخته شده‌اند، اما به طرز وحشتناکی خالی از سکنه می‌مانند. مک ماهون می‌نویسد: «مکان‌های کمی وجود دارد که عبارت «بسازید و آن‌ها خواهند آمد» به معنای واقعی کلمه در چین گرفته شود.

در بخش سوم، مک ماهون پیامدهای دیوار بزرگ بدهی چین را چه در سطح داخلی و چه در سطح بین‌المللی بیان می‌کند. او هشدار می دهد که یک بحران بدهی در چین می تواند شوک اقتصادی جهانی مشابه بحران مالی سال ۲۰۰۸ ایجاد کند. علاوه بر این، او درباره پیامدهای اجتماعی و سیاسی در چین هشدار می دهد، زیرا رکود شدید اقتصادی می تواند مشروعیت حزب کمونیست چین را تضعیف کند و به طور بالقوه باعث بی ثباتی داخلی شود. مک ماهون با انعکاس تلاش‌های چین برای «تعادل مجدد» اقتصاد خود به دور از سرمایه‌گذاری مبتنی بر بدهی و به سمت مصرف، نتیجه‌گیری می‌کند، وظیفه‌ای عظیم و مملو از چالش‌ها و عدم قطعیت‌های قابل‌توجه.

مک ماهون تحلیلی هشیارانه از خطرات موجود در مدل اقتصادی چین ارائه می دهد. او نشان می‌دهد که در حالی که «معجزه» اقتصادی رشد و توسعه سریع میلیون‌ها نفر را از فقر نجات داده است، اما خانه‌ای از کارت‌های مالی ایجاد کرده است که می‌تواند با تأثیرات ویرانگر فرو بریزد. همانطور که او می گوید، “اقتصاد چین مانند یک فرفره است. فقط تا زمانی می‌تواند به چرخش خود ادامه دهد.»

مک ماهون از طریق کتاب خود نه تنها بر دیوار بزرگ بدهی چین نور می تاباند، بلکه این تصور را نیز به چالش می کشد که ارتقای چین به برتری اقتصادی جهانی اجتناب ناپذیر است. او می گوید: «معجزه چینی ممکن است آنقدر که به نظر می رسد معجزه آسا نباشد.»

در حالی که مک ماهو نکات معتبری را بیان می کند، بیایید به دیدگاه متضاد نگاه کنیم.

درک ساختار اقتصادی منحصر به فرد چین:

این کتاب به شدت بر پیامدهای خطرناک بدهی چین تأکید می کند، اما به نظر می رسد ساختار منحصر به فرد اقتصاد چین را نادیده می گیرد. بیشتر بدهی های چین در داخل کشور است، به این معنی که دولت به جای طلبکاران خارجی، به شهروندانش بدهکار است. این تمایز مهم اساساً ماهیت نکول‌های بالقوه و بحران‌های مالی در چین را در مقایسه با کشورهای غربی تغییر می‌دهد.

نقش شرکت های دولتی (SOEs):

در حالی که مک ماهون از ناکارآمدی شرکت‌های دولتی و «محرک‌های انحرافی» آنها انتقاد می‌کند، مهم است که به یاد داشته باشیم که شرکت‌های دولتی نقش مهمی در مدل اقتصادی چین دارند. این نهادها با ایجاد اشتغال و حفظ نظم اقتصادی در زمان بحران به حفظ ثبات اجتماعی کمک می کنند. بسیاری از این شرکت‌ها با وجود بدهی‌های زیاد، توسط دولت حمایت می‌شوند، بنابراین خطر نکول سیستمی کاهش می‌یابد.

بی توجهی به پاسخ های خط مشی:

به نظر می‌رسد تحلیل مک ماهون آگاهی دولت چین از مشکل بدهی و تلاش‌های مداوم آن برای کاهش ریسک و اهرم‌زدایی اقتصاد را نادیده می‌گیرد. این کشور اقداماتی را برای تنظیم بانکداری سایه، کاهش بدهی شرکت ها و تحریک مصرف داخلی ارائه کرده است. در حالی که این تلاش‌ها با چالش‌های مهمی روبرو هستند، حذف آن‌ها از روایت ممکن است چشم‌اندازی بیش از حد تیره و تار ایجاد کند.

بحث رشد در مقابل ثبات:

تمرکز کتاب بر «شهرهای ارواح» ناکارآمدی مدل رشد سرمایه‌محور چین را برجسته می‌کند، اما مسلماً یک موضوع پیچیده را بیش از حد ساده می‌کند. هدف شهرنشینی چین نه تنها رشد اقتصادی فوری، بلکه مهاجرت بلندمدت روستا به شهر و نوسازی اقتصادی است. برخی از این “شهرهای ارواح” به تدریج در طول زمان پر شده اند، که نشان دهنده نیاز به درک دقیق این استراتژی است.

تاثیر بر اقتصاد جهانی:

در حالی که مک ماهون حق دارد هشدار دهد که بحران بدهی چین می تواند عواقب بین المللی داشته باشد، ممکن است میزان این تأثیر بیش از حد مورد توجه قرار گیرد. بسیاری از کشورها در معرض مستقیم بدهی های داخلی چین قرار دارند. اگرچه اثرات غیرمستقیم از طریق زنجیره های تامین جهانی می تواند قابل توجه باشد، اما پیش بینی آنها دشوار است و ممکن است لزوماً به شوک اقتصادی جهانی مشابه بحران مالی ۲۰۰۸ منجر نشود.

بله، مشکل بدهی چین خطرات و چالش‌هایی دارد، اما باید از جنبه‌های منحصربه‌فرد مدل اقتصادی چین، پاسخ‌های سیاستی آن و تفاوت‌های ظریف در استراتژی رشد آن نیز قدردانی کنیم.

هنگام نزدیک شدن به موضوع بدهی فزاینده چین، توجه به سوابق تاریخی از موقعیت های اقتصادی مشابه بسیار مهم است. این بحث بازتاب نمونه قابل توجهی از اواخر قرن بیستم است، “دهه گمشده” ژاپن، که بینش ها و درس هایی را ارائه می دهد که برای تحلیل ما قابل استفاده است.

ژاپن، مانند چین، در اواخر قرن بیستم رونق اقتصادی را تجربه کرد که با سرمایه گذاری سنگین، تورم قیمت دارایی و بدهی رو به رشد مشخص شد. رکود اقتصادی بعدی در دهه ۱۹۹۰ که معمولاً به عنوان “دهه گمشده” شناخته می شود، ناشی از ترکیدن این حباب بود. با این حال، برخلاف چین، اقتصاد ژاپن به شدت با سیستم مالی جهانی یکپارچه شده بود و این کشور را در برابر شوک های خارجی آسیب پذیر می کرد.

چین، در حالی که شباهت هایی با وضعیت ژاپن دارد، تفاوت های قابل توجهی نیز دارد. اولاً، همانطور که قبلاً اشاره کردیم، بدهی های چین عمدتاً در داخل کشور نگهداری می شود و کنترل بیشتری را در مدیریت بدهی ها به دولت می دهد. ثانیاً، مدل اقتصادی دولت‌محور چین و سیستم مالی کنترل‌شده، محافظ‌هایی در برابر شوک‌ها ایجاد می‌کنند و اجازه مداخلات سیاسی را می‌دهند که کمتر در ژاپن در دسترس بودند.

با این وجود، نگرانی های مطرح شده توسط مک ماهون در مورد رشد ناپایدار بدهی، ناکارآمدی در شرکت های دولتی و فعالیت های مخاطره آمیز بانکداری سایه معتبر است. این موارد منعکس کننده مسائلی است که ژاپن با آن مواجه بود، مانند اتکای بیش از حد به املاک و سفته بازی در بازار سهام برای رشد اقتصادی. اگر این موارد کنترل نشود، به طور بالقوه می تواند به کاهش یا بحران مشابهی در چین منجر شود.

با این حال، ما باید واکنش‌های سیاسی مهم چین را نیز در نظر بگیریم، دقیقاً مانند تلاش‌های ژاپن در دوران رکود اقتصادی. ژاپن اصلاحات ساختاری، پاکسازی بخش مالی و محرک های مالی را برای مبارزه با بحران انجام داد. به طور مشابه، چین در پرداختن به مشکل بدهی خود و ایجاد تعادل مجدد در اقتصاد خود فعال بوده و توانایی خود را در درس گرفتن از سوابق تاریخی نشان داده است.

در حالی که سطوح بدهی و مدل اقتصادی چین خطرات قابل توجهی را ارائه می‌کند که می‌تواند منجر به کندی یا بحران شود، شرایط منحصر به فرد این کشور و واکنش‌های سیاستی این کشور تا حدی این خطرات را کاهش می‌دهد. کلید هدایت این مسئله پیچیده، هوشیاری مستمر، اقدامات نظارتی قوی، و تعهد به اصلاحات اقتصادی است که از سوابق تاریخی مانند “دهه گمشده” ژاپن درس می گیرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *